مرحوم اسدزاده در این مصاحبه ابتدا از یک عشق میگوید، «عشق به هنرپیشگی».
او ادامه میدهد: آنهایی که عاشقند از زندگیشان میگذرند. این کار هم خیلی ناراحتی دارد.
به هنرپیشگی اشاره دارد.
«اگر وارد این کار میشوی باید عاشقش باشی، باید مطالعه کنی، باید مرتب مطالعه کنی، باید مرتب فیلم ببینی. این کار درآمدی ندارد، فقط عشق است.»
اسدزاده سپس چنین اضافه میکند: من همیشه پند و اندرز خودم را به بچهها میگویم. خیلیها برای چهره شدن میآیند. اگر برای چهره شدن میآیی دیگر هنرمند نیستی. باید سواد داشته باشید. من تا الان سه کتابخانه داشتم که همگی را فروختم و الان یکی دیگر دارم که از آن استفاده میکنم. «تاریخ ایران» را میخوانم تاریخ خارج را میخوانم، سعدی را میخوانم، تا بتوانم اطلاعاتم کامل شود. چون نویسنده با خواندن است که نویسنده میشود.
وی همچنان تاکید میکند: مطالعهی زیاد، فرد را نویسنده میکند، وگرنه هر کسی که از راه آمد نویسنده نمیشود. یا آدم، مادرزاد که نویسنده نمیشود.
هر چه آمدیم جلوتر عقب رفتیم!
وقتی از او میپرسیم چرا سریالهای قدیمی حس خوبی داشتند؟ پاسخ میدهد: بشر رو به تکامل است؛ یعنی هر چه جلوتر میآید باید پیشرفت کند. در هر فنی، در هر حرفهای و در هر شغلی. اگر این کار را نکند عقب میماند. اما الان هر چه آمدیم جلوتر، عقب رفتیم و نتوانستیم جلو برویم.
از وضعیت سریالها و فیلمهایمان متأسف میشویم
اسدزاده اظهار میکند: وضعیت سریالها و فیلمهایمان را که میبینیم، متأسف میشویم؛ البته میگوییم که خیلی خوب شده، ولی دروغ میگوییم. نمیخواهیم قبول کنیم کارها خوب پیش نمیرود؛ البته فیلمهای خوبی هم داریم. در سال، ۱۰۰ فیلم ساخته میشود اما وقتی شما آنها را نگاه میکنی شش ـ هفت فیلم قابل نمره دادن است.
«سمندون»؛ اولین کار داریوش اسدزاده بعد از انقلاب
این هنرمند با اشاره به اینکه کارهای زیادی قبل و بعد از انقلاب داشته است، میگوید: قبل از انقلاب در ۱۰۰ فیلم بازی کردم. بعد از انقلاب هم در ۱۰۰ فیلم بازی کردم، تئاتر بازی کردم و نویسندگی کردم. بعد از انقلاب هم خیلی کارها داشتم. بعد از انقلاب وقتی که آمدم اولین کارم «سمندون» بود که آن موقع شما کوچک بودید. اولین کارم آن بود و بعد «خانه سبز» و «همه فرزندان من» بود.
«خانه سبز» حرف دل مردم را میگفت
اسدزاده از «خانه سبز» و لطفی که داشته هم میگوید.
«یکی از نویسندگان بزرگ میگوید آن چیزی را مردم دوست دارند که از آن خود مردم باشد. اگر آن چیزی که درست گفتید، درست نوشتید، درست عرضه کردید از آن مردم بود، تعقیب میکنند و استقبال میکنند. و «خانه سبز» هم کاری بود که قابل قبول مردم بود. ساعتی که پخش میشد خیابانها خلوت میشد و خودمان هم لذت میبردیم به اضافه اینکه یک اکیپ صمیمی داشتیم و همه عاشق کار بودیم. از ۲ بعد از ظهر میرفتیم تا چهار بعد از نصف شب، خوب کار میکردیم و اصلا هم از کار خسته نمیشدیم. در این سریال خانم خیرآبادی بازی میکرد که از سال ۱۳۲۶ روی صحنه تئاتر بود و این خیلی است.»
اسدزاده به جملههایش اضافه میکند: «به نظرم مجموعههای کنونی هم باید پاسخگوی شرایط و زمانه موجود باشند؛ البته در بعضی از آثار هنری این روند رو به کاهش و باعث تاسف است.»
خاطرات اسدزاده از زندهیادان خیرآبادی و شکیبایی
اسدزاده به ارتباط خانوادگی و صمیمیاش با خسرو شکیبایی اشاره میکند و با بیان خاطرهای از او، توضیح میدهد: با آقای خسرو شکیبایی خیلی صمیمی بودم، رفت و آمد داشتیم، به خانه ما میآمد و با خانوادهاش ـ پسر و همسرش ـ آشنا بودم. با خانم خیرآبادی هم که از سال ۱۳۲۶ در تئاتر کار میکردیم، صمیمی بودیم. انسان شاد و گرمی بود و تقریبا یک فامیل بودیم و این صمیمیت بود که کار را گرم میکرد. این صمیمیت است که الان تصنعی است و نیست. دیگر آن صمیمیت را نداریم. داستانهایی که میتوانستیم آن زمان بپردازیم دیگر نیست. اگر هم باشد خیلی کم است. اینهایی که من میبینم کارهای قشنگی نیست.
وقتی که اسدزاده و شکیبایی همدیگر را در آغوش گرفتند
او سپس به اخلاق خسرو شکیبایی اشاره میکند، «شکیبایی دوست داشتنی و گرم بود. با محبت بود. یادم است یک روز دیر سر کار آمده بود. به او گفتم چرا دیر آمدی؟ گفت: استاد معذرت میخواهم نمیدانستم شما امروز زود آمدی. گفتم نباید دیر بیای سر ساعت بیا همه منتظر تو هستند. و او گفت که گرفتار شدم، گفتم اگر این دفعه دیر بیای دیگه باهات حرف نمیزنم. بعد بوسم کرد و همدیگر رادر آغوش گرفتیم. ۵، ۶ تا فیلم با او کار کردم. خدا بیامرزتش.»
او با اشاره به درگذشت خسرو شکیبایی میگوید: «آن روز که شنیدم از دنیا رفته است، دامغان سر فیلمبرداری بودم. وقتی با من تماس گرفتند و گفتند گریه کردم و دو ساعتی نمیتوانستم کار کنم و کار به احترام من چند ساعت تعطیل شد. اصلا فکرش را نمیکردم. ولی خب این چیزها هست، دیگر همه باید یک روز برویم و لبیک را بگوییم و غزل خداحافظی را بخوانیم. شکیبایی از هنرپیشههای خوب بود. او خوب بازی میکرد.»
حیرتزده از یک نقش خسرو شکیبایی
اسدزاده با اشاره به یکی از رُلهای خسرو شکیبایی در نقش آیتالله مدرس یادآوری میکند: شکیبایی یک رل بازی کرد که من متحیر ماندم، مدرس را بازی کرد، هنوز نمیتوانم فراموش کنم. مثل اینکه مدرس زنده شده و الان در مجلس است و برخلاف دولت صحبت میکند. آن حرکات و آن دیالوگ و آن انرژی و آن احساس کار هیچ کس نبود، خیلیهای دیگر کار مدرس را بازی کردند ولی نباید بازی میکردند. کارش خیلی خوب بود. هنرپیشه نابغهای بود. صدایش خوب بود و خیلی کمکش میکرد. هنرپیشه باید صدای خوب داشته باشد، احساس خوب داشته باشد، تمرکز و حافظه خوب داشته باشد. بیان خوب داشته باشد و گرم گرم باشد و انرژی که در وجودش است را به مردم بدهد. دیالوگهای بزرگ را چقدر پخته و قشنگ میگفت. ای وای، دلم میخواهد دوباره این فیلم را بگذارم و نگاه کنم.
کارهای قدیم خیلی بهتر از الان بود
وقتی از او میپرسیم آخرین سریال خوبی که دیدید چه بود؟ میگوید: کارهای خوبی که دیده باشم درست یادم نمیآید. ذهنم به یغما رفته است، این طبیعت خیلی ظالم است. اما خوب کارهای خوب هم داشتهایم. «خانه پدری» بد نبود. بنابراین کارهای قدیم خیلی بهتر از الان بود. اما الان چیزی که بتوانم بگویم ندارم.
رفتن کدام هنرمند دل داریوش اسدزاده را سوزاند؟
داریوش اسدزاده در طول سالهای عمر شاهد از دست رفتن هنرمندان زیادی بود.
وقتی از او میپرسیم، رفتن کدامها دل شما را سوزاند؟ میگوید: همه کسانی که در طول این سالها از پیش ما رفتند، تمام آنهایی که هنرمند و تئاتر و سینما و تلویزیون بودند، از دست رفتنشان برایم ضایعه بزرگی بود. ولی دیگر مثل اینها پیدا نمیشود. دیگه لنگه نخواهند داشت. خیلی از اینها عاشق کارشان بودند اما با بدبختی هم زندگی کردند، چرا جای دور میرویم بازیگران سنتی ما سیاهبازها، آن وقتها به آنها مطرب میگفتند و توجهی هم به آنها نمیکردند. وقتی که میمردند یادشان میافتاد که چه اعجوبههایی بودند. سعدی افشار و... خدای استعداد بودند، مردم را میخنداندند بدون اینکه داستان داشته باشند. بدون اینکه حرف بزنند. خیلی حرف است! عروسیهایی که از ۱۱ شب در تخت طاووس شروع میشد تا ۴، ۵ بعد از نصف شب خندهها قطع نمیشد. اینها بدیههسرایی میکردند، همه آنها کور شدند برای اینکه صورتشان را با چوب پنبه سیاه میکردند، که داخل چشمشان میرفت و کور میشدند و عوارضهای دیگری میگرفتند. اسفناک بود. از دست رفتن همه این عزیزان برایم ضایعه بود؛ به ویژه آنهایی که در شرایط اسفناکی از دنیا رفتند. مثل گرجی، فتحی و ...؛ خیلی دردناک بود، الان هم داریم اما اسم نمیبرم.
نقشهای منفی اصلا به من نمیخورد
وقتی از وی می پرسیم کدام یک از نقشهایی را که تاکنون ایفا کرده است، دوست دارد، می گوید: نقش های منفی اصلا به من نمیخورد، در یکی از سریالها ابتدا نقشم کمی منفی بود، یکی از مخاطبان در خیابان من را دیده بود و میگفت شما چرا نقش منفی بازی کردید، اصلا به شما نمیآید. من هم گفتم آخر داستان هنوز نرسیده و نقش من کاملا منفی نیست. اما به هر ترتیب به چهرهام نقش منفی نمیآید.
تصمیم گرفتم دیگر کار نکنم
وقتی از این هنرمند پیشکسوت میپرسیم اگر کاری از طرف تلویزیون پیشنهاد شود کار میکنید؟ کمی گلهمند میشود و میگوید: تصمیم گرفتم دیگر کار نکنم. چون پول نمیدهند، من همیشه طلبکارم. از سینما طلبکارم، از تلویزیون هم طلبکارم. اصلا سابقه نداشته به این وضع گرفتار شوم. تئاتر که کار میکردیم شب به شب پولمان را میگرفتیم. کارها که دولتی نبود. خصوصی بود. یک شخصی میآمد یک تشکیلاتی را درست میکرد، پول ما را هم مثل اداره، هفته به هفته ماه به ماه میداد. وقتی دولتی شد به این شکل درآمد. هیچ کاری را ترجیح نمیدهم. تنمان سالم است اما نمیتوانیم که کار مجانی انجام بدهیم. خیلیها الان هستند برای اینکه چهره شوند دوست دارند مجانی کار کنند. بروند با همانها کار کنند.
انتهای پیام
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، سید محمد حسینی اکبر عبدی از حافظه عاطفی این سرزمین پاکشدنی نیست؛ همانگونه که نامهایی چون فردین، خسرو شکیبایی و بهروز وثوقی، در خاطره جمعی ایرانیان ماندگار ماندهاند. او بازیگری بود که خود را نماینده هیچ جناح و جریانی نکرد و روشنفکر بازی هرگز در حضور سینمایی و اجتماعیاش...
دیروز
«بیشترین آگاهیهای بازیگری را از سادگی و باورهای مادرم آموختم که همیشه در صداقتهایش غرق میشدم و دلم میخواست که مثل او بی پیرایه زندگی کنم. زندگیام از بازی جدا نیست و در حقیقت مادرم الگوی من شد و بدون آن که خود بداند، معلم اول من بود.»
۱۴۰۵/۰۴/۲۸
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
نسخه مرمت شده فیلم سینمایی «کاغذ بی خط» به کارگردانی ناصر تقوایی و با بازی هدیه تهرانی و خسرو شکیبایی به نمایش درمیآید.
۱۴۰۵/۰۴/۲۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
بانیفیلم: در تاریخ سینمای ایران، هنرپیشههای بزرگی آمدند، ماندند و رفتند. دوران تلألوی عدهای کوتاه و زودگذر بود و زمان ...ادامه مطلب نوشته سالروزی برای هنرپیشه پراحساس؛ سینمای ایران و هفده سال بدون خسرو شکیبایی اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۱/۰۷
خسرو شکیبایی روز تولدش را دوست داشت، نه تنها به این دلیل که تولدش در هفتمین روز بهار اتفاق افتاده ...ادامه مطلب نوشته خسرو شکیبایی روز تولدش را دوست داشت! اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۱/۰۷
سینماسینما، ابوالفضل نجیب؛ ظهور پدیدههای عصر مدرن از جمله نسل جدید رباتها و هوش مصنوعی و… همان اندازه که میتوانند به مثابه دستاوردهای عصر جدید بشری چرخه زندگی و ارتباطات را تحت تاثیر روابط اجتماعی قرار دهند، به همان اندازه میتوانند با تحریف و جعل مورد انواع سوءاستفادهها از جمله...
۱۴۰۳/۱۱/۱۴
پوریا شکیبایی به ویدیوی ساخته شده از پدرش زندهیاد خسرو شکیبایی توسط هوش مصنوعی که در افتتاحیه جشنواره فیلم فجر پخش شد، واکنش نشان داد. به گزارش سینماسینما، پوریا شکیبایی در واکنش به ویدیوی ساخته شده توسط هوش مصنوعی با بازسازی صدا و تصویر زنده یاد خسرو شکیبایی و پخش...
۱۴۰۳/۱۱/۱۴
بانیفیلم: ترکشهای استفاده خلاقانه(!) برگزارکنندگان جشنواره فیلم فجر از هوش مصنوعی، هنوز به سر و صورت علاقمندان سینما برخورد میکند! ...ادامه مطلب نوشته طفلک شکیبایی، بیچاره هوش مصنوعی! اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.
۱۴۰۳/۱۱/۱۳
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
افتتاحیه چهل و سومین جشنواره فیلم فجر، شب گذشته در تالار وحدت برگزار شد که همراه با حواشیای درباره حضور مهمانان و طراحی بود. به گزارش سینماسینما، در بخشی از این مراسم که به بزرگداشت رضا بابک اختصاص داشت، مرضیه برومند روی صحنه آمد و در حاشیه تقدیر از این...
۱۴۰۳/۱۱/۱۲
او «هامون» بود و ما شیفتهاش اما این «هامونِ» سینما در زندگی راستین خود، آنجا که دیگر خبری از صحنه ...ادامه مطلب نوشته روایت خسرو شکیبایی از یک آدم خاص در زندگی اش اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.
۱۴۰۳/۰۴/۲۸
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر گفت: «پدرسالار» با مرحوم محمدعلی کشاورز، مرحومه جمیله شیخی و حمیده خیرآبادی بهترین خاطره ...ادامه مطلب نوشته آزیتا لاچینی: «پدرسالار» بهترین خاطره من در بازیگری است اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.
۱۴۰۳/۰۹/۱۴
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سریال تلویزیونی «کهنهسوار» بهکارگردانی اکبر خواجویی، از جمعه پیشرو (۳۰ مهر) روی آنتن آیفیلم فارسی میرود. به گزارش روابط عمومی صداوسیما، پخش سریال همه خانواده من از آیفیلم به قسمتهای ...ادامه مطلب
۱۴۰۰/۰۷/۲۶
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
همزمانی روز زن و مادر بهانهای برای یاد کردن از مادران درگذشته سینما و تلویزیون ایران است. به گزارش سینماسینما، مادر برای همه ما واژه آشنایی است که دلبستگی عمیقی به آن داریم. همه ما برای مادرانمان از جانودل خواهیم گذشت. از مادر گفتن و برای او نوشتن کار آسانی...
۱۳۹۶/۱۲/۱۸
زنده یاد حمیده خیرآبادی در آخرین سالهای عمرش بازیگرها وقتی پیر میشوند، دیگر کسی سراغشان را نمیگیرد و این خیلی بد است. من الان مدتهاست که انگار فراموش شدهام. ما زمانی که سرمان خیلی شلوغ بود و دائم درگیر فیلمنامهخواندن و بازیکردن بودیم، فرصت نمیکردیم فیلمهای خودمان را تماشا...
۱۳۹۶/۰۶/۲۵
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
در سالهای اخیر تلویزیون اشتیاق زیادی برای تولید و ساخت مجموعههای پلیسی نشان داده است، مجموعههایی که تعداد آثار موفق آن شمار انگشتان دست هم نمیرسد.
۱۳۹۵/۰۸/۱۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
با گذشت ۳۸ سال از انقلاب اسلامی و گذر از دوره آزمون و خطا، به نظر میرسد سینمای ایران
۱۳۹۵/۰۷/۲۱
سینماپرس: خاتمی زمان وزارت ارشاد بسیار دیکتاتورمنشانه و تند عمل میکرد و نگاهش با زمان ریاست جمهوری تفاوت فاحشی داشت. شما اگر از معاون یا مدیر کل ارشاد شکایت میکردید خاتمی پوست شما را میکند. خاتمی بعدها دموکرات شد.
۱۳۹۵/۰۶/۱۷
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماپرس: هنرمندان سینما، تلویزیون و تئاتر کشور در آستانه نوروز ۱۳۹۵ از آرزوهای خود گفته و به مردم ایران پیام تبریک فرستادند.
۱۳۹۵/۰۱/۰۱
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماپرس: فیلم سینمایی«رفقای خوب» با حضور زندهیادان جمشید مشایخی و داریوش اسدزاده از تلویزیون پخش میشود.
۱۳۹۹/۰۱/۱۱
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماپرس: نوروز ۱۳۹۹ در حالی از راه می رسد که جای خالی هنرمندان بسیاری پای سفره های هفت سین به چشم می خورد؛ زنده یاد داریوش اسدزاده یکی از همان هنرمندان است که سال های سال با عشق برای اعتلای فرهنگ و هنر این مرز و بوم تلاش کرده بود...
۱۳۹۸/۱۲/۲۵
سینماپرس: پسر زندهیاد داریوش اسدزاده درباره سرنوشت دستنوشته های به جامانده از پدرش خبر داد.
۱۳۹۸/۰۷/۱۰
مراسم تشییع پیکر مرحوم داریوش اسدزاده سهشنبه برگزار میشود.
۱۳۹۸/۰۶/۰۳
سینماپرس: داریوش اسدزاده این روزها در منزل استراحت کرده و دوران نقاهت خود را میگذراند.
۱۳۹۸/۰۵/۰۱
داریوش اسدزاده که به دلیل مشکلات کلیوی در بیمارستان بستری شده بود، پس از ترخیص این روزها در اندیشه کرج دوران نقاهت را میگذراند.
۱۳۹۷/۰۹/۱۳
سینماپرس: داریوش اسدزاده هنرمند پیشکسوت عرصه بازیگری ضمن تشریح وضعیت جسمانی خود پس از بستری در بیمارستان، زمان ترخیص خود را نامعین اعلام کرد.
۱۳۹۷/۰۹/۰۹
داریوش اسدزاده که به دلیل مشکلات کلیوی در بیمارستان بستری شده است، احتمالا فردا (۸ آذر ماه) از بخش مراقبتهای عمومی بیمارستان مرخص خواهد شد.
۱۳۹۷/۰۹/۰۷