"کلید"هایی که بوی وطن فروشی می دهد!/ سازندگان فیلم های سیاه نمای امروز کی به نمادها اعتراف می کنند؟ | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

"کلید"هایی که بوی وطن فروشی می دهد!/ سازندگان فیلم های سیاه نمای امروز کی به نمادها اعتراف می کنند؟

اشاره: عصر دوشنبه ششم اردیبهشت، فیلم «کلید» (۱۳۶۵) نخستین ساختۀ ابراهیم فروزش در سینماتک خانۀ هنرمندان به نمایش درآمد و جناب کارگردان فی‌المجلس اذعان کرد که فیلم او، نمادین است. این اعتراف که بعد از گذشت سی سال صورت گرفته، چهرۀ دیگری از برخی فیلمسازان همچون عباس کیارستمی در مقام فیلمنامه‌نویس «کلید» را نمایان می‌کند. در این یادداشت سعی کرده‌ایم به نقد این فیلم و لایه‌های پنهان آن بپردازیم. این فیلم ۷۵ دقیقه‌ای در سایت یوتیوب، قابل بازبینی است.


******

فیلم «کلید» ماجرای دو کودک چهار ساله و شش ماهه است که در خانه‌ای حبس شده‌اند. مادر، صبح از منزل رفته و تا انتها نیز باز نمی‌گردد. ما فقط سایه‌ای از او را قبل از ترک منزل می‌بینیم و صدای او را که به امیرمحمد (که هنوز کاملاً بیدار نشده) خبر می‌دهد که برای خرید می‌رود. دو کودک در معرض خطرند. همسایۀ واحد روبه‌رویی (مهناز انصاریان)، به دنبال مادر می‌رود اما او را نمی‌یابد. مادربزرگ از راه می‌رسد و به همراه همان همسایه سعی دارد از بیرون خانه، به امیرمحمد چهار ساله بیاموزد که چطور اجاق را خاموش کند یا از بچه نگهداری نماید. ناگهان مادربزرگ به یاد می‌آورد که کلید یدکیِ خانه بر چوب‌لباسیِ دیواری، آویزان است. امیرمحمد، لباس‌ها را تک‌به‌تک به زمین می‌اندازد و می‌بینیم که کلید در زیر لباس نظامی پدر، مخفی شده است! امیرمحمد با انداختن اورکت نظامی، کلید را یافته و درب خانه را باز می‌کند.


******

در سینماتک، فیلم کلید را بعد از نزدیک به سی سال می‌دیدم. گفتم شاید در این مدت، نگاهم به فیلم عوض شده باشد، که نشده بود. فیلم به‌شدت آزاردهنده است و با اینکه پایان آن را می‌دانستم باز هم تحملش برایم سخت بود. چند بار مردد شدم که عطای فیلم را به لقایش ببخشم و بروم. اما نشستم و صبر کردم. در مدت تماشا مدام به نظرم می‌آمد که این فیلم، نمادین است و سخن دیگری دارد؛ چیزی غیر از آنچه در ظاهر می‌گوید. اما چطور در یک فیلم کودکانه آن هم از محصولات کانون پرورش فکری کودکان، می‌توان از این خبط‌ها کرد؟! ان شاء الله که گربه است! شاید که ما خیالاتی شده‌ایم... لذا نشستم و دم برنیاوردم.
بعد از اتمام فیلم، ابراهیم فروزش که به همراه آقای رضا درستکار برای تحلیل فیلم و بیان ناگفته‌ها به پشت تریبون آمده بود، در کمال تعجب مقصود سازندگان را علن کرد. جناب فروزش به صراحت گفت: این فیلم، یک لایه‌های پنهان دارد که دوستان منتقد در زمان اکران، نوشتند. چرا ما بیرون را نمی‌بینیم؟ چرا مادر، نیست و چرا پیدایش نمی‌کنند؟ این مادر کجا رفته است؟ شاید در جایی، گیر افتاده است؟ این بلندگوی سبزی‌فروش چه معنایی دارد؟ چرا کلید زیر لباس ارتشی پنهان شده؟ قصد ما این بود که فضا باید بشکند. لذا یک سکانس‌هایی می‌تواند برای تکمیل فیلم به آن اضافه شود.
با این اعترافات، دیگر برایم واضح شد که خیالاتی نیستم. لذا بعد از تمجیدهای جناب درستکار، وقتی نوبت به مخاطبان رسید، بنده به اعتراض برخاستم و سخنانی گفتم که در اینجا با مقدمه و شرح و تفصیل خواهم آورد. سخنانی که آقایان فروزش و درستکار را مکدّر کرد هرچند که به‌ناچار آن را تأیید کردند.

 مقدمتاً باید متذکر شوم که فیلم کلید، بر اساس فیلمنامه‌ای از عباس کیارستمی در کانون پرورش فکری کودکان ساخته شده و آنطور که جناب فروزش می‌گفت، مونتاژ فیلم نیز تماماً بر عهدۀ کیارستمی بوده و جناب کارگردان، در آن دخالتی نداشته است.
سخن اصلی ما این است که فیلم کلید، قصد کرده تا ایران را یک حکومت بسته و میلیتاریست جلوه دهد، شبیه به کشورهای کمونیست که مرزهای کشورشان را بسته‌اند. لذا این خانه، نمادی از جمهوری اسلامی است. اورکت نظامیِ پدر، از دیوار آویزان است. مادر به بهانه‌ای از خانه بیرون رفته و شاید مشغول خوشگذرانی است یا به سبب یک مسئلۀ امنیتی، گرفتار شده است. همسایۀ واحد روبه‌رویی، به دنبال عالیه خانم (مادر) می‌رود و ناامید بازمی‌گردد. رعایا در این شرایط، با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو هستند. برخی از همسایه‌ها از بیرون خانه، دلسوزی می‌کنند و سعی در کمک دارند. مرد سبزی‌فروش با بلندگویش سعی دارد صدای مادربزرگ را به امیرمحمد برساند (نمادی از رادیوی کشورهای بیگانه).

بر مفهوم قفس و زندان (مرزهای بسته) در فیلم تأکید فوق‌العاده‌ای شده است. نخستین چیزی که امیرمحمد بعد از بیدار شدن از خواب می‌بیند، پرندۀ خود اوست که در قفس نگهداری می‌شود. او ظرف پرنده‌ را پرآب می‌کند و کارگردان هفت دقیقه فرصت می‌یابد تا بر نمادینه‌شدن مفهوم قفس در ذهن تماشاگر، تأکید کند! اندکی بعد که برادر شش ماهه بیدار می‌شود امیرمحمد یک قفس اسباب‌بازی می‌آورد، آن را کوک می‌کند تا برای برادرش، ملودی بنوازد. و از آن مهم‌تر، قفس خانه است که سازندگان فیلم کم‌کم ما را با آن آشنا می‌سازند!
هیچ وسیلۀ تفریحی یا بازی، در فیلم نیست بجز همین قفس ملودی‌نواز! لذا امیرمحمد برای ساکت کردن نوزاد، سعی دارد که توجه او را به برخی لوازم خانه جلب کند: چکه کردن شیر آب آشپزخانه، سروصدای سوپاپ دیگ زودپز، عکس پدر و مادر روی دیوار، قفس ملودی‌خوان پرنده! البته ناگفته نباید گذاشت که در غیاب اسبابِ بازی، وسایل خطرساز در خانه فراوانند: چرخ خیاطی، شیشۀ ربّ گوجه که می‌شکند، اجاق روشن، دیگ زودپز، شیشۀ درب پذیرایی که نوزاد بر آن می‌کوبد، بخاری و...

آب خانه، قطع است چون تعمیر دستشویی، نیمه‌کاره مانده. امیرمحمد نیمی از شیشۀ شیر برادرش را نوشیده و او اکنون گرسنه است. او می‌خواهد در شیشه به برادرش آب بدهد که می‌بیند قطع است. بیل و کلنگ در توالت مانده و حتی درب آنجا نیز به زحمت باز می‌شود. امیرمحمد برای تعویض پوشک برادرش، خانه را به نجاست می‌کشد. شاید بتوان گفت که تخریب و بسته بودن توالت خانه، اشاره است به بسته بودن «شهر نو» در جمهوری اسلامی. زیرا که از همان اوایل انقلاب، طرفداران محله‌های بدنام، به آیت‌الله طالقانی تهمت می‌زدند که گفته است: «مسجد هم به توالت نیاز دارد»! اگر ظن و تحلیل راقم درست باشد، می‌توان اندیشید که مادرِ این خانۀ خیالی، به کجا می‌تواند رفته باشد.
آیا هیچ توجه کرده‌اید که چرا تصویر کشورمان در فیلم‌هایی که فیلم سازانی خاص بعد از انقلاب ساخته اند، میلیتاریسمی است؛ شخصیت‌های سرباز، لباس و ادوات نظامی، صدای شلیک تیر؟ برای نمونه، به این موارد توجه کنید:
ـ کلوزآپ (۱۳۶۹): تصویر خشن سلاح‌ها و سربازان فراوانی که برای دستگیری متهم می‌آیند و غیره
ـ زندگی و دیگر هیچ (۱۳۷۰): سربازان حفاری‌کننده و مارش نظامی بی‌مناسبت
ـ زیر درختان زیتون (۱۳۷۳): ماشین و لباسِ نظامی کارگردان (محمدعلی کشاورز) و صدای شلیک تیرِ بی‌جهت در انتهای سکانس کوهستان
ـ طعم گیلاس (۱۳۷۶): سرباز سکانس ابتدایی و رژۀ انتهایی سربازان که به موضوع فیلم دخلی ندارند
چندان سخت نیست که تصوّر کنیم بیگانه‌هایی که این فیلم‌ها را می‌بینند چه تصویری از کشور ما در ذهنشان شکل می‌گیرد. در فیلم کلید نیز متأسفانه همین وضع برقرار است. سبزی‌فروش، اورکت سبز امریکایی بر تن دارد. لباس پدر نیز که از چوب‌لباسی آویزان است مشابه همان است. حتی در مدتی که همسایه به دنبال مادر می‌گردد، در خیابان نفربر حمل سربازان دیده می‌شود!
با این اوصاف، شکی باقی نمی‌ماند که فیلم کلید می‌خواهد حکومت ایران را میلیتاریست جلوه دهد! سؤال حضوری راقم از کارگردان آن بود که آیا ما واقعاً در یک حکومت میلیتاریست یا در کشوری شبیه پادگان زندگی می‌کنیم؟!! ایشان سکوت کرد. و بنده اضافه کردم که این سخن را در مورد اسرائیل می‌توان پذیرفت. علت واضح است. زیرا در این حکومت غاصب، همه باید به سربازی بروند؛ مردان سه سال و زنان دو سال. به اینها اضافه کنید جنگ‌هایی که هر چند وقت یک بار رؤسای این کشور با همسایگانش به راه می‌اندازند. اما مگر ما در این ۳۷ سالۀ انقلاب جنگی به راه انداختیم یا به کشوری حمله کرده‌ایم؟
فیلم کلید، برای کودکان ساخته نشده و مخاطبانش حتی نوجوانان هم نیستند. تماشای این فیلم، حتی برای بزرگسالان نیز آزاردهنده است. «کلید» با بودجۀ کانون پرورش فکری، به نام کودکان ایرانی ساخته شده اما در واقع، به کام بیگانگان! آنطور که جناب کارگردان خبر می‌داد، این فیلم فقط چند روز در سینما آزادی اکران یافت است (احتمالاً به دلیل بی‌مخاطب بودن). اما پیدا کنید پرتقال‌فروشی را که توانسته است این فیلم را به هفتاد جشنوارۀ خارجی بفرستد (سایت سوره) تا بتواند پنج شش جایزه ببرد؛ بهترین فیلم در سینه جونیور (فرانسه/ ۱۳۷۱)، بهترین فیلم هنروتجربه و جایزۀ تحصیل‌کردگان سینما از جشنوارۀ دونکرک (فرانسه/ ۱۳۷۲)، جایزۀ هیئت داوران و بهترین فیلم از جشنوارۀ بلفورت (فرانسه/ ۱۳۷۲)، بهترین فیلم تماشاگران جشنوارۀ کودک شیکاگو (امریکا/ ۱۳۷۳).
آیا نمی‌توان حکم کرد که این جشنواره‌ها به دنبال آن بوده‌اند تا حکومت ایران را یک حکومت توتالیتر جلوه دهند و حالا این فیلم را حلواحلوا کرده‌اند؟ به این ترتیب پیامی را که مسئولان وقت کانون پرورش و احتمالاً مدیران بنیاد فارابی درنیافته‌اند بیگانگان چه خوب فهمیده‌اند.

دیگر، از تمجیدهای جناب منتقد درمی‌گذرم که بی‌جهت فیلم کلید (۱۳۶۵) را ماندنی می‌خواند. زیرا مشخصۀ اصلی فیلم‌های ماندنی، آن است که تماشاگر به دیدن چندبارۀ آنها شایق باشد. اما فیلم کلید را که تماشایش با رنج و صعوبت همراه است و در اکران نیز شکست خورده چگونه می‌توان ماندنی خواند؟! طرفه اینکه جناب کارگردان نیز اعتراف می‌کرد که از انتخاب این فیلم برای نمایش در سینماتک متعجب شده است!

ژانر حماقت!
گاهی در صفحۀ حوادث روزنامه‌ها، به خبرهایی برمی‌خوریم که بسیار دردآورند. به این دو نمونه توجه کنید:
ـ مردی پس از بازگشت شوهر سابق همسرش که می‌پنداشتند مرده است، دختر و زنش را کشت!
ـ قتل ناخواستۀ برادر به دست برادر!
شنیدن این خبرها یا حتی خواندن آنها در روزنامه، رنج‌آور است. اما سؤال این است که چطور بعضی‌ها به فکر می‌افتند که از این وقایع حماقت‌آمیز فیلم بسازند؟! باید بگوییم که متأسفانه خبر اول دستمایۀ ساخت فیلم «خرس» (۱۳۹۰) شد. از خبر دوم نیز فیلم «خانه‌ای در خیابان چهل‌ویکم» (۱۳۹۴) ساخته شده و در جشنوارۀ فجر گذشته نمایش یافته است.
این فیلم‌ها را می‌توان در چه ژانری دسته‌بندی کرد! و فیلم «کلید» نیز از همین زمره است.  اگر فیلم خرس و خانه‌ای در خیابان چهل‌ویکم ادعا دارند که از واقعیت اقتباس شده‌اند، اما فیلم هایی همانند کلید چه ادعایی می‌تواند داشته باشد؟ ماجرای این فیلم ها که می‌دانیم فقط در ذهن سازندگانش می‌گذرد، به‌خصوص نویسنده فیلمنامه که خانۀ این فیلم بر ستون نوشته ی او بنا شده است.


یکی بر سر شاخ و بن می‌برید!
از همان زمان اکران «اجاره‌نشین‌ها» (داریوش مهرجویی/ ۱۳۶۶) زمزمه‌هایی به گوش می‌رسید که خانۀ این فیلم، نمادی از کشورمان است؛ خانه‌ای که طبقات مختلف آدم‌ها در آن زندگی می‌کردند و بهتر بگوییم که با یکدیگر می‌جنگیدند. سید مرتضی آوینی، در نقد فیلم «مادر» (علی حاتمی/ ۱۳۶۸) اشاره‌ای کرده بود که شاید این مادر، مام وطن باشد. و حدود سال ۱۳۷۲ بود که علی حاتمی اعتراف کرد که چنین قصدی داشته و البته جنجال برانگیز هم شد. فیلم «ما همه خوبیم» (بیژن میرباقری/ ۱۳۸۳) نیز به خانواده‌ای ریاکار می‌پرداخت که آن را نمادی از ایران کنونی گرفته بود و پسری به نام امید که حسن‌ظن ما را برمی‌انگیزد و در انتها می‌فهمیم که به او نیز امیدی نیست. فیلم «بهمن» (مرتضی فرشباف/ ۱۳۹۳) نیز یکی از این فیلم‌ها بود که کارگردانش در مصاحبه با سینماپرس به این موضوع اذعان کرد (سقوط «بهمن» یا سقوط «انقلاب بهمن»؟). فیلم «یک شهروند کاملاً معمولی» (مجید برزگر/ ۱۳۹۴) که بهمن ماه در جشنوارۀ فجر به نمایش درآمد نیز یک فیلم نمادین علیه جمهوری اسلامی است (نگاه نقد فیلم‌های روز دوم جشنواره: روزنامچه فجر ۳۴).
جاده‌ای که با فیلم هایی همانند «کلید» (۱۳۶۵) در سینمای کشورمان هموار شده‌ است الآن به یک اتوبان تبدیل شده و هر ساله فیلم‌هایی از این دست که علیه ملیت ما هستند یا همچون «روز مبادا» (فائزه عزیزخانی/ ۱۳۹۳) علیه دین اسلامند، ساخته می‌شوند.
وجود اختلاف‌ها در هر قومیت و کشوری، امری بدیهی است. اما سؤال اینجا است که آیا اختلاف‌ها باید به این صورت و بر علیه خودمان بروز کند؟ آیا برخی فیلمسازان باید اجازه داشته باشند به پشتوانۀ شهرت و اعتبارشان، وطن‌فروشی کنند؟! حمایت و تمجیدهای وافر حجت‌الله ایوبی (رئیس سازمان سینماییِ وزارت ارشاد اسلامی) از همین دست از فیلمسازان برای چیست؟ آیا ایشان آگاهانه از این کارگردان ها حمایت می‌کنند یا به‌طور منفعلانه با عینک فرانسوی‌ها به ایشان و فیلم‌هایش می‌نگرند؟ هر کدام که باشد مشمول پیگیری و استیضاح است. آیا وظیفۀ ما است که برای رئیس سینمای کشورمان شرح دهیم که فرهنگ و سیاست، تابع قومیت است و نسخه‌ای را که فرانسوی‌ها برای فرهنگ ما می‌پیچند به درد اجرا در کشور مسلمان ما نمی‌خورد؟! شاید هم مسئلۀ سهو و خطا در کار نیست و عامدانه و آگاهانه در بدو پذیرش مسئولیت در سازمان سینمایی، از کیارستمی و فرمان‌آرا دعوت شد که فیلم بسازند؟ خدا کند که اینطور نباشد. زیرا مریض را می‌توان بهبود بخشید اما تمارض کرده را نه!

منبع: سینما پرس
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/622
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید


روایت «الگوریتم» از سرقت صندوق امانات بانک‌های کشور

سریال «الگوریتم» در قسمت ‌اخیر خود به روایت سرقت صندوق امانات یکی از بانک‌های کشور پرداخت و ماجرای طراحی و چگونگی اجرای این عملیات تبهکارانه به تصویر کشیده شد. نوشته روایت «الگوریتم» از سرقت صندوق امانات بانک‌های کشور اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۰۷/۲۹


«الگوریتم» از ۱۵مهر روی آنتن می‌رود/ رونمایی از پوستر و تیزر

سریال اکشن-پلیسی «آلگوریتم» به کارگردانی بیژن میرباقری از شامگاه سه‌شنبه پانزدهم مهرماه روی آنتن شبکه سه می‌رود. نوشته «الگوریتم» از ۱۵مهر روی آنتن می‌رود/ رونمایی از پوستر و تیزر اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۰۷/۱۵

هدیه تهرانی
۲

آغاز اکران آنلاین «روز مبادا» با حضور هدیه تهرانیاکران آنلاین «روز مبادا»

آغاز اکران آنلاین «روز مبادا» با حضور هدیه تهرانیاکران آنلاین «روز مبادا»

فیلم سینمایی «روز مبادا» از امروز یکشنبه اکران آنلاین می‌شود. به گزارش مهر، فیلم سینمایی «روز مبادا» ساخته فائزه عزیزخانی از یکشنبه ۹ اردیبهشت از ساعت ۱۸ اکران آنلاین می‌شود. ...ادامه مطلب نوشته آغاز اکران آنلاین «روز مبادا» با حضور هدیه تهرانی اکران آنلاین «روز مبادا» اولین بار در بانی...

۱۴۰۳/۰۲/۰۹

امید بنکدار
۲

ساخت «سوباشی» و «ملخ» با حمایت مرکز گسترش

مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی از ساخت فیلم‌های «سوباشی» کیوان علیمحمدی و امید بنکدار و «ملخ» فائزه عزیزخانی به عنوان دو اثر تجربی و خلاق حمایت می‌کند.

۱۳۹۹/۰۵/۱۵


صدرعاملی: دور افتادن از ادبیات آسیب‌ مهم سینما است

نشست «کتاب و سینما؛ آنها که می‌خرند آنها که می‌فروشند» با حضور رسول صدرعاملی، حسین سناپور و مرتضی فرشباف در خانه سینما برگزار شد. نوشته صدرعاملی: دور افتادن از ادبیات آسیب‌ مهم سینما است اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۵/۰۴/۲۸


تربیت ذوق عامه؛ از «هامون» تا «تومان»/چطور سینماروی ایرانی به سمت فیلم‌های عامه‌پسند سوق داده شد

تربیت ذوق عامه؛ از «هامون» تا «تومان»/چطور سینماروی ایرانی به سمت فیلم‌های عامه‌پسند سوق داده شد

محمدناصر احدی- روزنامه‌نگار فیلم سینمایی «تومان»، سومین ساخته مرتضی فرشباف، از ۱۲آبان به روی پرده رفته و تا امروز در حدود ۱۲۰میلیون تومان فروخته و کمی بیش از ۵هزار نفر تماشاگر داشته است. اگر صرفا میزان فروش فیلم یا تعداد تماشاگران ملاک قضاوت درباره کیفیت اثر باشد، مسلما «تومان» فیلمی...

۱۴۰۰/۰۹/۱۷

علی حاتمی

وقتی علی حاتمی، شجریان و علیزاده شاهکار ساختند

حسین علیزاده همان هنرمندی است که بسیاری نه صرفا به واسطه نبوغش در موسیقی، بلکه برای شخصیتش او را می‌ستایند. علیزاده همان هنرمند جسوری است که وقتی کلامی نیاز به بیان داشته باشد و کمتر کسی حاضر به عنوان آن است، حتما آن را بیان می‌کند و بارها شده که...

۱۴۰۵/۰۶/۰۱

علی حاتمی

شبی برای علی حاتمی با نوای دلشدگان و سراج

آیین بزرگداشت زنده‌یاد علی حاتمی، فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان برجسته سینمای ایران، با هدف بررسی زندگی، آثار و جایگاه فرهنگی و هنری این هنرمند، همزمان با روز تولد او یکشنبه ۲۵ مردادماه در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با همکاری بنیاد رودکی و سازمان سینمایی و امور سمعی و بصری...

۱۴۰۵/۰۵/۲۵


محمدعلی کشاورز: خودم را محاکمه‌ می‌کنم

محمد علی کشاورز می‌گفت: هر فیلمی را که بازی می‌کنم خودم را محاکمه می کنم که آیا کاری که انجام دادم، درست بوده و هیچ وقت سعی نمی‌کنم خودم را تبرئه کنم.

۱۴۰۵/۰۳/۲۵


فیلم کوتاه «رزگار» آماده نمایش شد

فیلم کوتاه «رزگار» به کارگردانی گشین میراحمدی آماده نمایش و پخش شد. نوشته فیلم کوتاه «رزگار» آماده نمایش شد اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۰۵/۲۰

داوود رشیدی
الهام کردا

بدرقه عاشقانه داوود رشیدی به سوی خانه ابدی/ استاد هزار رنگ هنر آرام گرفت

سینماپرس: مراسم تشییع پیکر زنده یاد «داوود رشیدی» با حضور جمع کثیری از علاقه‌مندان به هنر او، از مقابل تالار وحدت برگزار شد.

۱۳۹۵/۰۶/۰۷

علی حاتمی
داوود رشیدی
۴

واکنش «جمشید مشایخی» به خبر درگذشت «داوود رشیدی»

سینماپرس: جمشید مشایخی با ابراز تأسف از فوت داوود رشیدی، از ویژگی‌های اخلاقی این هنرمند و سال‌ها رفاقت و همکاری‌شان صحبت کرد.

۱۳۹۵/۰۶/۰۵

مجید برزگر
۱

«در محاصره» به آفریقا جنوبی می‌رود

«در محاصره» به آفریقا جنوبی می‌رود

فیلم کوتاه «در محاصره» به کارگردانی کیارش اردشیرپور محصول کمپانی Rainy Pictures منتخب چهل و هفتمین دوره از جشنواره دوربان در آفریقای جنوبی (واجد شرایط اکادمی اسکار) شد. به گزارش سینماسینما، این پنجمین حضور بین‌المللی «در محاصره» در پنج فستیوال واجد شرایط آکادمی اسکار است. پیش از این نیز سونیا...

۱۴۰۵/۰۵/۰۲

عباس کیارستمی
مجید برزگر
۱

به بهانه زادروز کیارستمی، شهیدثالث، تقوایی و پناهی؛ چهار شیوه برای دیدنِ جهان

سینماسینما، مجید برزگر؛ در تقویم، ماه‌ها تفاوت چندانی با هم ندارند. هر کدام سی روزی می‌آیند و می‌روند و سهم خود را از گرما و سرما بر زمین می‌گذارند. اما در حافظه فرهنگی یک ملت، گاهی یک ماه، وزنِ دیگری پیدا می‌کند؛ نه به دلیل حادثه‌ای تاریخی، بلکه به سبب...

۱۴۰۵/۰۴/۲۰

نرگس آبیار
علی حاتمی

فیلمسازان نویسنده ، نویسندگان فیلمساز

هر زمان صحبت از سینمای ایران به میان آید، انگار بنابر یک رسم همیشگی باید در ادامه بحث به ضعف فیلمنامه

۱۳۹۵/۰۸/۰۴

عباس کیارستمی

کیارستمی اگر امروز بود چه فیلمی درباره جنگ می‌ساخت؟

رامتین شهبازی گفت: زمانی عباس کیارستمی بعد از زلزله رودبار فیلم «زندگی و دیگر هیچ» را ساخت و امروز جای‌ او بسیار خالی است و این سؤال مطرح است که امروز اگر عباس کیارستمی بود بعد از اتفاقات و جنگی که رخ‌داده چه فیلمی می‌ساخت؟

۱۴۰۵/۰۵/۱۸

داریوش مهرجویی
۱

از همکاری با داریوش مهرجویی تا خاطرات سینمای ایران

ابوالفضل توکلی کارگردان «باهنرمندی: عزت»، بر اهمیت مستندهای پرتره در ثبت زندگی هنرمندان و بخش‌هایی از تاریخ فرهنگی و هنری ایران تأکید کرد. نوشته از همکاری با داریوش مهرجویی تا خاطرات سینمای ایران اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۵/۰۵/۲۵

داریوش مهرجویی

روایت‌های از مهرجویی، کیارستمی و خانه سینما

بهرام بدخشانی گفت: داریوش مهرجویی هیچ وقت سرصحنه کات نمی داد چون معتقد بود کات یعنی تمام ، او به جای کات می‌گفت، بس!

۱۴۰۵/۰۵/۱۲


بسته مجموعه آثار «ابراهیم فروزش» و «کامبوزیا پرتوی» رونمایی شد

سینماپرس: بسته مجموعه آثار «ابراهیم فروزش» و «کامبوزیا پرتوی» به مناسبت سی و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان رونمایی شد.

۱۳۹۹/۰۸/۰۶


کشورهایی که صاحب سینما هستند روی خوشی به سینمای اقتباسی نشان می‌دهند

سینماپرس: فروزش درباره ساخت فیلمی براساس قصه «پلو خورش» مرادی‌کرمانی گفت: من کلاً به سینمای اقتباسی علاقه‌مندم؛ معتقدم باید به ادبیات داستانی‌مان رجوع کرد چرا که قابلیت تصویرسازی بسیاری دارند. حیف است که سراغ تولید فیلم از اینها نرویم.

۱۳۹۹/۰۶/۲۳

محمدعلی کشاورز

برنامه‌های ششمین روز تئاتر فجر با یاد محمدعلی کشاورز

‎چهل و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر با احترام به بازیگر فقید تئاتر و سینما روز ششم خود را به ...ادامه مطلب نوشته برنامه‌های ششمین روز تئاتر فجر با یاد محمدعلی کشاورز اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۳/۱۱/۰۸

حمیده خیرآبادی
محمدعلی کشاورز
۱

آزیتا لاچینی: «پدرسالار» بهترین خاطره من در بازیگری است

‎بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر گفت: «پدرسالار» با مرحوم محمدعلی کشاورز، مرحومه جمیله شیخی و حمیده خیرآبادی بهترین خاطره ...ادامه مطلب نوشته آزیتا لاچینی: «پدرسالار» بهترین خاطره من در بازیگری است اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۳/۰۹/۱۴