«مفیستوفلس»؛ روایت ترسناک فاشیست تکثیرشده | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

«مفیستوفلس»؛ روایت ترسناک فاشیست تکثیرشده

lazy_placeholder.gifIMG_20200811_090453_851-300x208.jpg سینماسینما، زهرا مشتاق

نمایش، می‌تواند صورتی از مطالبه‌گری اجتماعی را در مخاطب ایجاد و یا تقویت کند. نوشتن و یا انتخاب یک متن خاص برای اجرا، در هر دوره، می‌تواند همسو با بستر اجتماعی آن جامعه باشد. متن‌های نمایشی، فارغ از زادگاه خود، به لحاظ محتوا، می‌توانند کارکردی چند وجهی داشته باشند و در زمان‌ها و جوامع مختلف، قابل درک بوده و قابلیت تسری داشته باشند. نمایش «بررسی آناتومی و زوایای پیشرفت شغلی آقای بازیگر در شب کریسمس یا مفیستوفلس»، نوشته مشترک هاله مشتاقی‌نیا و مرتضی اسماعیل کاشی همین ویژگی را دارد. داستان زندگی یک هنرپیشه شناخته شده، قبل و پس از ظهور نازیسم در آلمان و در این مرور، نه تنها زندگی یک فرد، بلکه شکل و تغییرات زندگی بسیاری از کسان دیگر نیز در آزمایشگاه یک اجتماع واقعی، در راستای مشاهده‌گری قرار می‌گیرد. سیاست می‌تواند، نزدیک‌ترین دوستی و خویشی‌ها را به دشمنی بدل کند و فعالیت احزاب، به جای ایجاد گفت‌وگو در مسیر تعامل و تعادل، تبدیل به میدانی برای مصاف و رویارویی باشد و درست در همین شکاف ایجاد شده است که انسان‌ها، در پست‌ترین وجه بالقوه خود، افعال مختلفی، از جمله فعل جاسوسی را به منصه ظهور می‌رسانند و سینه‌های خود را برای دریافت مدال‌های خبرچینی جلو می‌دهند. دوره‌ای ترسناک که باید حتی از سایه‌ها نیز ترسید. زمستان است، هوا بس ناجوانمردانه سرد است و سرها در گریبان است.

پیش لرزه‌ها، قبل از ظهور هیتلر، در میان حزب‌های رنگارنگ با اسامی و رویکردهای پر طمطراق از سوسیالیست تا کمونیست بروز پیدا کرده است. تجمع احزاب کارگری برای دست‌یابی به حقوق پایمال شده خود تا انواع شعارهایی که فقط لعاب آب و نان و خوشبختی دارند و البته استیلای بی‌هنران بر هنرمندان راستین، در کنار هنرمندانی که روح خود را، ارزان و گران، درهم به معرض فروش می‌گذارند. مفیستو همه اینهاست. کسانی که صرفا به دلیل شغلی که دارند، هنرمند خوانده می‌شوند و برای بقای خود، دست به خودفروشی و دیگرفروشی می‌زنند و تبدیل به هنرمندانی حکومتی در بارگاه فاشیست و هیتلرهای زمانه خود می‌شوند.

«مفیستوفلس» در چنین خاستگاهی، در روایتی دشوار، پیچیده و لایه‌های در هم تنیده، روایت می‌شود. برای تماشاگری که پیشینه فاشیست و آلمان دوره نازی را می‌داند. از اسلحه‌هایی که مستقیم یا به روی شقیقه‌ها شلیک کردند. در خفا یا آشکارا و زبان‌هایی که پشت درهای بسته، سخن به جاسوسی گشودند و بدن‌های بسیاری به مرگ کشاندند. «مفیستوفلس» روایت ترسناک فاشیست تکثیرشده است. با تصاویری میخکوب‌کننده که هراس را به جان تماشاگر، در دردناک‌ترین شکل ممکن تزریق می‌کند.

سازه عظیم فلزی، بر سردی فضا می‌افزاید و طلق وسیع شیشه مانند، در کنار چیدمان نور، موسیقی و افکت، پشت در پشت، تماشاگر خود را در ورطه قصه‌ای هولناک سوق می‌دهد. با مرگ هر هنرمند، به مثابه اندیشه‌ای پویا، او نیز بخشی از وجودش را از دست می‌دهد. گویا دیگر هیچ فاصله‌ای نیست میان مخاطب و آنچه در صحنه می‌گذرد؛ و آنچه در مقابل چشم‌ها رخ می‌دهد، نه نمایشی ساخته شده از حضور بازیگران و جان بخشی به نقش‌ها، که گویا بازسازی تام یک رئال دردناک است؛ که تماشاگر و بازیگر را تبدیل به چنان پیکره واحدی می‌سازد، که مرگ آدم‌های نمایش، مرگ آدم‌های نشسته بر صندلی‌های سالن تاریکی می‌شود، که تاریخ و زمان و اجتماع و سیاست، آنها را دچار مرگی تدریجی ساخته است. از این منظر است که با پایان تعریف قصه و بسته شدن پرده نمایش، حتی تماشاگرانی که در حیرت دیدن چنین داستانی این اندازه واقعی، شروع به کف زدن می‌کنند، پرده باز نمی‌شود و هیچ بازیگری برای تشویق ظاهر نمی‌شود. چون همگان مرده‌اند. پایانی به شدت اندیشمندانه، برای آنکه بهت مخاطب از آنچه برایش به تصویر کشیده شده، بیشتر و عمیق‌تر در جان و روحش نفوذ یابد. همچون چترهای سیاه و سرگردانی که چون دیواره‌هایی متحرک، می‌تواند رنج و کین و حسد و اندوه و سرما را در خود نهان و تیرگی سایه‌ها را افزون سازد. روشنی بر سایه کارگر نمی‌افتد. از آسمان گلوله‌های درشت برف می‌بارد تا همه چیز را در خود مدفون سازد و گذشته‌های طلایی هنرمندان پرنبوغ را در زرورق اعتیاد‌آور سیاست نابود سازد. «مفیستوفلس»، روایت نابودی انسان‌ها، از اوج تا حضیض را اینگونه روایت می‌کند. از خاطرات دور کودکی تا شهرتی که گنداب فاشیست آن را چنین به افول و تباهی کشاند.

تازه‌ترین اثر مرتضی اسماعیل کاشی، پرطمطراق، عظیم، جسورانه و به شدت چالش‌برانگیز است. حضور ده‌ها هنرجو که به نظر می‌رسد، با تمرین‌هایی طولانی، موفق به ایفای چنین نقش‌های سختی شده‌اند؛ حاصل زحمات اوست. نتیجه‌ای که معنایش، تربیت نیروهای تئاتری است.

در نمایش او هیچ ستاره‌ای نیست که به آن واسطه، وجه تبلیغاتی کار رونق گیرد؛ از همین روست که به نظر می‌رسد برای او، نمایش مقوله‌ای جدی برای به چالش کشیدن اندیشه و میل به خردورزی است. کارگردانی که در سال ۱۴۰۲ نمایش موفق «انسان، اسب، پنجاه پنجاه» را در دو سالن مولوی و مجموعه شهرزاد به صحنه برد؛ اینک در سالن استاد ناظرزاده، نمایشی را به صحنه برده است که عظمت و شکوه خیره‌کننده‌اش، بازتابی است از نمایشنامه پرقدرتی که سخنی سترگ برای سهیم شدن با مخاطب خود دارد.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/146287
دیدگاه

آخرین خبرها
مرتبط با خبر
خبرهای پربازدید


«بامداد خمار» را چه چیزهایی «بامداد خمار» می‌کند؟

سینماسینما، در آستانه پخش فصل دوم سریال بامداد خمار از پلتفرم شیدا، زهرا مشتاق درباره این اثر نوشت:وقت خوبی تمام شد. درست در بحبوحه دوباره جنگ. زمانی که پرتکرارهای اینستاگرام، رحیم و محبوبه بود و همه جا پر شده بود از تکیه کلام: یعنی من اهم خانم؟ چه چیزی، یک...

۱۴۰۵/۰۴/۲۱


یادداشتی بر نمایش «رابین هود»؛ بشارت پیروزی

سینماسینما، زهرا مشتاق؛ اجرای نمایشی که یکی از ویژگی هایش، حافظه جمعی مخاطبان راجع به آن است، کار آسانی نیست. «رابین هود»، به خصوص برای بزرگسالانی که به تماشای نمایش می آیند، داستان تازه ای نیست. برای مثال، انیمیشن آن، بارها و بارها از تلویزیون ایران به روی آنتن رفته...

۱۴۰۴/۰۹/۰۶

نرگس آبیار
۱

نرگس آبیار خدای زدن به دل ماجراست

سینماسینما، زهرا مشتاق سینما به ادبیات زیاد بدهکار است؛ سینمای ایران بیشتر. جهان ادبیات فارسی زبان، داستان‌های تاثیرگذاری دارد، که بی‌نهایت قابلیت تبدیل شدن دارند. رمان‌هایی که می‌توانند به شکل فیلم‌نامه نوشته و سپس تبدیل به فیلم شوند. فیلم‌هایی که شاید به همان اندازه در دنیای کلمات، در دنیای تصویر...

۱۴۰۴/۰۸/۲۰


«تابستانی که برف آمد» در سینما اندیشه بررسی می‌شود

فیلم سینمایی «تابستانی که برف آمد» در فرهنگسرای اندیشه اکران و نقد بررسی می شود. به گزارش سینماسینما، فیلم «تابستانی که برف آمد»، اثری در ژانر ملودرام اجتماعی و به‌کارگردانی نسیم فروغ، نویسندگی فاطیما اباحمزه و تهیه‌کنندگی مریم بحرالعلومی است که در سینماهای گروه «هنر و تجربه» در حال اکران...

۱۴۰۴/۰۷/۲۱


«تابستانی که برف آمد»؛ قصه‌ای خانوادگی و عاشقانه با نشانه‌های هنری

سینماسینما، زهرا مشتاق مخاطب تصمیم می‌گیرد که به دیدن چه چیزی در چه بستری برود. مثلا تماشای یک تئاتر دانشجویی، یک نمایش آماتور، سینمای کمدی، اجتماعی، خانوادگی یا هر گونه دیگر. «هنر و تجربه» نیز از جمله همین دست انتخاب ها است. عنوان آن، به درستی، نشان دهنده محتوایی است...

۱۴۰۴/۰۷/۲۰


یادداشتی بر «صبحانه با زرافه‌ها»/ باز تعریف دگرگونه‌ی یک داستان اجتماعی محض

سینماسینما، زهرا مشتاق؛ یک فضای انتزاعی تسری یافته، در نهایت یک رئال بی‌وقفه. باز تعریف یک داستان اجتماعی محض، به دگرگونه‌ترین شکل ممکن. چگونه ممکن است یک روایت آشنا و بسیار تکرار شده، آشنایی‌زدایی شود و با ساختار و چیدمانی متمایز از تمام نشانه‌ها، از نو روایت شود! در «صبحانه...

۱۴۰۴/۰۷/۱۵


نمایش «هم این، هم آن»؛ در مسیر تعامل، همدلی و تفاهم متقابل

سینماسینما، زهرا مشتاق «هم این، هم آن» در عنوان خود، پیشنهادی است برای پذیرش یکدیگر و یک همزیستی مسالمت آمیز. تصویری متفاوت از دو نسل. آیا این تصویر نشان دهنده رویارویی و تضاد است یا تنها یادآوری و یا ترسیم تمایزهای ساختاری میان نسلی است؟ حتی به نظر می‌رسد، «هم...

۱۴۰۴/۰۶/۲۱


«پیرپسر»؛ دیکتاتورهایی با مغزهای کوچک زنگ‌زده

سینماسینما، زهرا مشتاق باید در اعلام زمان فیلم اشتباهی رخ داده باشد. محال است سه ساعت و نیم تمام، بی وقفه به تصاویری چشم دوخت که ذره ذره تو را می بلعد، روحت را به بی رحمانه ترین شکل ممکن، از هم متلاشی می کند و تو باز عطش بیشتری...

۱۴۰۴/۰۵/۲۴


دوازده روز جنگ

به گزارش سینماسینما، زهرا مشتاق در روزنامه شرق نوشت: این بامداد می تواند نزدیک به مرگ باشد. آسمانی که پر از لکه های کوچک نورانی است که با سرعتی عجیب ناپدید می شوند. صداها، همزمان با همین نقطه های روشن ظاهر می شوند و اندام آسمان را می درند. عجیب...

۱۴۰۴/۰۴/۰۶


«بی‌صدا حلزون»؛ تلخی میان تصمیم و تسلیم

سینماسینما، زهرا مشتاق «بی صدا حلزون»، مثل ده ها فیلمی که امکان اکران مناسب پیدا نمی کنند، در شرایطی به روی پرده رفت که چنانکه باید دیده نشد. فروشی حدودا ۷۰۰ میلیون تومانی داشت و شاید کمتر راجع به آن صحبت شد. اما، «بی صدا حلزون» فیلم قابل تاملی است....

۱۴۰۴/۰۱/۰۱


یادداشتی برای «ژولیت و شاه»؛ قصه‌ای آمیخته از تخیل و واقعیت

سینماسینما، زهرا مشتاق ساختن انیمیشن در ایران آسان نیست. در جایی که مخاطب می تواند ده ها عنوان انیمیشن درجه یک از کشورهای صاحب نام در صنعت کارتون سازی ببیند؛ ایجاد علاقه برای دیدن یک فیلم ایرانی کار آسانی نیست. «ژولیت و شاه» ساخته اشکان رهگذر داستانی دارد که از...

۱۴۰۳/۱۱/۲۱

شهاب حسینی
غزل شاکری
۱

یادداشتی برای فیلم «رها»/ جامعه ناکارآمد و پدرهای بی‌خاصیت

سینماسینما، زهرا مشتاق پدرهای بی‌خاصیت، بیش از هر چیز نتیجه جامعه ناکارآمدی است که افراد خود را دچار رنج و تباهی می کند. در ساختاری که هیچ چیز جای خود نباشد، یک روال عادی می تواند تبدیل به ضد خود شود. کارکرد یک خانواده، معنای کلی اش، وجود آرامش، یکپارچگی،...

۱۴۰۳/۱۱/۱۲

فاطمه معتمدآریا
باران کوثری
۲

چشیدن طعم نابرابری/ نگاهی به فیلم «عامه‌پسند»

سینماسینما، زهرا مشتاق عامه پسند فیلم ساده ای است. قصه اش را بدون پیچیدگی و سرراست تعریف می کند. یک زن خیلی معمولی در ۶۰ سالگی و رنج هایی که از آدم های اجتماع، سنت، عقاید و باورهای قراردادی و بی پایه بر او تحمیل می شود و یک بار...

۱۴۰۳/۰۳/۰۷

ستاره اسکندری
۱

وقتی زن تبدیل به «ناموس» می‌شود/ نگاهی به فیلم «خورشید آن ماه»

سینماسینما، زهرا مشتاق ویژگی هایی هست که خورشید آن ماه را قابل تامل می سازد. مهمترین آن، نقد فرهنگی است که زنان را در برابر هم می شوراند و مردانی که می توانند تبدیل به خونریزانی متحرک شوند. گلوله هایی که می توانند هر کجا را به آتش بکشند. گویا،...

۱۴۰۲/۱۰/۱۰


سر در گریبان تفکر فرو برید/ درباره شکایت طلاب از بازیگران زن

سینماسینما، زهرا مشتاق به محض اینکه خبر شکایت طلاب را دیدم، به دوست نازنینی در قم که از استادان رشته حقوق در دانشگاه هستند، تلفن کردم تا راست و دروغ خبر را مطمئن شوم. خبر درست بود. اما ظاهرا معاون دادستان شکایت را نپذیرفته بودند. نگاه ایشان این بود که...

۱۴۰۰/۱۰/۰۳

امیر آقایی
طناز طباطبایی
۲

«شنای پروانه»؛ تصویری روشن از لایه‌های تاریک اجتماع

سینماسینما، زهرا مشتاق از دیدن فیلم مهم شنای پروانه و درست بودن آن جا خوردم. از تسلط کارگردان به چنین محیط هایی و آدم هایی که در طبقه خاصی قرار می گیرند و تعریف کردنشان اگر آنطور که باید نباشد؛ کار تباه و زخمی می شود. نمونه های زیادی از...

۱۴۰۰/۱۰/۰۲


مفری برای گریز به جهان شادی/ نگاهی به نمایش «بانوی محبوب من»

سینماسینما، زهرا مشتاق خیلی اتفاقی از یک شبکه تلویزیونی در حال تماشای یک فیلم کلاسیک هستم. بانوی زیبای من My fair lady با بازی آدری هیپورن، محصول سال ۱۹۶۴ به کارگردانی جرج کیوکر. هنوز وسط های فیلم است. ولی باید بروم به دیدن نمایش «بانوی محبوب من» به کارگردانی گلاب...

۱۴۰۰/۰۹/۱۰

احمد بهرامی
علی باقری
۱

«دشت خاموش»؛ ارباب زورگو، رعیت ظلم‌پذیر

سینماسینما، زهرا مشتاق اگر این فیلم را ندیده‌اید، این نوشته بخش‌هایی از داستان را لو می‌دهد اگر می خواهید فیلمی متفاوت درباره مسائل کارگری ببینید، به تماشای دشت خاموش بنشینید. فیلمی درباره همه آدم هایی که می توان به سادگی حق آنها را خورد و هیچ سهمی در زندگی نصیب...

۱۴۰۰/۰۹/۰۵


شورای پروانه نمایش؛ یک سد هفت نفره

سینماسینما، زهرا مشتاق اعضای شورای پروانه نمایش به پیشنهاد شخص محمد خزاعی رئیس سازمان سینمائی و توسط محمد مهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی شدند. توجه به این فهرست هفت نفره کافی است که بدانیم سینما از این پس قرار است چه مسیری را طی کند و مهم...

۱۴۰۰/۰۸/۲۵


پرندگان ناچیز به جای عقاب نشسته‌اند

سینماسینما، زهرا مشتاق یکی از اهالی سینما در پستی اعلام کرده که اگر کسی بعد از سی سال کار زندگی آسوده ای نداشته باشد، مشکل از بی دست و پایی خودش است. ضمن احترام به نظر ایشان، باید گفت این نگاه در یک جامعه طبقاتی و پرشکاف معنایی ندارد. من...

۱۴۰۰/۰۸/۱۸


آیا عملکرد رئیس سازمان سینمایی یک دورخیز سیاسی است؟

سینماسینما، زهرا مشتاق محمد خزاعی مدیر جنجال برانگیزی است. او در همین زمان کوتاه سه عملکرد قابل تامل داشته است. نخست انتخاب اعضای هیات امناء فارابی که با مخالفت جدی اغلب سینماگران رو به رو شد و البته از سوی شخص ایشان بدون پاسخ ماند. مشت نمونه خروار است. اگر...

۱۴۰۰/۰۸/۰۴


درباره سفرنامه روزنامه‌نگاری که داستان‌فروش نیست

سینماسینما، مهرداد حجتی درباره یک سفرنامه/ برای دوست و‌ همکار قدیمی‌ام زهرا مشتاق (گزارش زهرا مشتاق با عنوان «طالبان و من» دهم مهر ماه در روزنامه اعتماد منتشر شده بود) «روز ۲۶ سنبله یا همان شهریور سال ۱۴۰۰ و در روز تولد ۵۰ سالگی‌ام، من میان مردان طالب اسلحه به...

۱۴۰۰/۰۷/۲۶


مسئولان و صنوف برای آزادی مجید سعیدی عکاس مطبوعات مساعدت کنند

سینماسینما، زهرا مشتاق من خبرنگار خوش شانسی هستم و این فرصت را داشته ام که با بهترین های مطبوعات ایران کار کنم و چیزهای زیادی یاد بگیرم. من سال ها همکار عکاس برجسته ای مثل مجید سعیدی بوده ام. او یکی از بهترین عکاسان خبری است و عکس های درخشانی...

۱۴۰۰/۰۶/۱۹

رعنا آزادی ور
جواد عزتی
۱

هیولاهای درخشان

سینماسینما، زهرا مشتاق من اگر می‌توانستم همین امروز صبح از محمد حسین مهدویان شکایت می‌کردم. چون او در «زخم کاری» به ریه‌های هیولای بازیگری ایران بدجور زخم زده است. مگر ما چند تا هیولا مثل جواد عزتی لعنتی داریم که بتواند این اندازه درخشان باشد. «زخم کاری» اصلا با جواد...

۱۴۰۰/۰۶/۱۵

بهرام بیضایی
۲

عشق مرکب حرکت است و نه مقصد / «روز واقعه»؛ باشکوه‌ترین فیلم ساخته شده درباره عاشورا

سینماسینما، زهرا مشتاق شعری مصور و منثور. غزلی پر ابیات و انباشته از تصاویر خیره‌کننده. «روز واقعه» را هنوز می‌توان مهم‌ترین و باشکوه‌ترین فیلم ساخته شده درباره واقعه عاشورا معرفی کرد. شکوهی که از پشتوانه فیلمنامه‌ای غنی و پرگفتار برخوردار است. گفت‌وگوهایی که نه حتی کلمه به کلمه، که گویا...

۱۴۰۰/۰۵/۲۸


به بهانه درگذشت فرشته طائرپور/ اینها که می‌روند سرمایه‌های اجتماعی بی‌جایگزین جامعه‌اند

سینماسینما، زهرا مشتاق مرگ فرشته طائرپور در حالی اعلام می شود که هنوز چند روزی از مرگ علی سلیمانی نمی گذرد. فهرست کشته شدگان مشهور بر اثر کرونا، بلندتر و تکان دهنده تر می شود. مساله تفاوت میان انسان ها نیست. تمام آنهایی که بر اثر کرونا جان خود را...

۱۴۰۰/۰۵/۲۶


شما چه واکسنی زده‌اید که بیمار نمی‌شوید؟!

سینماسینما، زهرا مشتاق فهرست مرگ تمام شدنی نیست. امروز علی سلیمانی درگذشت تا به یادمان بیاورد دست اندرکاران حوزه هنر، چون دیگر مردم، تا چه اندازه بی پناه، تنها و رها شده اند. سخنان منتشر شده از دکتر زالی که امروز سعی در دگرگون جلوه دادن آن دارند، نشان دهنده...

۱۴۰۰/۰۵/۲۱

علی نصیریان
جواد عزتی
۱

هیچ مامنی وجود ندارد / «خورشید»؛ کودکان بی‌آینده‌ای که با دست‌های خالی زمین سخت را برای هیچ می‌جویند

سینماسینما، زهرا مشتاق خاستگاه آثار هنری معمولا برآمده از اجتماعی است که در آن اصل خلق اتفاق می‌افتد. به صحنه رفتن نمایش‌هایی از جنس مرگ یزدگرد و در انتظار گودو و یا ساخته شدن تندیس‌های کوله‌بران و یا انتشار کتاب‌هایی که روایت آن گونه‌ای از شکل اعتراض محسوب می‌شود؛ عصاره...

۱۴۰۰/۰۵/۱۰


مدیری که رونق و شکوه را به موسیقی بازگرداند

سینماسینما، زهرا مشتاق آقای مرادخانی را نمی شناختم. فقط خیلی دل گنده بودم. یادم نیست چه سالی بود. وقت گرفتم و به اتفاق وحید زارع زاده به دفترشان رفتیم. ایشان معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودند. خودمان را معرفی کردیم و گفتیم اجازه بدهید ضبط و کارگردانی هفدهمین...

۱۴۰۰/۰۳/۱۷