خاطره ابوالفضل جلیلی از تست بازیگری مقابل انتظامی/ وقتی سینما حرام بود! | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

خاطره ابوالفضل جلیلی از تست بازیگری مقابل انتظامی/ وقتی سینما حرام بود!

lazy_placeholder.gifcinemacinema_ir-487-300x169.jpgسینماسینما: آنچه می‌خوانید سخنرانی ابوالفضل جلیلی، فیلمساز و فیلمنامه‌نویس در نشستی است که به کتاب «متافیزیک شعر» مهدی مظفری ساوجی اختصاص داشت. جلیلی در مقام هنرمند و دوست مولف درباره او و کارش در این کتاب گفت.

من با مهدی مظفری دوستم. گاهی با هم می‌نشینیم و چیزهایی تعریف می‌کنیم. هفته گذشته که به خانه‌ام آمده بود، صحبت این جلسه شد و به من گفت: بیا اینجا. گفتم: من نه شاعرم، نه سوادش را دارم. برای چه بیایم؟

گفت: تو سینماگر مولفی و سینمایت هم به شعر نزدیک است. من هم در صفحاتی از این کتاب به رابطه شعر و سینما و سینمای شاعرانه پرداخته‌ام. بیا درباره همین موضوع صحبت کن. به هر حال، امروز عصر که به سمت این جلسه راه افتادم، پیش خودم گفتم سخنرانی من در این مجلس، چقدر برای خودم جالب خواهد بود. اصلا من در چنین جمعی چه می‌خواهم بگویم. بعد فکر کردم وجودم در این جلسه، مثل آدمی است که در یک هواپیمای بویینگ ۷۴۷ چهار موتوره و خیلی قدرتمند نشسته، با تعداد زیادی مسافر ادیب و سخنور و دانا. مهدی مظفری هم کاپیتان این هواپیماست. یک‌دفعه آنجایی که دیگر همه خسته شده‌اند و حوصله مسافران سررفته، بلند می‌شود می‌آید یقه من را می‌گیرد و می‌گوید بنشین توی کابین و لندینگ کن! یعنی هواپیما را بنشان.

می‌گویم: مهدی من نمی‌توانم، کار من نیست.

می‌گوید: نگران نباش ابوالفضل، من کنارت هستم. تو فقط هواپیما را بنشان.

به هرحال، گفتم باشد و آمدم. حالا آمده‌ام که هواپیما را در فرصت‌های آخر بنشانم. اگر زیاد تکان خورد یا اتفاقی افتاد، ببخشید (خنده حضار) …

حالا من می‌خواهم مثل آن کاپیتان، کمی راجع به خودم بگویم، چون مهدی گفته موقع لندینگ، این سه جلد کتاب را هم بگیر و وقتی هواپیما را نشاندی، در فرودگاه درباره متافیزیک شعر با مردم صحبت کن!

من گفتم: اگر می‌توانستم سه جلد کتابِ به این بزرگی بخوانم، موقعی که دیپلم گرفتم، می‌خواندم که پدرم به آرزویش برسد و دکتر شوم، نه اینکه به قول خودش مطرب شوم. (خنده حضار)

بعد گفتم: لااقل راجع به خودم صحبت کنم و حداقل یک تیزر درباره خودم بروم، چون فیلم‌های مرا که در ایران نشان نمی‌دهند. البته هر وقت به خارج می‌روم، در آنجا راجع به متافیزیک خیلی صحبت می‌کنم. (خنده حضار) به خدا. مرا می‌برند در کالج، در فرانسه و می‌گویند برای محصلان سینما درباره متافیزیک یا به قول خودشان متافورم، صحبت کنم. من هم آنجا صحبت می‌کنم. کسی هم نیست و هر چه بگویم قبول می‌کنند. (خنده حضار) زبانم هم خوب نیست، بنابراین، هر جا دیدم شک کردند، می‌گویم:

Excuse me don’t understand

ولی در ایران، برخلاف آنجا، هیچ‌وقت نه فیلمم را نمایش داده‌اند و نه توانسته‌ام صحبت کنم، آن هم در حضور اساتیدی مثل شما.

متاسفانه گاهی آدم در اینجا رفتارهایی را می‌بیند که دچار تعارض و تردید می‌شود. اینکه حرفی بزنی و در خلوت طور دیگری رفتار کنی از آن کارهاست که به قول حافظ باید در آن شک کرد. یادم هست اولین شعری که خواندم از حافظ بود. پدرم آن را زده بود به دیوار خانه:

روضه خُلدِ برین خلوت درویشان است

مایه محتشمی خدمتِ درویشان است

ولی خب دیگر کسی این حرف‌ها را قبول ندارد. به هر حال، همان موقع که داشتم با خودم کلنجار می‌رفتم که بتوان مساله تعارض‌ها و تناقض‌های دوگانه واعظانی را که حرف و عمل‌شان به قول حافظ با هم نمی‌خواند لااقل برای خودم حل کنم، تصویری از علامه طباطبایی در لابراتوار تلویزیون به دادم رسید و نجاتم داد. آدم‌ها غالبا تجربه‌هایی از حضور دارند. حالا یکی کمتر، یکی بیشتر. تجربه‌هایی که اغلب در غیاب از خود رخ می‌دهد. یعنی تا وقتی آدم در بند خود است، خبری از حضور نیست. من هم با دیدن آن تصویرِ بدونِ صوتِ علامه طباطبایی در لابراتوار تلویزیون، به‌چنین تجربه‌ای رسیدم. تصویری که دست مرا گرفت و آرام‌آرام انگار دریچه‌ای باز شد و فهمیدم حضور یعنی چه. این تجربه همان درک متافیزیکی از زندگی است که گاهی در شعر و سینما یا اشکال دیگر هم بیان هم منعکس می‌شود. مثلا برای خود من یکی از این تجربه‌ها مربوط می‌شود به سال‌های بسیار دور؛ به روز امتحان بازیگری در دانشکده هنرهای دراماتیک. روزی که عزت‌الله انتظامی و علی نصیریان و رکن‌الدین خسروی و اسماعیل شنگله قرار بود از دانشجویان علاقه‌مند به بازیگری امتحان بگیرند. به خاطر بینشی که آن زمان، گروهی از مردم از هنرپیشگی داشتند و سینما را حرام می‌دانستند، صبح روز امتحان، بعد از آنکه مادرم گفت اگر بروی شیرم را حلالت نمی‌کنم، تصمیم گرفتم بروم و به خدا گفتم اگر قبول شدم، نمی‌روم. ماه رمضان بود و روزه گرفته بودم. زمانی بود که نماز شب می‌خواندم و خیلی به این امور توجه داشتم. مدام جمله مادرم که صبح قبل از بیرون‌آمدن از خانه گفته بود و تاکید کرده بود که «تو می‌خواهی با زبان روزه بروی هنرپیشه شوی!» جلوی چشمم بود. به هر حال رفتم. آمدم و در خیابان ایران کلی با خودم کلنجار رفتم که بروم یا نروم. برای امتحان هم دو روز بیشتر فرصت نداشتیم. در حین همین گفت‌وگوها با خودم، به دانشکده رفتم و وارد سالن امتحان شدم. دیدم آقایان اساتید انتظامی و نصیریان و خسروی و شنگله جزو امتحان‌گیرندگان هستند. هر چه فکر کرده بودم به نتیجه نرسیده بودم. آخرسر رفتم گفتم: ببخشید من یکی از دوستانم فوت شده و امروز نمی‌توانم بیایم؛ می‌توانم فردا بیایم؟ آقای انتظامی گفت: اشکالی ندارد آقا، بفرمایید.

رفتم و دوباره فردا صبح آمدم. باز کلی با خودم کلنجار رفتم که خدایا چه کار کنم؟ بروم؟ نروم؟ در خیابان ایران مدام بالا و پایین می‌رفتم و صلوات می‌فرستادم و می‌گفتم خدایا به من الهام کن، بگو چه کار کنم؟! بروم امتحان بدهم یا نه؟

خدا گفت: اصلا فکر می‌کنی بروی امتحان بدهی قبول می‌شوی که حالا اینقدر منت سر من می‌گذاری؟

گفتم: نمی‌دانم.

بعد یک‌دفعه به ذهنم آمد و به خدا گفتم: می‌روم امتحان می‌دهم، اگر قبول شدم، به خاطر تو نمی‌روم. (خنده حضار)

گفتم: خدا می‌خواهد روی من را کم کند…

به هر حال، رفتم. حالا هی اضطراب داشتم که چه خواهد شد، چون در خانواده ما هیچ‌کس در این عوالم نبود. یعنی اصلا سابقه‌ای از هنرپیشگی یا به قول پدرم مطربی در خانواده ما نبود. در سالن امتحان ایستاده بودم که یک‌دفعه انتظامی گفت: برو بچه! برو اجرا کن ببینیم چه کار می‌کنی!

از در پشت رفتم روی صحنه. همین که وارد صحنه شدم، آنقدر نور زیاد بود که یک‌لحظه اصلا به عالمِ دیگر رفتم. یعنی دیدم دیگر هیچ‌کس را نمی‌بینم. آن‌همه آدم پایین نشسته بودند، انتظامی و نصیریان و… هیچ‌کدام را اصلا نمی‌دیدم. به قول سعدی: گفتی از این جهان به جهان دگر شدم. یعنی به نقطه انقطاع رسیدم و از همه بریدم. گویی منم و یک حضور. برای همین همیشه می‌گویم تئاتر، حضورش بر سینما می‌چربد:

گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق

ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم

یادم هست دو متن داده بودند که باید یکی را برای اجرا انتخاب می‌کردیم. یک متن از شکسپیر بود و یک متن هم از بهرام بیضایی. من اصلا نمی‌دانستم شکسپیر کیست. به هر حال، متن بیضایی را انتخاب کردم. شعری هم داشت که هنوز در خاطرم مانده:

بزن نی‌زن بزن نی‌زن چه نیکو می‌زنی نی‌زن

بزن کاین شهر در خواب است

بزن کاین قلب بی‌تاب است

بزن نی‌زن که آواز تو هم نشنیده می‌ماند…

به هرحال، حرکت کردم و این را روی صحنه آنقدر خوب اجرا کردم که واقعا از فیزیک به متافیزیک رفتم. و از آن بالا گفتم: قبولم ولی نمی‌آیم. (خنده حضار)

آمدم پایین. دورم را گرفتند و به من گفتند: تو کجا دوره دیده‌ای؟

گفتم: نمی‌آیم. نمی‌آیم. اصلا گناه دارد. نمی‌آیم.

و فرار کردم. (خنده حضار) فرار کردم و دیگر نرفتم تا موقعی که سینما حلال شد. (خنده حضار)

اما در پایان، مهدی مظفری مرا دعوت کرده که درباره متافیزیک شعر صحبت کنم. حالا فردا می‌گوید: ابوالفضل تو آمدی فقط راجع به خودت گفتی. اینهایی که گفتم البته بی‌ارتباط با متافیزیک شعر نیست. به هر حال، راستش من شعری شنیده‌ام که به نظرم متافیزیک‌ترین شعری است که تا امروز به گوشم خورده. البته تا قبل از این جلسه، تعریف و تصور دیگری از شعر داشتم و فکر می‌کردم وزن و قافیه است که شعر را به وجود می‌آورد و اگر شعری وزن و قافیه نداشته باشد اصلا شعر نیست و مثلا اگر چنین شعری می‌شنیدم یا می‌خواندم که:

آه‌ ای سپید

من در تو می‌رفتم

تاریکی شاخه‌ها را می‌شکست و…

می‌گفتم اینکه شعر نشد. بالاخره شعر باید مثل حافظ یک وزن و قافیه و حرکت و ریتمی داشته باشد که خب، خوشبختانه امروز آقایان صحبت کردند و من یاد گرفتم و جوابم را گرفتم و فهمیدم که شعر، نباید حتما دارای وزن و قافیه باشد و چیزی که در اصل، شعر را شعر می‌کند، جوهر یا همان روحی است که مهدی هم در کتابش به آن پرداخته و اسمش را گذاشته متافیزیک شعر.

برگردم به شعری که گفتم متافیزیک‌ترین شعری است که شنیده‌ام. اتفاقا این شعر هم وزن و قافیه ندارد و اصلا شعر در مفهوم متداول و متعارف نیست. بیشتر حس شاعرانه‌ای است که بعد از شنیدن یا خواندن آن به آدم القا یا منتقل می‌شود. خاطره دبیر بازنشسته‌ای از یک جلسه امتحان انشاء در مدرسه راهنمایی است. دبیری که در آن جلسه، نقش ممتحنه یا مراقب را داشته. این شخص تعریف می‌کرد که آن زمان، امتحانات را خیلی سخت می‌گرفتند و مثل حالا نبود که کیلویی دکترا بدهند. گویا امتحان ششم بود و موضوع انشاء هم تعریف شجاعت با ذکر یک مثال. ورقه‌ها را پخش می‌کنند. دو دقیقه بعد، یکی از دانش‌آموزان بلند می‌شود و می‌گوید: بفرمایید!

ورقه را می‌دهد و بیرون می‌رود. ممتحنه می‌گوید: نگاه کردم دیدم ورقه کاملا سفید است و تنها یک جمله روی آن نوشته شده: «شجاعت یعنی این».

این، متافیزیکی‌ترین شعر یا حس شاعرانه‌ای بود که من با شنیدن آن دریافت کردم. تقدیم به همه شما و مهدی مظفری.

منبع: روزنامه اعتماد

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/102218
دیدگاه

آخرین خبرها
مرتبط با خبر
خبرهای پربازدید


ابوالفضل جلیلی: سینما باید دارای چشم قصه‌گو باشد

کارگاه «همه تجربه من!» با حضور ابوالفضل جلیلی، نویسنده و کارگردان سینمای ایران در خانه شماره ۲۲ برگزار شد. نوشته ابوالفضل جلیلی: سینما باید دارای چشم قصه‌گو باشد اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۰۲/۱۴


برگزاری کارگاه «همه تجربه‌های من» توسط ابوالفضل جلیلی

کارگاه انتقال تجربه ابوالفضل جلیلی کارگردان سینما با عنوان «همه تجربه‌های من» برگزار می‌شود. نوشته برگزاری کارگاه «همه تجربه‌های من» توسط ابوالفضل جلیلی اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۰۲/۰۹


ز داد این همه داد و فریاد چیست؟

ز داد این همه داد و فریاد چیست؟

نگاهی به فیلم «داد» آخرین اثر ابوالفضل جلیلی رحمت امینی ابوالفضل جلیلی نخستین بار با فیلم «گال» در سال ۱۳۶۷ ...ادامه مطلب نوشته ز داد این همه داد و فریاد چیست؟ اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۳/۱۱/۱۷


ابوالفضل جلیلی: سینما ابزاری‌ست تا ما را کنار هم جمع کند

ابوالفضل جلیلی کارگردان فیلم سینمایی «داد» مطرح کرد که سینما ابزاری‌ست تا ما را کنار هم جمع کند تا به یکدیگر محبت کنیم. نوشته ابوالفضل جلیلی: سینما ابزاری‌ست تا ما را کنار هم جمع کند اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۳/۱۱/۱۲


انتقاد ابوالفضل جلیلی از اوضاع سینما؛ می‌گویند چرا کار نمی‌کنی؟/ من دو فیلم آماده پخش دارم!

کارگردان فیلم سینمایی «یک داستان واقعی» از آماده پخش بودن دو فیلم جدید خود خبر داد و گفت: از این ...ادامه مطلب نوشته انتقاد ابوالفضل جلیلی از اوضاع سینما؛ می‌گویند چرا کار نمی‌کنی؟/ من دو فیلم آماده پخش دارم! اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۳/۰۹/۲۶


ابوالفضل جلیلی مطرح کرد؛ حضور در کلاس بازیگری عامل موفقیت نیست

تازه‌ترین کارگاه انتقال تجربه «بازیگری و کارگردانی سینما» روز بیست و سوم آبان با حضور ابوالفضل جلیلی در موزه سینما برگزار شد. به گزارش سینماسینما، کارگاه انتقال تجربه «بازیگری و کارگردانی سینما» با حضور ابوالفضل جلیلی عصر روز چهارشنبه ۲۳ آبان در موزه سینما برگزار شد. ابوالفضل جلیلی در این...

۱۴۰۳/۰۸/۲۴


بهترین بازیگران من افرادی بودند که به دوربین علاقه نداشتند

کارگاه انتقال تجربه «بازیگری و کارگردانی سینما» با حضور ابوالفضل جلیلی عصر روز چهارشنبه ۲۳ آبان در موزه سینما برگزار شد. نوشته بهترین بازیگران من افرادی بودند که به دوربین علاقه نداشتند اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۳/۰۸/۲۴


دیدگاه‌های ابوالفضل جلیلی درباره بازیگری در سینما

‎تازه ترین کارگاه انتقال تجربه «بازیگری و کارگردانی سینما» روز بیست و سوم آبان با حضور ابوالفضل جلیلی در موزه ...ادامه مطلب نوشته دیدگاه‌های ابوالفضل جلیلی درباره بازیگری در سینما اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۳/۰۸/۲۴


کارگاه انتقال تجربه ابوالفضل جلیلی در موزه سینما/ رونمایی یک مستند در مشهد

کارگاه انتقال تجربه «کارگردانی و بازیگری در سینما» با حضور ابوالفضل جلیلی در موزه سینما برگزار و مستند «پشت کوه‌های علی زنگی» به کارگردانی علیرضا باغشنی در مشهد رونمایی می‌شود. به گزارش سینماسینما، در ادامه برگزاری کارگاه‌ها در موزه سینما، «ابوالفضل جلیلی» کارگردان شناخته شده سینمای ایران کارگاه انتقال تجربه...

۱۴۰۳/۰۸/۱۶


«داد» ابوالفضل جلیلی چراغ جشنواره ورشو را روشن می‌کند!

فیلم سینمایی «داد» جدیدترین ساخته ابوالفضل جلیلی در اولین حضور جهانی‌اش راهی لهستان می شود. به گزارش ایسنا، چهلمین جشنواره ...ادامه مطلب نوشته «داد» ابوالفضل جلیلی چراغ جشنواره ورشو را روشن می‌کند! اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۳/۰۶/۳۰

محمود کلاری
رضا کیانیان
۴

معرفی داوران بخش سینمایی جشنواره ملی فیلم اقوام ایرانی

یک هیات هفت نفری متشکل از سینماگران صاحب‌نام، داوری بخش فیلم‌های سینمایی نخستین دوره جشنواره ملی فیلم اقوام ایرانی را به عهده دارند. نوشته معرفی داوران بخش سینمایی جشنواره ملی فیلم اقوام ایرانی اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۳/۰۲/۰۹

محمود کلاری
رضا کیانیان
۴

معرفی داوران جشنواره ملی فیلم اقوام ایرانی

یک هیئت هفت نفری، داوری بخش فیلم‌های سینمایی نخستین دوره جشنواره ملی فیلم اقوام ایرانی را به عهده دارند. به گزارش سینماسینما به نقل از روابط عمومی جشنواره ملی فیلم اقوام ایرانی، محمدعلی باشه‌آهنگر، حامد بهداد، ابوالفضل جلیلی، نیکی کریمی، محمود کلاری، رضا کیانیان و محمدحسین لطیفی، ۱۶ فیلم سینمایی...

۱۴۰۳/۰۲/۰۹


در رونمایی از ۲ کتاب سینمایی مطرح شد؛ دیالوگ‌ها برگرفته از زندگی است/ بومی سازی شخصیت شناسی

اهالی هنر مراسم رونمایی از کتاب‌های «حرف‌هایی که در ذهن‌مان می‌ماند» و «شخصیت شناسی در بازیگری» به نویسندگی حوریه مقدم با اشاره به اینکه دیالوگ‌ها برگرفته از زندگی مردم هستند، بر بومی سازی شخصیت شناسی در عرصه سینما و تئاتر تاکید کردند. به گزارش سینماسینما، مراسم رونمایی از کتاب‌های «حرف‌هایی...

۱۴۰۲/۰۹/۱۸


آغاز به کار جشنواره سینمای ایران در فرانسه

جشنواره سینمای ایران در فرانسه در سینمای الیزه شهر شانتی و با حضور شهردار این شهر آغاز به کار کرد. به گزارش روابط عمومی جشنواره سینمای ایران در شانتی، این ...ادامه مطلب

۱۴۰۰/۰۸/۱۵


ابوالفضل جلیلی : خوشبختانه فرانسه واکسن‌های ما را قبول کرد!

ابوالفضل جلیلی که شب گذشته برای اکران تازه‌ترین فیلمش «مسیر معکوس» در فرانسه راهی این کشور شد، گفت: خوشبختانه فرانسه با سینماگران ایرانی همکاری کرد و واکسن‌های ما را پذیرفت.

۱۴۰۰/۰۸/۱۳


«مسیر معکوس» و «مهران» در شانتیئی فرانسه

دو فیلم سینمایی «مسیر معکوس» (ابوالفضل جلیلی) و «مهران» (رقیه توکلی) از محصولات بنیاد سینمایی فارابی در جشنواره سینمای ایران در شانتیئی کشور فرانسه به نمایش درمی‌آید. به گزارش روابط ...ادامه مطلب

۱۴۰۰/۰۸/۰۹


سفر ابوالفضل جلیلی به فرانسه

فیلم سینمایی «مسیر معکوس» اثر ابوالفضل جلیلی، کارگردان ایرانی روز یکشنبه ۱۶ آبانماه در کشور فرانسه به روی پرده خواهد رفت.

۱۴۰۰/۰۸/۰۹


اظهارات ابوالفضل جلیلی در پی برگزیده شدن «کپسول»

ابوالفضل جلیلی تنها داور ایرانی بخش مسابقه سینمای بین‌الملل سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران درباره مولفه‌های فیلم «کپسول» منتخب جایزه بزرگ بخش بین‌الملل گفت: داوران بخش بین‌الملل «کپسول» را فیلمی می‌دانستند که احساسات مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌دهد و با نوجوان داستان همذات پنداری می‌کردند.

۱۴۰۰/۰۸/۰۵


داوران بخش بین‌الملل جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند

اعضای هیات داوران بخش سینمای بین‌الملل سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران معرفی شدند. به گزارش سینماسینما به نقل از ستاد خبری سی و هشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، لیا بلترامی از ایتالیا، سباستین سیمون از فرانسه، شوکو تاکگسا از ژاپن، ویرجیل ویدریش از اتریش و ابوالفضل...

۱۴۰۰/۰۷/۲۹


رادیوسیتی و تمام خوشی‌هایی که گذشت…

یادداشت/ ابوالفضل جلیلی اون وقتا که هرکی تو شهر خودش بود و هرکی سر جای خودش، محمد تهرانی که واقعاً تهرانی بود و اهل موتورسواری، گاهی پنج‌شنبه عصر که می‌شد، ...ادامه مطلب

۱۴۰۰/۰۷/۲۰

مجید مجیدی
کمال تبریزی
۱

به بهانه سالروز تولد کیومرث صابری فومنی /روایت مجیدی ،پیمان قاسمخانی ، کمال تبریزی وابوالفضل جلیلی

سینماسینما٬ محمد تاجیک: ۷ شهریور سالروز تولد کیومرث صابری فومنی (گل آقا) است. به گزارش سینماسینما، سینماگران مختلفی طی سال‌های اخیر همواره به تمجید از گل آقا وطنز گل آقایی پرداخته اند. /مجیدی و نگاه متعهدانه گل آقا به مردم / در میانه های دهه هشتاد  بود که «مجیدی»دیداری از...

۱۴۰۰/۰۶/۰۷


چند فیلمساز ایرانی نگاه مخاطبان دنیا را به خود جلب کرده‌اند؟

ابوالفضل جلیلی با بیان اینکه ساخت یک فیلم خوب در کل عمر سینمایی یک فیلمساز بهتر از چند فیلم متوسط و نازل است، پرسید: در سینمای ما کارگردان خوب و کاربلد کم نیست اما چند نفر توانسته‌اند در دنیا نگاه مخاطبان را به سوی خود جلب کنند؟ چه تعداد از...

۱۴۰۰/۰۵/۲۰


«مسیر معکوس» ابوالفضل جلیلی در پکن

«مسیر معکوس» ساخته ابوالفضل جلیلی در تازه‌ترین حضور جهانی خود در جشنواره بین‌المللی فیلم پکن به نمایش درمی‌آید. به گزارش روابط عمومی فارابی، فیلم «مسیر معکوس» به تهیه کنندگی، نویسندگی ...ادامه مطلب

۱۴۰۰/۰۵/۱۸


نمایش ویژه «مسیر معکوس» در پکن

«مسیر معکوس» ساخته ابوالفضل جلیلی در تازه‌ترین حضور جهانی خود در جشنواره بین‌المللی فیلم پکن به نمایش درمی‌آید.

۱۴۰۰/۰۵/۱۸


خاطره ابوالفضل جلیلی از خوزستان؛ این بار نمی‌گریزم، تو را تنها نمی‌گذارم

بانی‌فیلم: مصائب ناشی از بی‌آبی مردم شریف استان خوزستان و همراهی سایر هموطنان و بخش زیادی از هنرمندان با اهالی خوزستان همجنان ادامه دارد. ابوالفضل جلیلی فیلمساز کشورمان با انتشار ...ادامه مطلب

۱۴۰۰/۰۴/۳۱


تبریک کانون کارگردانان به ابوالفضل جلیلی به خاطر موفقیت در شانگهای

انجمن صنفی کارفرمایی کارگردانان سینمای ایران طی پیامی موفقیت اخیر ابوالفضل جلیلی در جشنواره شانگهای را تبریک گفت. به گزارش سینماسینما ، در متن پیام تبریک انجمن صنفی کارفرمایی کارگردانان سینمای ایران به کارگردان فیلم “مسیر معکوس” آمده است: «یک بار دیگر و با نهایت خرسندی موفقیت دیگری در زمینه...

۱۴۰۰/۰۳/۳۱


یک پیام تبریک صنفی به ابوالفضل جلیلی

انجمن صنفی کارفرمایی کارگردانان سینمای ایران طی پیامی موفقیت اخیر ابوالفضل جلیلی در جشنواره شانگهای را تبریک گفت.

۱۴۰۰/۰۳/۳۱


«مسیر معکوس» ابوالفضل جلیلی برنده دو جایزه از جشنواره فیلم شانگهای شد

فیلم «مسیر معکوس» برنده دو جایزه از جشنواره معتبر فیلم شانگهای چین شد. به گزارش سینماسینما، به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، فیلم «مسیر معکوس» به تهیه کنندگی، نویسندگی و کارگردانی ابوالفضل جلیلی و از محصولات بنیاد سینمایی فارابی، موفق به کسب دو جایزه بهترین کارگردانی و بهترین...

۱۴۰۰/۰۳/۲۹


دو جایزه مهم فستیوال شانگهای برای «مسیر معکوس» ابوالفضل جلیلی

فیلم سینمایی «مسیر معکوس» ساخته ابوالفضل جلیلی برنده دو جایزه از جشنواره بین‌المللی فیلم شانگهای چین شد. به گزارش بانی‌فیلم، فیلم سینمایی «مسیر معکوس» ساخته ابوالفضل جلیلی برنده دو جایزه ...ادامه مطلب

۱۴۰۰/۰۳/۲۹