فیلم‌هایی در بستر نگاه گیشه‌ای و ملودرامی غافلگیرکننده در سینمای ایران | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

فیلم‌هایی در بستر نگاه گیشه‌ای و ملودرامی غافلگیرکننده در سینمای ایران

lazy_placeholder.gifIMG_20240302_095146_112-225x300.jpg سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی

دست تنها

امیرحسین ثقفی فیلمی ساخته که بهترین ساخته‌ی این سال‌های سینمای ایران است. فیلمی خیابانی به سبک سیاق فیلم های خیابانی دهه‌ی پنجاه شمسی. به سیاق کارهای امیر نادری ، اما با رویکرد اجتماعی صریح‌تر و منکوب‌کننده تر. در این میان شکیب شجره و مجید مظفری در میان بازیگران فیلم (که البته همه عالی‌اند) بیش از همه جلب توجه می‌کنند. شکیب شجره نقش لُمپنی را دارد که رگه‌هایی از جوانمردی را دست آخر از خود نشان می‌دهد. مجید مظفری نقش کارتن خوابی دارد که پیش از این شاعر و نویسنده بوده، اما سه سال پیش در جریان کشته شدن دخترش (در جریانی که نمی‌دانیم چطور و کجا اتفاق افتاده) همه چیز را رها کرده و کارتن خواب شده. در این مسیر با دختری آشنا می‌شود که با نامزدش قصد داشته به سوئد مهاجرت کند. نامزد دختر اما در ماجرایی مشابه با دخترِ شاعر کارتن خواب شده، کشته شده، و حال مجید مظفری به دختر کمک می‌کند این بحران را پشت سر بگذارد، و به زندگی برگردد.

سالها بود که به نظر می‌رسید چیزی به نام سینمای اجتماعی از سینمای ایران غایب است. آنچه از جسارت در کار فیلمسازی می‌دانستیم، باید در سینمای موسوم به زیرزمینی جستجو می‌کردیم. این اولین بار است که سینمای ایران جسارت در طرح موضوعی چنینی داغ و ملتهب، با پرداختی چنین تکان‌دهنده را در خود پیدا کرده. امیرحسین ثقفی، به دلیل طرح خشونت عریان در فیلم هایش شهرت داشت، حال او این صراحت بیان را در موضوع فیلم جدید خود به کار برده، و نتیجه فیلمی خیره‌کننده از کار درآمده، که می‌توان به ستایشش نشست. از آن دسته فیلم‌هایی که جریان‌ساز خواهد بود، و به حتم بر تحولات اجتماعی هم تاثیرگذار خواهد بود. ورود چنین فیلمی را به سینمای به خواب رفته‌ی این سال‌های ایران، که دغدغه‌ی گیشه و نگرانی از ممیزی تقریباً ابترش کرده بود، خوشامد می‌گوییم.

خاتی

سومین فیلم فریدون نجفی، که پیش از این دو فیلم «بچه گرگ‌های دره سیب» و  فیلم تحسین‌شده‌ی «اسکی‌باز» (هر دو کودک و نوجوان) را در کارنامه‌اش دارد. یک درام اجتماعی زیست‌محیطی که بیشتر به ارتباط انسان با محیط زیست و حیوانات توجه دارد.

نکات مثبت فیلم قاب‌های چشم‌نواز (البته کارت‌پستالی) و فیلمبرداری خوب و حرفه‌ای کار است. فیلم در مناطق کوهستانی چهارمحال بختیاری فیلمبرداری شده، و گروه تولیدی توانسته فضای بکر و دست‌نخورده‌ی آن منطقه را به خوبی بازآفرینی کند.

داستان فیلم در مورد خرسی است که پدر خانواده‌ای (شوهر سارا بهرامی) را کشته و حال خانواده در پی انتقام از حیوان‌ان، که جایی در کوه‌های اطراف از نظرها پنهان مانده. فیلم البته فقط با این خط داستانی ساده و خلاصه شده تعریف نمی‌شود، و اشارات تمثیلی و زیرپوستی به تحولات جامعه‌ی ایران هم دارد. فیلمساز کوشیده دغدغه‌ی اجتماعی‌اش را با مضمونی محیط زیستی پیوند بزند.

سال‌ها پیش از این زمانی که ممیزی اجازه فیلم‌های متعارف اجتماعی را نمی‌داد، گروهی از فیلمسازان (مهمترین‌شان فیلسمازان موسوم به کانونی، فیلمسازانی که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گرده هم آمده بودند) فیلم‌هایی با فضای روستا می‌‌ساختند، و در پسِ قصه‌ی ساده‌شان به تحولات جامعه‌ی ایران پیش از انقلاب اشاره می‌کردند.

حال رویکرد مشابهی، حداقل با این فیلم، به محیط زیست بوجود آمده. راهی برای ارتباط با تحولات اجتماعی، از طریق بازتاب آن در موضوعی محیط زیستی. بازی سارا بهرامی (بازگر خوش استیلی که در هر نقشی خوش درخشیده) به یادماندنی و از امتیازات فیلم است. طراحی صحنه‌ی فیلم نیز قابل اشاره است، که در ترکیب‌بندی‌های فیلم خوب و زیبا جلوه می‌کند.

زیبا صدایم کن

خسرو ( امین حیایی) که در آسایشگاه روانی بستری است. بخاطر تولد شانزده سالگی دخترش، از آسایشگاه فرار می‌کند. دختر در ابتدا برخورد بدی با پدر دارد، اما در ادامه همراهی‌اش با پدر باعث می‌شود لحظاتی راتجربه کند، که تا پیش از این از زندگی‌اش غایب بوده است.

برداشتی از داستان فرهاد حسن‌زاده، نویسنده‌ی شناخته‌شده‌ی حوزه نوجوان، با پرداخت انسانی و فیلمنامه‌ای درست، یکی از بهترین فیلم‌های امسال. امین حیایی بار دیگر یکی از بهترین بازی‌های خود (همراه شکیب شجره در «دست تنها» و شهاب حسینی در «رها» یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های سینمای سال جاری) را ارائه می‌دهد.

داستان در طول یک روز در خیابان ولی‌عصر اتفاق می‌افتد. از نکات کار می‌توان به موسیقی کریستف رضاعی اشاره کرد. هم‌نوازی پیانو و سه تار، برای رسیدن به ترکیبی مدرن، ما را یاد بداعت‌های این موسیقیدان سینمایی خوش ذوق می‌اندازد. ساخت قطعاتی روی تم‌ها و ملودی‌های شناخته شده، و بیرون کشیدن حس‌های مختلف از  طریق ترکب‌بندی سازها، از ویژگی‌های کار کریستف رضاعی است، که در فیلم خاص به یکی از بهترین قطعات موسیقیایی او منجر شده.

فیلم صدرعاملی در بخش‌های دیگر هم جلب توجه می‌کند. بیش از همه فیلمنامه‌ی آنست که با حس‌های انسانی دو شخصیت اصلی به خوبی همراه شده، و لحظات زیبای انسانی خلق می‌کند. این یکی از بهترین ملودرام‌های یک دهه‌ی اخیر سینمای ایران است. غافلگیری بزرگ از صدرعاملی، که توانایی‌هایش در کار با موضوعات طبقه‌ی نوجوان تقریباً فراموش شده بود.

این فیلم نشان می‌دهد صدر عاملی هنوز تک‌خال‌هایی در آستین دارد، و به این زودی صحنه‌ی سینما را به‌واسطه‌ی ساخت آثار تکراری و کلیشه‌ای ترک نخواهد کرد. از فیلم، در سینمای رسانه به گرمی استقبال شد. در زمانی که از مضامین داغ و نو در فیلم‌های این سال‌ها خبری نیست، فیلمی انسانی و خوب ساخته شده که می‌تواند زمینه‌ای برای آشتی تماشاگر با سینما را فراهم کند. هر چند چیزهای زیادتری برای این آشتی نیاز است، اما فیلم‌هایی مثل کار صدرعاملی شروع خوبی برای این مصالحه و نجات سینمای ایران از زمستان استخوان‌سوزی است که گرفتارش شده.

شمال از جنوب غربی

جدیدترین ساخته حمید زرگرنژاد، در فُرم خلاصه شده. برای این است که فیلمبرداری و طراحی صحنه این اندازه چشم‌نوازند. فیلمی که به وقایع آمل اشاره دارد، اما داستان همان کلیشه‌های فیلم‌های شعاری این گونه است. مخالفان به راحتی شکست می‌خورند، چون همیشه بازنده‌اند. به عبارتی پیچیدگی در داستان نیست. بنابراین نباید انتظار داشت تماشاگر توجهش به چیزی جلب شود، که از اساس تصنعی تصویر شده.

این شیوه‌ی درستی برای کار با موضوعی سیاسی نیست. نمی‌توان تنها به جلوه‌های فن، دل‌خوش بود و انتظار داشت فیلمی تاثیرگذار ساخته شود. در مورد این فیلم، بحث حتی به شعاری بودن یا نبودن فیلمنامه‌ی بی‌مایه‌ی آن برنمی‌گردد. سازندگان به این نکته بی‌توجهند که دارند در عرصه‌ای پُر خطر گام برمی‌دارند. حوزه‌ای که تمامی زیرشاخه‌های شخصیت‌ها، حتی به اصطلاح بدمن‌های فیلم نیاز به شخصیت‌سازی پیچیده دارند، وگرنه فیلم به تبلیغی علیه مضمون خود بدل خواهد شد. آن زمان، زیبایی فیلمبرداری و قاب‌های شکیل به نجات فیلم نمی‌آید.

در این فیلم، انگار عمدی در کار است بازیگرها همان بازی سابق خودشان را نمایش دهند. مصطفی زمانی همان تیپ شناخته شده خود را بازی می‌کند، یا بهناز جعفری همان بازی و تیپ سابق خود در فیلم‌های دیگر را ارائه می‌دهد. البته فیلمنامه چیزی هم برای عرضه جهت ساخت نقش به آنها نداده؛ قرار بوده کار با عظمت و چشمگیری ساخته شود.

فیلم در همان باتلاق فیلمهای کلیشه‌ای گیر کرده. یکی از محصولات کارخانه‌ی سری‌دوزی شده، که فیلم‌های مشابه و یکنواخت ارائه می‌دهند.

فیلم آن قدر دور از واقع ساخته شده، و روابط میان آدم‌ها چنان پیش‌و پا افتاده تصویر شده، که تماشاگر اگر تا پایان فیلم را تحمل کند به طور قطع آن را فراموش خواهد کرد.

آنتیک

داستان دو دله‌دزد، (که یکی‌شان پژمان جمشیدی است، با همان بازی تکراری و بی‌مزه‌ی ‌فیلمفارسی‌وارش، با همه‌ی توانایی شناخته‌شده‌ای که از این بازیگر/ فوتبالیست سابق سراغ داریم)  که گذرشان به یک امامزاده می‌افتند و تصمیم می‌گیرند با تأسیس امامزاده‌ای قلابی پول‌وپله‌ای به جیب بزنند.

ساخته‌ی عضو شوراهای فیلمنامه و پروانه ساخت، که در این تجربه‌ی سینمایی به حیطه‌ی فیلم‌های گیشه‌‌ای روی آورده. برای خیلی‌ها جای تعجب بود حضور چنین فیلمی در میان آثار به‌نسبت مهم دسینمای ایران چه معنایی دارد؟ شوخی با مضمون مورد نظر فیلم، و ترکیب آن با فیلم‌هایی که این روزها روی اکران است و آفت سینمای ایران شمرده می‌شود، به یکی از غیرقابل تحمل‌ترین فیلم‌های امسال منجر شده. نکته‌ی محوری داستان، کتیبه‌ی دوران ساسانی است که با خراب شدن امام‌زاده‌ی تقلبی، به طور اتفاقی توسط دو بچه که در آن حوالی در حال بازی‌اند از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود.

چنین دستمایه‌ای، تلاش برای پیدا کردن کتیبه‌ای گمشده، چنان در میان شوخی‌های دست دوم گم شده، که هر چیزی را از بین برده. فیلمساز خواسته به زعم خودش با خرافه‌های مذهبی مقابله کند، اما این موضوع فقط بهانه‌ای شده، برای سطحی‌ترین و بی‌مزه‌ترین شوخی‌هایی که به عمرتان در فیلمی تماشا کرده‌اید. شاید بهتر بود با چنین ساخت‌و‌سازی فیلم برای پلتفرم‌های سریالی، که مثل قارچ سر و کله‌شان پیدا می‌شود، ساخته می‌شد. اما گویی سینمای تجاری، قواعد خود را دارد. آن قدر که می‌توان فیلمی را هم در گیشه اکران کرد، هم به جمع فیلم‌های مثلا مهم‌تر فرستاد، و جلوه‌ای به اصطلاح اجتماعی بدان داد.

فیلمی به شدت ناامید‌کننده، از روندی در بخش تولید سینمای بدنه، که به هر جایی که تصور هم نمی‌رود چنگ انداخته. بعد مدتی که از داستان فیلم می‌گذرد، هر چیزی در این کمدی شبه‌ مذهبی، به سخره گرفته می‌شود. کار چنان بالا می گیرد که مخاطب خود فیلم را هم جدی نمی‌گیرد. پایان‌بندی فیلم و نحوه‌ی پیدا شدن کتیبه، با آن پرداخت توی ذوق‌زننده، تلاش دارد با مرموز جلوه دادن پیام فیلم، به دل تماشگر خاص هم راه پیدا کند. دروغ فیلم، همچون امامزاده‌ی تقلبی داستان، اما چندان آشکار است، که مخاطب به چنین چیزی توجه نخواهد کرد. اگر تازه امیدوار باشیم قبل پایان فیلم، سالن نمایش را ترک نکرده باشد.

مرد آرام

ساخته بهنوش صادقی تنها کارگردان زن فیلم‌های این دوره‌ی جشنواره. داستان نوبهار، دخترک نوجوان افغان است که همسر مرد میانسالی به نام زمان (مهدی هاشمی) شده. نوبهار در ابتدای زندگی با زمان اتفاقاتی را تجربه می‌کند، که مسیر تازه‌ای برایش در زندگی باز می‌کند.

فیلم به موضوع کودک همسری می‌پردازد، اما در پرداخت سبک و سیاق فیلم‌های سینمای بدنه، با داستانی مثلاً در مورد جوانمردی برای عاقبت‌بخیر شدن دختر را در پیش می‌گیرد. وقتی کلیشه‌های ذهنی در مورد داستان‌سرایی در سینما هنوز به فیلم‌‌های دهه‌های چهل و پنجاه محدود باشد، در پرداخت داستان، به جای توجه به اصل موضوع، یعنی موضوعی غیرانسانی چون کودک همسری، جوانمردی شوهر میانسال عمده می‌شود، که دختر را از مهلکه‌ای نجات داده، و چاقو خورده توسط شخصیت مثلاً شریر فیلم، دخترک را دست معلم مدرسه‌ای می‌رساند، تا دخترک امکان تحصیل و آینده‌ای بهتر داشته باشد. این یعنی خط بطلان کشیدن روی معضلی اجتماعی، که فیلمساز و فیلمنامه‌نویس حتی امکان طرح سویه‌های دردناک آن در داستان را به خود نداده‌اند.

محافظه‌کارتر از همه‌ی اینها، اینکه شخصیت‌ها افغان انتخاب شده‌اند، تا این موضوع از ملیت ایرانی به دور مانده باشد. اگر قرار است فیلمی درباره ی فُتوت و عیاری ببینین، کلاه‌مخملی‌های سال ها پیش، و لوده‌های سینمای کمدی بی‌هویت فیلم‌های گیشه‌ای فعلی هستند، چه احتیاجی به این همه حدیث و طول و تفصیل دادن بود. فیلمساز انگار فراموش کرده، جسارت در طرح موضوع فیلمی را ماندگار می‌کند، وگرنه کلیشه‌ها که هستند و کار خود را می‌کنند.

از این ها گذشته، مهدی هاشمی خیلی خوب در نقش فرو رفته. لهجه‌ی افغان او چندان باورپذیر است، که جلوه‌ای دیگری از توانایی‌های این بازیگر قدیمی را پیش روی تماشاگر زنده می‌کند. شمیلا شیرزاد، بازیگر افغان که پیش از این در فیلم «خورشید» مجید مجیدی نقش‌آفرینی کرده بود، اینجا هم به خوبی از عهده‌ی نقشش برآمده. هر چند فیلمنامه چیزی برای عمق بخشیدن به شخصیت آنها ارائه نمی‌دهد.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/131568
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید


جشنواره ایتالیایی به دو فیلم ایرانی جایزه داد

جشنواره بین‌المللی فیلم ایکسیا در ایتالیا به کار خود پایان داد و امیرحسین ثقفی جایزه بهترین کارگردانی و «قوتار» جایزه فیلم کوتاه این رویداد را کسب کردند. به گزارش سینماسینما، امیرحسین ثقفی برای فیلم سینمایی «از عشق» موفق به دریافت جایزه بهترین کارگردانی از بیست و سومین جشنواره ایسکیا در...

۱۴۰۴/۰۴/۱۷

مهدی جعفری
۳

پنجمین روز جشنواره فیلم فجر / گزارش تصویری

پنجمین روز نمایش آثار چهل و سومین جشنواره فیلم فجر در برج میلاد (سینمای رسانه‌ها) با اکران فیلم‌های «اشک هور» به کارگردانی مهدی جعفری، «دست تنها» به کارگردانی امیرحسین ثقفی،«خاتی» به کارگردانی فریدون نجفی و «زیبا صدایم کن» به کارگردانی رسول صدرعاملی برگزار شد.  

۱۴۰۳/۱۱/۱۶


اجازه بدهید سینمای مستقل نفس بکشد

علی اوجی یکی از تهیه‌کنندگان فیلم سینمایی «دست تنها» بیان کرد مسئولان اجازه بدهند سینمای مستقل نفس بکشد. نوشته اجازه بدهید سینمای مستقل نفس بکشد اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۳/۱۱/۱۶


پوستر فیلم سینمایی «دست تنها» رونمایی شد

پوستر فیلم سینمایی «دست تنها» به کارگردانی امیرحسین ثقفی با طراحی از فرجام نیک فرجام منتشر شد. نوشته پوستر فیلم سینمایی «دست تنها» رونمایی شد اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۳/۱۱/۰۷


اعتراض تهیه‌کننده «کوچه ژاپنی‌ها» به حکومت سالن‌دارها

تهیه‌کننده فیلم «کوچه ژاپنی‌ها» با ابراز امیدواری از اینکه در اکران فیلم‌های غیرکمدی عدالت بیشتری برقرار شود، از حکومتِ سالن‌دارها و فیلم‌های کمدی در اکران و اختصاص سانس‌های فوق‌العاده شبانه به آن‌ها و نیز سانس‌های شبانه سینماها برای تئاترهای آزاد پرفروش انتقاد کرد. به گزارش سینماسینما، «کوچه ژاپنی‌ها» به کارگردانی...

۱۴۰۳/۰۳/۲۸


علی اکبر ثقفی: تهیه‌کنندگان سینما دلسرد شده‌اند/ تلاش برای تولید ۲ فیلم جدید

علی اکبر ثقفی تهیه‌کننده سینما معتقد است به دلیل شرایط بد اکران، تولیدکنندگان برای ادامه فعالیت دلسرد شده‌اند. به گزارش سینماسینما علی اکبر ثقفی تهیه کننده و کارگردان سینما با اشاره به پروژه‌های سینمایی که برای تولید در دست دارد، گفت: «کوچه ژاپنی ها» به کارگردانی امیرحسین ثقفی در مراحل...

۱۴۰۰/۰۴/۱۸


کرونا به «کوچه ژاپنی‌ها» رسید

سینماپرس: تهیه کننده فیلم سینمایی «کوچه ژاپنی ها» از توقف تولید این فیلم به دلیل شیوع ویروس کرونا خبر داد.

۱۳۹۸/۱۲/۲۵

عاطفه رضوی
حسین پاکدل
۲

مراسم تشییع پیکر بهروز رضوی / گزارش تصویری

مراسم تشییع پیکر بهروز رضوی صبح چهارشنبه ـ ۲۷ خرداد ماه ـ با حضور خانواده و نزدیکان، جمعی از مدیران، هنرمندان و برنامه‌سازان صداوسیما در محوطه مسجد بلال سازمان صدا و سیما برگزار شد. عاطفه رضوی، خواهر زنده‌یاد بهروز رضوی، به همراه حسین پاکدل و مجید مظفری صبح امروز در...

۱۴۰۵/۰۳/۲۷

داریوش ارجمند
رضا کیانیان
۲

مجید مظفری، داریوش ارجمند و رضا کیانیان ۲۶ سال قبل

۲۶ سال پس از ساخت «سگ‌کشی»، نسخه اصلاح و مرمت شده این اثر ماندگار بهرام بیضایی به نمایش درمی‌آید.

۱۴۰۵/۰۳/۲۴

آزیتا حاجیان
پردیس احمدیه
۱

اکران مردمی سریال از یاد رفته / گزارش تصویری

اکران مردمی سریال از یاد رفته با حضور مجید مظفری، سینا مهراد، آزیتا حاجیان، پردیس احمدیه عصر امروز در پردیس سینمایی کوروش برگزار شد.

۱۴۰۴/۰۵/۱۹

فرهاد اصلانی
آزیتا حاجیان

بازیگران سریال «از یاد رفته» معرفی شدند

بازیگران سریال «از یاد رفته» محصول اختصاصی فیلم نت معرفی شدند. به گزارش سینماسینما، فرهاد اصلانی، حسین محجوب، سینا مهراد، پردیس احمدیه، حمیدرضا آذرنگ، الهام اخوان، فریبا متخصص، فریبا کوثری، آزیتا حاجیان، مجید مظفری، ارسطو خوش رزم، الهام کردا، امین میری، کاظم هژیرآزاد، مرجان قمری، رویا جاویدنیا، محمد الهی و...

۱۴۰۴/۰۴/۱۳


مجید مظفری به برنامه «برمودا» می‌آید

فرزاد جمشیدی، مجید مظفری و فرزانه صادق مالواجرد وزیر راه مهمانان این هفته «برمودا» در شبکه نسیم هستند که از ۱۱ اسفند با ساعت پخش جدید روی آنتن می‌رود. نوشته مجید مظفری به برنامه «برمودا» می‌آید اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۳/۱۲/۱۱

مسعود کیمیایی
۲

نخستین اجرای «مرگ با طعم نسکافه» به مسعود کیمیایی تقدیم شد

نمایش «مرگ با طعم نسکافه» به نویسندگی و کارگردانی بابک صحرایی با حضور مسعود کیمیایی، مجید مظفری، جواد طوسی و استقبال بی‌نظیر مخاطبان اجرای خود را در عمارت نوفل‌شاتو آغاز ...ادامه مطلب نوشته نخستین اجرای «مرگ با طعم نسکافه» به مسعود کیمیایی تقدیم شد اولین بار در بانی فیلم. پدیدار...

۱۴۰۳/۰۲/۱۷

حمید نعمت الله
۳

مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق می‌کند

مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق می‌کند

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «دونده» شور فیلمسازی را در من بوجود آورد. این نقل معروف حمید نعمت‌الله است که برای رونمایی مستند «جستجو در تنگنا» به پردیس چهارسو آمده بود. امیر نادری شور فیلم‌بینی و سینماگردی را در خیلی‌ها به‌وجود آورد. البته فقط برای این مستند کارخانی را دوست نداریم....

۱۴۰۴/۰۹/۲۹


«غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود می‌گریزی

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «غریزه»، عاشقانه‌ی سیاوش اسعدی، به مکان داستان هم راه یافته. شروع فیلم با دباغ‌خانه است، با سر و صدا و قیل و قال آدم‌ها، و کارخانه‌ی بزرگی که شخصیت مرد قصه، رسول، مالک آن است، با پالتویی که روی دوشش انداخته، و شیوه‌ی حرف زدنش و...

۱۴۰۴/۰۸/۰۷


درباره انتخاب نماینده ایران برای معرفی به آکادمی اسکار/ تا خورشیدی بالای سرت، چه وقت دوام بیاورد

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی سینمای ایران به لابیرنتی بدل شده، به طاوسی هزار نقش و نگار. هزار وجه و تصویر دارد، و از سویی به آدم‌های نقاشی‌های رنه ماگریت، نقاش سورئالیست بلژیکی می‌ماند؛ به مردان بی‌چهره‌ای که به معما و راز می مانند. به عبارتی انگار نه تکلیف مخاطب ایرانی...

۱۴۰۴/۰۷/۲۸

مجید برزگر
۱

درباره «علت مرگ: نامعلوم»/ کاش نبود پنجره‌ای، یا چشم‌هایی که ما را بپاید

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی شرایطی که به داستان فیلمِ «علت مرگ: نامعلوم» شکل داده، گونه‌ای اضطرار است. یک جور موقعیت تحمیلی، که شخصیت‌های فیلم را وا می‌دارد، سفری را در دل یک بیابان، درون یک وَن، در کنار هم پشت سر بگذارند. از همان آغاز، داستان ناخواسته حالتی استعاری پیدا...

۱۴۰۴/۰۷/۰۲

محمود کلاری
۱

«آدم‌فروش» نوعی بازی با نور و رنگ، که آدم‌ها در آن مهمان تصاویرند

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «آدم‌فروش»، فیلم محمود کلاری، خاطره را در عکاسی صحنه‌های خوش ترکیبش سر و شکل داده. می‌گوییم عکاسی، چون قاب‌های عموما ساکن فیلم، حس و حالی عکاسانه را القا می‌کند. به تابلوهای طبیعت بی‌جان می‌ماند، یا نوعی کنارِ هم گذاری عکاسانه، با حاکمیت رنگ زرد خردلی بر...

۱۴۰۴/۰۶/۲۴

سعید روستایی
۱

«زن و بچه»؛ دوئلی تصویری با چهره‌هایی خیره‌شده به دوربین

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی دلبستگی سعید روستایی به واقع‌گرایی چیزی نیست، که بر کسی پوشیده باشد. او لایه لایه واقعیت را می‌کاود، و از آن غریب‌ترین واقعیت‌های زندگی را بیرون می‌کشد. این همه را به نوعی زبان سینمایی خاص خودش تصویر می‌کند، که پر از اِله‌مان‌های آمده از سینمای حادثه‌ای...

۱۴۰۴/۰۵/۲۱


«پیرپسر»؛ خون بر زمین حاکم می‌شود

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی خط لو رفتن داستان شاید هنر کارگردانی اُکتای براهنی در دومین فیلمش، «پیر پسر»، نمایش خشونت زیرپوستی‌ باشد، که در جای جای فیلم به چشم می‌خورد. نمایشی از اعماق جهنم، وقتی مصداق زمینی‌اش را پیدا کرده باشد. خشونتی تهدیدکننده، که تعلیق و ناامنی ایجاد می‌کند. نمایش...

۱۴۰۴/۰۴/۲۶


«جست‌و‌جو در تنگنا»؛ انگار این همه‌ چیزی باشد که از شهر و دیوارهایش به میراث برده‌ایم

«جست‌و‌جو در تنگنا»؛ انگار این همه‌ چیزی باشد که از شهر و دیوارهایش به میراث برده‌ایم

سینماسینما، شهرام اشرف ابیانه فیلم خوب ساختن، آن هم درآوردن مستندی درباره‌ی امیر نادری کار هر کسی نیست. باید فیلمساز خیابانی باشی و با نادری حشر و نشر داشته باشی، و مولفه‌های سینمای خیابانی دهه‌ی پنجاه در خون و ریشه‌ات رفته باشد، تا بتوانی فیلم خاطره‌نگار‌ی درخشانی مثل جستجو در...

۱۴۰۴/۰۹/۲۶

جعفر پناهی
عباس کیارستمی
۵

«پیرپسر» در آینه مکتب نقد عمیق‌گرا

«پیرپسر» در آینه مکتب نقد عمیق‌گرا

سینماسینما، آریو همتی «پیرپسر» به کارگردانی و نویسندگی اکتای براهنی بنا بر مقوله‌بندی ساختاریک، یعنی سینمای پیشا ساختارگرا، ساختارگرا، پسا ساختارگرا و فراساختارگرا در نوع سینمای فراساختارگرا و در ادامه مسیر فیلم‌های «دونده» امیر نادری، «بادکنک سفید» جعفر پناهی، «طعم گیلاس» عباس کیارستمی، «فروشنده» اصغر فرهادی و… قرار می‌گیرد. این...

۱۴۰۴/۰۸/۲۰


یادداشت امیر نادری درباره «سامی»/ روح جنوب در فیلم موج می‌زند

سینماسینما، امیر نادری حبیب، من امیرنادری هستم. آقا می‌رویم سرفیلمت. اولأ به عنوان فیلم اول، فیلم خیلی خوبی ساختی. چند صحنه‌اش خیلی خوب است. صحنه قهوه‌خانه خوب است. صحنه‌ای که شخصیت فیلم می‌رود توی آن ساختمان جنگ زده و بالای پشت بام خیلی خوب است. قبل از این که برود...

۱۴۰۴/۰۸/۱۶

ناصر تقوایی
۳

خوانشی از نخستین فیلم ناصر تقوایی/ در ستایش سکوت و انزوا

سینماسینما، فرزانه متین اصطلاح موج نو نخستین‌بار در ادبیات انتقادی اوایل دهه ۱۳۵۰ در ایران به‌کار رفت و برای توصیف مجموعه‌ای از فیلم‌های متفاوت و بحث‌برانگیز ایرانی که در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ توسط گروهی از فیلم‌سازان جوان و روشنفکر ساخته شده بودند، استفاده شد. فیلم‌سازانی همچون فرخ غفاری، ابراهیم...

۱۴۰۴/۰۸/۰۱


جشنواره فیلم ارمنستان به پایان رسید؛ اهدای زردآلوی طلایی و نقره‌ای به دو سینماگر ایرانی/ تقدیر از امیر نادری

بیست و دومین دوره جشنواره فیلم زردآلوی طلایی ایروان ارمنستان با اعطای جوایزی به امیر نادری و دو فیلم از سینماگران ایرانی به کار خود پایان داد. به گزارش سینماسینما، بیست‌ودومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم «زردآلوی طلایی» ایروان امسال میزبان امیر نادری به عنوان میهمان ویژه و رئیس هیات داوران...

۱۴۰۴/۰۵/۰۱