یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

یادداشتی بر برخوانی نمایشنامه «آرش»؛ از ستوربانی تا کمانداری، از حماسه تا تراژدی

lazy_placeholder.gifIMG_20260830_145325_777-300x300.jpg سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی؛

در ادامه ی مجموعه برنامه های برخوانی نمایشنامه های استاد بهرام بیضایی با عنوان «بیضایی خوانی»،  ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ در «مدرسه  سینما و تئاتر جادو»، با برخوانی ندا کوهی و کارگردانی کیوان کثیریان، به تماشای برخوانی نمایشنامه «آرش»، یکی از نوشته‌های آغازین سال های نمایشنامه نویسی بهرام بیضایی جوان، نشستیم؛ نمایشنامه یی که با زبان پالوده و بی آلایش و پارسی نویسی ویژه ی بیضایی و درونمایه ی حماسی آن، با گوش جان شنیده شد.

اجرای به راستی کم نقص ندا کوهی، با پیشینه ی بازیگری، گویندگی و خبرنگاری، فرصت مناسبی فراهم آورد تا یکی دیگر از گنجینه های ادبی ـ هنری عرصه ی تئاتر را پس از سال ها، این بار با نشستن در پیش روی یک برخوان گرم نفس، بازخوانی کنیم. در این شیوه، متن نمایشی نه از مسیر صحنه آرایی های گسترده و حضور چندین بازیگر، بلکه از راه نیروی کلام، صدا، لحن و تخیل تماشاگر جان می گیرد و همین ویژگی، در مورد نمایشنامه ی «آرش» که خود از ظرفیت بالایی برای روایت و تصویرسازی برخوردار است، اهمیت بیشتری پیدا می کند.

بی گمان، بهرام بیضایی برای اهالی هنر و ادب نیازی به معرفی ندارد. با این همه، نمی توان از این هنرمند بی همانند سخن گفت و به توانمندی هایش در زمینه ی نمایشنامه نویسی، پژوهش هنر و نگارش کتاب های ارزنده اشاره یی نکرد؛ کتاب هایی که هریک به عنوان مرجع و منبعی معتبر، همواره مورد توجه و استفاده ی بسیاری از دانشجویان رشته های هنری، به ویژه دانشجویان سینما و تئاتر، قرار گرفته اند. نقش ارزنده ی بیضایی در سینما، تئاتر و پژوهش، با نگاه و سبک ویژه یی که داشته، هر روز بهتر از گذشته شناخته می شود. نقش او در بازشناسی اسطوره های کهن، روایت های تاریخی و مبانی فرهنگ عامه ی سرزمین ما نیز به راستی انکارناپذیر است و هرچه زمان می گذرد، جای خالی هنرمندان و نویسندگانی همانند او بیشتر احساس می شود.

در نمایشنامه ی «آرش» با حماسه یی سر و کار داریم که اگرچه به واسطه ی سلحشوری آرش در واپسین روزهای زندگی اش، بسیار غرورآفرین است، اما هنگامی که او جان خود را در چله ی کمان می گذارد تا فراتر از توان آدمی، تیر را به دورترین نقطه ی ممکن پرواز دهد، این ازخودگذشتگی و جان برکف نهادن آرش، به نمایش رنگ و بویی تراژیک می بخشد؛ صدالبته بی آن که از بار حماسی و غرورآفرین کنش قهرمانانه ی او چیزی فروکاسته شود.

از نگاه بیضایی، درونمایه ی نمایشنامه ی «آرش» با اسطوره هایی که به گوهر زندگی بخش هستی، یعنی آب ـ سرچشمه ی حیات، روشنی و نور ـ و در برابر آن، به پدیده ی شوم خشکی و خشکسالی ـ نماد مرگ، نیستی و تاریکی ـ پیوند دارند، ارتباطی ظریف و در عین حال ژرف پیدا می کند. در سراسر نمایش، میل به رهایی و پرواز، از بند رستن و گریز از تاریکی را به خوبی می توان احساس کرد. بیضایی، آرش ستوربان را به انسانی تبدیل می کند که فراتر از یک موجود تاریخی و برآمده از دل گذشته و زمان های دور، می تواند در روزگار نو نیز در میان ما قد برافرازد؛ انسانی که قهرمانی او نه از پیشینه و جایگاه اجتماعی، بلکه از لحظه ی انتخاب و آمادگی برای پرداختن بهای رهایی شکل می گیرد.

آرش در روایت بیضایی، در بالاترین نقطه ی این مرز و بوم، در بلندی های البرز، جان خود را در چله ی کمان می گذارد و بی آن که در پیشینه ی کسب و کار او ـ به عنوان مردی از جرگه ی ستوربانان دون پایه ـ نشانه یی از کمانداری و پرتاب تیر از چله ی کمان بیابیم، به ندای درونش برای حفظ خاک سرزمین کهن پاسخ می دهد تا با جانش، خاک سرزمینش را حفظ کند و مرز ایران زمین را گسترش دهد.

در این نمایش، البرز نیز خود به شخصیتی برجسته تبدیل می شود؛ داننده ی رازهای بی شمار و شاهد بسیاری از زایش ها و مرگ ها. کوه در اینجا تنها یک مکان جغرافیایی نیست؛ گویی حافظه ی تاریخی و اسطوره یی سرزمین است و آرش در بلندای آن، در برابر تمام آنچه بر این سرزمین گذشته است، به آزمونی نهایی فراخوانده می شود.

برای آرش که شاهد شکستی سهمگین بوده است، تا جایی که دیگر هیچ اسب و استری برجای نمانده تا او ستوربان آن ها باشد، تنها فایده ی زنده بودنش این است که چون با زبان تورانیان آشنایی دارد، به عنوان پیک و پیام بر از سوی ایران به لشگرگاه دشمن برود تا برای تعیین مرز و انداختن تیر، وقت بخرد.

در این میان، هومان، پهلوان و کماندار ایرانی نیز حضور غیابی تعیین کننده دارد؛ کسی که برخلاف تصور همگان که او را جان باخته ی راه وطن می پندارند، به سرزمین مادری اش پشت کرده و با سرخوشی در لشگرگاه دشمن روزگار می گذراند؛ زیرا بر این باور است که: «هنگام که باید گردن نهم، نزد آن کس می نهم که بیش تر فربه ام کند!»

در چنین موقعیتی است که آرش ستوربان باید به آرش کمانگیر، جان برکف نهاده، بدل شود. این دگرگونی شاید مهم ترین نقطه ی تراژیک و در عین حال حماسی نمایشنامه باشد: قهرمان از پیش تعیین نشده است؛ قهرمان در لحظه ی ضرورت، انتخاب می شود و خود نیز انتخاب می کند. آرش نه به دلیل برخورداری از مهارت و سابقه ی کمانداری، بلکه به دلیل برخورداری از اراده یی انسانی و احساس مسئولیت در برابر سرزمین، به قهرمانی بدل می شود.

او زیر بار کنایه ها و سرزنش های تورانیان، که بر او لبخند زشت می زنند، هرگز کمر خم نمی کند و دلاورانه تیرش را با خمیرمایه ی جانش رها می سازد تا رهایی و آزادی ایرانیان را به ارمغان بیاورد. در این میان، تنها البرز است که گویی با او همدلی می کند و از پُردلی آرش چنان شگفت زده می شود که وقتی آرش ستوربان دیروز، آرش کمانگیر امروز می شود و با دلش و نه با بازویش تیر می افکند، البرز با خود می اندیشد: «من چگونه توانستم او را بر دوش خود نگه دارم؟»

این جمله، شاید یکی از زیباترین لحظه های نمایشنامه باشد؛ زیرا در آن، اندازه و جایگاه آرش از یک انسان معمولی به موجودی فراتر از اندازه های متعارف انسانی تغییر می کند. آرش با پرتاب تیر، تنها مرز سرزمین را جابه جا نمی کند؛ بلکه مرز توانایی انسان را نیز درمی نوردد. از همین روست که حماسه ی آرش، در ژرفای خود، با تراژدی پیوند می خورد: رهایی دیگران، به بهای نابودی خویشتن تحقق می یابد.

در برخوانی نمایشنامه ی «آرش»، اجرای ندا کوهی بسیار کم نقص و تأثیرگذار است؛ به ویژه آن که او به تنهایی و بی هیچ مکث و درنگی باید همه ی بخش های نمایش را برخوانی کند و گذشته از برخوانی متن روایی نمایشنامه، گاه به جای آدم های نمایش نیز ایفای نقش کند. چنین اجرایی، نیازمند تسلط کامل بر متن، پایش و مهار صدا، تنوع در لحن و توانایی انتقال موقعیت های متفاوت نمایشی است؛ و ندا کوهی در مجموع از عهده ی این دشواری برآمده است.

به نظر من، جز در چند مورد انگشت شمار که به هیچ روی از ارزش کار ندا کوهی چیزی کم نمی کند، لحن و بیان و شیوه ی ادای واژگان در بندبند هر بخش از نمایش، درست و دقیق به نظر می رسد. برای نمونه، تلفظ «به شکوه» به جای صورت درست آن در پارسی دری، یعنی «بشکوه» ـ به معنای فرهمند، شکوهمند و باشکوه ـ که در متن هم به همین شکل آمده است، از معدود مواردی است که می توان در اجرای برخوان بدان اشاره کرد.

با این همه، چنین نکته هایی در برابر تسلط و توانایی ندا کوهی در اجرای متنی چنین دشوار و پرظرفیت، بسیار جزئی به شمار می آید. او توانسته است بدون آن که متن را به گفتاری معمولی و روزمره فروبکاهد، موسیقی درونی زبان بیضایی را حفظ کند و به واژگان، شأن و شکوه لازم را ببخشد.

همراهی ماهگل مقتدر با ساز کمانچه و هم آوایی ساز او با صدای برخوان، به ویژه در لحظه هایی که بیان برخوان پُرانباشت و اندوهگنانه می شود یا زمانی که از تلاش و تکاپوی آرش برای رسیدن بر فراز البرز بالابلند سخن به میان می آید، نغمه ی موسیقی بر تأثیر کلام روایتگر نمایش می افزاید. در اینجا موسیقی تنها نقش همراهی کننده ندارد؛ بلکه در لحظه هایی، با صدا و کلام وارد گفت وگویی نامرئی می شود و به فضای اسطوره یی و حماسی نمایش عمق بیشتری می بخشد.

شاید نیازی به تکرار نباشد که معرفی این گونه آثار ادبی و هنری ارزنده به نسل جوان امروز ما، برای شناساندن گنجینه های گرانبهای فرهنگ و ادب این سرزمین کهن، همواره ارزشمند است. به همین روی، کار کیوان کثیریان در ساماندهی و کارگردانی چنین طرحی، به عنوان مجموعه ی «بیضایی خوانی»، بسیار ستودنی است.

اهمیت چنین برنامه هایی فقط در بازخوانی آثار یک نمایشنامه نویس بزرگ خلاصه نمی شود. در روزگاری که فاصله ی نسل جوان با بسیاری از متون مهم ادبی و نمایشی گذشته بیشتر شده است، برخوانی می تواند راهی برای بازگرداندن متن به عرصه ی شنیدن و تجربه ی زنده باشد. «بیضایی خوانی» از این منظر، نه تنها ادای دینی به آثار یکی از مهم ترین نمایشنامه نویسان معاصر ایران، بلکه تلاشی برای زنده نگه داشتن پیوند میان متن، صدا، اسطوره و تئاتر است.

و شاید در پایان، پس از شنیدن روایت آرش و آن همه حماسه و جان فشانی، این پرسش همچنان در ذهن تماشاگر باقی بماند که چرا پایان چنین حماسه ی غرورآفرینی، بیش از آن که ما را به شادی وادارد، اندوهگین مان می کند؟ شاید پاسخ را باید در همان جایی جست وجو کرد که حماسه به تراژدی می رسد؛ جایی که انسانی برای نجات دیگران، از خویشتن می گذرد و تیر رهایی را نه با نیروی بازو، که با تمام هستی خود به دورترین نقطه ی ممکن پرتاب می کند.

آرش می رود، اما تیر او همچنان در پرواز است.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/159146
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید

بهرام بیضایی

پاسداشت بهرام بیضایی در تئاترشهر

آیین پاسداشت بهرام بیضایی به روایت اهالی تئاتر برگزار می‌شود. به گزارش سینماسینما به نقل از روابط عمومی خانه تئاتر، آیین پاسداشت بهرام بیضایی «روایت اسطوره‌ها» به روایت اهالی تئاتر در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر برگزار می‌شود. این برنامه به همت خانه تئاتر با همراهی تئاتر شهر روز شنبه...

۱ساعت پیش

بهرام بیضایی

بزرگداشتی برای بهرام بیضایی

حدود هشت ماه بعد از درگذشت بهرام بیضایی همزمان با زادروزش و در آمریکا، آیین پاسداشت او به روایت اهالی تئاتر برگزار می‌شود.

۸ساعت پیش

بهرام بیضایی

نگاهی به نمایشنامه‌خوانی «کارنامه‌ی بندار بیدخش»/ خردمندِ دربندِ رویینه دژ

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی؛ در ادامه‌ی مجموعه‌برنامه‌های «بیضایی‌خوانی»، شامگاه چهارشنبه، ۲۹ مهرماه ۱۴۰۵، فرصت تازه‌ یی پیش آمد تا در مؤسسه‌ی فرهنگی‌هنری ته‌رنگ، شنونده‌ی مشتاق برخوانی نمایشنامه‌ی «کارنامه‌ی بندار بیدخش»، نوشته‌ی استاد بهرام بیضایی، باشیم. برنامه‌ یی بسیار گرم و پرکشش که با نقش‌خوانی “ساناز پوردشتی” در نقش بندار بیدخش...

۱۴۰۵/۰۸/۰۸

بهرام بیضایی

یادداشتی بر پروژه «بیضایی‌خوانی»؛ فرهنگ و هنر را آدم ها می سازند

سینماسینما، ایلیا محمدی‌نیا؛ نمایشنامه خوانی «چهار صندوق» اثر بهرام بیضایی را در عمارت روبرو دیدم. اجرای شسته و رفته و دلنشین که نمایش نامه خوانی را تا مرزهای یک اجرایی استاندارد تئاتری برد و مخاطبش را تا پایان برنامه با خود همراه ساخت. آن هم در جایی که خبری از...

۱۴۰۵/۰۷/۲۶

بهرام بیضایی

نگاهی به اجرای «کارنامه‌‌ی بندار بیدخش»؛ داستان کبوتری که نرسید و پیکی که در نکوفت

سینماسینما، شهرام اشرف ابیانه ۱ برخوانی که برای دو برخوان نوشته شده و در قالب دو تک‌گوییِ به‌ظاهر جدا از هم شکل می‌گیرد، به‌تدریج صورتی از گفت‌وگو پیدا می‌کند؛ گفت‌وگویی که روایت اساطیری را پیش می‌برد و از دل آن، گذشته‌ای دور دوباره جان می‌گیرد. زبان نمایشنامه، با وام‌گرفتن از...

۱۴۰۵/۰۷/۲۵

بهرام بیضایی

افتتاح جشنواره فیلم کوتاه تهران با یادی از بهرام بیضایی

چهل‌و‌سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران شنبه ٢۵ مهر با یادی از بهرام بیضایی و نمایش «عمو سیبیلو» ساخته این کارگردان فقید افتتاح می‌شود. نوشته افتتاح جشنواره فیلم کوتاه تهران با یادی از بهرام بیضایی اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۵/۰۷/۲۳

بهرام بیضایی

«عمو سیبیلو» جشنواره فیلم کوتاه تهران را آغاز می‌کند

جشنواره فیلم کوتاه تهران با یادی از بهرام بیضایی افتتاح میشود.

۱۴۰۵/۰۷/۲۳

بهرام بیضایی

نگاهی به نمایشنامه‌خوانی «چهار صندوق»؛ در ستایش رهایی

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی؛ تازه ترین نمونه از مجموعه برنامه های برخوانی نمایشنامه های استاد بهرام بیضایی با عنوان بیضایی خوانی به کارگردانی کیوان کثیریان این بار با انتخاب نمایشنامه‌ی «چهار صندوق» در شامگاه ۱۲ مهر، در کتابسرای راوی- در محله ی باغ فردوس تجریش- به اجرا درآمد. دراجرای این برخوانی،...

۱۴۰۵/۰۷/۲۲

بهرام بیضایی

بیضایی‌خوانی به «کارنامه‌ی بُندارِ بیدخش» رسید

«کارنامه‌ی بُندارِ بیدخش» در تازه‌ترین جلسه از سلسله جلسات بیضایی‌خوانی به کارگردانی کیوان کثیریان نمایشنامه خوانی می‌شود. به گزارش سینماسینما، نمایشنامه «کارنامه‌ی بُندارِ بیدخش» نوشته استاد فقید بهرام بیضایی، شنبه ۱۸ مهرماه ساعت ۱۹ در خانه فرهنگ و هنر یک اتفــاقِ سـاده خوانده می‌شود. ساناز پوردشتی و مهدی وحیدروش نقش‌خوانان...

۱۴۰۵/۰۷/۱۴

بهرام بیضایی

یادداشتی بر نمایشنامه‌خوانی «غروب در دیاری غریب»؛ شگفتی از ساز و کار جهان، وقتی عروسک‌ها زبان باز می‌کنند

سینماسینما، شهرام اشرف ابیانه غروب در دیاری غریب، آخرین سه‌گانه‌ی نمایشنامه‌های عروسکی بهرام بیضایی، حتی اکنون نیز نمایشنامه‌ای پیشرو و جسورانه شمرده می‌شود. اثری که به شعر پهلو می زند، با آن زبان ادبی و آهنگین و آیینی و اعتراضی نوآورانه‌اش، ودیالوگ‌هایی که حس روایت کهن و افسانه و حکایت...

۱۴۰۵/۰۷/۱۱


آنجا که اسطوره از حصار زمان رها می‌شود

سینماسینما، سید رضا صلاحت‌پور؛ آنجا که اسطوره از حصار زمان رها می‌شود، کلام به اندیشه جان می‌بخشد و کمانچه، ناگفته‌های روح را روایت می‌کند. توفیق داشتم در یکی از سلسله‌برنامه‌های «بیضایی‌خوانی»، برخوانی نمایش «آرش» را با روایت زیبای ندا کوهی و کارگردانی دوست عزیزم، جناب کیوان کثیریان، ببینم و بشنوم،...

۱۴۰۵/۰۸/۰۳


نگاهی به نمایشنامه‌خوانی «آرش»/ حماسه‌ای که از حافظه ادبی ایران غایب ماند

سینماسینما، زهرا تهرانی در حافظه جمعی ایرانیان، آرش کمانگیر یکی از نام‌های ماندگار است؛ مردی که تیری از کمان رها می‌کند تا مرزهای سرزمینش را حفظ کند و جان خویش را در گرو نجات ایران بگذارد. بااین‌حال، این تصویر آشنا بیش از آنکه از شاهنامه فردوسی سرچشمه گرفته باشد، حاصل...

۱۴۰۵/۰۸/۰۲

بهرام بیضایی
۱

اجراهای تازه از پروژه «بیضائی‌خوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده می‌شوند

دو جلسه از «بیضائی‌خوانی» با اجرای نمایشنامه‌های «آرش» و «اژدهاک» به کارگردانی کیوان کثیریان در خانه اردیبهشت اودلاجان و خانه فرهنگ و هنر «یک اتفاق ساده» برگزار می‌شود. به گزارش سینماسینما، نمایشنامه «آرش» نوشته هنرمند فقید بهرام بیضائی، پنجشنبه ۵ شهریور ساعت ۱۷:۳۰ در خانه اردیبهشت اودلاجان برخوانی می‌شود. در...

۱۴۰۵/۰۶/۰۲

بهرام بیضایی
۱

بیضایی‌خوانی به «آرش» رسید

«آرش» نوشته بهرام بیضایی در قالب نمایشنامه‌خوانی به کارگردانی کیوان کثیریان اجرا می‌شود. نوشته بیضایی‌خوانی به «آرش» رسید اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۵/۰۵/۲۸

احمد بهرامی
۹

«پناه» در راه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر/ ثبت تصاویر بکر از کویر

سینماپرس: «پناه» به نویسندگی و کارگردانی احمد بهرامی تحویل دفتر سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر شد.

۱۳۹۵/۱۰/۰۸

مهتاب کرامتی
مانی حقیقی
۴

«فرشته» به جشنواره ماربلای اسپانیا راه یافت

سینماپرس: فیلم «فرشته» به کارگردانی حسن آخوند پور به جشنواره ماربلای اسپانیا راه یافت.

۱۳۹۵/۰۴/۳۱

عزیزالله حاجی مشهدی

«سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»؛ نقد نابهنجاری‌های رفتاری شهروندان

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی آریا گازر، با تجربه‌ی بازیگری در چند نمایش و فیلم کوتاه و کارگردانی چند نمایش موفق که به‌یادماندنی‌ترین آن‌ها «روز جهانی صندلی» بوده است، بار دیگر به سراغ موضوعی رفته که با زندگی شهری و مسائل مربوط به زندگی اجتماعی آدم‌ها ارتباط دارد. موضوع پسماند و...

۱۴۰۵/۰۷/۲۹

بهروز غریب پور
عزیزالله حاجی مشهدی

نمایش اپرای «عشق»؛ گذشتن از پیمان، دل بستن به پیمانه

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی برای من که در یکی از دهه‌های پررونق بازار کارهای فرهنگی و هنری ناب در کانون پرورش فکری، شاهد حضور بهروز غریب‌پور در کنار هنرمندان صاحب‌نام دیگری بودم و به‌روشنی می‌دیدم که عاشقانه برای رونق هنر نمایش و راه‌اندازی و توسعهٔ «نمایش عروسکی» تلاشی چشمگیر دارد،...

۱۴۰۵/۰۷/۲۰

عزیزالله حاجی مشهدی

درباره «مردی که می‌خواست سلطان باشد»/ مُردن، بدونِ عاشقی، چه غم‌انگیز است!

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی «نشر وزان» در سال ۱۴۰۵، از رده‌ی رمان‌های ایرانی، کتاب «مردی که می‌خواست سلطان باشد»، نوشته‌ی نصرالله قادری را در اندازه‌ی رقعی، در ۱۱۰ صفحه و با شمارگان ۷۰ (هفتاد) نسخه به چاپ رسانده است. پیش از ورود به هر بحث و سخنی، باید از شمارگان کم‌شمار...

۱۴۰۵/۰۷/۱۲

عزیزالله حاجی مشهدی

 شاعرانگیِ فروغ؛ از تجربه‌ی زیسته تا معماری تصویر

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی به انگیزه ی بازنشر سه کتاب از مجموعه شعرهای فروغ فرخزاد و برپایی آیین  رونمایی از کتاب‌های: «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، «به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد» و «تولدی دیگر» که به همت سجاد عزیزی آرام ازسوی کانون ادبی زمستان انجام شده است ،...

۱۴۰۵/۰۵/۱۷

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

«فراموشخانه»؛ قربانیان فراموش‌شده‌ی تاریخ

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی تماشای نمایش «فراموشخانه» نوشته‌ی شیده غفاریان و با طراحی و کارگردانی مهدی مُحب‌علی (سهاب)، در مجموعه تالار حافظ، فرصت تازه‌ یی فراهم آورد تا در شرایطی که کارهای شبه‌سینمایی و شبه‌نمایشیِ به ظاهر طنز، اما به‌شدت کم‌مایه و سبکسرانه، با درونمایه‌هایی نازل، بر پرده ی سینماها و...

۱۴۰۵/۰۵/۱۳

عزیزالله حاجی مشهدی

رمان «رخشان»؛ گُذار از خامیِ عاطفی تا رسیدن به بلوغ فکری

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی رُمان «رخشان» نوشته‌ی نرگس راسخ، که در سال ۱۴۰۴ از سوی انتشارات وزان در اندازه‌ی رقعی، در۱۹۶ صفحه و با شمارگان اندک به چاپ رسیده است، اثری است در قلمرو ادبیات داستانی معاصر فارسی که با تمرکز بر تجربه‌ی زیسته‌ی زن ایرانی، به واکاوی عشق، فقدان، رنج،...

۱۴۰۵/۰۵/۱۰

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

مراسم «سینما به روایت قلم» برگزار شد/ نکوداشت مسعود مهرابی

ضمن تقدیر از پرویز جاهد، عزیزالله حاجی‌مشهدی، طهماسب صلح‌جو، کامران ملکی و عباس یاری در مراسم «سینما به روایت قلم»، نکوداشت مسعود مهرابی در سازمان سینمایی برگزار شد. نوشته مراسم «سینما به روایت قلم» برگزار شد/ نکوداشت مسعود مهرابی اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۵/۰۴/۲۵

عزیزالله حاجی مشهدی

درباره نمایشگاه  نقاشی «تیساپه»؛ یافتن معنای اثر از میان رنگ‌ها

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی حال و هوای نقاشی‌های به نمایش درآمده در بیست و دومین نمایشگاه انفرادی مریم نمین در گالری سوهام بی‌تردید برای هر بیننده دوستدار هنر نقاشی، تجربه‌یی تازه به همراه خواهد داشت. چرا که در همه‌ی نقش‌های پُررنگ و نوری که بر بوم نقاشی دیده می‌شود، آشکارا...

۱۴۰۵/۰۳/۲۵

عزیزالله حاجی مشهدی

نقش و جایگاه فیلمبرداران در سینمای ایران/ طراحان جهان دیداری فیلم

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلمبردار در سینما، تنها مجریِ فنِ فیلمبرداری و ثبت تصاویرپویا  (dynamic) نیست؛ او طرّاح جهان دیداری فیلم است. تصویر، پیش از روایت (narrative) و گفت‌وگو (dialogue)، نخستین لایه‌ی معنا را به مخاطب منتقل می‌کند و این لایه، حاصل انتخاب‌های آگاهانه‌ی فیلمبردار است: نور، قاب، حرکت، رنگ...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰