
سینماسینما، زهرا مشتاق
چندی پیش دو فیلم مستند به کارگردانی پژمان مظاهریپور، با نامهای، «دیو لافوآ» به مدت ۳۴ دقیقه و «گیرشمن» به مدت ۳۸ دقیقه در سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران و در ساعت ۱۶ به نمایش درآمد. این فیلمها در حالی روی پرده رفتند که تمام سالن مملو از مخاطبانی بود که برای تماشای فیلمی درباره تاریخ باستان شناسی ایران آمده بودند. فیلم هایی که حاضران در سالن را به شدت دچار خشم، تاثر و اندوهی عمیق کرد، آنقدر که حتا میشد صدای گریستن بعضیها را شنید. هر دو فیلم درباره غارت گنجهای باستان شناسی ایران بود.
غارتگر نخست ژان دیولافوا Jane Dieulafoy
ژان یا ژَن دیولافوآ )باستانشناس و جهانگرد فرانسوی است، که همراه با همسرش مارسل دیولافوا در سالهای ۱۸۸۱–۱۸۸۲ سفری پژوهشی و طولانی در ایران انجام دادند و مسیرهای گستردهای را از آذربایجان و تهران تا اصفهان، فارس، تختجمشید و سپس خوزستان پیمودند و در نهایت وارد شهر شوش شدند. آنها در سالهای ۱۸۸۴ تا ۱۸۸۶ حفاریهای گستردهای را در این محوطه آغاز کردند و بقایای مهمی از کاخهای هخامنشی، بهویژه مجموعه آپادانا، را کشف کردند. از مشهورترین یافتههای آنها، سرستونهای عظیم و بخشهایی از تزئینات لعابدار، از جمله نقش کمانداران است. کشفهای ارزشمندی که هیچ قیمتی نمیتوان برایشان گذاشت. اما ژان دیولافوآ، این گنجینه ارزشمند را از ملت ایران دزدید و به فرانسه و موزه لوور منتقل کرد.
در فیلم نشان داده می شود که مردم شوش تا چه اندازه نسبت به آنان بیاعتماد بودند و به آنان روی خوش نشان نمیدادند. البته ناسازگاری مردم با این گروه باستان شناس، بیشتر به دلیل نگرانی آنها از ایجاد آسیب به زیارتگاه مذهبی دانیال نبی بوده است تا درک آنچه که بر سر گنجینههای شوش میآمده است.
باید گفت، در دوره پادشاهان بیکفایت قاجار، قراردادهای باستانشناسی میان ایران و دولتهای اروپایی بهشدت نابرابر بودند و بخش بزرگی از آثار ایران، در پی اکتشافات باستان شناسی، از کشور خارج شد. آنقدر که برخی منابع رسمی فرانسوی نیز، با اشاره به تقسیم ناعادلانه یافتههای شوش، اذعان میدارند که رفتار دیولافوا و مجموعه منتسب به او، موجب نارضایتی و بیاعتمادی ناصرالدینشاه شد. اما، به رغم این غارت آشکار، دولت ایران، با اعطای امتیازات گستردهتر به فرانسه موجب شد، آثار بیشتری چپاول و از ایران خارج شود.
مرد پژوهشگری که نقش بسیار مهمی در عکاسی، طراحی، ثبت مشاهدات، تهیه یادداشتهای سفر و مستندسازی آثار و زندگی مردم ایران داشته است و عکسهای او امروزه، هنوز از منابع ارزشمند برای شناخت ایران دوره قاجار محسوب میشود؛ در عین حال سمت تاریکی داشته است و آن انتقال گسترده میراث فرهنگی ایران به اروپا در عصر استعمار بوده است.
آنچه در برخی منابع با عناوین شیک «کشف» یا «انتقال آثار» گفته شده است، در واقعیت غارت میراث فرهنگی ایران بوده است.
هیئت ژان و مارسل دیولافوا در کاوشهای شوش، آثار بسیار مهمی را از ایران خارج کردند. از جمله:
آثاری که بسیاری از آنها، اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری میشوند.
باید اذعان داشت، نمی توان نسبت به بستر تاریخی و اجتماعی که همزمان با وقوع این غارتهاست، بیتفاوت ماند. هم چنانکه در هر دو فیلم نیز، کارگردان با هوشمندی تمام و گاه در تدوین، وقوع موازی رویدادهای مهم سیاسی و اجتماعی کشور را با بهره مندی از نماهای آرشیوی به تصویر میکشد. باستان شناسانی چون دیولافوآها، تنها کاشفان بیطرف آثار نبودند. آنها از شرایط سیاسی و ضعف حکومت قاجار و قراردادهای نابرابر آن دوره نهایت سو استفاده را به خرج دادند.
طبق اسناد تاریخی، ناصرالدینشاه نیز از خروج برخی آثار بسیار مهم ناراضی شد؛ بهویژه وقتی متوجه ارزش و عظمت یافتههای شوش شد و شنید که برای انتقال بعضی قطعات بزرگ، آنها را به قطعات کوچکتر تقسیم کردند تا حملشان آسانتر شود! اما از غصه این ننگ نمرد و بازهم قراردادهای ننگینتری با این استعمارگران فرهنگی منعقد کرد و ایران را در آستان یغمایی دیگر قرار داد.
و تلختر خود ژان دیولافوآ است که در سفرنامهها و نوشتههایش، با جزئیات فراوان از ایران، مردم ایران و آثار باستانی شوش نوشته است. یعنی آثار او از یک طرف منبع مهم تاریخی برای شناخت ایران دوره قاجار است و از طرف دیگر، یکی از بزرگترین دزدان میراث فرهنگی ما ایرانیان.
غارتگر دیگر گیرشمن
فیلم بعدی، درباره رومن گیرشمن (Roman Ghirshman) است. نماینده دوره بعدی باستانشناسی فرانسه در ایران.
گیرشمن در ۱۸۹۵ در خارکوف، در خانوادهای یهودی، متولد شد و بعدها تابعیت فرانسوی گرفت.
او از ۱۹۳۱ تا حدود ۱۹۷۲ بخش بزرگی از فعالیت حرفهای خود را به ایران اختصاص داد و نزدیک به سه دهه در محوطههای مختلف ایران کاوش کرد.
مهمترین کاوشهای گیرشمن در ایران
گیرشمن در چند محوطه بسیار مهم فعالیت کرد:
اما او نیز همچون دیولافوآ، به میراث این سرزمین خیانت کرد. او در دورهای فعالیت میکرد که هیئتهای باستانشناسی خارجی، هنوز امتیازات و نفوذ بسیار زیادی در ایران داشتند. بنابراین، فعالیت او کاملاً از ساختار سیاسی و نابرابر روابط ایران و فرانسه جدا نبود.
با این حال، منابع علمی تفاوت مهمی میان روش او و باستانشناسان نسل دیولافوا قائلاند. درباره دیولافوا، هدف اصلی تا حد زیادی بهدستآوردن اشیای نفیس برای موزههای اروپا بود؛ اما گیرشمن در بسیاری از کاوشها، بهویژه شوش، بیشتر بر بررسی لایهها، معماری و بازسازی تاریخ کامل محوطه تمرکز داشته است و البته، ارتباط نزدیکی با محافل هنری، مجموعهداران خصوصی و بازار آثار باستانی داشته است!
هر دو فیلم زخمی عمیق و کهنه را بازگشایی می کند و آن یغمای میراث بیقیمتی است که مربوط به این سرزمین و مردمانش بوده است. میراثی که ناآگاهی مردم و بیعملی ناشی از همان نادانستگی، در کنار حکمرانان بیکفایتی که گویا اصلیترین مسالهشان، گسترش تعداد زنان حرمسرا و افزودن خواجگان دربار بوده است، آغاز و تا دوره پهلوی اول روایت می شود.
هر دو فیلم شاید، روایت ناگفتهای است از نبود متخصصانی در حوزه کاوشهای باستان شناسی. نبود آنهاست که پای استعمارگران فرهنگی را به این کشور باز می کند و شاهانی که دوات و قلم به دست، پای هر هرزنامهای را به نام قرارداد مهر و امضا ملوکانه میکردهاند!
هر دو فیلم، صحنههای تکاندهنده و دردناک، بسیار دارد. خرد کردن شیرهای عظیم بالدار برای آنکه این گنجینه ذی قیمت را هر طور که هست از ایران خارج کنند؛ پتکی است که ضربههایش بر قلب و جان مینشیند. سوا کردن پر قیمتها و بهترها، آن چنان حقارت بار که گویا از میان میوههای درهم، بهترین انتخاب میشود، توهین و ناسزایی است که سزاوار این ملت نبوده است و ای کاش در فیلم گیرشمن، راوی، همسر او نبود که خطاب به شوهرش سخن میگوید. متن نوشته شده و نوع خوانش، به شدت، حس تلخی در مخاطب ایجاد میکند. یک نوع برتری و تفوق، یک پیروزی آشکار بر ملتی به یغما رفته. نمیشود گفت این یک انتخاب سلیقهای است. چرا که راوی، اگر بازهم همسر گیرشمن بود؛ می شد متن را نه خطاب به گیرشمن، بلکه روایت و تعریف کارهایی باشد که او در ایران انجام داده است. آن چه کشف کرده و آنچه به سرقت برده است.
گرچه نمیتوان سهم علمی باستان شناسان غیر ایرانی را در کاوش و معرفی دورههای مختلف تمدن ایران نادیده گرفت، اما نابرابری قدرت میان ایران دوره قاجار و پس از آن و دولتهای اروپایی، موجب شد، بخش ارزشمندی از میراث ایران از سرزمینش جدا شود و غارت میراث فرهنگی ایران هرگز قابل بخشش نیست.
مخاطب در پایان، البته با تناقضی درونی نیز روبرو میشود. اگر این آثار در ایران مانده بودند، چه سرنوشتی پیدا میکردند؟ آیا از شر دزدان معاصر، که هزار میلیون برابر، بدتر از سارقان فرنگی هستند، در امان میماندند؟ آیا سرقت اشیای باستانی، از جمله رازهای مگو و البته فاش شده و مصائب پرتکرار دوره ما نیست؟
کسی چه میداند؛ شاید همان بهتر که این ذخایر عظیم در لوور خانه گزیده و میزبان میلیونها تماشاگر علاقمند از تمام جهان هستند…
سینماسینما، در آستانه پخش فصل دوم سریال بامداد خمار از پلتفرم شیدا، زهرا مشتاق درباره این اثر نوشت:وقت خوبی تمام شد. درست در بحبوحه دوباره جنگ. زمانی که پرتکرارهای اینستاگرام، رحیم و محبوبه بود و همه جا پر شده بود از تکیه کلام: یعنی من اهم خانم؟ چه چیزی، یک...
۱۴۰۵/۰۴/۲۱
سینماسینما، زهرا مشتاق؛ اجرای نمایشی که یکی از ویژگی هایش، حافظه جمعی مخاطبان راجع به آن است، کار آسانی نیست. «رابین هود»، به خصوص برای بزرگسالانی که به تماشای نمایش می آیند، داستان تازه ای نیست. برای مثال، انیمیشن آن، بارها و بارها از تلویزیون ایران به روی آنتن رفته...
۱۴۰۴/۰۹/۰۶
سینماسینما، زهرا مشتاق سینما به ادبیات زیاد بدهکار است؛ سینمای ایران بیشتر. جهان ادبیات فارسی زبان، داستانهای تاثیرگذاری دارد، که بینهایت قابلیت تبدیل شدن دارند. رمانهایی که میتوانند به شکل فیلمنامه نوشته و سپس تبدیل به فیلم شوند. فیلمهایی که شاید به همان اندازه در دنیای کلمات، در دنیای تصویر...
۱۴۰۴/۰۸/۲۰
فیلم سینمایی «تابستانی که برف آمد» در فرهنگسرای اندیشه اکران و نقد بررسی می شود. به گزارش سینماسینما، فیلم «تابستانی که برف آمد»، اثری در ژانر ملودرام اجتماعی و بهکارگردانی نسیم فروغ، نویسندگی فاطیما اباحمزه و تهیهکنندگی مریم بحرالعلومی است که در سینماهای گروه «هنر و تجربه» در حال اکران...
۱۴۰۴/۰۷/۲۱
سینماسینما، زهرا مشتاق مخاطب تصمیم میگیرد که به دیدن چه چیزی در چه بستری برود. مثلا تماشای یک تئاتر دانشجویی، یک نمایش آماتور، سینمای کمدی، اجتماعی، خانوادگی یا هر گونه دیگر. «هنر و تجربه» نیز از جمله همین دست انتخاب ها است. عنوان آن، به درستی، نشان دهنده محتوایی است...
۱۴۰۴/۰۷/۲۰
سینماسینما، زهرا مشتاق؛ یک فضای انتزاعی تسری یافته، در نهایت یک رئال بیوقفه. باز تعریف یک داستان اجتماعی محض، به دگرگونهترین شکل ممکن. چگونه ممکن است یک روایت آشنا و بسیار تکرار شده، آشناییزدایی شود و با ساختار و چیدمانی متمایز از تمام نشانهها، از نو روایت شود! در «صبحانه...
۱۴۰۴/۰۷/۱۵
سینماسینما، زهرا مشتاق نمایش، میتواند صورتی از مطالبهگری اجتماعی را در مخاطب ایجاد و یا تقویت کند. نوشتن و یا انتخاب یک متن خاص برای اجرا، در هر دوره، میتواند همسو با بستر اجتماعی آن جامعه باشد. متنهای نمایشی، فارغ از زادگاه خود، به لحاظ محتوا، میتوانند کارکردی چند وجهی...
۱۴۰۴/۰۶/۲۴
سینماسینما، زهرا مشتاق «هم این، هم آن» در عنوان خود، پیشنهادی است برای پذیرش یکدیگر و یک همزیستی مسالمت آمیز. تصویری متفاوت از دو نسل. آیا این تصویر نشان دهنده رویارویی و تضاد است یا تنها یادآوری و یا ترسیم تمایزهای ساختاری میان نسلی است؟ حتی به نظر میرسد، «هم...
۱۴۰۴/۰۶/۲۱
سینماسینما، زهرا مشتاق باید در اعلام زمان فیلم اشتباهی رخ داده باشد. محال است سه ساعت و نیم تمام، بی وقفه به تصاویری چشم دوخت که ذره ذره تو را می بلعد، روحت را به بی رحمانه ترین شکل ممکن، از هم متلاشی می کند و تو باز عطش بیشتری...
۱۴۰۴/۰۵/۲۴
به گزارش سینماسینما، زهرا مشتاق در روزنامه شرق نوشت: این بامداد می تواند نزدیک به مرگ باشد. آسمانی که پر از لکه های کوچک نورانی است که با سرعتی عجیب ناپدید می شوند. صداها، همزمان با همین نقطه های روشن ظاهر می شوند و اندام آسمان را می درند. عجیب...
۱۴۰۴/۰۴/۰۶
سینماسینما، زهرا مشتاق «بی صدا حلزون»، مثل ده ها فیلمی که امکان اکران مناسب پیدا نمی کنند، در شرایطی به روی پرده رفت که چنانکه باید دیده نشد. فروشی حدودا ۷۰۰ میلیون تومانی داشت و شاید کمتر راجع به آن صحبت شد. اما، «بی صدا حلزون» فیلم قابل تاملی است....
۱۴۰۴/۰۱/۰۱
سینماسینما، زهرا مشتاق ساختن انیمیشن در ایران آسان نیست. در جایی که مخاطب می تواند ده ها عنوان انیمیشن درجه یک از کشورهای صاحب نام در صنعت کارتون سازی ببیند؛ ایجاد علاقه برای دیدن یک فیلم ایرانی کار آسانی نیست. «ژولیت و شاه» ساخته اشکان رهگذر داستانی دارد که از...
۱۴۰۳/۱۱/۲۱
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، زهرا مشتاق پدرهای بیخاصیت، بیش از هر چیز نتیجه جامعه ناکارآمدی است که افراد خود را دچار رنج و تباهی می کند. در ساختاری که هیچ چیز جای خود نباشد، یک روال عادی می تواند تبدیل به ضد خود شود. کارکرد یک خانواده، معنای کلی اش، وجود آرامش، یکپارچگی،...
۱۴۰۳/۱۱/۱۲
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، زهرا مشتاق عامه پسند فیلم ساده ای است. قصه اش را بدون پیچیدگی و سرراست تعریف می کند. یک زن خیلی معمولی در ۶۰ سالگی و رنج هایی که از آدم های اجتماع، سنت، عقاید و باورهای قراردادی و بی پایه بر او تحمیل می شود و یک بار...
۱۴۰۳/۰۳/۰۷
سینماسینما، زهرا مشتاق ویژگی هایی هست که خورشید آن ماه را قابل تامل می سازد. مهمترین آن، نقد فرهنگی است که زنان را در برابر هم می شوراند و مردانی که می توانند تبدیل به خونریزانی متحرک شوند. گلوله هایی که می توانند هر کجا را به آتش بکشند. گویا،...
۱۴۰۲/۱۰/۱۰
سینماسینما، زهرا مشتاق به محض اینکه خبر شکایت طلاب را دیدم، به دوست نازنینی در قم که از استادان رشته حقوق در دانشگاه هستند، تلفن کردم تا راست و دروغ خبر را مطمئن شوم. خبر درست بود. اما ظاهرا معاون دادستان شکایت را نپذیرفته بودند. نگاه ایشان این بود که...
۱۴۰۰/۱۰/۰۳
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، زهرا مشتاق از دیدن فیلم مهم شنای پروانه و درست بودن آن جا خوردم. از تسلط کارگردان به چنین محیط هایی و آدم هایی که در طبقه خاصی قرار می گیرند و تعریف کردنشان اگر آنطور که باید نباشد؛ کار تباه و زخمی می شود. نمونه های زیادی از...
۱۴۰۰/۱۰/۰۲
سینماسینما، زهرا مشتاق خیلی اتفاقی از یک شبکه تلویزیونی در حال تماشای یک فیلم کلاسیک هستم. بانوی زیبای من My fair lady با بازی آدری هیپورن، محصول سال ۱۹۶۴ به کارگردانی جرج کیوکر. هنوز وسط های فیلم است. ولی باید بروم به دیدن نمایش «بانوی محبوب من» به کارگردانی گلاب...
۱۴۰۰/۰۹/۱۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، زهرا مشتاق اگر این فیلم را ندیدهاید، این نوشته بخشهایی از داستان را لو میدهد اگر می خواهید فیلمی متفاوت درباره مسائل کارگری ببینید، به تماشای دشت خاموش بنشینید. فیلمی درباره همه آدم هایی که می توان به سادگی حق آنها را خورد و هیچ سهمی در زندگی نصیب...
۱۴۰۰/۰۹/۰۵
سینماسینما، زهرا مشتاق اعضای شورای پروانه نمایش به پیشنهاد شخص محمد خزاعی رئیس سازمان سینمائی و توسط محمد مهدی اسماعیلی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی شدند. توجه به این فهرست هفت نفره کافی است که بدانیم سینما از این پس قرار است چه مسیری را طی کند و مهم...
۱۴۰۰/۰۸/۲۵
سینماسینما، زهرا مشتاق یکی از اهالی سینما در پستی اعلام کرده که اگر کسی بعد از سی سال کار زندگی آسوده ای نداشته باشد، مشکل از بی دست و پایی خودش است. ضمن احترام به نظر ایشان، باید گفت این نگاه در یک جامعه طبقاتی و پرشکاف معنایی ندارد. من...
۱۴۰۰/۰۸/۱۸
سینماسینما، زهرا مشتاق محمد خزاعی مدیر جنجال برانگیزی است. او در همین زمان کوتاه سه عملکرد قابل تامل داشته است. نخست انتخاب اعضای هیات امناء فارابی که با مخالفت جدی اغلب سینماگران رو به رو شد و البته از سوی شخص ایشان بدون پاسخ ماند. مشت نمونه خروار است. اگر...
۱۴۰۰/۰۸/۰۴
سینماسینما، مهرداد حجتی درباره یک سفرنامه/ برای دوست و همکار قدیمیام زهرا مشتاق (گزارش زهرا مشتاق با عنوان «طالبان و من» دهم مهر ماه در روزنامه اعتماد منتشر شده بود) «روز ۲۶ سنبله یا همان شهریور سال ۱۴۰۰ و در روز تولد ۵۰ سالگیام، من میان مردان طالب اسلحه به...
۱۴۰۰/۰۷/۲۶
سینماسینما، زهرا مشتاق من خبرنگار خوش شانسی هستم و این فرصت را داشته ام که با بهترین های مطبوعات ایران کار کنم و چیزهای زیادی یاد بگیرم. من سال ها همکار عکاس برجسته ای مثل مجید سعیدی بوده ام. او یکی از بهترین عکاسان خبری است و عکس های درخشانی...
۱۴۰۰/۰۶/۱۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، زهرا مشتاق من اگر میتوانستم همین امروز صبح از محمد حسین مهدویان شکایت میکردم. چون او در «زخم کاری» به ریههای هیولای بازیگری ایران بدجور زخم زده است. مگر ما چند تا هیولا مثل جواد عزتی لعنتی داریم که بتواند این اندازه درخشان باشد. «زخم کاری» اصلا با جواد...
۱۴۰۰/۰۶/۱۵
سینماسینما، زهرا مشتاق شعری مصور و منثور. غزلی پر ابیات و انباشته از تصاویر خیرهکننده. «روز واقعه» را هنوز میتوان مهمترین و باشکوهترین فیلم ساخته شده درباره واقعه عاشورا معرفی کرد. شکوهی که از پشتوانه فیلمنامهای غنی و پرگفتار برخوردار است. گفتوگوهایی که نه حتی کلمه به کلمه، که گویا...
۱۴۰۰/۰۵/۲۸
سینماسینما، زهرا مشتاق مرگ فرشته طائرپور در حالی اعلام می شود که هنوز چند روزی از مرگ علی سلیمانی نمی گذرد. فهرست کشته شدگان مشهور بر اثر کرونا، بلندتر و تکان دهنده تر می شود. مساله تفاوت میان انسان ها نیست. تمام آنهایی که بر اثر کرونا جان خود را...
۱۴۰۰/۰۵/۲۶
سینماسینما، زهرا مشتاق فهرست مرگ تمام شدنی نیست. امروز علی سلیمانی درگذشت تا به یادمان بیاورد دست اندرکاران حوزه هنر، چون دیگر مردم، تا چه اندازه بی پناه، تنها و رها شده اند. سخنان منتشر شده از دکتر زالی که امروز سعی در دگرگون جلوه دادن آن دارند، نشان دهنده...
۱۴۰۰/۰۵/۲۱
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، زهرا مشتاق خاستگاه آثار هنری معمولا برآمده از اجتماعی است که در آن اصل خلق اتفاق میافتد. به صحنه رفتن نمایشهایی از جنس مرگ یزدگرد و در انتظار گودو و یا ساخته شدن تندیسهای کولهبران و یا انتشار کتابهایی که روایت آن گونهای از شکل اعتراض محسوب میشود؛ عصاره...
۱۴۰۰/۰۵/۱۰