مخملباف همواره دیکتاتور بود؛ چه آن زمان چه الان!/ نه انوار و بهشتی به سینما کمک کردند و نه زم در حوزه هنری | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

مخملباف همواره دیکتاتور بود؛ چه آن زمان چه الان!/ نه انوار و بهشتی به سینما کمک کردند و نه زم در حوزه هنری

به گزارش سینماپرس، متن کامل گفتگوی سید ضیا الدین دری به شرح ذیل است:
 

سینمای قهرمانی می فروخت

در سینمای قبل از انقلاب قواعدی را رعایت می کردند که این قواعد می فروخت. سینمای قهرمانی وجود داشت. حالا این قهرمان در فیلم آمریکایی «السید» بود در فیلم ایرانی می شد «مملی» و قهرمانی اش در حدی است که فقط میگوید من نونم را از بازویم می خورم. اما این قهرمان محبوب می شد و می فروخت. بعد از انقلاب اتفاقی به نام آتش زدن سینماها رخ داد که به شخصه با این کار مخالف بودم. ما مخالف آتش زدن مراکز فرهنگی بودیم چون اینها سرمایه های مملکت بودند. با استدلال کسانی که این کار را می کردند باید کل مملکت را آتش می زدیم چون حکومت عوض شده بود!
همین مردم بودند که زمان شاه فیلم می دیدند. همین مردم هنرپیشه ها را دوست داشتند و همین مردم هم انقلاب کردند زیرا انقلاب ما انقلاب روستایی نبود بلکه یک انقلاب شهری بود.

اینکه انوار و بهشتی می گویند سینما را نجات دادیم، درست نیست/در دهه شصت اصلا بحث نابودی سینما مطرح نبود
افرادی که قرار بود سکان سینما را در دهه شصت به دست بگیرند، از قبل برنامه شان را چیده بودند و می دانستند قرار است چکار کنند. آنها در آن مقطع تنها نیروهایی بودند که نماز می خواندند و انقلاب و امام و ولایت فقیه را قبول داشتند و در عین حال سینما را می شناختند. موقعی که آقای انوار و بهشتی آمدند، گفتند ما برای این سینما برنامه داریم هرچند شاید اگر الان با آنها صحبت کنید بگوید ما آزمون و خطا کردیم و اشتباه کردیم. من استدلال این دوستان درباره اینکه ما سینما را در آن مقطع حفظ کردیم و نجات دادیم را به هیچ وجه قبول ندارم. اصلا بحث نابودی کلی سینما مطرح نبود.

حرفهای عوامانه
حرفهایی مانند اینکه ما منجی فلان بخش بودیم معمولا در کشورهای جهان سومی بعد از تغییر و تحولات مطرح می شود. آقای انوار و آقای مهندس نجفی و… تیمی بودند که تجربه حضور در حسینیه ارشاد را داشتند و در دهه شصت اینها به عنوان تاپ ترین نیروهای مومنی که سینما می فهمیدند در راس کار قرار گرفتند. اما اینکه بگویند ما سینما را محجبه کردیم یا ما سینما را حفظ کردیم صحیح نیست. نسخه سینما در آن مقطع نوشته شده بود و دیگر قرار نبود سینما بی حجاب باشد.

اولین فیلمم بسیار سانسور شد و تا ده سال امکان کار پیدا نکردم
من اولین فیلمی که ساختم بسیار زیاد سانسور شد و تا پایان دوره آقای انوار به مدت ده سال امکان کار پیدا نکردم. مثل این میماند که دور از جون، امروز آقای سعید روستایی را تا ده سال ممنوع الکار کنید. تصور کنید چه بر سر فیلمسازی که این برخورد با او می شود می آید. من را سرکوب کردند و من ده سال هر چه نوشتم رد و حذف می شد و کارهایی ضعیف تر از آنچه من می نوشتم ساخته می شد.

ای کاش مانند بیضایی به هیچ وجه به خواسته مدیران تن نمی دادیم
من فیلمنامه ای درباره عاشورا دادم گفتند این نقل درهم تاریخ است در حال که روی این فیلمنامه استاد جعفر سبحانی که تخصص شان در حوزه علمیه قم تاریخ تشیع بود تاییدیه نوشته بودند و سیر وقایع عاشورایی آن را تایید کردند. اما مسئولان آن زمان گفتند ایشان چکاره است؟ ایشان یک آخونده! من اشتباه کردم، چون تلاش می کردم تصویب کاری را بگیرم و کار کنم و در این راه از خیلی از خواسته هایم گذشتم و این اشتباه بود. ای کاش مثل بهرام بیضایی چیزی که عین خواسته ام بود را می نوشتم و به هیچ وجه به خواست مدیران تن نمی دادیم.

حرف حرف مخملباف بود/مخملباف همواره دیکتاتور بود؛چه آن زمان چه الان!
تا زمانی که محسن مخملباف در حوزه ی هنری بود هیچ خبری نبود. تا زمانی که مخلباف بود، حرف حرف مخملباف بود. ایشان از همان اول یک دیکتاتور بود. وقتی که لیبرال هم شد تبدیل به لیبرال دیکتاتور شد. الان هم که خیلی اوپن شده در آن هم دیکتاتور است و می گوید هر کسی اوپن نباشد باید اعدام بشود!

انوار مخملباف را جذب کرد
حوزه ی هنری تا زمانی که مخملباف در آن بود مقابل ارشاد بود تا اینکه آقای مخلباف در حوزه «دستفروش» را ساخت و یک سر رفت لندن و برگشت. وقتی از لندن برگشت و فضای جشنواره ها را دید انگار آماده شده بود که با طیف آقای انوار همراه شود. مخملباف محصول حوزه و وجه گلخانه ای آنجا بود که اقای انوار او را جذب کرد و به او گفت بیا این ور، ما بیشتر شبیه توییم.

هیچکدام از عوامل موثر در دهه ی شصت به سینمای ایران کمک نکردند. نه آقای انوار در معاونت سینمایی و آقای بهشتی در فارابی، نه آقای زم در حوزه هنری. من همان زمان مخالف همه ی آنها بودم و به خاطر مخالفتم زجر کشیدم.

سینمای دهه شصت به هیچ وجه آرمانی نبود

سینمای دهه شصت به هیچ وجه یک سینمای آرمانی نبود. همواره احساس می کردیم زیادی دارند دستور می دهند و دارند نظرات شان را به ما تحمیل می کنند. من به شخصه برای پرنسیب اقای بهشتی احترام قایلم اما همه فارابی آقای بهشتی نبود. هرچند امروز آقای بهشتی لوطی گری می کند و بار همه را به دوش می کشد و این خوب است. ایشان مثل مدیرانی نیست که بگوید ذیل من همه قربانی باید شوند.

حاتمی کیا مورد علاقه بهشتی بود
در دهه ۶۰ دیکتاتوری زننده ای در سینما جریان داشت. من با نظام فاصله ای نداشتم اما با من در آن زمان بد برخورد می شد و با عده ای خوب برخورد می شد. احساس می کردم که اگر خیلی مانور بدهم که نظام جمهوری اسلامی را قبول دارم من را بیشتر طرد می کنند! ابراهیم حاتمی کیا از فیلمسازان مورد علاقه آقای بهشتی بود که در مسیرش دچار نوساناتی شد. ایشان در یک فیلم گرایشش خیلی اصولگرایی است و در فیلم بعدی اصلاح طلب می شود و رییس دولت اصلاحات را پدر معنوی خود میخواند. چرا این اتفاق می افتد؟ دلیلش این است که در دهه شصت متوجه شدند جوانی هست به اسم حاتمی کیا که خیلی بچه ی فعال و با انرژی است و سخت گیری و دقت و جوهره فیلمسازی را دارد.

اجازه ندادند درویش و حاتمی کیا در حوزه نظری رشد کنند
فشار آن زمان اجازه نداد آقای حاتمی کیا همانطور که تخصصش در فیملسازی را بالا می برد، در حوزه نظری هم صاحب یک نظرگاه ویژه بشود. فیلمسازانی مانند حاتمی کیا و درویش در طی سالها دچار فراز و نشیب های زیادی از نظر فکری شدند چون در دهه شصت نگذاشتند آنها خودشان فکر کنند.

سرمایه گذاران را از سینما حذف کردند
در یازده سال دوران آقای انوار و بهشتی، سینمای گلخانه ای ایران دولتی شد. سرمایه گذاران مشتاقی که می گفتند ما می خواهیم کار کنیم و سینما را دوست داریم، طرد کردند. اگر در آن سالها سینما را دولتی نکرده بودند من امروز نمی گفتم چون از قیافه من خوششان نمی آمد نگذاشتند کار کنند. آدمی بود که فقط بخاطر ناصر تقوایی حاضر بود پول بگذارد تا تقوایی کار کند و مدیران آن زمان باید جواب بدهند چرا این آدم ها را از سینما راندند.

منبع: سینما پرس
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/2370
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید

سید ضیاالدین دری
۱

هزینه ساخت «کیف انگلیسی» چقدر بود؟

محمدرضا جعفری جلوه که در زمان مدیریت او در شبکه یک سیما، سریال «کیف انگلیسی» زنده‌یاد دری پخش شد، درباره این اثر گفت: «کیف انگلیسی» اثر متفاوتی بود و در نوع خود حمایت ویژه‌ای از آن شد. ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون هزینه تولید «کیف انگلیسی» در آن مقطع زمانی شد...

۱۳۹۷/۰۵/۳۰

سید ضیاالدین دری
۱

دُری در حسرت کارهای نکرده‌اش رفت

سیدجلال الدین دُری، نویسنده و کارگردان که نسبت فامیلی هم با سید ضیاالدین دری دارد، از حسرت‌ها و ناامیدی‌های این کارگردان فقید نوشت و گفت: سیدضیاالدین دُری می‌توانست خیلی بیشتر برای فرهنگ این کشور فیلم‌ها و سریال‌های ماندگار بسازد.

۱۳۹۷/۰۵/۲۷

ابراهیم حاتمی کیا
مجید مجیدی
۲

وقتی درختان شهر در جشنواره شهر موضوعیت ندارد

در نشست رسانه‌ای جشنواره فیلم شهر ،اعتراض به قطع درختان شهر توسط تعدادی از خبرنگاران، بحث برانگیز شد. به گزارش سینماسینما، مریم پیرکاری، دبیر نهمین جشنواره فیلم شهر در پاسخ به پرسش درباره قطع درختان و… با تأکید بر این که جای طرح چنین مسائلی در نشست خبری یک جشنواره...

۱۴۰۴/۰۸/۱۸

ابراهیم حاتمی کیا
اصغر فرهادی
۲

«ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران

«ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم «ارتفاع پست» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و فیلمنامه‌ای مشترک از اصغر فرهادی، بیانیه‌ای تصویری است از جامعه‌ای که میان زمین و آسمان، میان زیستن و رهایی، میان وطن و رؤیای فرار، در آن دهه یعنی آغاز دهه هشتاد خورشیدی در حال تردید است، تردیدی که کماکان...

۱۴۰۴/۰۷/۲۹

محسن مخملباف
۱

«سکس و فلسفه»؛ دلا خو کن به تنهایی

سینماسینما، سید محمد حسینی «سکس و فلسفه» از تن می‌گوید، اما به تن ختم نمی‌شود؛ دوربین از میان میل، لمس و دلباختگی عبور می‌کند تا به تنهاییِ انسان برسد. مردی چهل‌ساله، چهار زنِ گذشته‌اش را به رقص فرامی‌خواند و محسن مخملباف قصه را بیش از آنکه روایت کند، به رقص...

۱۴۰۵/۰۷/۰۸

محسن مخملباف

«بایسیکل‌ران»؛ دور باطل در جهانی گروتسک

سینماسینما، ونداد الوندی‌پور «بایسیکل‌ران»(۱۳۶۶)، مهمترین فیلم محسن مخملباف، و به نوعی، مانیفست فلسفی-سینمایی او، اثری است بهره‌مند از فیلمنامه‌ای هنرمندانه و گویا، اما، از قرار معلوم، سوءتفاهم‌برانگیز؛ سوءتفاهمی به نظرم عجیب که از رئالیستی (یا حتی نئورئالیستی) پنداشتن داستان و تماتیک فیلم سرچشمه می‌گیرد که خود، حاصل عدم درک جهان...

۱۴۰۵/۰۴/۳۰

بهرام بیضایی

یادداشتی بر پروژه «بیضایی‌خوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند

سینماسینما، ایلیا محمدی‌نیا؛ نمایشنامه خوانی «چهار صندوق» اثر بهرام بیضایی را در عمارت روبرو دیدم. اجرای شسته و رفته و دلنشین که نمایش نامه خوانی را تا مرزهای یک اجرایی استاندارد تئاتری برد و مخاطبش را تا پایان برنامه با خود همراه ساخت. آن هم در جایی که خبری از...

۱۴۰۵/۰۷/۲۶

بهرام بیضایی

نگاهی به اجرای «کارنامه‌‌ی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت

سینماسینما، شهرام اشرف ابیانه ۱ برخوانی که برای دو برخوان نوشته شده و در قالب دو تک‌گوییِ به‌ظاهر جدا از هم شکل می‌گیرد، به‌تدریج صورتی از گفت‌وگو پیدا می‌کند؛ گفت‌وگویی که روایت اساطیری را پیش می‌برد و از دل آن، گذشته‌ای دور دوباره جان می‌گیرد. زبان نمایشنامه، با وام‌گرفتن از...

۱۴۰۵/۰۷/۲۵

ناصر تقوایی

از ادعای عجیب و غریب ناصر تقوایی تا «انزوای ناخواسته» اش

احمد طالبی‌نژاد در سالروز درگذشت ناصر تقوایی گفت: خالق «ناخدا خورشید» در سالهای پایانی عمرش در یک انزوای ناخواسته بود.

۱۴۰۵/۰۷/۲۲

ناصر تقوایی

چرا ناصر تقوایی دیگر فیلم نساخت؟

احمد طالبی‌نژاد، روزنامه‌نگار و منتقد سینما در سالروز درگذشت ناصر تقوایی، هنر فیلمنامه‌نویسی این کارگردان بزرگ سینمای ایران را بررسی کرد. در این گفت‌وگو که در استودیوی ایسنا انجام شد، زوایای تازه‌ای از زندگی ناصر تقوایی مطرح و مهارت وی در اقتباس آثار ادبی تحسین شد.

۱۴۰۵/۰۷/۲۲