سرهنگ بازنشسته ای که پس از فوت همسرش با معلمه ی جوانی به نام منیژه ازدواج کرده و در شهرستان زندگی می کند. مرغ داری اش را می فروشد و به پایتخت باز می گردد تا در کنار دخترانش ملیحه و مه لقا زندگی کند. دخترها زندگی بی بندوباری دارند. آمنه ، کلفت خانه، می کوشد این را از چشم پدرشان پوشیده نگه دارد. پدر از وضع زندگی دخترها آزرده خاطر است و بیش از پیش به الکل پناه می برد. ملیحه، دختر بزرگتر، که از برخوردهای نامزدش سپانلو به تنگ آمده، با بریدن رگ دست خود خودکشی می کند و مه لقا، که آبستن است، به ازدواجی ناخواسته با علی تن می دهد. سرهنگ دچار جنون می شود و منیژه او را به کمک مسعود و آتشی در آسایشگاه روانی بستری می کند و مراقبت از او را به عهده می گیرد.
|
ناصر تقوایی | کارگردان |
|
محسن تقوایی | دستیار کارگردان |
|
ناصر تقوایی | نویسنده |
|
غلامحسین ساعدی | نویسنده |
|
غلامحسین ساعدی | طرح اولیه داستان از |
|
اکبر مشکینی | بازیگر |
|
ثریا قاسمی | بازیگر |
|
لیلا بهاران | بازیگر |
|
علی نراقی | بازیگر |
|
منوچهر آتشی | بازیگر |
|
پرتو نوری علا | بازیگر |
|
محمدعلی سپانلو | بازیگر |
|
مهری مهرنیا | بازیگر |
|
مسعود اسدالهی | بازیگر |
|
رویا | بازیگر |
|
میشا | بازیگر |
|
ناصر تقوایی | تهیه کننده |
|
منصور یزدی | فیلمبردار |
|
فیروز ملک زاده | نور |
|
اسماعیل امامی | دستیار فیلمبردار |
|
محمد تهرانی | دستیار فیلمبردار |
|
عباس قهرمانی | دستیار فیلمبردار |
|
عباس گنجوی | تدوین |
|
هرمز فرهت | آهنگساز |
|
ژرژ ماتیروسیان | نوازنده |
|
استفان پوپوف | نوازنده |
|
والنتین کونچف | نوازنده |
|
کامبیز روشن روان | نوازنده |
|
حیدر نخعی | صدابردار |
|
هوشنگ مرادی | سرپرست گویندگان |
|
یدالله عسگری | افکت |
|
ناصرالدین شهراد | لابراتوار |
|
صفدر عرب بهمنی | لابراتوار |
|
فرامرز شفا | لابراتوار |
|
ساسان توکلی | لابراتوار |
|
پرویز سلیمانی | لابراتوار |
|
رضا همتی | لابراتوار |
|
عوض مرادی | لابراتوار |