عده‌ای سینما را به حرفه «بساز و بفروشی» تبدیل کرده‌اند/ بازی در «قلاده‌های طلا» برایم حاشیه‌ساز شد | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

عده‌ای سینما را به حرفه «بساز و بفروشی» تبدیل کرده‌اند/ بازی در «قلاده‌های طلا» برایم حاشیه‌ساز شد

داریوش اسدزاده متولد ۱۳۰۲ در کرمانشاه از قدیمی ترین بازیگران سینما و تئاتر کشور است که در ۳ دوره از فرهنگ و هنر این کشور حضور داشته و در در آثار سینمایی، تلویزیونی و تئاترهای زیادی به ایفای نقش پرداخته است. وی در سال ۱۳۹۱ مدرک درجه یک هنری را از سوی وزارت ارشاد دریافت کرده و به نوعی تاریخ زنده هنر ایران به شمار می رود.

«نسیم آنلاین»، درباره حضورتان در عرصه تئاتر و سینما صحبت کنید؟ چه شد که وارد این حوزه شدید؟

اسدزاده: بنده ۳ دوره تاریخ سینما و تئاتر این کشور را دیده و بررسی کرده ام؛ چرا که از سال ۱۳۲۰ وارد تئاتر و بعد از آن در سال ۱۳۲۷ وارد حوزه سینما شدم. صدها فیلم پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بازی کردم و آمار فیلم هایی که بعد از پیروزی انقلاب در آنها بازی کرده ام نیز از دستم خارج شده است.

عشق به هنر باعث شد تا ۷۳ سال در این عرصه بمانم

عشق به کارم داشتم؛ به گونه ای که در سال ۱۳۲۴ وارد خدمت دولت شدم و در دوره دوم قوام السلطنه تا مدیرکلی وزارت دارایی خدمت کردم. آن دوران وزارت ارشاد نداشتیم و تنها وزارت معارف در کشور بود و اداره هنرهای ملی زیرمجموعه آن به شمار می رفت تا اینکه در سال ۱۳۳۶ وزارت فرهنگ و هنر تاسیس شد؛ با این حال بعد از  ۲۰ سال سابقه خدمت در دولت ولی به خاطر هنر کارم را رها کردم؛ چرا که نمی توانستم کار هنری ام را ترک کنم. در حقیقت عشق و علاقه باعث شد که ۷۳ سال در هنر بمانم و بنده تاریخ هنر این کشور به حساب می آیم.

«نسیم آنلاین»، گفته می شود که شما کتابخانه بزرگی دارید، درباره کتاب هایی که در خوانده اید و یا آثاری که در کتابخانه تان وجود دارد، صحبت کنید؟

اسدزاده: عاشق مطالعه ام و خیلی دلم می خواهد مطالعه داشته باشم. دو سال در انگلیس، یک سال در فرانسه و ۱۰ سال در آمریکا زندگی کردم. پیش از پیروزی انقلاب به آمریکا رفته ام و بعد از پیروزی دوباره به کشور بازگشتم و در آنجا نیز دوره می دیدم و مطالعه می کردم و تا به امروز نیز ۴ کتاب نوشته ام و آخرین کتابم را نیز در دست نگارش دارم.

هر کتابی را که بخواهید در کتابخانه ام دارم؛ گاهی تا ۶ صبح مشغول کتاب خواندن هستم و بعد از آن به رختخوابم می روم؛ چرا که کتاب برایم بسیار جالب است. البته اکثرا کتاب های تاریخی و یا آثاری که درباره سینما، تئاتر و مذهب هستند را می خوانم و علاقه ای به خواندن رمان ندارم. همچنین کتاب هایی درباره اشعار و ادبیات هم دارم.

 یک هنرمند باید جامع الطراف بوده و پیشاپیش ملت خود حرکت کند

معتقدم یک هنرمند باید جامع الطراف بوده و باید مطالعه داشته و به دنیا و جامعه اش احاطه داشته باشد و اگر اینگونه نباشد اصلا هنرمند نیست. به عبارت دیگر بازیگری تنها این نیست که فردی جلوی دوربین برود و نقشی را بازی کند؛ به قول ماکسیم گورکی نویسنده روسی هنرمند اندیشمند، پرچمدار یک ملت است و پیشاپیش یک ملت حرکت می کند و بسیاری از نویسندگان دیگر این مسئله را مطرح می کنند؛ بنابراین افرادی که عاشق هنر هستند و وارد این حوزه می شوند باید مطالعه داشته باشند و صبور و قانع باشند و همه صفات حسنه ای که در جامعه بشری وجود دارد را دارا باشند.

«نسیم آنلاین»، عنوان کردید که از سال ۱۳۲۰ وارد تئاتر شدید، با توجه به پیوستگی هنرهای مختلف با یکدیگر درباره جریان روشنفکری آن زمان چه در حوزه فیلمسازی و چه در حوزه ادبیات و ارتباط تان با آنها صحبت کنید؟

اسدزاده: نویسندگانی که ما در گذشته داشتیم، دو دسته بودند؛ یک دسته از آنها رئالیسم و دیگری سورئالیسم بودند و من تابع هنردوستان و نویسندگانی بودم که واقع بین بوده  و حقیقت را می نوشتند؛ چرا که آن زمان نویسندگانی را داشتیم که کذاب بوده و دروغ می نوشتند. به طور مثال حسینقلی مستعان یکی از نویسندگان خوب آن زمان به شمار می رفت و داستان هایی هم که می نوشت درست بود، البته شاید برخی از آنها اغراق داشت ولی داستان های خوبی بود و شخصیتش از صفات حسنه برخوردار بود.

 با اسماعیل رائین درباره نگارش کتاب فراماسونری ها صحبت کرده بودم

اسماعیل رائین از دیگر نویسندگانی بود که آن زمان با وی ارتباط داشتم. یک روز وی به من گفت می خواهد تاریخ فراماسونری ها و کسانی که در ایران در این حوزه فعالیت می کنند، را بنویسد که به وی گفتم همه افراد فراماسونر هستند و درباره چه چیزی می خواهی بنویسی که عنوان کرد با علم در این زمینه صحبت کرده است و حتی به وی گفتم می خواهی با ساواک چیکار کنی که گفت با آنها نیز صحبت کرده است. در آخر هم کار خودش را انجام داد و کتابش را در این زمینه نوشت و بعد از نوشتن کتابش به وی گفتم اسم خیلی ها را نیاورده است و اسامی کسانی که در کتاب آمده نیز از قبل مشخص بود که جزو فراماسونری ها هستند. به طور کلی نویسندگان آن زمان دو دسته بودند که عده ای طرفدار چپ و عده ای نیز طرفدار راست بودند.

«نسیم آنلاین»، با نویسندگانی آن زمان طرفدار جریان چپ  بودند، ارتباطی داشتید؟

اسدزاده: خیر. البته تلاش کردند که مرا وارد این جریان کنند که یک مدت نیز برای آشنایی با آنها رفت و آمد داشتم، ولی بعد از مدتی از آنها جدا شدم.

«نسیم آنلاین»، با غلامحسین ساعدی ارتباط داشتید؟

اسدزاده: خیر، البته در حوزه نویسندگی قبولش دارم؛ چرا که نویسنده خوبی بود و نمایشنامه های خوبی می نوشت و قلم بسیار خوبی داشت، ولی طرفدار جریان چپ بود.

 به خاطر پخش یک نمایش در تلویزیون از سوی ساواک دستگیر شدم

نسیم آنلاین»، از سوی ساواک به خاطر فعالیت های سیاسی و یا فرهنگی دستگیر شده اید؟

اسدزاه: آن زمان نمایشی را در تلویزیون به نام مستاجر در مقام کارگردانی کار کردم که متن نمایشنامه از آثار عزیز نسین، از نویسندگان ترک بود، ولی آن زمان کار تندی به شمار می رفت و همزمان با آن کار ۵ نمایشنامه به تلویزیون که قطبی ریاست آن بر عهده داشت ارائه دادم که از این ۵ نمایشنامه ۳ نمایشنامه مورد قبول قرار گرفت. بعد از پخش نمایش مستاجر ساواک مرا دستگیر کرد و بعد از دستگیری به ماموران گفتم که برای پخش این نمایش از مسئولان تلویزیون اجاره گرفتم و آنها قبل از پخش نیز اثر را تماشا کرده بودند که بعد از صحبت های من، جلسه ای در تلویزیون تشکیل شد که در آن ایرج بهزاد، معاون قطبی و دو مامور از ساواک و چند تن از تلویزیون نیز حضور داشتند و صحبت هایم را آنجا مطرح کردم و گفتم مقصر کسانی هستند که نمایش را قبول کردند و بالاخره آزاد شدم؛ البته آن زمان دو دستگی کامل در کشور وجود داشت.

از شاگردان امید نوشین بودم ولی در نهایت وی مرا از تئاتر اخراج کرد

من از شاگردان امید نوشین بودم و وی بیشتر هنرمندان از جمله محمدعلی اسکویی را وارد جریان چپ کرد و مرا هم با خود برد که وقتی از نزدیک دیدم به این نتیجه رسیدم که جای من اینجا نیست.آن زمان ساختمان بزرگی در ابتدای خیابان فردوسی وجود داشت که متعلق به جریان توده بود و مرتب در آنجا جلسه تشکیل می دادند و چندین بار به آنجا رفتم و متوجه شدم رفتار و گفتار آنها با من تناسبی ندارد و از آنجا بیرون آمدم که در نهایت مرا از تئاتر بیرون کردند؛ چرا که عده توده ای ها در تئاتر زیاد شده بود و هر کسی که با آنها مخالف بودند بیرون می کردند و من به همراه تفکر، بروفر از تئاتر اخراج شدیم.

آن زمان جریان حزب بازی در کشور وجود داشت و نویسندگانی داشتیم که واقعا نویسنده بودند اما جز جریان های آن زمان بودند مانند غلامحسین ساعدی و در مقابل نیز برخی نویسندگان طرفدار جریان راست بودند. در آخرین کتابم نیز در این زمینه صحبت کرده ام و اسامی بسیاری را آورده ام.

«نسیم آنلاین»، با هوشنگ گلشیری نیز ارتباط داشتید؟

اسدزاده: بله، با گلشیری سلام و احوالپرسی داشتیم.

«نسیم آنلاین»، ارزیابی تان را درباره نویسندگانی مانند هوشنگ گلشیری، صادق هدایت، غلامحسین ساعدی که بر نسل های بعد از خودشان تاثیرگذار بودند، چیست؟

اسدزاده: آنها افرادی بودند که با هم دوست بودند و بیشتر آنها یا عصرها و یا شب ها در کافه نادری جمع می شدند و با هم گپ می زدند و حتی صبح ها در یک کافه دیگری به نام کافه سیبیل که مدیر آن از اقلیت های مذهبی بود، جمع می شدند و طبیعتا من نیز در کافه نادری حضور داشتم و با آنها احوالپرسی می کردم ولی هیچگاه در بحث هایشان شرکت نمی کردم؛ چرا که آن زمان در تماشخانه تهران کار می کردم که طرفدار جریان راست بود و چون در آن محیط کار می کردم خیلی وارد بحث های حزب ها نمی شدم.

 به خاطر اینکه در تماشخانه تهران کار می‌کردم نمی‌توانستم خیلی با چپی‌ها ارتباط داشته باشم

آن زمان با هنرمندان تئاتر قرارداد یکساله می بستند و ماهیانه حقوق ۲۰۰ تومانی می دادند؛ از این رو ما در تماشخانه تهران که طرفدار جریان راست و نزدیک دربار بود کار می کردیم و حقوق می گرفتیم و در مقابل ما تئاتر نوشین بود که در ابتدا تئاتر فرهنگ و بعد تئاتر فردوسی و سعدی را درست کرد وجود داشت و در کنار آن جریان چپ نیز فعال بود؛ البته نوشین واقعا کارگردان خوبی بود و نمایشنامه هایی که اجرا می کرد اکثرا مربوط به جریان چپ بود و اکثرا خوب کار می کرد ولی عده ای به وی ایراد می گرفتند؛ در حالی که معتقدم نوشین سبک جدیدی را به کشور وارد کرد و هم سبک تازه ای داشت و هم هنرمندان جدیدی داشت و البته اکثر نمایشنامه هایش نیز ترجمه ای بود و به همین دلیل عده زیادی می گویند نوشین کار جدیدی برای تئاتر کشور انجام نداد و بیشتر کارهای ترجمه ای را اجرا می کرد؛ با این حال معتقدم وی از لحاظ کار و کارگردانی بی نظیر بود.

البته هر زمان برای خود روزگاری به شمار می رود؛ چرا که یک زمانی کشور ما اصلا سینما نداشت، ولی یک روزی آوانس اوگانیانس از خارج به ایران می آید و فیلم ابی و رابی را می سازد و اصلا آن زمان کسی نمی دانست سینما چیست؛ در حالی که امروزه زمانه دیگری است و مردم دیگری داریم و طبیعتا قدرت کاری مان با آن زمان متفاوت است؛ از این رو باید هر مسئله ای را با زمان خودش در نظر بگیریم و به طور مثال سینمای قبل از انقلاب و فیلم آن زمان متعلق به آن دوره و مردم آن دوره بوده است.

«نسیم آنلاین»، اولین فیلمی که دیدید را به خاطر دارید؟

اسدزاده: بله. اسم فیلم دختر لر بود که در سال ۱۳۱۲ پدرم مرا به سینما برد و آن زمان این فیلم را در یکی از سینماهای لاله زار دیدیم؛ البته این فیلم در هندوستان ساخته شده بود؛ سینمای امروز با سینمای آن روز کاملا متفاوت است؛ چرا که امروزه برای ساخت یک فیلم نیاز به نور، تکنیک، تدوین، متخصص و ... است ولی آن زمان اصلا نمی دانستیم نور در فیلم یعنی چه. به خاطر دارم در سال ۱۳۲۷ یا ۱۳۲۸ مرا برای بازی در فیلم دعوت کردند و وقتی به سینمایی که در اول لاله زار بود، رفتیم، دیدیم در طبقه بالای سینما چند پراژکتور روشن است و اسمش را گذاشته اند استودیو، در حالی که چندی پیش سر صحنه یک فیلم بودم و دیدم ۸۰ نفر فقط پشت صحنه فیلم هستند و آن را با زمانی مقایسه کردم که ۴ نفره یک فیلم می ساختیم.

پدرم از همان ابتدا با کار من مخالف بود و آن را مطربی می‌دانست

«نسیم آنلاین»، از خانواده تان بگویید؟ چند خواهر و برادر هستید و آیا از اعضای خانواده تان کسی در قید حیات است؟

اسدزاده: پدرم ارتشی بود و از همان ابتدا با کارم در هنر مخالف بود و زمانی که در سال ۱۳۲۰ متوجه شدم که به مدرسه تئاتر می روم مرا از خانه بیرون کرد و مجبور شدم چند ماهی را در منزل عموم زندگی کنم. یک بار پدرم را به تئاتر کمدی که نقش اول را در آن بازی می کردم، دعوت کردم که در برخی از صحنه ها که مردم حرص شان می گرفت شروع به فحاشی می کردند و در مسیر بازگشت به منزل مان پدرم به یک باره به سمت من حمله کرد و گفت از اینکه در این تئاترها بازی می کنی خجالت نمی کشی، بازی می کنی که مردم به تو فحش بدهند؟.

پدرم تا آخر عمرش نیز رفتارش با من خوب نشد و همیشه به من می گفت مطرب شده ای.

چون پدرم ارتشی بود من و برادرم را به مدرسه نظامی برده بود و آن زمان تنها کسانی را به مدرسه نظامی راه می دادند که پدرشان نظامی باشد و من بعد از ۳ یا ۴ روز به برادرم سیروس گفتم که از مدرسه فرار می کنم و برمی گردم منزل، البته پدرم در مدرسه نظامی ماند و تا درجه تیمساری هم پیش رفت.

اسدزاده: فقط یک خواهرم مانده است، برادرم و یک خواهرم فوت کردند؛ البته یک برادر ناتنی هم دارم که خودش فوت کرده ولی فرزندانش در کرمانشاه هستند.

«نسیم آنلاین»، مادرتان با حضور شما در عرصه هنر موافق بود؟

اسدزاده: مادرم حرفی نمی زد در حقیقت زنان آن زمان خیلی در این زمینه ها وارد نمی شدند.

«نسیم آنلاین»، ما پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ۲ نوع سینما داشتیم که یک نوع به سینما فارسی معروف است و دیگری نیز مربوط به سینمای روشنفکری، در این زمینه صحبت کنید؟

 هم در فیلم فارسی و هم در سینمای روشنفکری بازی کرده‌ام

اسدزاده: واژه فیلم فارسی را دکتر کاووسی بر روی فیلم های آن زمان گذاشته بود، در حالی که فیلم، فیلم است و فقط سطح فیلم ها با همدیگر متفاوت است و امروزه نیز اینگونه است و برخی از سریال های تلویزیون با مردم ارتباط گرفته اند ولی برخی از فیلم ها کلاسیک است و کمتر ارتباط می گیرد و این مهم در تئاتر نیز وجود دارد.

«نسیم آنلاین»، پیش از انقلاب بیشتر به سینمای روشنفکری گرایش داشتید یا سینمای عامه و فیلم فارسی؟

اسدزاده: در حقیقت آن زمان در هر دو نوع از سینمای آن زمان بازی کرده ام، یعنی هم در فیلم های عام بازی می کردم و هم در آثار روشنفکرانه، یعنی هم آثار کمدی بازی می کردم هم آثار جدی و امروزه نیز همینگونه است، هر چند که امروزه به خاطر سن ام مجبورم بیشتر آثار جدی را بازی کنم ولی در فیلمی مانند «پنجاه کیلو آلبالو» بازی کرده ام.

«نسیم آنلاین»، پیش از انقلاب بیشتر به سینمای فیلم فارسی علاقه داشتید یا سینمای روشنفکری؟

اسدزاده: هر دو را دوست داشتم و مردم نیز اینگونه بودند؛ البته عده ای سینما فارسی را بیشتر دوست داشتند و عده ای نیز سینمای روشنفکری را که اندیشه ای پشت آن قرار داشت.

«نسیم آنلاین»، عده ای مانند ناصر ملک مطیعی عنوان کرده اند که سینمای قبل از انقلاب برخلاف ظاهری که داشت از سینمای امروز بسیار سالم تر بوده است، این مسئله را قبول دارید؟

 عده‌ای سینما را بعد از انقلاب اسلامی خراب کردند

اسدزاده: سینمای بعد از انقلاب اسلامی را خراب کردند، در حالی که در اوایل انقلاب اسلامی سینما به خوبی حرکت می کرد، ولی عده ای وارد این حوزه شدند و در حقیقت سینما به بساز و بفروشی تبدیل شد و این مهم ادامه پیدا کرد و سینما ما رو به افول رفت؛ در حالی که در گذشته در سینما بساز و بفروشی نبود، البته نقایصی وجود داشت ولی نه به شکل امروزی اش.

نمی توانم بسیاری از مسائل را بگویم چرا که به نوعی توهین به خودمان است، حتی نمی توان درباره آنها نوشت. بعضی از روزها هنرمندان جوان به منزل مان می آیند و وقتی آنها صحبت می کنند درباره سینما آدم تعجب می کند و به عبارت دیگر سینمای امروز را خراب کرده اند.

«نسیم آنلاین»، وضعیت سینمای امروز از سینمای پیش از انقلاب بدتر است؟

اسدزاده: بله.

«نسیم آنلاین»، ظاهر سینمای پیش از انقلاب از ظاهر سینمای امروز بدتر بوده است، چطور ممکن است که سینمای امروز بدتر از سینمای پیش از انقلاب باشد؟

اسدزاده: پیش از انقلاب سینما محیط بسته و کوچکی بود؛ در حالی که امروزه اینگونه نیست و معتقدم تئاتر امروز وضعیت اش بهتر از تئاتر پیش از انقلاب است.

 بعد از انقلاب محدودیتی برای بازی در فیلم‌ها نداشتم

«نسیم آنلاین»، بعد از انقلاب عده ای از بازیگران ممنوع الکار شدند، شما هم جزو این دسته از بازیگران بودید؟

اسدزاده: خیر. محدودیتی برای من بعد از انقلاب ایجاد نشد. البته من مدتی در ایران نبودم و وقتی هم به کشور بازگشتم اجازه کار گرفتم و کار کردم.

«نسیم آنلاین»، عده ای از بازیگران مانند فردین، ناصر ملک مطیعی و داوود رشیدی از جمله بازیگرانی بودند که در اوایل انقلاب ممنوع الکار شدند؟

اسدزاده: داوود رشیدی از همان ابتدا کار می کرد و مورد توجه قرار داشت، ولی من بعد از بازگشت از آمریکا به وزارت ارشاد رفتم و اجازه کار گرفتم. البته نمی دانم آن زمان به چه قیمت و چه نسبتی به عده ای گفتند کار کنید و عده دیگر گفتند اجازه فعالیت ندارید و این مسائل سیاست آن روز بود، با این حال من ممنوع الکار نشدم.

«نسیم آنلاین»، عنوان کردید که پیش از انقلاب به خارج رفتید، در  این زمینه صحبت کنید که چند سال در آنجا اقامت کردید و چه فعالیتی داشتید؟

اسدزاده: ۱۰ سال را در آمریکا زندگی کردم، البته پیش از انقلاب به آمریکا رفتم و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به کشور بازگشتم.

 در زمان پهلوی سران کشور مانند شاهپور غلامرضا به تماشای تئاتر شاه عباس می‌نشستند

«نسیم آنلاین»، با افراد سیاسی آن زمان ارتباط داشتید؟ با شاهپور غلامرضا در ارتباط بودید؟

اسدزاده: با وی ارتباط نداشتم، ولی شاهپور به تماشای تئاتر می آمد و حتی سران اصلی کشور آن زمان نیز به تماشخانه تهران می آمدند و از این رو آنها را می دیدم، آن زمان تنها یک تئاتر بود که سران اصلی کشور به آنجا می آمدند و یکی از تئاترها به اسم شاه عباس بود که من در آن به ایفای نقش می پرداختم و برای تماشای آن تئاتر شاه به همراه فوزیه برای تماشای آن آمده بود و ۱۰ سال بعد نیز شاه به همراه ثریا به تماشای تئاتر آمدند.

آن زمان تنها یک تماشخانه در تهران بود که شاه به آنجا می آمد و همه هنرمندان آن نیز از پیشکوستان بودند و محقق الدوله و انتظام السلطنه از جمله بازیگران آن زمان بودند که در آنجا کار می کردند. به طور مثال سرپاس مختاری، بهترین آهنگساز آن دوران یک زمانی رئیس شهربانی کشور بود و یا دیگرانی که همگی سمت های مهمی در کشور داشتند ولی در تئاتر نیز فعال بودند.

«نسیم آنلاین»، سرپاس مختاری با شما در تئاتر تهران همکاری داشت؟

اسدزاده: زمانی که وی به عنوان آهنگساز در تئاتر فعالیت می کرد، رئیس شهربانی نبود ولی به طور کلی یک زمانی شهربانی کل کشور را مدیریت می کرد.

البته در سال ۱۳۳۱ یا ۱۳۳۲ زمانی که وی زندانی شد از آنجایی که رئیس اموال دولتی در وزارت دارایی بودم، به دیدارش رفتم و از او پرسیدم که هنرمندان افراد حساس و مهربان و رقیق القلب هستند، شما هم که یک هنرمند هستید چطور شد که رئیس شهربانی و قصیص القلب شدید که در جوابم گفت آن زمانی که درگاهی رئیس شهربانی بود من معاونش بودم و وقتی درگاهی به اروپا فرار کرد و دیگر به کشور بازنگشت مرا رئیس شهربانی کردند و بعد از آن از مقامات بالایی دستور می گرفتم که یا باید دستورات را اجرایی می کردم و یا مرگ را قبول می کردم.

«نسیم آنلاین»، چقدر در جریان وقایع سیاسی آن روز مانند اشغال ایران در دوران جنگ جهانی دوم و یا رویدادهایی مانند ۳۰ تیر، ملی شدن نفت، کودتا و .... بودید؟

 همه هنرمندانی که وارد سیاست شدند رو به انحلال رفتند

اسدزاده: اصلا علاقه نداشتم که درگیر سیاست شوم، البته عده ای تلاش کردند که مرا وارد این جریانات کنند، ولی این اتفاق نیفتاد، با این حال درباره سیاست گفتم و نوشتم ولی تا حدی که ناراحتی برای کسی ایجاد نکنم؛ چرا که معتقدم سیاست کار کثیفی است و همه هنرمندانی که وارد این حوزه شدند همگی رو به انحلال رفتند که یکی از آنها احمد دهقان بود. وی در سال ۱۳۱۳ از اصفهان به تهران می آید و به مدرسه سینمایی می رود و بعد نیز در روزنامه اطلاعات خبرنگار می شود و بعد از مدتی عکاس تماشخانه تهران می شود و بعد با نصر آشنا می شود که همین دوستی باعث شد تا دهقان رئیس تماشخانه تهران شود و وی کم کم با افراد مختلفی آشنا می شود و کم کم به دربار راه پیدا می کند و بعد از مدتی همه کاره شاه می شود و به تدریج برای خودش کسی می شود که حتی در آن زمان وکیل داشت و دست راستی شاه شد، ولی بعد از مدتی وی را کشتند.

 اشتباه امید نوشتن این بود که وارد جریان چپ و حزب توده شد

نوشین نیز همینگونه بود و اشتباهش این بود که وارد جریان چپ شد و حتی در مقطعی حزب توده پشت او ایستاد و به اوج هم رسید، ولی بعد از مدتی زندانی شد و به دستور رزم آرا شبانه وی را از زندانی فراری دادند و به مسکو بردند و وی مجبور شد در شبکه رادیویی در مسکو شاهنامه بخواند و بعد از مدتی یکی از دوستان به مسکو می رود و نوشین جلوی او گریه میفتد و می گوید اشتباه کرده است. همه هنرمندانی که وارد سیاست شدند به افول رفتند؛ از این رو هیچگاه وارد سیاست نشدم و تنها تماشا کردم و شنیدم و گوش دادم و اگر وارد سیاست می شدم الان این جایگاه را نداشتم.

«نسیم آنلاین»، درباره روز اشغال ایران و فرار رضاشاه از تهران صحبت کنید؟

اسدزاده: به خاطر دارم زمانی که نیروهای متفقین وارد تهران شدند با دوچرخه از شهر ری به سمت خاوران رفتیم و دیدیم که نیروهای روسی در خیابان ها خوابیده اند و تفنگ به دست دارند و آمریکایی ها و انگلیسی ها نیز در جاده شاه عبدالعظیم در چادرهایشان در حال استراحت بودند، البته بعد از مدتی روس ها از تهران رفتند ولی آمریکایی ها ماندند و در کمپ آنها در خیابان شهدای فعلی بود و نیروهایشان در کافه های لاله زار هم حضور داشتند.

«نسیم آنلاین»، از ۲۸ مرداد یا ۳۰ تیر نیز خاطره ای دارید؟

اسدزاده: بله آن زمان مدرسه می رفتم و به خاطر دارم که کریم سنجابی مدیر مدرسه مان بود و نیروهای مسلح در خیابان ها بودند.

«نسیم آنلاین»، با محمود دولت آبادی نیز در ارتباط هستید؟

اسدزاده: نه خیلی.

«نسیم آنلاین»، ۱۰ سالی که در آمریکا حضور داشتید، کار فرهنگی و هنری انجام دادید؟

اسدزاده: علاقه داشتم که کاری انجام دهم ولی چون آن زمان ایرانی زیادی در آمریکا زندگی نمی کرد، نتوانستم کاری انجام دهم.

«نسیم آنلاین»، در مدت ۱۰ سال حضورتان در آمریکا درس می خواندید؟

اسدزاده: هم کار می کردم هم درس می خواندم، ولی خیلی علاقه داشتم که تئاتری را در آنجا به نمایش می گذاشتم که این اتفاق نیفتاد. امروزه جمعیت ایرانیان در آمریکا زیاد شده ولی آن زمان اینگونه نبود، حتی وقتی که فرزندم مریض شد نتوانستم یک پزشک ایرانی پیدا کنم که به راحتی بتوانم درباره بیماری فرزندم با آن صحبت کنم.

  ۲۰ سال است فرزندانم را ندیده‌ام

«نسیم آنلاین»، شما چندی پیش نامه ای را به فرزندتان نوشتید، در این زمینه صحبت کنید؟

اسدزاده: اختلافی که بین من و همسرم سابقم رخ داد باعث دوری فرزندم از من شد و نزدیک به ۲۰ سال است که فرزندم از من دور است و هیچ تماسی با من ندارد، در حالی که من به خاطر خانواده ام به آمریکا رفتم؛ البته قبل از آمریکا به انگلیس و فرانسه رفته بودم و حتی در امریکا در سال ۱۹۴۶ نیز یک فیلم بازی کرده ام ولی اصلا ادم خارج زندگی کن نبودم ولی بعد از اینکه به آمریکا رفتم همسرم از من جدا شد.

«نسیم آنلاین»، بعد از اینکه به ایران برگشتید ازدواج کردید؟

اسدزاده: بله.

«نسیم آنلاین»، شما یک فرزند پسر دارید؟

اسدزاده: خیر دو پسر دارم که هر دو نیز در امریکا زندگی می کنند. البته آرش، فرزند کوچکم زمانی که در بم زلزله می آید سرپرست یک گروه آمریکایی می شود و به ایران می آید و مادرش از آمریکا با خواهرم تماس می گیرد که آرش به ایران آمده است و آن زمان من در مشهد سر صحنه فیلمبرداری یک فیلم بودم و بعد از تماس خواهرم به تهران آمدم و پسرم را به همراه اعضای تیمش به منزلم بردم و تا ۵ صبح نیز در منزل بودند و وقتی می خواستند برگردند آمریکا من همراه شان به فرودگاه رفتم و بعد از پرواز وی من نیز به مشهد رفتم.

نمی دانم نامه ای که نوشتم به دست خودشان رسیده است یا خیر ولی شنیده ام در کشور خیلی سر و صدا کرده بود.

 عده‌ای تماس گرفتند و گفتند چرا در "قلاده‌های طلا" بازی کرده‌ام

نسیم آنلاین»، بازی در «قلاده های طلا» برای شما حاشیه ساز نشد؟

اسدزاده: برای من هم حاشیه هایی داشت و عده زیادی تماس می گرفتند و عنوان می کردند که چرا در این فیلم بازی کرده ام و می گفتند از من توقع دیگری داشتند، در حالی که کار ما هنرمندان بازی در فیلم ها است.

یک روز یک خانمی با من تماس گرفت و عنوان کرد که توقع نداشته است من در این فیلم بازی کنم که در جوابش گفتم که من یک هنرمند و مجسم ساز هستم و وقتی به من می گویند مجسمه استالین را بساز کاری ندارم که شخصیت استالین چگونه بوده است و تنها تلاش می کنم که مجسمه ام شبیه به استالین در بیاید، در حوزه بازیگری نیز اینگونه است و کاری به سیاست ندارم و تلاش می کنم نقشم را خوب بازی کنم.

«نسیم آنلاین»، پیش از انقلاب نیز بازیگران را برای بازی در فیلمی تحریم و یا تحت فشار می گذاشتند؟

اسدزاده: خیر اینگونه نبود؛  پیش از انقلاب آزاد بود و جریان راست به جریان چپ و بالعکس فحش می دادند و مطبوعات نیز کار خودشان را می کردند.

«نسیم آنلاین»، امروزه بیشتر وقت تان را چگونه می گذرانید؟

اسدزاده: اگر مشغول بازی در فیلمی نباشم بیشتر وقتم را در کتابخانه ام می گذرانم و کتاب می خوانم و کتاب می نویسم و البته گاهی نیز تلویزیون تماشا می کنم. به عبارت دیگر وقتم را تلف نمی کنم یا مشغول کتاب خواندن و کتاب نوشتن هستم و یا جلوی دوربین.

«نسیم آنلاین»، درباره کیفیت سریال ها و فیلم ها صحبت کنید؟

اسدزاده: قبلا هم گفتم برخی از سریال ها و فیلم ها برای یک قشر از مردم و برخی دیگر برای قشر دیگر است، البته امروزه از لحاظ مالی با مشکلاتی مواجه هستیم و البته کل کشور از لحاظ بودجه با مشکل مواجه است که طبیعتا سینماگران و سریال سازان نیز همینگونه هستند و باید با آن کنار آمد.

«نسیم آنلاین»، برای تماشای فیلم به سینما هم می روید؟

اسدزاده: خیر. سعی می کنم کمتر خودم را نشان دهم. به یادم دارم چندی پیش به شیراز رفتم و استقبال زیاد مردم خسته شد؛ چرا که  دیگر نمی توانم مانند قبل خیلی بایستم و با مردم عکس بگیرم؛ چرا که زود خسته می شوم. ما مردم بسیار خوب و قدرشناسی داریم و شاید من نصف دنیا را دیده باشم ولی مردمی که ما داریم از لحاظ صفا، مهربانی، دوستی، گرمی و ... نسبت به مردم سایر کشورها ارجحیت دارند و زمانی که در آمریکا، انگلیس و فرانسه بودم روی مردم آنها مطالعه می کردم و باید بگویم که مردم ما را هیچ کجای دنیا ندارد.

 بعد از انقلاب اسلامی دنیا ایران را شناخت

«نسیم آنلاین»، درباره جایگاهی که امروزه سینمای ایران در جهان دارد، صحبت کنید؟

اسدزاده: بعد از انقلاب اسلامی کارهای خوبی در سطح جهان داشتیم؛ چرا که ایرانی ها مردمان مستعدی هستند  و به همین دلیل باید سینمای ایران در جهان دنیا بگیرد؛ البته قبل از انقلاب نیز کارهای خوبی در سطح جهان داشتیم ولی بعد از انقلاب تعداد آثار خوب بسیار زیاد شد.

در گذشته ایران را دنیا به خوبی نمی شناسد ولی امروزه همه کشورمان را می شناسند.

«نسیم آنلاین»، از بین فیلم هایی که در آن بازی کردید یکی را به عنوان کار شاخص و اثری که بیش از بقیه فیلم هایتان دوست دارید، نام ببرید؟

 خانه سبز بهترین مجموعه‌ای است که در آن بازی کردم

اسدزاده: خانه سبز. هر داستان این سریال متعلق به مردم بود و هم داستان و هم بازیگران خوبی داشت و در حقیقت این سریال در نوع خودش بی نظیر بود و به قولی اگر بتوانیم ذهن مردم را به آنچه می خواهند جلب کردیم، برنده هستیم و ما این کار را انجام دهیم.

«نسیم آنلاین»، از مرحوم شکیبایی خاطره ای دارید؟

اسدزاده: هنوز عکسش بالای تختم هست؛ گاهی به منزلم می آمد و با هم گپ می زدیم. شکیبایی هنرمند خوبی بود و امثال وی را در سینما کم داریم؛ چرا که وی هویت سینمای ما به شمار می رود. شکیبایی انس و الفت عجیبی داشت.

منبع: سینما پرس
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/2112
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید

داوود رشیدی

داوود رشیدی رفیقی متفکر و ستون بی‌ادعای تئاتر و سینما بود

علیرضا داوودنژاد از رفاقت و همکاری با داوود رشیدی گفت و معتقد است او، نه‌فقط بازیگر که ستون آرام هنر معاصر ایران بود؛ مردی که بدون تلاش برای دیده‌شدن، حضوری همیشگی و مؤثر در صحنه داشت. نوشته داوود رشیدی رفیقی متفکر و ستون بی‌ادعای تئاتر و سینما بود اولین بار...

۱۴۰۴/۰۶/۰۵

داوود رشیدی
احترام برومند

به مناسبت سالروز درگذشت داود رشیدی برگزار می‌کند؛ نمایش و نقد و بررسی مستند «سیب، اتفاقی است که می‌افتد»

به مناسبت ۵ شهریورماه سالروز درگذشت داود رشیدی بازیگر سینما، مستند «سیب، اتفاقی است که می افتد» در بنیاد حریری بابل نقد و بررسی می‌شود. به گزارش سینماسینما، نمایش فیلم راس ساعت ۱۶ آغاز و در ادامه با حضور احترام برومند همسر و ایلیا محمدی نیا منتقد فیلم نشست نقد...

۱۴۰۴/۰۶/۰۳

ناصر ملک مطیعی
۳

حضور ناصر ملک‌مطیعی و علی کسمایی پس از ۷۱ سال در فستیوال روتردام!

حضور ناصر ملک‌مطیعی و علی کسمایی پس از ۷۱ سال در فستیوال روتردام!

بانی‌فیلم: ناصر ملک‌مطیعی ستاره فقید سینمای پیش از انقلاب یکی از هنرپیشگان پر کار در ایران بود. آغاز فعالیت سینمایی ...ادامه مطلب نوشته حضور ناصر ملک‌مطیعی و علی کسمایی پس از ۷۱ سال در فستیوال روتردام! اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۳/۱۰/۲۱

سعید راد
ناصر ملک مطیعی
۱

مصایب سعید راد بودن؛ سوپراستاری که سینمای پس از انقلاب، قدرش را ندانست

بانی‌فیلم: سعید راد بهترین نمونه از جمع هنرمندانی‌ست که سینمای پس از انقلاب ایران نه تنها قدرشناس‌اش نشد بلکه در ...ادامه مطلب نوشته مصایب سعید راد بودن؛ سوپراستاری که سینمای پس از انقلاب، قدرش را ندانست اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۳/۰۵/۱۳

محمود دولت آبادی
۲

نمایش «بوف کور» با حضور مجابی و دولت‌آبادی

چهارمین جلسه خصوصی نمایش «بوف کور» تولید سال ۱۴۰۰ دوشنبه هشتم آبان ماه در کافه فیلم برگزار شد. به گزارش سینماسینما، جواد مجابی و محمود دولت آبادی به همراه جمعی از اهالی فرهنگ و هنر و دوستداران صادق هدایت از مهمانان این برنامه بودند.

۱۴۰۴/۰۸/۱۹

محمود دولت آبادی

محمود دولت‌آبادی به تماشای «اکتینگ‌» نشستند

محمود دولت آبادی و نادره رضایی معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شب گذشته به‌همراه جمعی از هنرمندان، ...ادامه مطلب نوشته محمود دولت‌آبادی به تماشای «اکتینگ‌» نشستند اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۳/۰۸/۳۰

بهمن فرمان آرا
اصغر فرهادی
۲

ادعای جدید کیهان: فرمان آرا کارگزار دربار بود، گلشیری خبرچین ساواک!

دو روز پیش بهمن فرمان آرا در دفاع از اصغر فرهادی و اسکاری که فیلم «فروشنده» دریافت کرد، یادداشتی تند و تیزی و تیزی را منتشر کرد و نوشت که منتقدان فرهادی بعه دلیل حسادت و تنگ نظری، موفقیت هر ایرانی را با برخی مزخرفات آلوده می کنند. اما روزنامه...

۱۳۹۵/۱۲/۲۶

اصغر عبدالهی
فرامرز قریبیان
۵

به بهانه به میان امدن نام فیلم ، یک قناری یک کلاغ

در شلوغی روزهای جشنواره و تراکم فیلم­­هایی که هریک متن و حاشیه و نشست و سر و صدایی دارند، نام آوردن از فیلم­های راه نیافته نه مقبول است و نه بر فرض انجام، شنیدنی­ست. اما حالا که درباره یکی از این فیلم­ها سخنی به میان آمده و دست بر قضا...

۱۳۹۵/۱۱/۱۵

داریوش مهرجویی
ناصر تقوایی
۲

ویدیو/ واکنش هنرمندان و نویسندگان نسبت به توهین به مزار غلامحسین ساعدی

ویدیو/ واکنش هنرمندان و نویسندگان نسبت به توهین به مزار غلامحسین ساعدی

سینماسینما، پاریس هفته گذشته، خبری عجیب در شبکه‌های اجتماعی و برخی وبسایت‌های غیررسمی منتشر شد که از اقدامی توهین‌آمیز بر مزار غلامحسین ساعدی نویسنده ارزشمند و سناریست فیلم های «گاو» و «دایره مینا» ساخته های داریوش مهرجویی و «آرامش در حضور دیگران» به کارگردانی ناصر تقوایی حکایت داشت. گفته می‌شد...

۱۴۰۳/۱۰/۰۹

داوود رشیدی
احترام برومند
۱

نمایش فیلم‌تئاتر «دیکته» در سینماتک خانه هنرمندان ایران

فیلم‌تئاتر «دیکته» نوشته غلامحسین ساعدی (گوهر مراد) و به کارگردانی داود رشیدی در سینماتک خانه هنرمندان ایران نمایش داده و تحلیل و بررسی می‌شود. به گزارش سینماسینما، پنجمین برنامه از سلسله جلسات نمایش فیلم‌تئاترهای شاخص با همکاری مشترک انجمن صنفی منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر و سینماتک خانه هنرمندان...

۱۴۰۲/۱۱/۲۷


پوری سلطانی، محمد مصدق، صادق هدایت و… در مجله «عصر روشن»

نخستین شماره سال جدید مجله «عصر روشن» با تصویر «پوری سلطانی» روی جلد منتشر شد. به گزارش رسیده، در شماره ...ادامه مطلب نوشته پوری سلطانی، محمد مصدق، صادق هدایت و… در مجله «عصر روشن» اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۴/۰۱/۲۰


روایتی از تاریخ نفت در فیلم «بهشت تبهکاران»

یکی از شخصیت‌های «بهشت تبهکاران» که می‌تواند برای مخاطب اصفهانی جذابیت دوچندانی داشته باشد، احمد دهقان است. او زادۀ اصفهان بود و یکی از جنجالی‌ترین روزنامه‌نگاران آن روزهای پایتخت به ...ادامه مطلب نوشته روایتی از تاریخ نفت در فیلم «بهشت تبهکاران» اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۲/۱۱/۱۹


«به دنبال بخت» احمد دهقان بر صحنه تئاتر

سینماپرس: نمایش «به دنبال بخت» به کارگردانی احمد دهقان تا بیست و هشتم مرداد ماه در تالار محراب روی صحنه تئاتر است.

۱۳۹۹/۰۵/۱۴

رضا درمیشیان
حمیدرضا پگاه

فیلم های ۸۸ ای سینمای ایران

فیلم های ۸۸ ای سینمای ایران

وقایع پس از انتخابات سال ۸۸ همچنان خبرساز است. اتفاقات و رویدادهای مهمی در بستر آن جریانات رخ داد

۱۳۹۵/۰۵/۲۹