«قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازمان‌دهی روایت | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

«قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازمان‌دهی روایت

lazy_placeholder.gifIMG_20251005_133810_736-225x300.jpg سینماسینما، محمد ناصری‌راد

«قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهده‌گر، وریته و مستند مردم‌نگار حرکت می‌کند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنت‌ها عبور می‌کند و به قلمرو مستند داستانی وارد می‌شود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهده‌محور، ساختاری را پیش می‌برد که در آن حضور دوربین و هدایت سوژه‌ها به‌عنوان بخشی از فرآیند روایت پذیرفته شده است. این آگاهی فرمی، «قمرتاج» را از مستندهای ثبت‌گر صرف جدا می‌کند و آن را به متنی خودآگاه درباره‌ی بازنمایی واقعیت بدل می‌سازد.

در سنت سینمای مشاهده‌گر، آن‌گونه که بیل نیکولز در صورت‌بندی مد مشاهده‌ای توضیح می‌دهد، فیلمساز نقش شاهد خاموش را بر عهده می‌گیرد و از مداخله‌ی آشکار پرهیز می‌کند. «قمرتاج» از این منطق بهره می‌گیرد، اما در آن متوقف نمی‌ماند. دوربین در دل زندگی مستقر است، زمان واقعی را می‌پذیرد و از گفتار متن تحلیلی فاصله می‌گیرد، با این حال، انتخاب موقعیت‌ها، تداوم حضور در برخی فضاها و حذف آگاهانه‌ی موقعیت‌های دیگر، نشان می‌دهد که واقعیت در این فیلم سازمان‌دهی شده است. این سازمان‌دهی، به فیلم کیفیتی روایی می‌بخشد که آن را به مستند داستانی نزدیک می‌کند.

نسبت فیلم با وریته نیز واجد پیچیدگی است. ژان روش و ادگار مورن وریته را به‌عنوان سینمایی تعریف می‌کردند که در آن حضور دوربین خود به کنش بدل می‌شود. در «قمرتاج»، این حضور به شکل هدایت نرم سوژه‌ها عمل می‌کند؛ هدایتی که در سطح اجرا پنهان می‌ماند و در سطح ساختار قابل ردیابی است. سوژه‌ها در برابر دوربین رها نشده‌اند، بلکه در چارچوبی از تداوم، تکرار و انتخاب موقعیت قرار گرفته‌اند. فیلم این هدایت را انکار نمی‌کند و از آن به‌عنوان ابزار روایت بهره می‌برد.

روایت در «قمرتاج» بر اساس منطق زمان زیسته شکل می‌گیرد، با این حال، این زمان زیسته به‌طور خنثی ثبت نمی‌شود. حذف پیشینه‌ی صریح، تأکید بر اکنون و تمرکز بر کنش‌های روزمره، همگی تصمیم‌های روایی‌اند که گذشته را به شکلی غیرمستقیم بازسازی می‌کنند. این شیوه‌ی روایت، مخاطب را از مصرف داستان آماده دور می‌سازد و او را وادار به مشارکت تفسیری می‌کند؛ ویژگی که در مستندهای مردم‌نگار متأخر نیز دیده می‌شود.

این اثر که مضمونش مصداق بارزِ استاد سخن سعدی‌ست که می‌فرماید: شخصی همه شب بر سرِ بیمار گریست، چون روز آمد، بمُرد و بیمار بزیست، از منظر مردم‌نگاریِ تصویری، آن‌گونه که تیموتی اش و دیوید مک‌دوگال بر آن تأکید دارند، اخلاق نگاه و احترام به فردیت سوژه اهمیت بنیادین دارد. «قمرتاج» در این حوزه موفق عمل می‌کند. شخصیت‌ها به نمونه‌های نماینده‌ی یک گروه تقلیل نمی‌یابند و فیلم از تبدیل زیست عشایری به تصویر تزئینی یا فولکلوریک پرهیز می‌کند. هدایت سوژه‌ها در خدمت برجسته‌سازی فردیت آن‌هاست، نه حذف آن. این انتخاب، فیلم را در جایگاهی میان مستند مردم‌نگار و روایت سینمایی قرار می‌دهد.

اقلیم در «قمرتاج» نقش ساختاری دارد. محیط طبیعی صرفاً بستر وقوع کنش نیست، بلکه عاملی مؤثر در شکل‌گیری روایت و ریتم فیلم است. این رویکرد، هم‌راستا با مستندهای مردم‌نگاری است که فرهنگ را جدا از جغرافیا درک نمی‌کنند. قاب‌بندی‌ها بدن انسان را در نسبت با فضا تعریف می‌کنند و این نسبت، معنای زیست را تولید می‌کند. تصویر از زیبایی‌شناسی کارت‌پستالی فاصله می‌گیرد و به خوانشی تحلیلی از رابطه‌ی انسان و محیط نزدیک می‌شود.

مدت نماها و ریتم تدوین، تابع منطق تداوم است. فیلم با پرهیز از قطع‌های شتاب‌زده، نوعی مقاومت در برابر ریتم مسلط سینمای معاصر ایجاد می‌کند. این انتخاب، مخاطب را در موقعیت مشاهده‌گر فعال قرار می‌دهد و تجربه‌ی دیدن را به کنشی آگاهانه بدل می‌سازد. زمان در «قمرتاج» مصرف نمی‌شود، بلکه تجربه می‌شود.

طراحی صدا نیز در همین چارچوب نظری عمل می‌کند. حذف موسیقی، تصمیمی صرفاً زیبایی‌شناختی نیست، بلکه موضعی نظری در برابر هدایت احساسی است. صداهای محیط، سکوت‌ها و گفتارهای پراکنده، بافت شنیداری فیلم را می‌سازند و حس را از دل موقعیت استخراج می‌کنند. این انتخاب، پیوند مستقیمی با سنت مشاهده‌گر و وریته دارد، با این تفاوت که در «قمرتاج»، صدا بخشی از روایت سازمان‌یافته است.

«قمرتاج» در نهایت مستندی است که با پذیرش هدایت، ساختار و روایت، از اسطوره‌ی واقعیت خالص عبور می‌کند و به درکی بالغ از سینمای مستند می‌رسد. فیلم در گفت‌وگویی ضمنی با نظریه‌های مستند، جایگاهی میان مشاهده، وریته، مردم‌نگاری و مستند داستانی می‌یابد. حاصل این رویکرد، اثری است که هم به اخلاق نگاه وفادار می‌ماند و هم از ظرفیت‌های روایت سینمایی بهره می‌گیرد؛ تجربه‌ای که معنا را در تداوم، حضور و آگاهی فرمی می‌جوید.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/152471
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید


«روما»؛ تجربه‌ای بصری و انسانی از زندگی و طبقات جامعه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربه‌ای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی می‌کند....

۱۴۰۴/۱۲/۰۸


خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دهه‌ای شکل می‌گیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یک‌سو ویترین مدرنیته را با خیابان‌های عریض، زرق...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

ترانه علیدوستی
پگاه آهنگرانی
۱

نقدی بر مستند گفت‌وگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرتره‌ای در فضای بسته

سنماسینما، محمد ناصری‌راد با پخش مستند گفت‌وگو‌محور پگاه آهنگرانی و محصول بی‌بی‌سی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان بار دیگر به میدان واکنش‌های احساسی، ستایش‌های شتاب‌زده و داوری‌های صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...

۱۴۰۴/۱۰/۰۹


چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهل‌وسوم، با همه‌ی موافقت‌ها و مخالفت‌ها، تجربه‌ای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربه‌ای که بیش از هر اتفاقی، مسئله‌ی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابه‌جایی جغرافیایی نبود،...

۱۴۰۴/۰۹/۳۰

جعفر پناهی
۱

جهانِ پشتِ یک تصادف

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ «یک تصادف ساده» تازه‌ترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان می‌دهد که او چگونه در دل محدودیت، گستره‌ای وسیع از امکانات سینمایی را خلق می‌کند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازه‌ای را پیش چشمِ مخاطب می‌گشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...

۱۴۰۴/۰۹/۱۷


خوانشی روان‌شناختی از «چشم‌بادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ ابراهیم امینی را سال‌هاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشم‌بادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانه‌ای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...

۱۴۰۴/۰۹/۱۶

احمد علی نژاد
۱

نقدی بر فیلم‌های کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد. فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟ اضافی، از همان پلان‌های نخست نشان می‌دهد که جسارت تجربه‌گری در...

۱۴۰۴/۰۹/۰۹


«معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل می‌شود

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبی‌فام مرز بنا می‌کند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابه‌جایی انسان‌ها و خشونت پنهان در بافت‌های روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین به‌واسطه رنگ...

۱۴۰۴/۰۹/۰۸

احمد بهرامی
۲

یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن می‌گوید و انسان خاموش می‌ماند

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه‌ طبیعی جهان بسته و خفقان‌زده‌ سه‌گانه‌ احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان می‌راند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایه‌ٔ خاطره‌های فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...

۱۴۰۴/۰۹/۰۷


خوانش سینمایی و روان‌کاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایه‌های سرخِ ناخودآگاه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کم‌نظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روان‌شناختی، به قلمرویی قدم می‌گذارد که معمولاً از دسترس روایت‌های کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را می‌توان تلفیقی از اسطوره‌پردازی...

۱۴۰۴/۰۹/۰۵


خوانشی روان‌کاوانه از جهانِ فیلم «استاکر» آندری تارکوفسکی

سینماسینما،محمد ناصری‌راد «استاکر» تارکوفسکی در زمره‌ی آثاری قرار می‌گیرد که در آن تجربه‌ی سینمایی از سطح روایت فراتر می‌رود و به قلمرویی وارد می‌شود که روان، فلسفه و زیبایی‌شناسی را در یک میدان مشترک گرد می‌آورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...

۱۴۰۴/۰۸/۱۹


شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ با انتخاب شیراز به‌عنوان میزبان چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور به‌شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصری‌راد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامه‌ای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بسته‌ای از پیشنهادهای عملیاتی و...

۱۴۰۴/۰۸/۱۴


«ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گم‌شده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاب‌بندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفت‌شناسانه بدل می‌کند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطوره‌ای...

۱۴۰۴/۰۸/۱۳


ترکیب‌بندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را به‌طور تمام‌عیار اثبات می‌کند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکره‌ای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیت‌ها عمل می‌کند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعه‌ای از...

۱۴۰۴/۰۸/۱۱


نمایش مستند «قمرتاج» در بلاروس

 مستند «قمرتاج» به کارگردانی و تهیه کنندگی مهدی و هادی زارعی در بخش رقابتی سی و یکمین دوره جشنواره بین المللی فیلم مینسک – لیستاپاد به نمایش در می آید. به گزارش سینماسینما، این جشنواره بین المللی دارای بخش های گوناگونی ازجمله، داستانی، انیمیشن، کودک و نوجوان و مستند...

۱۴۰۴/۰۸/۱۲