«معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل می‌شود | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

«معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل می‌شود

lazy_placeholder.gifphoto_2025-07-12_17-32-44-300x300.jpg سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛

فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبی‌فام مرز بنا می‌کند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابه‌جایی انسان‌ها و خشونت پنهان در بافت‌های روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین به‌واسطه رنگ و عنصر آب، روحی یگانه پیدا می‌کند. آبی در این فیلم کیفیتی حسی و روانی دارد؛ آبی رودخانه‌ها، آبی مه مرزی، آبی نورهای مصنوعی، همه در کنار هم حسی از تعلیق، ماندگی، و گذشته‌ای نم‌کشیده را القا می‌کنند. کارگردان با هوشمندی آبی را به زبان دوم فیلم تبدیل می‌کند؛ زبانی که با شخصیت‌ها حرف می‌زند، در ذهن تماشاگر رسوب می‌کند و مسیر معنا را هدایت می‌کند. آبی در این روایت رمزگانی‌ست میان حافظه، فاصله، و تمنای رهایی. آب نیز همین کارکرد را دارد؛ گویی هر حرکت شخصیت‌ها در هماوردی با سطحی جاری و ناپایدار شکل می‌گیرد، سطحی که گاهی راه است، گاهی مانع، و گاهی آینه‌ای که چهره فروخورده آدم‌ها را به آنها بازمی‌گرداند.

در دل این جهان، آزا شخصیتی‌ست که گذشته خاموشش در برابر چشم او دوباره زنده می‌شود. او در فضایی زندگی می‌کند که انسان‌ها در آن سرنوشت خود را بر سر میزهای معامله می‌گذارند، جایی که زخم‌ها فرصت التیام نمی‌یابند و هر انتخابی بهایی دارد. فیلم از او قهرمانی نمی‌سازد، بلکه انسانی را ترسیم می‌کند که در برخورد با پیکر یک دختر، چیزی از حافظه دور و مبهمش بیدار می‌شود؛ برخوردی که مسیر او را تغییر می‌دهد و پیوندی درونی میان او و جهانِ زنانی که در مرز محو می‌شوند پدید می‌آورد. این رابطه هرگز با بیان مستقیم شرح داده نمی‌شود، در زیرپوست روایت رشد می‌کند؛ نگاه، تأمل، سکوت و مکث‌های آزا حامل معنا هستند. کارگردان با اجتناب از توضیح‌گویی، اجازه می‌دهد انگیزه‌ها از خلال نشانه‌ها و تصویرها خوانده شوند، و این خوانش صرفا و تنها از طریقِ دیالوگ یا مکانیسم‌های آشکار نمو پیدا نمیکند.

در مسیر حرکت داستان، حضور عناصر بصری حبس و رهایی، مانند حصارها، زنجیرها، قفسه‌های فلزی و حتی پرندگانی که گه‌گاه از فراز مرز عبور می‌کنند، به‌تدریج شبکه‌ای از ضدیت‌ها را به نمایش می‌گذارد. این عناصر صرفاً تزئینی عمل نمی‌کنند، بخشی از دستگاه معنایی فیلم هستند. حصارها مفهوم توقف را تقویت می‌کنند، زنجیرها مفهوم تمَلک را، و پرنده‌ها بارقه‌ای از تصویر رهایی را وارد قاب می‌کنند. در کنار این مجموعه، آب به مثابه فضای میانی بین همه این دیدگاه‌ها عمل می‌کند؛ نه در حکم راه‌حل، بلکه عرصه‌ای که شخصیت در آن به مواجهه درونی می‌رسد.

فیلم در استفاده از فرهنگ و رسوم بومی نیز دقتی چشمگیر به خرج می‌دهد. لباس‌ها، الگوهای بافت، کلاه‌ها، آیین‌ها و شیوه مواجهه آدم‌ها با مرگ، در عین سادگی، نقشی ساختاری دارند. این عناصر فقط جنبه تزئینی ندارند، بلکه لایه‌ای از واقعیت فرهنگی را وارد روایت می‌کنند که فهم کنش شخصیت‌ها بدون آن ممکن نیست. فرهنگ در فیلم به مثابه خاکی عمل می‌کند که شخصیت‌ها بر آن ایستاده‌اند و هر تصمیمی که گرفته می‌شود در بستر همین باورها شکل می‌گیرد.

کارگردان سعی می‌کند خشونت ساختاری مرز را در جزئیات روزمره نشان دهد؛ فشارهایی که افراد را به انتخاب‌های ناعادلانه یا نابرابر سوق می‌دهد، سازوکاری که هر حرکت را به معامله‌ای ناگزیر تبدیل می‌کند و هر رابطه را در معرض شک و خطر قرار می‌دهد. با این‌حال، تمرکز فیلم بیش از آنکه بر نقد مستقیم ساختار باشد، بر تجربه انسانی آزا بنا شده است؛ تجربه‌ای که در سکوت روایت می‌شود و از خلال مجموعه‌ای از نشانه‌ها، رنگ‌ها و موقعیت‌ها معنا پیدا می‌کند.

lazy_placeholder.gif

IMG_20251129_113628_186-300x183.jpg

با وجود همه محدودیت‌ها و فضای سرد مرز، فیلم کیفیت شاعرانه‌اش را از تصویرسازی دقیق و تأکید بر جزئیات می‌گیرد. شخصیت‌ها بیشتر در سایه‌ها دیده می‌شوند تا در روشنایی، و صدای آب، باد و قدم‌ها گاهی بیش از کلام نقش‌آفرینی می‌کند. این شیوه اجرا، به‌خصوص وقتی با موتیف آبی تلفیق می‌شود، حس تعلیق و انتظار را تقویت می‌کند و جهان فیلم را به قلمرویی نیمه‌واقعی، نیمه‌روایی تبدیل می‌سازد؛ جهانی که در آن مرز فقط یک خط جغرافیایی نیست، بلکه مرزی ذهنی و عاطفی نیز وجود دارد.

در تحلیل روان‌شناختی مسیر آزا، پدیده‌ای که توصیف شد بیش از همه با نظریه “بازگشت واپس‌رانده” در روان‌کاوی زیگموند فروید هم‌خوانی دارد. فروید معتقد بود تجربه‌هایی که فرد قادر به مواجهه با آنها نیست، به ناخودآگاه رانده می‌شوند؛ اما این رانده‌شدن دائمی نیست و این مواد روانی در موقعیت‌های خاص، به‌صورت نمادین یا غیرمستقیم دوباره ظهور می‌کنند.

در چارچوب همین نظریه، آزا در برخورد با پیکر دختر، با «سوگ ناتمام» مادرش روبه‌رو می‌شود؛ سوگی که هرگز طی نشده و در ناخودآگاه او منجمد مانده است. طبق تحلیل فروید، رخدادهای محرک می‌توانند «محتوای واپس‌رانده» را فعال کنند. پیکر دختر برای آزا همان نقش را دارد، یادآوریِ نمادین مادر گمشده. همزادپنداری او با دختر بر اساس مکانیزم دفاعی «جابجایی» نیز قابل فهم است؛ یعنی انتقال انرژی عاطفی سرکوب‌شده از موضوع اصلی (مادر) به موضوعی تازه اما مشابه (دختر).

در کنار فروید، می‌توان از نظریه «سوگ ناتمام» جان بولبی نیز نام برد. بولبی معتقد بود وقتی چرخه سوگ کامل نمی‌شود، فرد در بزرگسالی با محرک‌هایی مواجه می‌شود که دوباره او را به‌سوی تکمیل آن سوگ می‌کشانند. سفر آزا نیز دقیقاً شکل یک فرآیند تکمیل‌نشده است؛ تلاشی دیرهنگام برای انجام آیینی که سال‌ها پیش باید برای مادرش انجام می‌شد.

در مجموع، رفتار آزا بازتابی از پیوند میان نظریه فروید و بولبی است، یعنی بازگشت امر سرکوب‌شده، همراه با فعال شدن سوگ ناتمام که میشود کنش اخلاقی / آیینی آزا در برابر دخترک.

فیلم «معامله در مرز» در نهایت روایتی از روبه‌رو شدن یک انسان با زخمی فروخورده است؛ زخمی که آب و رنگ آبی به شکل دائمی به او یادآوری می‌کنند. فیلم این مواجهه را به شکلی تدریجی و تصویری ترسیم می‌کند و با تکیه بر نشانه‌ها و فضاسازی، تماشاگر را به سفری آرام اما پرتنش دعوت می‌کند. در این مسیر، بدون آنکه حقیقت قصه را برملا کند، معنابخشی را به تجربه حسی تصویر می‌سپارد و نشانه‌ها را در حکم راهنمای تماشاگر قرار می‌دهد؛ رویکردی که اثر را به تجربه‌ای سینمایی، لایه‌مند و قابل تأویل بدل می‌کند.

lazy_placeholder.gif

IMG_20251129_113628_623-300x150.jpg
منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/151057
دیدگاه

آخرین خبرها
مرتبط با خبر
خبرهای پربازدید


«روما»؛ تجربه‌ای بصری و انسانی از زندگی و طبقات جامعه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربه‌ای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی می‌کند....

۱۴۰۴/۱۲/۰۸


خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دهه‌ای شکل می‌گیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یک‌سو ویترین مدرنیته را با خیابان‌های عریض، زرق...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

ترانه علیدوستی
پگاه آهنگرانی
۱

نقدی بر مستند گفت‌وگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرتره‌ای در فضای بسته

سنماسینما، محمد ناصری‌راد با پخش مستند گفت‌وگو‌محور پگاه آهنگرانی و محصول بی‌بی‌سی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان بار دیگر به میدان واکنش‌های احساسی، ستایش‌های شتاب‌زده و داوری‌های صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...

۱۴۰۴/۱۰/۰۹


«قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازمان‌دهی روایت

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهده‌گر، وریته و مستند مردم‌نگار حرکت می‌کند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنت‌ها عبور می‌کند و به قلمرو مستند داستانی وارد می‌شود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهده‌محور، ساختاری را پیش می‌برد که...

۱۴۰۴/۱۰/۰۱


چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهل‌وسوم، با همه‌ی موافقت‌ها و مخالفت‌ها، تجربه‌ای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربه‌ای که بیش از هر اتفاقی، مسئله‌ی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابه‌جایی جغرافیایی نبود،...

۱۴۰۴/۰۹/۳۰

جعفر پناهی
۱

جهانِ پشتِ یک تصادف

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ «یک تصادف ساده» تازه‌ترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان می‌دهد که او چگونه در دل محدودیت، گستره‌ای وسیع از امکانات سینمایی را خلق می‌کند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازه‌ای را پیش چشمِ مخاطب می‌گشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...

۱۴۰۴/۰۹/۱۷


خوانشی روان‌شناختی از «چشم‌بادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ ابراهیم امینی را سال‌هاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشم‌بادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانه‌ای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...

۱۴۰۴/۰۹/۱۶

احمد علی نژاد
۱

نقدی بر فیلم‌های کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد. فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟ اضافی، از همان پلان‌های نخست نشان می‌دهد که جسارت تجربه‌گری در...

۱۴۰۴/۰۹/۰۹

احمد بهرامی
۲

یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن می‌گوید و انسان خاموش می‌ماند

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه‌ طبیعی جهان بسته و خفقان‌زده‌ سه‌گانه‌ احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان می‌راند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایه‌ٔ خاطره‌های فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...

۱۴۰۴/۰۹/۰۷


خوانش سینمایی و روان‌کاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایه‌های سرخِ ناخودآگاه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کم‌نظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روان‌شناختی، به قلمرویی قدم می‌گذارد که معمولاً از دسترس روایت‌های کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را می‌توان تلفیقی از اسطوره‌پردازی...

۱۴۰۴/۰۹/۰۵


خوانشی روان‌کاوانه از جهانِ فیلم «استاکر» آندری تارکوفسکی

سینماسینما،محمد ناصری‌راد «استاکر» تارکوفسکی در زمره‌ی آثاری قرار می‌گیرد که در آن تجربه‌ی سینمایی از سطح روایت فراتر می‌رود و به قلمرویی وارد می‌شود که روان، فلسفه و زیبایی‌شناسی را در یک میدان مشترک گرد می‌آورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...

۱۴۰۴/۰۸/۱۹


شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ با انتخاب شیراز به‌عنوان میزبان چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور به‌شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصری‌راد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامه‌ای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بسته‌ای از پیشنهادهای عملیاتی و...

۱۴۰۴/۰۸/۱۴


«ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گم‌شده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاب‌بندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفت‌شناسانه بدل می‌کند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطوره‌ای...

۱۴۰۴/۰۸/۱۳


ترکیب‌بندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را به‌طور تمام‌عیار اثبات می‌کند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکره‌ای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیت‌ها عمل می‌کند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعه‌ای از...

۱۴۰۴/۰۸/۱۱

ناصر تقوایی
۱

«ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم «ای ایران» ساخته‌ی ناصر تقوایی، از آن دست آثاری است که در جغرافیای محدود خود، گستره‌ی یک سرزمین را به نمایش می‌گذارد. ماسوله در این فیلم، کارکردِ صرفا لوکیشن نداشته و عملا استعاره‌ای از تمام ایران است؛ شهری پلکانی که طبقاتش از بالا تا پایین، بازتابی...

۱۴۰۴/۰۸/۰۹


«سرکوهی»؛ وقتی صدا در پیله می‌ماند…

سینماسینما، وحید مباشری مستند «سرکوهی» ساخته محمد ناصری‌راد تلاشی است برای احیا؛ کوششی که با ترسیم لحظاتی صمیمی و بی‌پیرایه، مخاطب را بی‌واسطه با رنجِ نبودن روبه‌رو می‌کند. فیلم به جای توسل به شعارهای رایج درباره‌ی حفظ میراث فرهنگی، از نیستی سخن می‌گوید و غیاب را به تصویر می‌کشد. زاویه‌ی...

۱۴۰۴/۰۸/۰۵


«خداحافظ آشغال»؛ سفرِ پنهانِ پیرزنِ معلم

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» از آن دست آثاریست که در ظاهر، قصه‌ای ساده و فانتزی روایت می‌کند، اما در لایه‌های زیرین خود، جهانی از معنا، روان و فلسفه را آشکار می‌سازد. روایتی از مواجهه‌ی یک پیرزن تنها با چیزی به ظاهر بی‌جان و در حقیقت، با خویشتنِ...

۱۴۰۴/۰۸/۰۲


نقدی بر چهار فیلم کوتاه/ از کوری خودخواسته تا نمایش ساختار روانی دیکتاتورها

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «دختر قاصدک‌ها»؛ قاصدکی در بادِ شالیزار در کنار شالیزار، جایی میان سبزی و باد، دخترک برخلاف میل مادرش چکمه پلاستیکی و آبی را از پا در آورده و جسارت کرده و نیم پوتینی که بر قامتش بزرگ است پوشیده و پا به زمین بازی می‌گذارد؛ تصمیمی کودکانه...

۱۴۰۴/۰۷/۳۰

ابراهیم حاتمی کیا
اصغر فرهادی
۲

«ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران

«ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم «ارتفاع پست» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و فیلمنامه‌ای مشترک از اصغر فرهادی، بیانیه‌ای تصویری است از جامعه‌ای که میان زمین و آسمان، میان زیستن و رهایی، میان وطن و رؤیای فرار، در آن دهه یعنی آغاز دهه هشتاد خورشیدی در حال تردید است، تردیدی که کماکان...

۱۴۰۴/۰۷/۲۹

ناصر تقوایی
۱

ناخدا و خالقش؛ دو چهره از یک دریا

سینماسینما، محمد ناصری‌راد دریا همیشه در سینمای ناصر تقوایی، استعاره‌ای از سرنوشت است و در «ناخدا خورشید»، این سرنوشت چهره می‌یابد، زنده می‌شود، می‌جوشد و قهرمان را در بر می‌گیرد. اما راز اصلی فیلم در جایی نهفته است که ناخدا و خالقش، در یک مدار به هم می‌رسند. ناخدا خورشید،...

۱۴۰۴/۰۷/۲۵

ناصر تقوایی
۱

به یاد ناصری تقوایی؛ امروز، جنوب خاموش شد

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ امروز، جنوب خاموش شد. بادِ جن، از خلیج برخاست و تا دلِ تهرانِ پاییزی وزید، با دودی غلیظ از چای تلخِ ناتمام، با بوی کاغذی که هرگز خط نخورَد. ناصر تقوایی رفت؛ بزرگمردی که دایی‌جان ناپلئون را از صفحه‌های ادبیات بیرون کشید و به جانِ مردم بخشید؛...

۱۴۰۴/۰۷/۲۲


«نقاشِ باد»؛ سفری در دالان‌های ذهن و حافظه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در چهارمین شب از مجموعه‌ٔ «شب‌های روایت و تصویر» که در پانزدهم مهرماه ۱۴۰۴ در گالری سروناز شیراز با همکاری موسسه فرهنگی‌ـ‌هنری اردیبهشت عودلاجان برگزار شد، مستند «نقاشِ باد» ساخته‌ی عزت‌الله پروازه بر پرده رفت. فیلم، پرتره‌ای از بیژن بهادری کشکولی، نقاش ایل قشقایی است؛ هنرمندی که...

۱۴۰۴/۰۷/۱۶

شهرام مکری
۲

«جنایت بی‌دقت»؛ طغیانِ زمان، تکرارِ تاریخ و رقصِ سرنوشت در سینمای شهرام مکری

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ شهرام مکری در «جنایت بی‌دقت» بار دیگر نشان می‌دهد که دغدغه اصلی‌اش صرفاً بازنمایی وقایع تاریخی نیست، بلکه کاوش در ماهیت زمان، روایت و سینما است. اگر “ماهی و گربه” تجربه‌ای جسورانه در یک‌پلان و «هجوم» تمرینی در فشردگی فضا بود، «جنایت بی‌دقت» ترکیب پخته‌ای است از...

۱۴۰۴/۰۷/۱۳


پژواک الواح تبعیدی؛ حماسه‌ای در غربت

سینماسینما، محمد ناصری راد؛ دیشب، در شامگاه اول مهرماه ۱۴۰۴، تالار کوچک و صمیمی گالری سروناز میزبان شبی بزرگ بود؛ شبی که به همت خانه اردیبهشت اودلاجان و گالری سروناز و با همکاری کلینیک سلامت پایدار، در چارچوب سومین شب مستند در شهر شیراز برگزار شد. هنرمندان و فرهیختگان شیرازی...

۱۴۰۴/۰۷/۰۲


«فریادِ ساز» در آستانهٔ خاموشیِ روایت

سینماسینما، محمد ناصری‌راد اثرِ «فریاد ساز» با هدایتِ قیام کرمی شیرازی شهریورماه در پردیس سینمایی نگین شیراز روی پرده رفت؛ اثری که می‌کوشد با شکوه میزانسن و پرداخت بصری، پرچم تصویر را برافرازد، اما در ساحتِ روایت و انسجام زبانی از ظفر بازمی‌ماند. در سطح طراحی لباس و گریم، دقت...

۱۴۰۴/۰۶/۱۸

همایون شجریان
۱

نغمه‌ای نواخته نشد، اما طوفان معنا آفرید

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در تقویم نوشته بودند شب چهاردهم شهریور، برج آزادی میزبان خواهد بود؛ همایون شجریان، صدایی آشنا، فرزند یک تاریخ آواز. سازها آماده شدند، پرده‌ها در خیال بالا رفتند، اما صحنه خالی ماند. کنسرت لغو شد، اما ماجرا از همان لحظه آغاز شد. در این چند روز روایت‌های...

۱۴۰۴/۰۶/۱۲


«قلعه خاموش»؛ بازنمایی ویرانی، پژواک تاریخ

سینماسینما، محمد ناصری‌راد مستند «قلعه خاموش» به کارگردانی حنیف شهپرراد و تهیه‌کنندگی فرهاد ورهرام، محصول شبکه مستند سیما، در نگاه نخست بیش از هر چیز به دلیل اهمیت سوژه‌اش، یعنی قلعه‌ی تاریخی ایزدخواست، جایگاه ویژه‌ای می‌یابد. قلعه‌ای که خود در مقام نشانه‌ای فرهنگی و تاریخی، حامل یک متن است؛ متنی...

۱۴۰۴/۰۶/۰۹

امین تارخ
۱

پنج فیلم، پنج نقد/ از عشق در فضای کارگری تا دزدی به دلیل سوگ

سینماسینما، محمد ناصری‌راد سوم شهریور ۱۴۰۴ پردیس سینمایی امین‌تارخ شیراز، نخستین پاتوق فیلم کوتاه شیراز پس از ماه‌ها تأخیر برگزار شد. در این رویداد، پنج فیلم کوتاه به نمایش درآمد که در این نوشته قصد دارم به نقد و تحلیل هر یک از آن‌ها بپردازم. در نخستین اثر به نمایش...

۱۴۰۴/۰۶/۰۶


سینمای شاعرانه؛ تجلی تصویر، تأمل و احساس

سینماسینما، محمد ناصری‌راد سینمای شاعرانه، بیش از آن‌که یک ژانر مستقل باشد، شیوه‌ای از مواجهه با سینماست؛ مواجهه‌ای که تصویر را به جای کلمه، حس را به جای منطق، و شهود را به جای ساختار برمی‌گزیند. در این قلمرو، فیلم به یک ابزار صرف برای روایت داستان محدود نمی‌شود، بلکه...

۱۴۰۴/۰۵/۲۸