حال همه ما خوب است اما... اما این را شاعر نمی نویسد این را جشنواره فجری می گوید که با فیلم های نشاط آور این دوره به احوالمان رنگی نیکو بخشیده است. اصلا آقاجان! مگر می تواند حالمان بد باشد از تماشای چند ساعته و هر روزه آثاری جذاب، فاخر و شیرین که در قحطی ساخت آثار ارزنده سینمای کمدی با انواع ژانرهای مختلف توانسته حفره این گونه سینمایی را پوشش دهد و از این رو کمبود فیلم های کمدی که به گواه برخی حتی باید جایزه ای جدا در فجر برایش بسازند هم حل شده است! تنها مشخص نیست که چرا برخی افراد در میانه فیلم ها و هنگامی که دقایق رو به سربالایی می رود از سالن سینما خارج می شوند! البته ملالی نیست جز گم شدنِ...(ببخشید) اما ملالی نیست چرا که این افرادِ هبوط کرده تعدادی اندک هستند که می خواهند به چالش «ترک کردن سالن سینما» بپیوندند. چالشی که می رود در جشنواره فیلم فجر به تأسی از مسعود فراستی جا بیفتد و ما که در زمینه برگزاری انواع چالش ها در جهان نمونه ایم حتما در این زمینه هم سربلند بیرون خواهیم آمد. حتی می توان پیشنهاد کرد برای این که مسیر «چالش گذاری» هدفمند باشد تماشاگران محترم دقیقا در دقیقه 63( زمان اولین خروج رسمی منتقد برنامه «هفت» از سالن سینما در جشنواره امسال) سالن را با خونسردی کامل ترک کنند(البته درباره زمان دقیق این خروج روایت های مختلفی وجود دارد و به دقایق 62 و 64 هم اشاره شده اما ما به همان میانه توافق می کنیم). حتی می توان در اقدامی مشابه با حرکت ارزشمند مخاطبان فوتبال که در هر بازی و در دقیقه 24 به نشانه شماره پیراهن «هادی نوروزی» به پاسداشت وی می پردازند، تماشاگران سینما و طرفداران استاد فراستی نیز در دقیقه 63 هر فیلم با دادن شعارهایی یاد حماسه ساز «برج میلاد» را زنده نگاه دارند. مثلا می توان شعار داد «فراستی روحت شاد»! یا... خوشبختانه در زمینه ساخت شعار و تولید محتوا هم ما هیچ کمبودی نداریم.
اما فیلم های به اکران درآمده در روز سه شنبه و در سینماهای «برج میلاد» (ما فقط برج میلاد را به رسمیت می شناسیم چون در آن جاییم) سرشار از نشاط و همراه با فضایی بشاش بود؛ هنرمندان خرسند از حضور جلوی دوربین رسانه ها، خبرنگاران خرسند از مواجهه با هنرمندان، اهالی سینما همراه با لبخند روی فرش قرمز، جمیع مخاطبان خرسند از گرفتن عکس های یادگاری و سلفی و... از سینماهای شهر هم خبر رسیده که این خرسندی پایدار بوده و جشن تولد جناب آقای «مازیار میری» قبل از جشن تولد «سارا» و «آیدا» برگزار شده است. پس آقاجان حالمان خوب است.
«ماجان» ساخته رحمان سیفی آزاد
فعال عرصه تلویزیون، دوست فریدون جیرانی و نویسنده فیلم «من مادر هستم»، اولین فیلم سینمایی خود را با نام «ماجان» به معنای «مامان جان» به تهیه کنندگی محمد مهدی عسگرپور(مرد پُرتلاش جشنواره سی و پنجم) ساخت. البته با توجه به محتوای فیلم و اثرگذاری مفرطش روی روح و روان مان، به نظرم خوب بود نام فیلم به «آقاجان» تغییر می یافت. چه اشکالی دارد؟ مگر یکی از فعالان سابق فرهنگی و سیاسی که نشریه مطبوعش چندی پیش بر سر جنجالی توقیف شد، سال ها پیش در برنامه زنده سینمایی عنوان نکرده بود که به جای نام فیلم «من مادر هستم» بگوییم «من مادر نیستم»!
اما فیلم سیفی آزاد درباره چالش های زندگی زوجی است که فرزندی معلول، معلولش می باشد( باز هم چالش!) و باز هم مردی مسن در تکاپوی زنی دیگر و زندگی دیگر؛ آشنای همیشگی سینمایی در ژانر دردمندانه! «هاشم آقا» به بهانه مشکلاتی چون معلولیت فرزند در پی جدایی از همسرش؛ «مولود» و ازدواج با «ثریا» است. مرد می خواهد فرزند معلول را به آسایشگاه بسپارد و زن مخالفت می کند. در فواصلِ میان این مصیبت که به شکلی تصنعی و به دور از نشانه های خلاقانه روایت شده شاهد موسیقی نامناسب و نماهای اسلوموشن هستیم. رفت و برگشت های بیهوده موقعیتی و شخصیت های پا در هوا و وصله ناجوری چون «هوو» که در فیلم تنها جنبه تزئینی یافته است و در نهایت همه چیز طبق تفکر نویسنده فیلمنامه به مسیر شمال منتهی می شود و هاشم آقا و مولود و بچه ها (رضا و ریحان و احسان) بار و بندیل بسته و راهی دریا کنار می شوند. در آن جا هاشم 5 میلیون تومان به شخصی داده تا بچه معلولش را بدزد. البته مشخص نیست چرا این مرد، خانواده خود را این همه راه آورده تا این کار را انجام دهد، مگر در تهران دزدی امکان پذیر نیست؟! البته این نوع مسیر «آب بندی» بارها در تلویزیون تجربه شده و جواب هم داده است! در فیلم «ماجان» وجود انواع نماهای بیهوده و سکانس های بی هویت و اجرایی سردستی و تعلیق تصنعی که از طریق موسیقی و صداگذاری و جلوه های ویژه در پی پوشش حفره های روایی است(این جلوه های کامپیوتری در فیلم های جعلی چه می کند؟!) در نهایت آقای دزد و نقشه دزدی نامشخص رها شده و پدر به شخصه تصمیم به غرق کردن فرزند معلولش می گیرد و بعد از سکانس ناشیانه «عملیات غرق کردن» در نهایت بچه زنده مانده و با یک نمای هلی شات همه چیز به خیر و خوشی تمام می شود. (هلی شات هم نقش بسیار پُر رنگی در آثار جشنواره سی و پنجم دارد) اما برای این که دوستداران علاقمند به «پیام در اثر هنری» را دست خالی از این یادداشت برنگردانم، چند پیام فیلم «ماجان» را هم ضمیمه می سازم.
پیام اول: سفر به شمال در هر موقعیت و فصل و شرایطی خوب است.
پیام دوم: آقاجان ما حالمان خوب است.
«دریاچه ماهی» ساخته مریم دوستی
فیلم با سکانسی از بازی دختر و پسری کودک آغاز می شود تا شاید در انتها جایی به کار فیلمساز آید! سکانس بعدی منتهی به سال ها بعد می شود که همان کودک برای خود پیرمردی(نادر فلاح) شده و هنگامی که عینکش را می زند، اولین جمله ای که رو به زنی جوان(همسرش «اسماء» با بازی لاله اسکندری) به زبان می آورد این است که چه خوشگل شدی امروز!(شاید هم امشب). پس از چندی از سپری شدن فیلم دیگر منتظر هر گونه اتفاقی در این فیلم بودم و گویی «آقا رضا»ی پیرمرد(که خیلی شبیه پیرمرد فیلم «مهمان داریم» ساخته محمدمهدی عسگرپور است و باید در تیتراژ ببینم این مشاور فعال در این فیلم هم حضور دارد؟!) می خواهد همه مشکلات بشری را حل کند و حتی «رضا» که باغبان و گل فروش است از خریداران گُل سوالاتی چون «گُل را برای چه می خرید؟» در راستای وظیفه خطیر خود به عمل می آورد! انواع موقعیت ها و فضاهای بیگانه، دیالوگ های بی ربط، کاراکترهای غریبه را در «دریاچه ماهی» دنبال می کنیم و از طریق مواردی شگفت آور مانند قایم شدن های «آقا رضا» و ارسال تدریجی «نقشه منطقه» به مسئولان مربوطه باید (حتما) دچار تعلیق شویم. از این رو فیلم «دریاچه ماهی» که از قرار معلوم می خواست دومین فیلم بلند سینمایی درباره شهدای غواص باشد، در سطحی ترین شکل ممکن و در دورترین برداشت روایی نسبت به ماجرای عملیات کربلای4 به سر می برد و کارگردان با چینش نامناسب و بی ربط موقعیت ها و ساختاری معیوب، اصرار دارد که تا انتها همین رویه بیراهه را دنبال نماید! در واقع در این فیلم هیچ گونه خط ارتباطی میان موقعیت ها، شخصیت ها و فضای بصری و روایی نمی توان یافت و از زندگی «رضا» و به ظاهر درگیری ذهنی اش وارد زندگی «رحمان یاحقی» پسر شهیدی می شویم که وکیل است و به قول مادرش(ستاره اسکندری) که از قضا سفالکاری می کند(سفال همیشه گزینه مناسبی برای فیلم های معناگرا بوده است) پسری لاابالی است(در فیلم جز شنیدن موسیقی چیزی در این مورد از رحمان ندیدم انصافا!). در نهایت کارگردان در این چرخشِ میان فضای گل فروشی(به تعبیر آقا رضا؛ بهشت)، دادگاه خانواده، اداره حفظ ارزش ها و گاهی جبهه می خواهد به زور ما را دچار تعلیق کند؛ اما ما معلق نمی شویم! دلیلش چه می تواند باشد جز این که همه چیز در این فیلم ساختگی(تصنعی) است و هیچ چیز ریشه در درام ندارد و شخصیت ها گُنگ و بی هویتند و دیالوگ ها شعار زده(اوج دیالوگ نویسی! در این فیلم جایی است که جوانی بی ریش از جوانی با ریش می پرسد که شما چه کار می کنید ریشتان انقد خوشگله؟!) تنها برای نمایش برخی از فضای رقت بار فیلم، گوشه ای از سکانس های «دریاچه ماهی» خط به خط آورده می شود:
ریحان(خواهر رحمان) در حال انجام تحول پذیری توسط آقا رضا در «باغ بهشت» است(آقا رضا در این زمینه تخصص دارد و چند عمل موفقِ تحول نمایی داشته است) سپس خبر تحول ریحان، داغِ داغ نصفه شب به مادرش داده می شود. مراد(علی دهکردی در یکی از بدترین بازی هایش) می خواهد به زور ما را بخنداند. «اسماء» برای چندین بار تمرین بارداری می کند و سپس نمای «های انگل» از «رضا» که می خواهد سند خانه را امضاء و اثر انگشت نماید(به باد دهد) واقعا هر چقدر دقت کردم، درنیافتم فیلم «دریاچه ماهی» درباره چیست؟ تمرین تحول است یا آموزش گِلکاری(ببخشید سفالکاری)، در جهت پیوند زناشویی است و یا رازگشایی از نقشه منطقه؟ و 3 نقطه هایی که می توانید به جایش گزینه های بسیاری بگذارید!
پیام فیلم(برای دوستداران):
پیام 1: می توان در هر لحظه از شبانه روز متحول شد.
پیام 2: با سفالکاری می توان راه موفقیت را پیمود و حتی صاحب یک منشی(به عبارتی کُلفت) شد.
«ویلایی ها» ساخته منیر قیدی
از شواهد امر و از میزان تمایلات می توان دریافت که «ویلایی ها» طرفداران بسیاری دارد و نوشتن علیه فیلم همچون شناکردن بر خلاف جریان آب خواهد بود! در واقع «ویلایی ها» مورد پسند همگان(این طرفی ها و آن طرفی ها) قرار گرفته چرا که نشانه هایی برای دلربایی طیف های مختلف فکری دارد و احتمال گرفتن سیمرغش هم بسیار است اما این ها مهم نیست و مساله اساسی دلربایی سینمایی است. فیلم «ویلایی ها» اگر چه در میان مابقی آثار ضعیف این دوره(تا این جا) می تواند گزینه ای ناگزیر برای انتخاب بهترین فیلم باشد اما به اندازه هیاهویی که ایجاد کرده موفق نیست چرا که فاقد ساختار منسجم سینمایی است و شخصیت هایی بی شناسنامه دارد و فضای روایت در آن ناپیداست. فیلم «ویلایی ها» چنان که از عنوانش برمی آید و در ابتدای فیلم هم اشاره به آن شده درباره زندگی خانواده های رزمندگان در منطقه ای معروف به «ویلایی ها» در اندیمشک است و فضای ملتهبانه زندگی در دل جنگ و موقعیتِ حساس چشم انتظاری زنان از همسران رزمنده باید توان درگیری لحظه به لحظه مخاطب را با احوال منتظران فراهم سازد و این مهم در سایه فضاسازی مناسب و پرورش موقعیت هایی تازه از دل بحران و از درون احوال شخصیت ها رقم می خورد اما در موارد بسیاری از فیلم شاهد موقعیتی ایستا، فضایی ناشناخته و آدم هایی مسخ شده هستیم. در فیلم «ویلایی ها» موقعیت مکانی و زمانی نامشخص است. در واقع اگر به زبان سینما سخن بگوییم باید فضای زیست شهرک مسکونی ویلایی ها به مثابه نقطه ثقل روایی اثر بیش از این ها مورد توجه سازنده قرار می گرفت و از این رو شاید چندان تفاوتی وجود نداشت که فیلم به جای لوکیشن ویلایی ها در یک شهرک مسکونی در تهران روایت می شد! در این فیلم کارگردان از طریق نماهای «هلی شات» می خواهد فضا را برای تماشاگر نمایان سازد که حتما نتیجه مساعدی در برندارد. در «ویلایی ها»، وجود شخصیت «سیما»(طناز طباطبایی) باورپذیر درنیامده و اگر قرار است تماشاگر از زاویه نگاه او به درون زندگی «ویلایی ها» گام بگذارد، این عزیمت عقیم مانده است. در میانه فیلم هم انگار همه شخصیت ها منتظر اذن کارگردان برای دریافت نامه شهادت همسران خود هستند و تعلیق لازم از این انتظارِ دردمند هویدا نمی شود، چرا که فیلمساز نقشه ای برای پیشبرد درام و ساخت موقعیت هایی بغرنج از درون زندگی شخصیت ها ندارد. از اصرار اولیه رفتن «سیما» به خارج از کشور تا بی تفاوتی اش در میانه فیلم و تحول نامشخصی که منتهی به ماندنش می شود هم هیچ نشانه سینمایی نمی توان یافت. با این حال شرایط فیلم های این دوره چنان وخیم است که تنفس اکسیژنی «ویلایی ها» هم می تواند مدد رسان باشد.
پیام فیلم: پیام «ویلایی ها» در درون خانه ها برایم پنهان مانده است متاسفانه و با کمال پوزش!
«نگار» ساخته رامبد جوان
به عنوان یکی از عاشقان سینمای رادیکال از جنس دیوانگی در فرم و بازیگوشی در روایت، فیلم «نگار» را ضعیف می دانم. چرا که نتوانسته بر مبنای آن چه می خواهد بیان کند، ساختاری منسجم بیابد و این گسست در فیلمنامه به دلیل نداشتن مسیر راه رخ داده است. در واقع هر اثری جدا از تمایزات آشکاری که می تواند براساس نوع نگاه و احوال اثر در فرم پیدا کند باید بتواند ساختاری هویت مند بیابد که در «نگار» چنین نیست و از این رو معجونی از انواع سکانس های اکشن و فضاهای وهم آلود در نهایت ره به مسیری مناسب نمی نماید. این در حالی است که در سینمای جهان آثاری بسیار و در سینمای ایران آثار کمی هستند(به دلیل جا نیفتادن نام کسی از ذکر عناوین خودداری کرده و به طور کلی از همه کسانی که... تشکر می کنم) که براساس تجربیاتی تازه در فرم توانستند هویت سینمایی خود را هم حفظ کنند. در فیلم «نگار» با توجه به ابهام در قتل یا خودکشی پدرِ «نگار» و با توجه به وهم موجود در داستان و شخصیت، مناسب ترین لحن بیانی انتخاب شد اما رامبد جوان علیرغم توفیق در کارگردانی و خلق برخی سکانس های ارزشمند نتوانست کلیاتی ساختارمند بسازد و در میان علاقه «نگار» به گام نهادن در جهان زیست پدرش و انتقام از دشمنان وی شاهد وجود دوگانگی هستیم و سرانجام فیلم منتج به نمایش تلاش گروه جلوه های کامپیوتری و بدلکار شده است! از سویی وجود فضاهای شعارزده مانند نمایش بهشت خیالی پدر کاملا خارج از فضای روایی است. در کل رامبد جوان با همه بازیگوشی هایی که گاه به تنهایی تماشایش لذت بخش است نتوانسته خیال درونی شخصیت «نگار» را به شکلی دراماتیزه نمایان سازد.
پیام فیلم: براساس توصیه فروشنده ی بشاش اسلحه به «نگار» بهتر است گلوله در قلب مقتول مورد نظر بنشیند!
سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران با همکاری مؤسسه فرهنگی و هنری «حقوق و هنر»، در ادامه برنامههای تخصصی خود، این هفته میزبان نمایش و بررسی فیلم «قرمز» به کارگردانی «فریدون جیرانی»است.
۱۴۰۴/۰۸/۲۲
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
چندی پیش ۱۳۰ نفر از سینماگران تصمیم خانه سینما مبنی بر پرهیز از مشارکت در ساز و کار ابهام امیز و ناکارآمد معرفی فیلم به اسکار را تصمیمی مسئولانه اعلام کردند که رخشان بنی اعتماد، فریدون جیرانی، علیرضا داوودنژاد، جعفرپناهی، مصطفی کیایی، آیدا پناهنده، مازیار میری، محمد رسولاف، علی مصفا،...
۱۴۰۴/۰۶/۲۸
رامبد جوان که هر از چندی در تئاتر حضور پیدا میکند، در تازهترین فعالیت خود در این عرصه، تهیهکنندگی نمایش «زنبورهای کارگر» را بر عهده گرفته است.
۱۴۰۵/۰۳/۱۸
برنامه «استندآپ ابوطالب حسینی» پخش خود را از شنبه ۲۹ آذر در پلتفرم فیلمنت آغاز میکند. نوشته آغاز «استندآپ ابوطالب حسینی» در فیلمنت اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۹/۲۹
بانیفیلم: امروز عکسی از مازیار میری یکی از کارگردانان سینمای ایران در فضای مجازی منتشر شد که حاکی از ناخوشی ...ادامه مطلب نوشته مازیار میری در بستر بیماری اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۳/۰۸
سرمربی سابق فوتبال از خجالت مسعود فراستی درآمد.
۱۴۰۴/۰۹/۰۴
«وطن و تن» عنوان برنامهای تازه از پلتفرم فیلیمو با حضور مسعود فراستی است که از چهارشنبه ۱۸ تیرماه منتشر میشود. نوشته مسعود فراستی با «وطن و تن» از جنگ میگوید اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۴/۱۸
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
مراسم تودیع علی دهکردی و معارفه همایون اسعدیان به عنوان مدیرعامل جدید خانه سینما در سالن سیفالله داد برگزار شد. نوشته مراسم تودیع و معارفه مدیرعامل خانه سینما برگزار شد اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۵/۲۸
امیر اثباتی در نامهای سرگشاده خطاب به محمدمهدی عسگرپور، رئیس هیات رئیسه خانه سینما، بر لزوم مطالبه این نهاد برای حذف پروانه ساخت و نمایش تاکید کرد. به گزارش سینماسینما، اثباتی نوشته است: «جناب آقای محمدمهدی عسگرپور رئیس محترم هیأت رئیسۀ خانه سینما دو تن از حقوقدانان محترم حوزۀ فرهنگ...
۱۴۰۴/۰۵/۰۳
سرپرست معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی حکمی سید وحید فخر موسوی را به سمت دبیر چهل و چهارمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر منصوب کرد. به گزارش سینماسینما به نقل از روابط عمومی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمد مهدی احمدی، مشاور عالی...
۱۴۰۴/۰۷/۰۶
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در حکمی محمدمهدی احمدی را به عنوان سرپرست جدید معاونت امور هنری این وزارتخانه منصوب کرد. به گزارش سینماسینما به نقل از مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سیدعباس صالحی ضمن تقدیر از تلاشهای شبانهروزی نادره رضایی به عنوان معاون...
۱۴۰۴/۰۶/۱۷
حسن نجفی قرارست قبل از ساخت فصل سوم «جلال» سریالی با عنوان «بد وارث» را برای شبکه نمایش خانگی بسازم. به گزارش سینماسینما، حسن نجفی کارگردان سینما و تلویزیون اظهار کرد: بازخوردهایی که از فصل دوم سریال «جلال» گرفتیم متوجه شدیم که کار با استقبال بسیار خوب تماشاگران مواجه...
۱۴۰۰/۰۱/۱۵
حسن نجفی کارگردان فصل دوم سریال «جلال» از آخرین وضعیت تولید این مجموعه سخن گفت. به گزارش سینماسینما، حسن نجفی نویسنده و کارگردان سریال «جلال» درباره آخرین وضعیت تولید فصل دوم این مجموعه اظهار کرد: تصویربرداری فصل دوم سریال «جلال» به تهیهکنندگی علیرضا جلالی در تهران همچنان ادامه دارد و...
۱۳۹۹/۱۰/۲۶