«بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم»؛ نشانه گرفتن قلب تماشاگر | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

«بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم»؛ نشانه گرفتن قلب تماشاگر

lazy_placeholder.gifIMG_20211227_163651_713-300x240.jpg سینماسینما، ساسان گلفر

«آیا من عاشقم؟

بله، چون منتظرم. دیگری هرگز منتظر نمی‌ماند. گاهی می‌خواهم نقش کسی را بازی کنم که منتظر نمی‌ماند؛ سعی می‌کنم خودم را در جایی دیگر مشغول کنم تا دیر برسم؛ اما همیشه در این بازی می‌بازم. هر کاری می‌کنم، خودم را آنجا می‌بینم، در حالی که هیچ کاری ندارم بکنم، سر وقت، حتی زودتر از موعد. هویتی که برای عاشق مقدر شده دقیقاً همین است: من همان کسی هستم که منتظر می‌ماند.»  رولان بارت

lazy_placeholder.gif

photo_2025-10-04_22-58-33.jpg

تماشای نمایش «بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم» مرا به یاد کلمات رولان بارت می‌اندازد، واژگانی از کتاب مجموعه گزین‌گویه‌های او با عنوان «گفتمان یک عاشق: قطعه‌نویسی‌ها» (که در ایران با عنوان «سخن عاشق» ترجمه شده است، ترجمه پیام یزدانجو، نشر مرکز). در این نمایش هم به گفتار و گفتمانی مشابه آنچه مترجم ایرانی کتاب بارت درباره‌اش نوشته برمی‌خوریم: «سخن عاشق سخنی از فرط تنهایی است. این سخن شاید بر زبان هزاران تن جاری باشد، اما هیچ‌کس بقای آن را تضمین نکرده.»  اما نام بردن از یک نظریه‌پرداز نشانه‌شناس نباید به ما چنین تصوری را القا کند که این نمایش قرار است به حوزه‌ی فلسفه، نشانه‌شناسی یا نظریه‌پردازی ادبی محدود بماند. برعکس، مانند بارت که در کتاب «گفتمان یک عاشق» به حوزه‌ی اندیشه محدود نمانده و وارد ساحت احساس بشری شده است، این نمایش هم سعی کرده قلب تماشاگر را نشانه بگیرد و درست به هدف زده است.

خسرو ‌نقیبی نویسنده و کارگردان «بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم» در این روایت، خط داستانی نسبتاً ساده‌ای را دنبال کرده است. زوجی که مانند همه‌ی زوج‌های دیگر دنیا در مقطعی از زندگی با هم به مشکل برخورده‌اند، جایی باید تصمیم بگیرند که با هم می‌مانند یا راهشان را از هم جدا می‌کنند. خاص‌تر اگر بخواهیم تعریف کنیم دو انسان که در ابتدای آشنایی کسرا و بهار نام دارند و در سال‌های بعدی یکدیگر را بهمن و ماهی صدا می‌زنند، در بزنگاه‌های بیماری و معیشت و اختلاف نظر هنگام تصمیم گرفتن برای ادامه دادن به زندگی در همان شرایط یا ادامه ندادن و مهاجرت سعی می‌کنند چاره‌ای و راه حلی پیدا کنند.

گزین‌گویه‌ی دیگری از رولاند بارت در همان کتاب «گفتمان یک عاشق» در این‌جا نیز به زیبایی خودنمایی می‌کند: «می‌بینی، اولین چیزی که ما دوست داریم یک صحنه است. زیرا عشق در نگاه اول مستلزم آن است که ناگهانی و بی‌مقدمه، مانند یک تصادف، اتفاق بیفتد؛ و مهم‌تر از همه صحنه‌ای است که به نظر می‌رسد برای اولین بار بهتر دیده می‌شود: پرده‌ای کنار می‌رود و چشم آنچه را که تا این زمان ندیده بود، می‌بلعد: صحنه، ابژه‌ای را که قرار است دوست داشته باشم، تقدیس می‌کند. زمینه، مجموعه‌ای از عناصر است که به طور هماهنگ چیده شده‌اند و تجربه‌ی سوژه‌ی عاشق را در بر می‌گیرند… عشق در نگاه اول همیشه با زمان گذشته بیان می‌شود. صحنه کاملاً با این پدیده‌ی زمانی سازگار است: متمایز، ناگهانی، قاب‌بندی شده، صحنه‌ای که پیشاپیش یک خاطره است (عکس اساساً بازنمایی زمان حال نیست، بلکه یک یادمان است)… صحنه‌ی باشکوهِ اتفاقی غیرمترقبه است که عاشق به خود می‌گوید: نمی‌توانم از این بخت خوب و از رسیدن به آنچه با آرزویم مطابقت دارد، صرفنظر کنم.»

نقیبی نویسنده در مقام کارگردان هم رویکردی ظاهراً ساده و سرراست به کار گرفته است، استفاده از کمترین امکانات و تمهیدات صحنه‌ای، یک دکور نسبتاً ساده و بازی‌های واقعگرایانه بازیگران. اما او سه تمهید بسیار جذاب در نویسندگی و کارگردانی به کار گرفته که این نمایش را برای تماشاگر به اثری متمایز، جذاب و فراموش‌نشدنی بدل می‌کند و البته عمقی غیرمنتظره هم به این داستان نسبتاً ساده می‌بخشد.

lazy_placeholder.gif

photo_2025-10-04_22-58-32.jpg

اولین ترفند او در نوشتن نمایشنامه‌ی «بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم» و با همکاری نونا شهریاری در مقام دراماتورژ این است که گذشته و حال دو شخصیت را یک‌جا و در قالب چهار بازیگر که در کنار همدیگر ایفای نقش می‌کنند، به نمایش می‌گذارد. کمی طول می‌کشد تا تماشاگر با اتکا به نشانه‌های گفتاری دریابد که این دو زوج در واقع یک زوج در دو زمان مختلف هستند، اما زمانی که متوجه این نکته‌ی تکان‌دهنده می‌شود که در ضیافت ابتدای نمایش احتمالاً درنیافته بود، چند اتفاق در ساحت ادراک و درون او می‌افتد؛ رخدادهایی که شاید به وقوع آن‌ها آگاه نباشد و فقط در سطح ناخودآگاه او جریان داشته باشند، اما بسیار مهم هستند و علاوه بر ساحت تفکر، ساحت احساس او را هم تحت تأثیر قرار می‌دهند. نخست نوعی ترس‌ولرز اگزیستانسیالیستی است که او را دربر می‌گیرد: «آیا من هم این هویت چند تکه را دارم؟ آیا هویت من هم به متغیرهای بی‌شماری بستگی دارد که نام، یکی از آن‌هاست؟ آیا بر اثر گذشت زمان تغییر می‌کند؟ اصلاً هویت حقیقی من چیست و چه تعریفی دارد؟» بعد در یادآوری صحنه‌ی ضیافتی که نخست دیده، به نکته‌ای مهم‌تر پی می‌برد: «آیا تفاوت هویت من و دیگری، تفاوتی که همیشه به نظرم واقعی می‌آمده، واقعی است؟» و بعد که با سویه‌ی اجتماعی روایت بیشتر آشنا می‌شود و به مسائلی مانند مهاجرت، بحران معیشت و گرفتاری‌ها و ناچار شدن‌هایی که روال زندگی و عشق و دلبستگی را مختل می‌کند، سویه‌ی جمعی هویت انسان برای او برجسته می‌شود: «آیا هویت جمعی ما هم تکه‌تکه شده است؟ آیا ما به اختلال تجزیه‌ی هویت مبتلا شده‌ایم؟ آیا این مقدمه‌ی یک اسکیزوفرنی جمعی نیست؟»

دومین تمهید خسرو نقیبی در مقام نویسنده و کارگردان، رویکرد تعاملی او و مشارکت دادن تماشاگر در روند داستان و پیشبرد روایت است. شخصیت‌ها در مقاطعی سیر روایت را متوقف می‌کنند و نظر تماشاگران را درباره‌ی شخصیت‌ها و این‌که بهتر است چه تصمیمی بگیرند، می‌پرسند. این روش روایت‌گری که تا حدی برگرفته از تکنیک‌های برشت است، با ایجاد وقفه‌هایی در شیوه‌ی بازیگری واقع‌گرای متد استانیسلاوسکی، به نوعی اندیشه و احساس تماشاگر را به موازات هم پیش می‌برد. درآمیختگی احساس و اندیشه تماشاگر البته با سومین تصمیم کارگردان تقویت می‌شود.

lazy_placeholder.gif

photo_2025-10-04_22-58-31.jpg

تأثیرگذارترین ایده‌ی کارگردانی این اثر نمایشی در واقع انتخاب سالن مناسب است؛ سالن شیشه‌ای تماشاخانه‌ی هما که به شکل یک خانه‌ی کوچک و جمع‌وجور ساخته شده و صحنه‌ی چهارسویه و حذف کامل و ناگزیر دیوار چهارم است که تماشاگر را کاملاً درگیر رویدادهای صحنه می‌کند و مشارکت حداکثری او را می‌طلبد. بازی‌های تأثیرگذار و پر احساس سیدجواد ‌یحیوی، صدف ‌طلایی، سعید ‌زارعی/ مصطفی ‌پروین و آیه ‌کیان ‌پور در این فضای خانگی و خودمانی بارها و بارها تماشاگر را به عمق تراژیک زندگی عادی انسان‌های دور و بر خودمان می‌برد و نوعی کاتارسیس ایجاد می‌کند؛ طوری که بی‌پیرایگی دکور و صحنه حتی یک نقطه قوت به نظر مخاطب می‌آید و او نیازی به تکنیک‌های پیچیده اکسپرسیونیستی برای درک بیشتر مفاهیم احساس نمی‌کند.

نمایش «بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم» برای تماشاگر ایرانی امروزی با وجود همه‌ی گرفتاری‌ها و غم‌وغصه‌هایی که در زندگی روزمره با آن‌ها دست به گریبان است، در مجموع تجربه‌ای به‌یاد ماندنی و باارزش رقم می‌زند. تجربه‌ای که شاید بتوان با آن‌چه رولان بارت در کتاب‌اش به آن اشاره کرده مقایسه کرد: «به نظر می‌رسد ژست آغوش عاشقانه، برای مدتی، رویای سوژه برای اتحاد کامل با معشوق را برآورده می‌کند: آرزوی کمال با دیگری… در این لحظه، همه چیز به حالت تعلیق درآمده است: زمان، قانون، ممنوعیت: هیچ چیز تمام نشده است، هیچ چیز خواسته نشده است: همه‌ی آرزوها از میان رفته‌اند، زیرا به نظر می‌رسد که قطعاً برآورده شده‌اند… لحظه‌ای از تأیید؛ برای مدتی مشخص، هرچند محدود، یک وقفه‌ی آشفته، چیزی موفق بوده است: من تحقق پیدا کرده‌ام.»

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/147918
دیدگاه

آخرین خبرها
مرتبط با خبر
خبرهای پربازدید

علیرضا علویان
۳

معرفی داوران جشنواره فیلم کوتاه یک دقیقه ای

سارا بهرامی، کاوه سجادی حسینی، رضا گوران، علیرضا علویان، کریم لک زاده، خسرو نقیبی و ندا هنگامی تیم داوری نخستین جشنواره فیلم "روزنه" خواهند بود.

۱۳۹۹/۰۹/۲۴

مهدی سجاده چی
۱

استعفای «مهدی سجاده‌چی» هنوز پذیرفته نشده است

سینماپرس: خسرو نقیبی سخنگوی شورای مرکزی کانون فیلمنامه‌نویسان تأکید کرد استعفای مهدی سجاده‌چی رییس این شورا فعلا پذیرفته نشده است و باید در جلسه‌ای دلایل این استعفا بررسی شود.

۱۳۹۹/۰۳/۰۷

اصغر فرهادی
۱

درباره‌ی ازدست‌دادن و در اهمیت به‌دست آوردن/ یادداشت خسرو نقیبی درباره فیلم همه می دانند

خسرو نقیبی منتقد سینما در سرمقاله امروز روزنامه هفت صبح در یادداشتی نوشت :«همه می‌دانند» ساده به نظر می‌رسد اما یک فیلم کامل از قصه‌گویی‌ست که جهان داستانی‌اش بیش‌تر از حرف‌های فرامتن برای او اهمیت دارد. شاید آغاز یک دوره‌ی تازه برای فیلم‌سازی اصغر فرهادی. «همه می‌دانند» فیلم ژانر است....

۱۳۹۷/۰۹/۱۱

مهدی کرم پور
۱

دیالوگ: پل چوبی

نویسندگان: مهدی کرم‌پور و خسرو نقیبی کارگردان: مهدی کرم پور محصول: ۱۳۹۰ *** نازلی(هدیه تهرانی): وقتی کسی هنوز تو ذهنت تموم نشده به زور نمی شه تمومش کرد. نوشته دیالوگ: پل چوبی اولین بار در بانی‌فیلم پدیدار شد.

۱۳۹۷/۰۵/۰۹

مهدی کرم پور
۱

دیالوگ: چه کسی امیر را کشت؟

نویسندگان: خسرو نقیبی،مهدی کرم‌پور،مهدی کیا کارگردان: مهدی کرم پور محصول: ۱۳۸۴ *** امیر(علی مصفا): همه آدما از وقتی دنیا میان، کلی آرزو دارن واسه خودشون که انجامش بدن… زمان می گذره تا اینکه می بینن ای بابا پیر شدن و به هیچ کدوم از آرزوهاشون نرسیدن… بعد همون آرزوها رو...

۱۳۹۷/۰۳/۳۱


از تصمیمات سیاست‌مدارانه داوران تا بلاتکلیفی ۳۶ ساله/ بررسی جشنواره فجر از نگاه منتقدان

کیوان کثیریان، خسرو نقیبی و سیدعبدالجواد موسوی سه منتقد سینما در فاصله کوتاهی از پایان کار سی و ششمین جشنواره فیلم فجر آثار مهم، اتفاقات جنجالی، داوری‌ها و شیوه مدیریت جشنواره را تحلیل و بررسی کردند. به گزارش سینماسینما، سی و ششمین جشنواره فیلم فجر با تمام اتفاقات تلخ و...

۱۳۹۶/۱۱/۲۸


حضور پررنگ رسانه و روزنامه‌نگاران در یازدهمین جشنواره «سینماحقیقت»

در میان کارگردانان متقاضی حضور در یازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت و همچنین در جمع اسامی میهمانان بین‌المللی این رویداد، نام برخی از روزنامه‌نگاران و خبرنگاران به چشم می‌خورد. به گزارش سینماسینما، در ایام برپایی بیست و سومین نمایشگاه مطبوعات، روابط عمومی جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت اعلام کرد: کیوان مهرگان، رضا...

۱۳۹۶/۰۸/۱۰

نظام الدین کیایی
مهدی پاکدل

نسخه نهایی فیلم «خانه کاغذی» به دبیرخانه فجر تحویل داده شد

سینماپرس: نسخه نهایی فیلم سینمایی «خانه کاغذی» به کارگردانی مهدی صباغ‌زاده به دبیرخانه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر تحویل داده شد.

۱۳۹۵/۱۰/۰۸

پرویز پرستویی
ستاره اسکندری

“خانه کاغذى” آماده نمایش شد

نسخه نهایی فیلم سینمایی “خانه کاغذی” به کارگردانی مهدی صباغ ‌زاده به دبیرخانه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر تحویل داده شد. مهدی صباغ ‌زاده پس از چهار سال دوری از سینما “خانه کاغذى” را کارگردانی کرده است. تهیه این فیلم سینمایی بر عهده تینا پاکروان با مشارکت امیرحسین عبدالهی...

۱۳۹۵/۱۰/۰۸

پگاه آهنگرانی
مهتاب کرامتی

بدرقه کارگردان«من ناصر حجازی هستم» به سوی خانه ابدی/ طولانی‌ترین شب یلدای نیما طباطبایی!

سینماپرس: پیکر نیما طباطبایی با سخنرانی هنرمندان و دوستانش برای خاکسپاری به قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تشییع شد.

۱۳۹۵/۰۹/۳۰

پرویز پرستویی
ستاره اسکندری

علیرضا علویان “خانه کاغذى” را صداگذارى مى کند

فیلم “خانه کاغذی” به کارگردانی مهدی صباغ ‌زاده توسط علیرضا علویان صداگذاری می‌شود. در این فیلم سینمایی که برای اولین نمایش آن در جشنواره فیلم فجر آماده مى شود، پرویز پرستویی، تینا پاکروان، ثریا قاسمی، ستاره اسکندری، مهدی پاکدل، علیرضا کمالی، حسین پاکدل، محسن قاضی‌مرادی، ارد زند و شقایق فراهانی...

۱۳۹۵/۰۹/۲۳

ثریا قاسمی
مهدی پاکدل

فردین خلعتبری موسیقی «خانه‌ کاغذی» را می‌سازد/ آماده شدن برای فجر

سینماپرس: ساخت موسیقی «خانه کاغذی» به کارگردانی مهدی صباغ زاده توسط فردین خلعتبری انجام می شود.

۱۳۹۵/۰۹/۲۰

نظام الدین کیایی
مهدی پاکدل

فردین خلعتبرى موسیقى “خانه کاغذى” را مى سازد

فردین خلعتبرى موسیقى ” خانه کاغذى ” را مى سازد فردین خلعتبری موسیقی فیلم “خانه کاغذی” به کارگردانی مهدی صباغ ‌زاده و تهیه‌کنندگی تینا پاکروان را می ‌سازد. در این فیلم سینمایی که اولین نمایش آن در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر است، پرویز پرستویی، تینا پاکروان، ثریا قاسمی،...

۱۳۹۵/۰۹/۲۰

پرویز پرستویی
مهدی صباغ زاده
۳

فیلمبرداری «خانه کاغذی» به نیمه راه رسید/ ادامه فیلمبرداری در شمال تهران

سینماپرس: علیرضا زرین‌دست گفت: فیلمبرداری فیلم سینمایی «خانه کاغذی» به نیمه راه رسیده است.

۱۳۹۵/۰۷/۳۰

پرویز پرستویی
مهدی صباغ زاده
۳

“خانه کاغذى” با پرویز پرستویى و تینا پاکروان کلید خورد

به گزارش فیلم نیوز، فیلم سینمایی “خانه کاغذی” به کارگردانی مهدی صباغ زاده روز گذشته در تهران کلید خورد. در این فیلم سینمایی، پرویز پرستویی و تینا پاکروان به ایفای نقش می‌پردازند و طی روزهای آینده بازیگران دیگر “خانه کاغذی” معرفی خواهند شد. مهدی صباغ ‌زاده پس از چهار سال...

۱۳۹۵/۰۷/۲۵

جمال شورجه
حسن ایوبی

داوران فیلم‌های سینمایی هجدهمین جشن «خانه سینما» معرفی شدند

سینماپرس: داوران مرحله اول انتخاب فیلم های سینمایی متقاضی شرکت در هجدهمین جشن خانه سینما معرفی شدند.

۱۳۹۵/۰۵/۳۰

مجید مجیدی
بهروز افخمی

افخمی: سینماهای حوزه هنری به زودی در اقلیت قرار می گیرند/ فراستی: امروز منتقدان به مدیران روابط عمومی بدل شده‌اند

افخمی: سینماهای حوزه هنری به زودی در اقلیت قرار می گیرند/ فراستی: امروز منتقدان به مدیران روابط عمومی بدل شده‌اند

سینماپرس: برنامه تخصصی «هفت» پس از یک هفته تاخیر شب گذشته با محوریت مسائل روز سینمای ایران روی آنتن شبکه سوم سینما رفت.

۱۳۹۵/۰۵/۳۰