گام های معلق لک لک های مهاجر/ درباره سینمای مهاجرت و سینماگران مهاجر ایرانی | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

گام های معلق لک لک های مهاجر/ درباره سینمای مهاجرت و سینماگران مهاجر ایرانی

lazy_placeholder.gif

636233726905566453-300x209.jpg سینماسینما، بهرنگ ملک محمدی:

دوستی دارم که سالها پیش بر اثر یک حادثه تلخ دختر هنرمندش را از دست داد و این اتفاق غم انگیز زمینه ساز مهاجرت همسر و فرزند دیگرش شد. او در مقابل سوال دوستانش درباره تنها ماندن در ایران همیشه میگوید: «دلم میخواهد وقتی برای خریدن سیگار به مغازه میروم، من و فروشنده حرف های همدیگر را بفهمیم.» این جمله به ظاهر ساده میتواند مینیمالی جدی درباره مهاجرت و به طور خاص هجرت فیلمسازان ایرانی در چند دهه گذشته و چرایی عدم توفیق آنها باشد. معنای این عدم موفقیت البته نسبی است و دو حاشیه دارد. نخست اینکه موفقیت به معنای دریافت جوایز سینمایی نیست، چراکه گاه این جوایز پس از مهاجرت هم در مواردی ادامه دارد و اصل پذیرفته شدن در جامعه میزبان به عنوان فیلمساز و حتی در نگاهی ساده تر یک شهروند عادی است و دوم کیفیت آثاری است که پس از مهاجرت ساخته شده اند و با توجه به اینکه آثار دوران غربت در چند سال گذشته و با توسعه تکنولوژی به سادگی در اختیار مخاطب ایرانی قرار گرفته، میتوان گفت در مقایسه با آثار پیشین فیلمسازان کوچک رده از وطن، روند نزولی مشخصی در آنها دیده میشود.

سهراب شهیدثالث، امیر نادری، پرویز کیمیاوی، ابراهیم گلستان و فرخ غفاری به نظر مهمترین فیلمسازان ایرانی هستند که پس از مهاجرت یا مانند گلستان و غفاری اصلا فیلم نساخته اند، یا مانند شهیدثالث و نادری فیلم ساخته اند، اما مخاطب ایرانی کماکان آنها را با «طبیعت بی جان» و «دونده» میشناسد. نکته جالب اینجاست که این مهاجرت لزوما به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی دوران انقلاب و پس از آن اتفاق نیفتاده و فیلمسازی مانند شهیدثالث در سال ۱۳۵۳ و پس از توقیف فیلم «قرنطینه» در میانه ساخت راهی آلمان میشود، بنابراین اینجا بدون توجه به دلیل و سال مهاجرت یک پرسش مهم میتواند مطرح شود. چرا فیلمساز ایرانی در کشوری که به آن مهاجرت میکند، نمیتواند مانند ایران فیلم بسازد؟ شهیدثالث در آلمان پنج فیلم میسازد، اما در پاسپورتش نوشته میشود اجازه کار مساوی با اجازه اقامت نیست و اتحادیه فیلمسازان آلمان غربی از او حمایت نمیکند و او مجبور میشود به چکسلاواکی و پس از آن آمریکا مهاجرت کند. امیر نادری برای ساخت «دونده» چند ماه سربالایی خیابان الوند تا شبکه دو تلویزیون را پیاده طی میکند تا درنهایت برای فیلم ساختن در آمریکا که یگانه هدفش است، از ایران میرود، اما پس از ساختن چند فیلم کاملا معمولی در آمریکا این روزها در ژاپن زندگی میکند و احتمالا دیگر نباید از او انتظار داشت فیلمی مانند «سازدهنی» و «آب باد خاک» بسازد.

به نظر میرسد عقیم شدن فیلمساز ایرانی در خارج از ایران و جایی که ابتدا باید خود را به عنوان یک شهروند و پس از آن فیلمساز ثابت کند، خیلی عجیب نیست. فیلمسازی زایشی فرهنگی و آریستیک است که بدون شناخت فضا و شیوه های زیست مردمان یک منطقه نمیتواند اتفاق بیفتد. راه میانبر در این میان فیلمسازی درباره زندگی ایرانیهای مقیم این کشورهاست که با آنکه موضوع و سوژه را برای مخاطب داخلی ملموس تر میکند، اما با انواع و اقسام انگهای سیاسی و حزبی مواجه میشود. برای درک بهتر این فضا کافی است به واکنشها درباره فیلم «خانه در جهنم» ساخته سوسن تسلیمی در سوئد نگاهی بیندازیم.

شهیدثالث در آلمان درباره مهاجران و حتی آلمانی ها فیلم میسازد، اما هنوز هم او را با «طبیعت بیجان» و «یک اتفاق ساده» میشناسیم و امیر نادری با آنکه «منهتن از روی شماره» را میسازد، اما هنوز «سازدهنی» و «دونده» شناسنامه اوست. فیلمساز ایرانی متاثر از فرهنگ شرقی زمانی که ارتباطش با موطن و منبع زایش فکری اش قطع میشود، تجربه موفقی ندارد. این واقعیت تلخ را تاریخ و کارنامه فیلمسازان مهاجر ایرانی گواهی میدهد.

عباس کیارستمی به نظر یک مورد خاص در میان سینماگران مولف ایرانی است که همیشه با وجود آنکه امکان مهاجرت دارد، در ایران میماند. او «مثل یک عاشق» را در ژاپن و «کپی برابر اصل» را در اروپا میسازد، اما هنوز هم «زیر درختان زیتون» و «طعم گیلاس» در جهان غوغا میکند. کیارستمی با هوشمندی امکان فیلمسازی بین المللی را از دست نمیدهد، اما در ایران میماند و نفس به نفس با مخاطب ایرانی زندگی میکند، شعر فارسی میخواند و پیشنهاد میکند و برای فرش ایرانی فیلم میسازد. این استاد بی بدیل زندگی میداند با کوچه پس کوچه های رستم آباد و رودبار میتواند با جهان حرف بزند. کیارستمی به گمانم هوشمندترین فیلمساز تاریخ ایران است که میان ایران و جشنواره های مهم سینمایی دنیا پلی باشکوه زده است.

داریوش مهرجویی در مهاجرتی کوتاه به فرانسه فیلم «سفر به سرزمین آرتور رمبو» را میسازد، اما پس از مدت کوتاهی به ایران بازمیگردد و شاهکاری همچون «اجاره نشینها» را خلق میکند. او به نظر در دیار فرنگ درمی یابد که برای فیلم ساختن باید در ایران بود و برای مردم همین کشور فیلم ساخت. در کنار این ادراک شخصی فیلمسازان ایرانی این نکته مهم را هم باید دانست که مجموعه مدیریتی سینمای ایران در تمام این سالها برای جلوگیری از مهاجرت گاه بی دلیل و احساسی بسیاری از آنها کاری انجام نمیدهد و حتی آن را تسریع هم میکند و شاید نمیداند برای مجموعه فرهنگ و هنر ایران بودن یک فیلمساز اگر حتی نتواند فیلم بسازد، یا حتی فیلم بد بسازد، بسیار مفیدتر از مهاجرت اوست.

اصغر فرهادی در این سالها افتخار و شناسنامه سینمای ایران است. او دو فیلم در خارج از کشور ساخته که در اولی قهرمان داستان یک ایرانی در فرانسه است و دومی نشانه ای از ایران و زبان فارسی ندارد. فرهادی به شکل طبیعی هر جای جهان که اراده کند، میتواند فیلم بسازد، اما تجربه همین دو کار در فرانسه و اسپانیا نشان میدهد که تکرار «جدایی نادر از سیمین» و «درباره الی…» در خارج از ایران بسیار سخت خواهد بود. باید دانست اگر فیلمسازان انگلیسی زبان در هالیوود یا کیشلوفسکی فقید در فرانسه میتوانند فیلم های مهمی هم تراز کشور خود بسازند، در وهله اول به اشتراکات زبانی و فرهنگی آنها بازمیگردد. جایی که میتوانند به راحتی زبان هم را درک کنند و تفاوت جغرافیایی چیزی مانند شرق تا غرب جهان نیست.

در این سالهای گذشته فیلمسازانی هم بوده اند که به جای ساخت فیلم در خارج از ایران بیانیه های سیاسی تاریخ مصرفدار را به تصویر کشیده اند و انگار هدفشان از مهاجرت بیشتر سیاست است تا فیلمسازی، و نتیجه هم قابل پیش بینی است. فاجعه ای مانند «فصل کرگدن» که نشان میدهد آزادی مطلق و امکان گفتن هر چیز در یک کشور دیگر هرگز به تولید یک اثر هنری منتهی نخواهد شد و برای آن کافی نیست.

فیلمساز ایرانی در تمام این سالها و با وجود سلیقه ها و ممیزی های بسیار توانسته سینمایی شریف و انسانی را به جهان معرفی کند. سینمایی که ریشه در همین خاک دارد و میتوان با صدای زیبای یک سازدهنی زیر درختان زیتونش دوید و نفس عمیق کشید…

منبع: ماهنامه هنر و تجربه

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/49987
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید

مسعود کیمیایی
داریوش مهرجویی
۴

«شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه

«شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه

سینماسینما، آریو همتی «شطرنج باد» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا اصلانی و تهیه‌کنندگی بهمن فرمان‌آرا یکی از قله‌های موج نوی سینمای ایران محسوب می‌شود؛ موج نویی‌ها در سه شاخه: ۱ـ موفق در گیشه و تبدیل شدن به جریان اصلی با «قیصر » مسعود کیمیایی ۴۸ ۲ـ نیمه موفق بین مخاطبان...

۱۴۰۵/۰۴/۲۴

داریوش مهرجویی

کیارستمی و مهرجویی در ایتالیا

جشنواره «سینمای دوباره کشف شده» در شهر بولونیای ایتالیا، امسال علاوه بر بزرگداشت کیارستمی آثاری از این کارگردان، داریوش مهرجویی و ابراهمیم گلستان را به نمایش می‌گذارد.

۱۴۰۵/۰۳/۳۱

عباس کیارستمی

عباس کیارستمی «سفیر بدون گذرنامه ایران» بود

آیین بزرگداشت عباس کیارستمی در نخستین برنامه دپارتمان دیپلماسی هنری برگزار شد؛ سینماگران و دیپلمات‌ها از کیارستمی به عنوان دیپلماتی فرهنگی یاد کردند که بدون مأموریت رسمی ( به تعبیری بدون گذرنامه)، تصویری ماندگار از ایران به جهان ارائه داد.

۱۴۰۵/۰۴/۲۶

بهرام بیضایی
سوسن تسلیمی

کارنامه بازیگری سوسن تسلیمی به بهانه حضور در آثار بیضایی/ تلاقی همزمان نبوغ بازیگر و بازیگردان

سینماسینما، ابوالفضل نجیب این متن بخشی از کتاب مجموعهٔ مقالات سینمایی نگارنده دربارهٔ سوسن تسلیمی است. سوسن تسلیمی بی‌تردید از چهره‌های بی‌بدیل هنر بازیگری در سینمای ایران است. این ویژگی برای بازیگری که در مقایسه با بازیگران زن سینمای قبل و بعد از انقلاب تنها ۶ فیلم «چریکه تارا» (۱۳۵۷)،...

۱۴۰۴/۱۰/۱۷

بهرام بیضایی
سوسن تسلیمی

سوگ‌واره‌ای برای بهرام بیضایی/ مکاشفه در زندان روح وقتی همه‌ راه‌‌ها به رویت بسته شده

سینماسینما، شهرام اشرف ابیانه در آغاز چه شد که بهرام بیضایی این‌طور بر تارَک فرهنگ ایران نشست. بدل شد به فردوسی زمانه‌ی خودش. آن اندازه که دیالوگ‌های نمایشی نمایشنامه‌های تاریخی‌اش، گویی از قعر تاریخ شفاهی و نوشتاری زبان پارسی نمایان شده. انگار تصویرسازی‌های شاهنامه‌واره‌ای‌‌اند، که حماسه‌ای را روایت می‌کنند. جوشش...

۱۴۰۴/۱۰/۱۳

ناصر تقوایی
۳

خوانشی از نخستین فیلم ناصر تقوایی/ در ستایش سکوت و انزوا

سینماسینما، فرزانه متین اصطلاح موج نو نخستین‌بار در ادبیات انتقادی اوایل دهه ۱۳۵۰ در ایران به‌کار رفت و برای توصیف مجموعه‌ای از فیلم‌های متفاوت و بحث‌برانگیز ایرانی که در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ توسط گروهی از فیلم‌سازان جوان و روشنفکر ساخته شده بودند، استفاده شد. فیلم‌سازانی همچون فرخ غفاری، ابراهیم...

۱۴۰۴/۰۸/۰۱


بازگشت محمد حقیقت با مستندی با حضور فرخ غفاری و هنری لانگلوآ!

سینماسینما، پاریس محمد حقیقت پس از چند سال با نامه‌ای عاشقانه به سینما بازگشته است. «ممنون، آقای لانگلوآ» مستند-درامی است که داستان یک جوان سینما دوست اهل اصفهان را روایت می‌کند که مطالعات زیادی درباره هنری (یا آنری) لانگلوا(Henri Langlois)، بنیان‌گذار سینماتک فرانسه داشته است. او برای ابراز علاقه‌اش و...

۱۴۰۳/۰۷/۱۶


رونمایی از نسخه ترمیم‌شده‌ی «تپه‌های قیطریه» اثر پرویز کیمیاوی

نسخه ترمیم‌شده‌ی «تپه‌های قیطریه» اثر پرویز کیمیاوی در خانه هنرمندان ایران رونمایی می‌شود. به گزارش سینماسینما،‌ برای نخستین بار نسخه ترمیم‌شده‌ی فیلم «تپه‌های قیطریه» اثر ماندگار پرویز کیمیاوی توسط انجمن مستندسازان سینمای ایران به نمایش در می‌آید. این نسخه از روی نگاتیو اسکن‌شده‌ی فیلم و با نظارت مستقیم کارگردان آن...

۱۴۰۳/۰۷/۰۳


نقد و بررسی سه فیلم از پرویز کیمیاوی در موزه سینما برگزار شد

نشست نقد و بررسی سه فیلم مستند «یا ضامن آهو»، «تپه‌های قیطریه» و «پ مثل پلیکان» به کارگردانی پرویز کیمیاوی دوشنبه ۱۸ تیرماه در موزه سینمای ایران برگزار شد. نوشته نقد و بررسی سه فیلم از پرویز کیمیاوی در موزه سینما برگزار شد اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۳/۰۴/۱۹


خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دهه‌ای شکل می‌گیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یک‌سو ویترین مدرنیته را با خیابان‌های عریض، زرق...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

حمید نعمت الله
۳

مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق می‌کند

مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق می‌کند

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «دونده» شور فیلمسازی را در من بوجود آورد. این نقل معروف حمید نعمت‌الله است که برای رونمایی مستند «جستجو در تنگنا» به پردیس چهارسو آمده بود. امیر نادری شور فیلم‌بینی و سینماگردی را در خیلی‌ها به‌وجود آورد. البته فقط برای این مستند کارخانی را دوست نداریم....

۱۴۰۴/۰۹/۲۹


«جست‌و‌جو در تنگنا»؛ انگار این همه‌ چیزی باشد که از شهر و دیوارهایش به میراث برده‌ایم

«جست‌و‌جو در تنگنا»؛ انگار این همه‌ چیزی باشد که از شهر و دیوارهایش به میراث برده‌ایم

سینماسینما، شهرام اشرف ابیانه فیلم خوب ساختن، آن هم درآوردن مستندی درباره‌ی امیر نادری کار هر کسی نیست. باید فیلمساز خیابانی باشی و با نادری حشر و نشر داشته باشی، و مولفه‌های سینمای خیابانی دهه‌ی پنجاه در خون و ریشه‌ات رفته باشد، تا بتوانی فیلم خاطره‌نگار‌ی درخشانی مثل جستجو در...

۱۴۰۴/۰۹/۲۶