سعید مروتی ـ روزنامهنگار
میان ساختههای جلال مقدم که همه اذعان دارند هرگز به اندازه توانایی و ذوق و استعداد و دانشی که داشت قدر ندید، «فرار از تله» فیلمی منسجمتر و در گذر زمان ماندگارتر از بقیه آثارش است. البته «پنجره» از جهاتی فیلم کلیدیتر و مهمتری بهنظر میرسد ولی فرار از تله یا آنطور که مقدم دوست میداشت نامیده شود، «تله» از آنچه بهعنوان بضاعت و قابلیت اغلب بالفعل نشده یا نادیده گرفته شده سازندهاش یاد میشود، نشانههای بیشتری دارد؛ نمونه مثالزدنی تلاش کارگردان برای ساختن فیلم خود از دل دستمایه و تمهای محبوب و متداول زمانهاش. فیلم محصول سالهای پس از «قیصر» است. سالهایی که موج نو به راه افتاده و بخش خصوصی به ایدههای نو چهرههای جوان توجه نشان میدهد و طبیعی هم هست که بیشتر دنبال تجدید موفقیت قیصر کیمیایی است و به مردان تلخاندیش بهدنبال عصیان و انتقام روی خوش نشان میدهد. مردانی که اغلب هم در انتهای فیلم از پا درمیآیند. جلال مقدم هم که با وجود ارتباطات گسترده با مدیران بخش دولتی همیشه دوست داشته در بخش خصوصی فیلم بسازد و از دل سینمای مرسوم تجارتی تشخص و سلیقه شخصیاش را حفظ کند و به قول خودش حرفش را از بالکن سینما بزند، سناریویی مینویسد که در دل نهضت سینمای قیصری هم تهیهکننده داشته باشد و هم با تماشاگر ارتباط برقرار کند. مصاحبههای جلال مقدم در آن سالها نشان میدهد که او چه سلایق و عقایدی داشته و بهعنوان دوستدار ویسکونتی و پازولینی و جوزف لوزی چه فاصلهای از پسند روز داشته است. روشنفکری که در دل سینمای عامهپسند فیلم میساخت و آنچه دوست داشت و میپسندید را با همان عناصر آشنای فیلمفارسی تلفیق میکرد، در فرار از تله بیشتر از هر فیلم دیگرش در حال و هوای موج نو بوده است. اینکه مقدم موج نو را اساسا قبول نداشت و خودش با فیلمنامههایی که برای فرخ غفاری نوشت (جنوب شهر و شب قوزی) و فیلمی که ساخت (سه دیوانه) زودتر از موج نوییها (کیمیایی، مهرجویی، تقوایی و…) دنبال سینمایی متفاوت بوده، یک داستان است و سومین فیلم بلند سینمایی او یک داستان دیگر. اگر پنجره از سوی منتقدان دهه۴۰ به سازش با سینمای تجاری متهم شد (که درست یا غلط بودن این اتهام خودش ماجرایی دیگر است)، فرار از تله محصول تلاش مقدم برای همسویی با موج نو بود. همراهی با کارگردانهایی که همگی چند سالی کوچکتر از جلال مقدم بودند و با شور و هیجان جوانی شهر را به هم ریخته بودند. فرار از تله در مسیر فیلمهای همین جوانها ساخته شد.
فیلم در مرداد ۱۳۵۰ در تهران اکران شد و بیش از ۷۰۰ هزار تومان در تهران فروخت که فروش متوسطی بود. بهگفته مقدم فرار از تله در شرایط نامناسب در تهران اکران شد: « فیلم اکران بدی داشت و دو سینمای رویال و کاپری در گرفتاریهای پخش از گروه کنار کشیده و فیلم را نشان ندادند و بعد اینکه فصل خراب شد و فیلم نباید در آن موقعیت زمانی نشان داده میشد و بالاخره اینکه روی فیلم تبلیغات درست و حسابی نکردند و نمیبایست در نیمه راه همان تبلیغات نصفه نیمه فیلم قطع میشد و بالاخره اینکه ما کاری نکردیم تا مطبوعات از فیلم ما یک شاهکار در حد شاهکارهای جهانی بسازند! با این همه فروش فیلم در شهرستانها خوب بود…» (فیلم و هنر، یازده شهریور ۱۳۵۰) اشاره مقدم به شرایط بد اکران را میشود به حساب بداقبالی همیشگی او گذاشت. کنایهاش به مطبوعات و اینکه از فیلمش بهعنوان شاهکاری جهانی یاد نکردهاند هم احتمالا به ستایش منتقدان از فیلمهای کارگردانهای جوان موج نو اشاره دارد و اینکه منتقدان با وجود احترامی که برای مقدم بهعنوان فیلمسازی پیش رو قائل بودند، خیلی با فیلمهایش میانه نداشتند؛ مثلاً بیشتر نقدهایی که بر پنجره نوشته شد، لحن منفی داشتند. در مورد فرار از تله اما ماجرا کمی فرق میکرد. بهعنوان مثال جمشید اکرمی از فیلم ستایش کرد و اتفاقا آن را شاهکار خواند؛ «از فرار از تله کار درخشان جلال مقدم میگوییم. فیلمی که با استانداردهای سینمای ایران، شاهکاری است تردیدناپذیر و در خور تحسین. جدای از ارزش خودِ فیلم بهعنوان یک کار سینمایی، یک امتیاز بزرگ فرار از تله آن است که برخلاف سیلی از فیلمهای ایرانی دیگر، خود را از قید محلی بودن و ایران فهم بودن وارهانده و مقدم توانسته فیلمی آنچنان عرضه کند که بهعنوان یک فیلم ایرانی ولی به دور از سنتپرستیهای محلی، قابل نمایش در هر گوشهای از دنیا باشد… مقدم در پرورش کاراکترهای فیلمش توفیق کامل دارد. او هیچیک از آدمهای فیلم را بیآن که وی را کاملا به تماشاگر بشناساند (و به بهترین وجه هم بشناساند) رها نمیکند… ». فیلم و هنر، ۲۸ مرداد ۱۳۵۰).
در مجموع واکنش منتقدان به فرار از تله مثبت و فروش فیلم هم متوسط بود (مقدم در مصاحبههایش از فروش بالای فیلم در شهرستانها گفت ولی به سنت مطبوعات قبل از انقلاب، آماری از اکران شهرستان فیلم در نشریات چاپ نشد). فیلم در سالی به نمایش درآمد که کیمیایی «داش آکل»، نادری «خداحافظ رفیق»، ذکریا هاشمی «سه قاپ»، کریمی «درشکه چی»، حاتمی «بابا شمل» و هریتاش «آدمک» را روی پرده داشتند. سال ۱۳۵۰ بهنظر میرسید موج نو با وجود شکستهای تجاری پیدرپی هنوز میتواند کار کند. فرار از تله محصول مناسبات سینمای فارسی در انتهای دهه۴۰ و ابتدای دهه۵۰ است؛ محصول فضایی که اجازه میدهد فیلمهایی ساخته شود که مثلاً سالهای ۴۴ و ۴۵ نمیشد به تولیدشان امیدوار بود. فیلمی از جنس فرار از تله را هم نمیشد قبل از ۴۸ ساخت.
حالا ماییم و میراثی که جلال مقدم برایمان به یادگار گذاشته است. فیلم یکهای که گرچه محصول زمانهاش (دوران موج نو) است اما فردیت و استقلال بیانی منحصربهفردی دارد. ضدقهرمانهایش هم عملا ربطی به کاراکترهای فیلمهای کیمیایی و نادری و دیگران ندارند. فرار از تله همانطور که مقدم دوست داشت فیلم آدمهای تنها در مکانهای خلوت است. مرتضی که آمده تا عشقش را باز پس بگیرد و دربهدر بهدنبال پول است. کریم که از راه میرسد و رفاقتش با مرتضی مقدمهای برای سرقت است و قاچاقچی لالی که پولهایش دزدیده میشود، شبیه ضدقهرمانهای فیلمهای موج نو هستند ولی در جزئیات این شباهتها کمرنگ میشود. بیش از هر چیز به واسطه نگاه خوددار و با فاصله جلال مقدم که تقریبا هیچ جا احساساتی نمیشود و نمیکوشد از کاراکترهایش قهرمان بسازد. بردن دوربین به جنوب، تنوع و جذابیت بصری ویژهای به فیلم بخشیده و هم با میزانسن کارگردان، مناسبات رفتاری کاراکترها، رفاقتها و ناروزدنهایشان معنا و مفهومی متناسبتر و باورپذیرتر یافتهاند. باید از هنر نصرتالله کنی و مرتضی حنانه یاد کرد که اولی با تصاویر و دومی با موزیکش در خدمت فرار از تله قرار گرفتهاند و فیلم بعد از گذشت ۵۰ سال اصلا کهنه نشده است. در قالب یک فیلم حادثهای که قرار بوده فروش بالایی هم نصیب تهیهکننده هندیاش (نندال نارننداس) کند و با حضور یک سوپراستار در نقشی که گویی به قامتش دوخته شده (و تمهید سبیل و کلاهی که بر سر گذاشته در عین سادگی، به تفاوت چهرهاش یاری رسانده)، اثری است زندهتر از بسیاری از فیلمهای همدورهاش. تنهایی آدمها، خشونت ناگزیرشان و عصیان و عدالتخواهیشان، نه شعار که مفاهیمی برخاسته از میزانسن است. فرار از تله فیلم درستی است که در بهترین زمان ممکن ساخته شده است. امکانی برای تبلور بخشی از تواناییهای خالقش و بهانهای برای زنده ماندن یادش بهعنوان کارگردانی بزرگ که هرگز به حق خود در این سینما نرسید.
همشهری
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
مائده کاشیان در خراسان نوشت : خسرو خسروشاهی گوینده و دوبلور پیش کسوت که صدای جاودانهاش در آثار ایرانی و خارجی، در حافظه شنیداری مردم ماندگار شده، تجربه چند همکاری با زندهیاد علی حاتمی را داشته است. او در آثار شاخص این کارگردان مانند فیلم «مادر» و سریال «هزاردستان»...
۱۴۰۰/۰۹/۱۵
سینماسینما، حمید عبدالحسینی* فرار از تله فیلمیست در قالب فیلم هایی که به موج نوی سینما ایران بدل شده اند با این تفاوت که کارگردانش از گروه فیلمسازان آن جریان محسوب نمی شود؛ ولی همواره نگرش و رویکردش به سینما به نوعی موید نگاهی نو در جریان سینمای مرسوم آن...
۱۴۰۰/۰۴/۱۳
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
ژاله علو، جمشید هاشمپور، جواد نوروزبیگی، حسین جعفریان، خسرو شکیبایی، پوران درخشنده، منوچهر اسماعیلی، رخشان بنی اعتماد، نوید محمدزاده، مصطفی شایسته، محمود کلاری، محمدعلی کشاورز، مجید مجیدی، حمید فرخ نژاد و جلال مقدم، هنرمندانی هستند که در اولین ماه سال به دنیا آمدند. به گزارش سینماسینما، اولین فصل از بهار...
۱۳۹۷/۰۱/۱۸
سال گذشته دو فیلم خاطرهانگیز و ماندگار سینمای ایران یعنی «گاو» و «باد صبا» همزمان با جشنواره جهانی فیلم فجر مرمت و در طول جشنواره نمایش داده شدند. امسال نیز با همکاری فیلمخانه ملی و برخی کمپانیهای خارجی ۳ فیلم ایرانی و ۷ فیلم خارجی ترمیم و آماده نمایش شدهاند....
۱۳۹۵/۱۲/۱۰
سال گذشته دو فیلم خاطرهانگیز و ماندگار سینمای ایران یعنی «گاو» و «باد صبا» همزمان با جشنواره جهانی فیلم فجر مرمت و در طول جشنواره نمایش داده شدند. امسال نیز با همکاری فیلمخانه ملی و برخی کمپانیهای خارجی ۳ فیلم ایرانی و ۷ فیلم خارجی ترمیم و آماده نمایش شدهاند....
۱۳۹۵/۱۲/۱۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
محمدرضا گلزار بدونشک یکی از نیازهای جریان غالب فیلمسازی در سینمای ایران است.
۱۳۹۵/۰۸/۰۱
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
همزمان با اکران نسخه ترمیمشده فیلم «هیوا» به کارگردانی رسول ملاقلیپور در موزه سینما، از جمال شورجه، فرهاد قائمیان و خانواده مرحوم ملاقلیپور به عنوان چهرههای شاخص سینمای دفاع مقدس تجلیل شد. نوشته تجلیل از فرهاد قائمیان، جمال شورجه و خانواده رسول ملاقلیپور اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۷/۰۳
جبار آذین در دورانی که سینما و فرهنگ و هنر کشور به علت سلطه سیاست و تجارت در این حوزهها ...ادامه مطلب نوشته فرهاد قائمیان، هنرمندی تمام عیار اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.
۱۴۰۳/۱۰/۱۹
فیلم سینمایی «پریسان» در جشنواره سوروکابا برزیل موفق به دریافت چندین جایزه در بخشهای مختلف شد. نوشته چند جایزه از جشنواره سوروکابا برزیل برای «پریسان» اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۳/۰۹/۱۹
فرهاد قائمیان بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون با ابراز خرسندی از حضور سید محمد هاشمی به عنوان مسئول سازمان هنری ...ادامه مطلب نوشته فرهاد قائمیان و پیشنهاداتش برای رئیس جدید «اوج» اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.
۱۴۰۳/۰۹/۱۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
فیلم سینمایی «پریسان» به کارگردانی کامبیز بابایی در دو جشنواره فیلم مکزیک و ناوادای هند موفق به دریافت جوایزی شد. نوشته موفقیت «پریسان» در دو جشنواره فیلم مکزیک و هند اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۳/۰۸/۲۰
فیلم سینمایی «پریسان» در چند جشنواره خارجی جوایزی را در رشتههای مختلف دریافت کرد. به گزارش مشاور رسانهای پروژه، فیلم ...ادامه مطلب نوشته درخشش «پریسان» در چند جشنواره خارجی اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.
۱۴۰۳/۰۷/۱۱
عوامل فیلم سینمایی «قلب رقه» و چند تن از خانواده شهدای مدافع حرم، در شام شهادت سیدحسن نصرالله برای تماشای فیلم «قلب رقه» و طراحی عملیات پشتیبانی از جبهه مقاومت در حاشیه اکرانهای مردمی این فیلم در حسینیه هنر گرد هم آمدند. نوشته برگزاری نشست خانواده شهدای مدافع حرم و...
۱۴۰۳/۰۷/۰۸
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
فرهاد قائمیان در نشست نقد و بررسی فیلم «هیوا» در موزه سینما گفت: ملاقلیپور در فیلمهایش درباره انسانیت از ازل تا ابد صحبت کرده است. من معتقدم رسول ملاقلیپور یک شاعر فیلمساز بود. نوشته رسول ملاقلیپور یک شاعر فیلمساز بود اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۳/۰۶/۱۸