گفت‌وگو با محمدرضا گلزار ، به بهانه بازی در فیلم «خشک‌سالی و دروغ» | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

گفت‌وگو با محمدرضا گلزار ، به بهانه بازی در فیلم «خشک‌سالی و دروغ»

محمدرضا گلزار بدون‌شک یکی از نیازهای جریان غالب فیلم‌سازی در سینمای ایران است. هر کشوری که معتقد به صنعت سینماست و سازوکار عرضه و تقاضا را در گردش مالی و اساسا سیستم ستاره‌سازی مورد هدف قرار می‌دهد، به ستارگانی همچون گلزار نیازمند است. هرچند ایران جزء ١٠ کشور دنیاست که سینما از بدو پیدایش خود به آن ورود پیدا کرده، اما واقعیت این است که تا امروز رشد ناهمگونی در شقوق مختلف خود داشته؛ مثلا دخل‌وخرج سینمای ایران با هم هم‌خوانی ندارد، در تکنولوژی و فناوری‌های روز دچار لنگی‌هایی است و ... اما دو عنصر مهم را داراست؛ یکی نیروی انسانی کارآمد و مولد و دیگری تماشاگرانی بالقوه و بالفعل. جدا از بحث جامعه‌شناسانه و آسیب‌شناسانه، شخص محمدرضا گلزار هم چندسالی است که به‌اصطلاح پوست‌ انداخته و رویه خود را در نمایش هنر بازیگری تغییر داده است. در پنج سال اخیر نوع انتخاب‌های نقش‌ها و گزیده‌کاری‌اش گواه این مدعاست. بنابراین برای مقوم‌شدن بنیه سینما، چه در بحث گیشه و چه از جنبه‌های هنری، بررسی چنین پدیده‌هایی ضروری به‌نظر می‌رسد. محمدرضا گلزار در فیلم «خشک‌سالی و دروغ» بازی قابل‌قبولی ارائه کرده است که به این بهانه با او به گفت‌وگو نشستیم: هنگام اکران مردمی فیلم «خشک‌سالی و دروغ» دیدم که کنارتان طرفداران شما دختران، پسران نوجوان و البته جوانان و بزرگسالانی حضور داشتند که می‌خواستند با شما سلفی بگیرند. اما آنچه توجهم را جلب کرد، گریه دختر نوجوانی با چهره معصوم بود که دوست داشت شما را از نزدیک ببیند، ولی ظاهرا محافظان، شما را به اتاقی برده بودند تا از هجوم جمعیت در امان باشید. وقتی هنوز هم ابراز احساسات این‌چنینی طرفداران‌تان را می‌بینید، چه حسی دارید؟ با توجه به اینکه چند فیلم شما هم با شکست تجاری مواجه شد. نخست باید بگویم همیشه استقبال و اظهار لطف مردم برایم محترم و لذت‌بخش بوده، هست و خواهد بود. برای من مردم بسیار مهم و عزیز هستند. تا اندازه‌ای هم که در توانم هست تلاش می‌کنم پاسخ‌گو و قدردان محبت‌های آنها باشم. در شب افتتاحیه اکران فیلم «خشک‌سالی و دروغ» خیلی دوست داشتم بیشتر در کنار مردم بمانم، اما از یک جایی به بعد حراست سالن تشخیص داد که بهتر است میان جمعیت نباشم. در ضمن به گواه آمار «شکست تجاری» درباره فیلم‌های من صدق نمی‌کند. بنابراین گفته شما را اصلاح می‌کنم که بعضی از فیلم‌هایم در مقایسه با فیلم‌های دیگرم فروش کمتری داشتند. طبیعی است که تحلیلم در گستره فیلم‌های‌تان قابل بررسی است؛ یعنی خودتان را با خودتان مقایسه می‌کنم. من همیشه تلاش کرده‌ام در انتخاب‌هایم نهایت دقت را داشته باشم، اما طبیعی هست که من هم مرتکب اشتباهاتی شده‌ام. بعضی مواقع هم فیلم‌های خوبی کار می‌کنی که در اکران دچار مشکل می‌شوند؛ مثل شرایط من در چند سال اخیر که دیگر تقصیر من نیست. حدود دو سال در سینما کار نکردم؛ نه اینکه منعی باشد، در حال بازی در مجموعه «ساخت ایران» بودم. دو سال هم هست که فیلم‌هایم به دلایل مختلف اکران نمی‌شوند. در فیلم «دلم می‌خواد»، به کارگردانی آقای بهمن فرمان‌آرا بازی کردم که به ‌دلیل اختلاف‌نظر بین کارگردان و تهیه‌کننده هنوز اکران نشده است. در فیلم «مادر قلب اتمی» بازی کردم که به گواه آنهایی که فیلم را دیده‌اند، فیلم بسیار خوبی شده، ولی متأسفانه به ‌دلیل سوژه خاصش اکرانش بلاتکلیف است! در فیلم «خشک‌سالی و دروغ» بازی کردم که سال گذشته از «جشنواره فیلم فجر» کنار گذاشته شد تا اصلاحاتی رویش انجام شود. حالا هم که خوشبختانه اکران شده، حوزه هنری از پخش آن در سالن‌های خود ممانعت کرده است. امیدوارم فیلم «سلام بمبئی» هم آذر امسال بدون مشکل اکران شود. شما چند ویژگی دارید که شرایط را تا حدی برای شما پیچیده و البته منحصر کرده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در دهه ٦٠ خورشیدی به‌ دلیل سیاست‌گذاری‌های مدیران وقت سینما، برخلاف The star system in Hollywood films، شاهد Anti star system بودیم که معمولا به‌جای بازیگران، فیلم‌ها و کارگردان‌ها ستاره بودند! اما در دهه ٧٠ و به‌ویژه بعد از سال ١٣٧٦، سینما تکانی خورد. شما بعد از آن شرایط پا به عرصه سینما گذاشتید و فرصتی پیش آمد که بحث ستاره‌سازی به ‌طور عملی دنبال شود. در سینمای تجاری و بدنه توانستید جایگاه مناسبی پیدا کنید. اما فقط شما بودید که توانستید در آن مقطع مخاطبان بالقوه سینما را به سالن‌ها بکشانید و آنها برای تماشای بازی‌های‌تان پول بلیت بدهند. این فرصت طلایی را البته مرحوم ایرج قادری برای سینمای ایران ایجاد کرد؛ او که سال‌ها در حاشیه نگه داشته شده بود! آقای قادری که به قول خودش «نبض تماشاگر در دستانش» بود، بازیگر جدیدی را وارد سینما کرد. سؤال اساسی این است که شما به مثابه یک «پدیده» چگونه و چقدر توانستید از این فرصت حسن استفاده را بکنید؟ با تحلیل شما مخالفت نمی‌کنم. اما به‌ طور کلی زمانی که کاری را انتخاب می‌کنیم، همیشه همه شرایط برای بهترشدن آن دست‌‎به‌دست هم نمی‌دهد. من همیشه گفته‌ام اکثر کارها با این هدف که «آواتار» بسازیم، شروع می‌شود، اما در عمل «هادی و هدی» تحویل داده شده! مرحوم جلال مقدم جمله معروفی دارند که می‌خواهیم مثل تارکوفسکی فیلم بسازیم، ولی دست آخر به قر کمر فیلمفارسی رضایت می‌دهیم! بله. البته واقعیت این است هدف همه‌مان ساخت فیلم خوب است. من با فیلم «سام و نرگس» مرحوم ایرج قادری وارد سینما شدم، اما یادتان نرود کار دومم فیلم «زمانه» بود که در آن فیلم روی ویلچر نشستم و موهایم را از ته تراشیدم. فیلم «شام آخر» را بازی کردم و بعد از آن در فیلم «بوتیک» حضور یافتم. حالا شما چرا همان زمان به بازی من در این فیلم نپرداختید؟!... جالب است، الان هم که همه از «بوتیک» صحبت می‌کنند، اکثرا می‌گویند بازی آقای رضا رویگری (شاپوری)، حامد بهداد (مهرداد) و خانم فراهانی (اتی) و جهانگیر خیلی خوب بوده... توجه کنید، نمی‌گویند محمدرضا گلزار خوب بوده، می‌گویند جهانگیر خوب بوده!! در آن زمان هم فیلم را از بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فیلم فجر بیرون آوردند؛ درحالی‌که فیلم بسیار خوبی بود. داستانش از عشق در بطن جامعه آمده بود و بی‌دلیل مثل برخی از فیلم‌های امروزی سیاه‌نمایی نمی‌کرد. حالا سؤالم این است مگر یک بازیگر در عمر هنری خود چقدر فرصت پیدا می‌کند و در چند فیلم درخشان می تواند حضور داشته باشد؟! البته فیلم «بوتیک» در بخش «فیلم‌های اول»، جایزه بهترین فیلم اول از بیست‌ودومین جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد، اما خب در این بخش بازی بازیگران ارزیابی نمی‌شد. بااین‌حال به این نکته اشاره کردید که منتقدان و صاحب‌نظران، بازی شما را تحلیل نکردند. آیا تا این حد برای نگاه منتقدان اهمیت قائل هستید؟ بدون تردید در آن مقطع نظر مثبت منتقدان باعث می‌شد فیلم‌نامه‌هایی هنری از این دست هم به سوی من سوق پیدا کند. اما این نادیده گرفته‌شدن‌ها من را از آن فضا دور کرد! من وارد فیلم‌های تجاری شدم که البته از بازی‌کردن در بسیاری از آن فیلم‌ها ناراضی نیستم و به نظرم اتفاقا فیلم‌های خوبی هستند. مثلا چه فیلم‌هایی؟ مثل «کما»، «آتش‌بس» و «توفیق اجباری» که مردم آنها را دوست دارند. البته اشتباهاتم را می‌پذیرم، اما برخی از انتخاب‌هایم به دلیل شرایطی بوده که برایم پیش آمد؛ یعنی در شرایطی قرار گرفتم که گریزی از آن نبود. البته واقعیت این است که هر بازیگری برای تداوم حضور نیاز دارد فیلم بازی کند. این شرایط هم فقط مختص شما نیست. همه بازیگران چنین شرایطی دارند، اما سؤال این است که برای تداوم حضورتان، بهتر نبود برای حرکت مؤثر در هر دو جریان، فضا را مدیریت می‌کردید؛ یعنی هم در فیلم‌های تجاری و هم در فیلم‌های هنرمندانه با کارگردانان شاخص حضور ‌می‌داشتید؟ متوجه منظورتان هستم. این اتفاق‌ها مربوط به قبل از سال ١٣٩٠ است. از این سال به بعد در فیلم‌های خوبی بازی کرده‌ام؛ مثلا در سریال شبکه خانگی «ساخت ایران» بازی کردم و همین‌طور در چهار فیلم سینمایی خوب. درحال‌حاضر هم مجموعه «عاشقانه»ام در حال آماده‌شدن است. البته به نظر می‌رسد در جاهایی، مثل برخی از همکاران‌تان سیاست به خرج ندادید. بازیگرانی می‌شناسم که نه چهره و فیزیک شاخصی دارند و نه بازی دندان‌گیری، اما در هر نشریه و رسانه و هر دفتر فیلم‌سازی سایه‌شان را می‌بینیم، ولی سایه شما در خیلی جاها مستدام نبود! اصلا چرا با نشریات تخصصی و رسانه‌های مهم در ارتباط نیستید؟ چرا افراد معدودی با شما در ارتباط هستند که در عمل جوری به نظر می‌رسد که خود شما عامدانه از رسانه‌ها کناره‌گیری می‌کنید؟ تا حدی با شما موافقم. خیلی پیگیر این نوع ارتباطات نبودم. اعتقاد داشته و دارم که چیدمان زندگی‌ام رقم خورده و روزی‌ام از سوی خداوند مقدر شده است. این جمله شما شعارگونه است كه ما به توکل اعتقاد داریم و نه تبلیغات. این نگاه لازم است، اما کافی نیست. بالاخره جهان امروز عصر ارتباطات است و شما در این حیطه می‌توانید هدف‌تان را دنبال کنید! اگر با مطبوعات هماهنگ نبودم، دلیلش تعمدی نبوده. شاید هم این عزیزان فکر می‌کردند اگر سراغ من بیایند، با برخورد بدی مواجه می‌شوند. شاید! اما واقعا دلیلش چه بود. آیا خجالتی هستید؟ اصلا. اما خب دلیلی هم نمی‌دیدم که چیدمانی داشته باشم که دیده شوم. احتمال فراموشی بازیگری که چهار سال در سینما، فیلم نداشته بسیار زیاد است. اما خوشحالم که الان با وجود کم کاری‌ام، مخاطبانم شاید ١٠ برابر زمانی شده‌اند که مثلا در «آتش‌بس» بازی کردم. از گوشه‌وکنار شنیده‌ام که از فیلم‌سازان خوب پیشنهاداتی دریافت کردید؛ مثلا چرا با مسعود کیمیایی یا بهرام بیضایی همکاری تان عملی نشد؟ قسمت نبود. پروژه سینمایی «لبه پرتگاه» آقای بیضایی کلا منتفی شد. برای بازی در دو فیلم «سربازان جمعه» و «متروپل» آقای کیمیایی نیز دعوت شدم که هر کدام بنا به دلایلی اتفاق نیفتاد. جدا از آنکه کارکردن با آقای کیمیایی جزء افتخارات هر بازیگری است، ایشان را قلبا دوست دارم و امیدوارم روزی با ایشان کار کنم. به‌طورکلی تعریف‌تان از سینما و نگاه‌تان به این هنر چیست؟ سینما برای من در وهله اول هنر - صنعت سرگرم‌کننده تعریف شده و سپس در قالب روایت سالم قصه، می‌تواند کاربرد آموزشی داشته باشد. خیلی کلی گفتم. منظور شما از اشاره به به‌کارگیری واژه سیاه‌نمایی برای برخی از فیلم‌های ایرانی چه بود؟ برخی از فیلم‌ها در این سال‌ها بدون هرگونه دلیل قانع‌کننده‌ای فقط نقاط تاریک جامعه را به رخ کشیدند که تعددشان می‌توانست برخی از واقعیات را نادرست مطرح ‌کند. چند سالی است که در کاربرد و مصرف واژگان اسراف می‌کنیم و بدون اینکه بدانیم جایگاه و منزلت هر واژه چیست و کجاست آن را به کار می‌بریم. «سیاه‌نمایی» هم از همان واژگان است. در جایی خواندم که گفتید فیلم «ابد و یک روز» بهترین فیلم سینمای ایران است. درحالی‌که برخی‌ها به فیلم واژه سیاه‌نمایی را سنجاق می‌کنند. نظرتان چیست؟ این فیلم را خیلی دوست دارم. ولی اعتقادی ندارم این همه داستان توأمان در یک خانواده رخ بدهد. چنین فیلم‌نامه‌ای از دیدگاه من وجود خارجی ندارد که این همه مصیبت گریبان‌گیر یک خانواده شود. حجم مصیبت و مشکلات آن قدر زیاد است که نمی‌توان به همه آنها در یک فیلم پرداخت. هر کدام از آن اتفاقات می‌تواند بن‌مایه داستان فیلم جداگانه‌ای باشد. حالا پس از موفقیت چنین فیلمی باید منتظر سری فیلم‌هایی باشیم که می‌خواهند شبیه «ابد و یک روز» ‌شوند و به احتمال زیاد فاقد نکات قوت این فیلم نیز هستند. آنچه می‌ماند تعدادی فیلم با داستان‌های به اصطلاح سیاه هست که در سطح مانده‌اند. ما فیلمی به نام «مادر قلب اتمی» ساختیم. فیلم از دقیقه ٢٠ به بعد وارد فضایی شبیه به سوررئال می‌شود که هیچ ما بازای بیرونی ندارد. وقتی فیلم در جشنواره برلین به نمایش درآمد و با استقبال زیاد مخاطبان مواجه شد، از من پرسیدند که داستان این فیلم در کشور شما وجود خارجی دارد که جواب من منفی بود. توضیح دادم که این فیلم براساس ذهنیت نویسنده فیلم‌نامه ساخته شده و نه براساس واقعیات موجود در ایران. پس از چه نظر فیلم «ابد و یک روز» مطابق عقیده‌تان بهترین فیلم است؟ فیلم به‌لحاظ ساختار و تکنیک و بازی‌ها درجه یک است. من مجموعه اتفاقات در فیلم را باور نمی‌کنم. چقدر فیلم‌های روز جهان را دنبال می‌کنید؟ خیلی. چه نوع فیلمی با ذائقه شما سازگار است؟ تنوع فیلم‌های مورد علاقه من کم نیستند. از بازی کدام بازیگران استقبال می‌کنید؟ متیو مک کانهی، ادوارد نورتن، دنزل واشنگتن و راسل کرو جزء بازیگران مورد علاقه من هستند. نظرتان درباره بازی بازیگران زن خارجی چیست؟ مورد به‌خصوصی در نظر ندارم. در مصاحبه‌ای از قول شما خواندم که علاقه‌مند نیستید با خبرنگاران زن گفت‌وگو کنید. چرا؟ این‌طور نیست. آیا ضدزن هستید؟ من آذری هستم. به عبارت دقیق‌تر ترک متعصب هستم. آیا مرد سنتی و غیرتی، ضدزن معنا می‌شود؟ غیرتی‌بودن معنا و مفهومی دارد به عمق فرهنگ و تاریخ این سرزمین. به‌طور مثال دو فیلم «قیصر» و «فروشنده» را با هم مقایسه کنید. قریب ٥٠ سال از هم فاصله دارند. مردان هر دو فیلم، یعنی قیصر (بهروز وثوقی) و عماد (شهاب حسینی) با موقعیتی واحد مواجه می‌شوند که ناموس‌شان مورد تعرض قرار می‌گیرد. هر دو به قانون مراجعه نمی‌کنند و انتقام شخصی می‌گیرند و دست آخر هر دو به شیوه خودشان کَلَک متعرض را یک‌سره می‌کنند. حالا شما کدام مدل غیرتی هستید؟ همچنان مدل قیصر. اصولا مبنا و معیار شما برای بازی در چند فیلم، در یک سال چیست؟ بازی‌کردن من مثل بقیه بازیگران نیست؛ مثلا فلان آقای بازیگر در شش ماه اول سال دست کم در هشت فیلم بازی می‌کند؛ درحالی‌که در سال تنها شاید چهار کار درخشان در سینمای ما ماندگار شود. چون شما موقعیت‌ بیشتری برای امرار معاش دارید؟ چطور؟ به شما به ‌دلیل چهره و فیزیک‌تان کارهای تبلیغاتی هم پیشنهاد می‌شود. پس فرصت شغلی برای شما خوشبختانه بیشتر است، اما دیگران چنین فرصتی ندارند؛ بنابراین مجبورند در فیلم‌های بیشتری بازی کنند تا خرج خود و خانواده‌شان را دربیاورند، اما از سویی قبول دارم که برخی از بازیگران این روزها مدل رضا بیک‌ایمان‌وردی در سینمای ایران کار می‌کنند که خب پذیرفتنی نیست. این هم یک نظر است. اما به فعالیت تبلیغاتی‌ام اشاره کردید. از این نظر خرسندم که با برندهایی مثل لوندویل و جی.یو.ام کار می کنم. با همه این توضیحات چرا در فیلم بد «در امتداد شهر» علی عطشانی بازی کردید؟ من آخرین نفری بودم که به پروژه اضافه شدم و به‌هرحال جزء کارهای من است. چقدر اهل کتاب‌خواندن هستید؟ زمان دانشگاه بیشتر کتاب می‌خواندم. الان هم‌زمان درگیر انتشار آلبوم موسیقی، برپایی کنسرت، بازی در فیلم و سریال و مدیریت دو رستوران هستم که متأسفانه فرصتی برای مطالعه نیست و می‌دانم که این ایراد بزرگ همه ما هست که کتاب‌خوان نیستیم. کار دیگری نمی‌خواهید انجام بدهید؟ به نظرم کم‌کار هستید... . (می‌خندد) خب من بیش‌فعال هستم. هر ساعتی از شب بخوابم، رأس ساعت شش صبح بیدار می‌شوم و کارم را آغاز می‌کنم. خب فقط می‌توانم بگویم خداقوت! (می‌خندد) ممنون، این اتفاق به من کمک می‌کند تا تلاش کنم به اهدافم برسم. اهداف‌تان چیست؟ اهداف که در هر زمان و شرایط می‌تواند فرق داشته باشد. ولی به طور کلی می توانم بگویم در این زمان دوست دارم نقش‌هایی را بازی کنم که هر وقت می‌بینمشان، همچنان برایم لذت‌بخش باشد. مردم از کارهای گذشته من هنوز یاد می‌کنند. در موسیقی هم به دنبال این هستم که دوباره روی صحنه برگردم. همان طور که می دانید از سال ٧٧ در عرصه موسیقی فعالیت می کنم جمله کلیدی پایانی شما برای این گفت‌وگو چیست؟ از مردم تشکر می‌کنم و دستشان را می‌بوسم. ممنونم که این همه لطف‌شان شامل حال من شده. امیدوارم از کارهایم خوششان بیاید و بتوانم محبت‌شان را جبران کنم.
منبع: روزنامه شرق

منبع: نقد فارسی
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/2595
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید

علی حاتمی
اکبر عبدی
۶

علی حاتمی اعتقاد داشت جلال مقدم،اکبر عبدی و فرامرز صدیقی صداهای قابل توجهی ندارند

علی حاتمی اعتقاد داشت جلال مقدم،اکبر عبدی و فرامرز صدیقی صداهای قابل توجهی ندارند

 مائده کاشیان  در خراسان نوشت : خسرو خسروشاهی گوینده و دوبلور پیش کسوت که صدای جاودانه‌اش در آثار ایرانی و خارجی، در حافظه شنیداری مردم ماندگار شده، تجربه چند همکاری با زنده‌یاد علی حاتمی را داشته است. او در آثار شاخص این کارگردان مانند فیلم «مادر» و سریال «هزاردستان»...

۱۴۰۰/۰۹/۱۵

جلال مقدم
۱

مهجور

سینماسینما، حمید عبدالحسینی* فرار از تله فیلمی‌ست در قالب فیلم هایی که به موج نوی سینما ایران بدل شده اند با این تفاوت که کارگردانش از گروه فیلمسازان آن جریان محسوب نمی شود؛ ولی همواره نگرش و رویکردش به سینما به نوعی موید نگاهی نو در جریان سینمای مرسوم آن...

۱۴۰۰/۰۴/۱۳

لیلا حاتمی
ترانه علیدوستی
۳

حامد بهداد؛ بازیگر مولف و قائم به انرژی

سینماسینما، آریو همتی حامد بهداد در کنار شهاب حسینی، ترانه علیدوستی، باران کوثری و لیلا حاتمی پنج ستاره طبقه متوسط و مطالبه‌گر در دوران گذار از موج نخست سینمای مطالبه‌گر به موج دوم آن بودند. این دوره گذار از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۴ طول کشید و پس از آن نیز...

۱۴۰۵/۰۴/۰۹

پرویز پرستویی
حامد بهداد
۲

اکران ویژه فیلم‌هایی از شهاب حسینی، بابک حمیدیان و پرویز پرستویی

همزمان با فرا رسیدن ایام سوگواری ماه محرم، چند اثر سینمایی عاشورایی با بازی پرویز پرستویی، شهاب حسینی، حامد بهداد و بابک حمیدیان نمایش داده می‌شود.

۱۴۰۵/۰۳/۲۶

مسعود کیمیایی
داریوش مهرجویی
۴

«شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه

«شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه

سینماسینما، آریو همتی «شطرنج باد» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا اصلانی و تهیه‌کنندگی بهمن فرمان‌آرا یکی از قله‌های موج نوی سینمای ایران محسوب می‌شود؛ موج نویی‌ها در سه شاخه: ۱ـ موفق در گیشه و تبدیل شدن به جریان اصلی با «قیصر » مسعود کیمیایی ۴۸ ۲ـ نیمه موفق بین مخاطبان...

۱۴۰۵/۰۴/۲۴

مهران مدیری
مسعود کیمیایی
۳

سعید پیردوست درگذشت

سعید پیردوست بازیگر سینما و تلویزیون بامداد امروز( ۱۶ دی ) به دلیل ابتلا به سرطان در منزل درگذشت. به گزارش سینماسینما، علیرضا پیردوست با نام هنری سعید پیردوست بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون متولد ۱۶ دی ۱۳۱۹ بود. او در آثار کارگردانان برجسته‌ای از جمله مسعود کیمیایی، سیروس الوند،...

۱۴۰۴/۱۰/۱۶


برای خالق «کوچه مردها» که هنرمندی ماندگار است

بانی‌فیلم: در مورد سینماگران و به ویژه کارگردانان و فیلمنامه‌نویسان یک مثالی در میان علاقمندان رایج است که می‌گویند؛ بخش ...ادامه مطلب نوشته برای خالق «کوچه مردها» که هنرمندی ماندگار است اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۳/۱۰/۳۰

سعید راد
ناصر ملک مطیعی
۱

مصایب سعید راد بودن؛ سوپراستاری که سینمای پس از انقلاب، قدرش را ندانست

بانی‌فیلم: سعید راد بهترین نمونه از جمع هنرمندانی‌ست که سینمای پس از انقلاب ایران نه تنها قدرشناس‌اش نشد بلکه در ...ادامه مطلب نوشته مصایب سعید راد بودن؛ سوپراستاری که سینمای پس از انقلاب، قدرش را ندانست اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.

۱۴۰۳/۰۵/۱۳

بهرام بیضایی

ماجرای «میراث» بیضایی چیست؟

«نمایشنامه «میراث» نخستین بار سال ۱۳۴۶ در تماشاخانه «سنگلج» توسط بهرام بیضایی به روی صحنه رفته و اکنون بعد از گذشت نزدیک به شصت سال هنوز زنده و پویاست. چون اصول بنیادین زندگی همواره بستر خوبی برای اندیشیدن است و این اثر پیرامون همین موضوعات شکل گرفته است.»

دیروز

بهرام بیضایی
۱

اسماعیل خلج «میراث» بیضایی را روشن کرد

مراسم شب‌چراغ نمایش «میراث» نوشته بهرام بیضایی و کارگردانی غلامرضا عربی با حضور اسماعیل خلج و جمعی از هنرمندان و اساتید تئاتر برگزار شد.

۱۴۰۵/۰۴/۱۲

محمدرضا گلزار

شکست تیم ملی پدل در اولین بازی بدون حضور محمدرضا گلزار

تیم ملی پدل ایران با ترکیب کادرفنی جدید در مسابقات جام رمضان امارات حاضر شد و بازی اولش را هم باخت.

۱۴۰۴/۱۲/۰۵

محمدرضا گلزار

راز تندرستی و زیبایی علیرضا نیکبخت از زبان خودش؛ ورزشِ زیاد مانند محمدرضا گلزار که خود یک الگو است

بازیکن پیشین پرسپولیس و استقلال در گفت‌وگو با مجری سرشناس تلویزیون از فعالیت‌های ورزشی زیادش گفت.

۱۴۰۴/۰۹/۰۳

علی عطشانی

«سینماتیک» به بررسی مسائل روز سینمای ایران می‌پردازد

برنامه گفت‌وگومحور «سینماتیک» به تهیه‌کنندگی علی عطشانی با حضور سینماگران مطرح، به بررسی مسائل و حواشی روز سینمای ایران می‌پردازد. نوشته «سینماتیک» به بررسی مسائل روز سینمای ایران می‌پردازد اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۰۸/۰۴

بهناز جعفری
مهدی هاشمی
۳

فیلم سینمایی «کوسه» از ۲۶ شهریور به سینماها می‌آید

فیلم سینمایی «کوسه» به کارگردانی علی عطشانی از چهارشنبه ۲۶ شهریور در سینماهای سراسر کشور اکران می‌شود. نوشته فیلم سینمایی «کوسه» از ۲۶ شهریور به سینماها می‌آید اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۰۶/۱۷


"چقدر زود، زود می شود"

یدالله صمدی با اشاره به دیالوگی در فیلم «بانوی من» در مراسم بزرگداشت اش در جشنواره فیلم فجر سال ۸۵ گفته بود: آنجا آقای پرستویی در نقش‌اش می‌گوید «چقدر زود پیر می‌شویم» می‌خواستم بگویم چقدر زود، زود می‌شود.

۱۳۹۹/۰۷/۰۳


در جشن تولد یدالله صمدی چه گذشت؟

در مراسمی که برای جشن تولد زنده‌یاد یدالله صمدی برگزار شد؛ مطرح شد که « صمدی را می‌توان تنها فیلم‌سازی دانست که در فیلم‌هایش معرفت هست و این موضوع، عامل ماندگاری آثار اوست.»

۱۳۹۸/۰۸/۲۷