
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی
تماشای نمایش «فراموشخانه» نوشتهی شیده غفاریان و با طراحی و کارگردانی مهدی مُحبعلی (سهاب)، در مجموعه تالار حافظ، فرصت تازه یی فراهم آورد تا در شرایطی که کارهای شبهسینمایی و شبهنمایشیِ به ظاهر طنز، اما بهشدت کممایه و سبکسرانه، با درونمایههایی نازل، بر پرده ی سینماها و بر صحنه ی تالارهای نمایشی دیده میشوند، با اجرای کاری روبهرو شویم که نشان میدهد عوامل پدیدآورنده ی آن، به عنوان یک گروه مستقل تئاتری، به تولید نمایشی تأملبرانگیز و برخوردار از دغدغههای جدّی هنری توجه داشتهاند.
از نخستین صحنه ی نمایش، همراه با یکی از شخصیتهای محوری داستان، یعنی مأمور سرشماری (با بازی امیرعلی زمانیان)، که گویا پس از طی مسیرهای دشوار، در شبی برفی و آکنده از سوز و سرما، به عمارت قجریِ دورافتاده و پرت افتاده یی رسیده است، تماشاگر نیز با او و کسانی که پس از انتظاری طولانی به استقبالش آمدهاند، همراه میشود.
پیرمرد کوژپشت، که گویی پیشکار دیرینه ی عمارت است (با بازی علی پرتویی)، به همراه دو زن خدمتکار فانوس به دست، که برای استقبال از مأمور سرشماری آمدهاند، با دعوت از او برای استراحت و رفع خستگی راه، صحنه را ترک میکنند. اما خیلی زود سر و کله ی دو سه زن بزککرده، در پوشش چاقچورها و شلیتههای قجری ـ در حالی که سرخاب و سفیداب بر چهره مالیدهاند ـ پیدا میشود؛ زنانی که اغواگرانه و رقصکنان وارد میشوند، سیب سرخی در پیش پای مامور سرشماری می اندازند و در اطراف او کمی جولان میدهند و با دیدن بیمیلی آشکار او، ناگزیر وی را تنها میگذارند و صحنه را ترک میکنند.
رویارویی شازده نبیل (با بازی علی حیدری)، شازده یی قجری و دورمانده از مرکز قدرت، که صدالبته در همین عمارت دورافتاده، به عنوان قلمروی کوچک، برای خود جهانی از حکمرانی، فرمانروایی و سرکوبگری پدید آورده است، با مأمور سرشماری، سرآغاز همه ی پردهپوشیها و پنهانکاریهاست.
مأمور سرشماری که در خواب و بیداری، تنها به آمار نفوس و شمارش آدمهای زنده ی موجود در عمارت میاندیشد، تا واپسین لحظههای مأموریت خود نیز نمیتواند از شمار واقعی آدمها و از بود و نبود آنان در این عمارت مخوف سر دربیاورد.
در واقع، نمایش از همان آغاز، تماشاگر را با جهانی بسته و رازآلود روبهرو میکند؛ جهانی که در آن، مفهوم شمارش نه به معنای ثبت حضور انسانها، بلکه به نشانه یی از ناتوانی انسان در برابر سازوکارهای پنهان قدرت تبدیل میشود. مأمور سرشماری، که آمده است تا وجود آدمها را ثبت کند، سرانجام خود نیز به یکی از همان کسانی بدل میشود که در گرداب فراموشی گرفتار میآیند.
داستان نمایش در دایره یی بسته، همچنان که آغاز شده بود، به نقطه ی پایان میرسد و تماشاگر، بار دیگر مأمور سرشماری را با همان چمدان کهنه ی قدیمی در دست، در حالی میبیند که همان آدمهایی که در صحنه ی نخست نمایش به پیشوازش آمده بودند، این بار گویی برای بدرقه ی او حضور یافتهاند.
این ساختار دَوَرانی، بیش از آن که تنها انتخابی روایی باشد، به یکی از مهمترین ویژگیهای معنایی نمایش تبدیل میشود؛ گویی در این جهان بسته، هیچ آمدنی به معنای آغاز یک مسیر تازه نیست و هیچ رفتنی نیز پایان ماجرا به شمار نمیآید. آدمها در چرخه یی گرفتار شدهاند که نتیجه ی آن، تکرار فراموشی و بازتولید همان وضعیت پیشین است.
عشق نافرجام و به بار ننشسته ی تاجماه (آیلار نوشهری) و ناکامی مأمور سرشماری، وجود پاتیل بزرگی از زالوهای خونخوار و حضور گاه و بیگاه مرد سیاهپوش تنومندی که در هیئت میرغضبها و جلادها به صحنه میآید، نشانههای آشکار ترس و هراس را در دل تماشاگر زنده میکند.
به ویژه هر بار که خبر گم شدن کسی، همراه با نشانههای ظاهری او، شنیده میشود، با حضور مرد سیاهپوش، بر میزان ترس و توهّم موجود در فضای عمارت افزوده میشود؛ گویی گم شدن آدمها و فراموش شدن یا فراموش کردن آنان در این عمارت، دیگر به رسم و آیینی دیرپا و ازلی ـ ابدی تبدیل شده است. به همین دلیل، تماشاگر نمایش، وقتی در آخرین خبری که از زبان همان مرد سیاهپوشِ جارچی میشنود، نشانههایی را مییابد که به خودِ مأمور سرشماری اشاره دارد، و پس از آن که برگههای دفتر سرشماری او کنده میشود و تلاشهایش برای ثبت آمار آدمهای موجود در عمارت به شکست میانجامد، بهسادگی درمییابد که ورود به این عمارت مخوف، به معنای افتادن در گرداب سیاهچالهای از تباهی، مرگ و فراموشی است.
با این همه، نمایش در همین نقطه ی تلخ متوقف نمیشود. زیرا اگرچه آدمهای بیشماری ممکن است یکی پس از دیگری گم شوند، حذف شوند یا به فراموشی سپرده شوند، اما تاریخ، سرانجام قربانیان فراموششده ی خود را دوباره به یاد خواهد آورد. یکی از ویژگیهای مهم چنین نمایشهایی نیز همین است که میتوانند با فاصله گرفتن از اشارههای مستقیم تاریخی و با نادیده گرفتن برخی شرایط زمانی و جغرافیایی، تجربه یی انسانی و فراگیر را پیش روی مخاطب قرار دهند و آن را به زمانها و مکانهای دیگر تعمیم دهند.
نویسنده ی نمایشنامه، شیده غفاریان، تا آنجا که توانسته است، همه ی حرفهای خود را با پرهیز از شعارهای کلیشهای، در متن گفتوگوهای آدمهای اصلی نمایش جای داده است. او به جای آن که با صدور بیانیه یی آشکار، درباره ی مفهوم فراموشی و حذف سخن بگوید، اجازه میدهد خودِ موقعیت نمایشی، شخصیتها و مناسبات میان آنان، این معنا را به تماشاگر منتقل کنند.
همچنان که در آغاز این نوشتار نیز اشاره شد، تماشاگر با تماشای یک درام فانتزی، بیش از آن که شاهد وجوه خیالانگیز و شوخطبعانه ی این گونه ی نمایشی باشد، بیش تر با غم و اندوه آدمهایی روبهرو میشود که در تاریکی تاریخ گم شدهاند و از یاد رفتهاند؛ آدمهایی که حضورشان شاید در اسناد رسمی ثبت نشده باشد، اما رنج و سرنوشت آنان همچنان در بخشی از حافظه ی تاریخی انسان باقی میماند.
نمایش در انتقال چنین حس و حالی به مخاطب خود، بسیار موفق عمل میکند. طراحی لباس و چهرهآراییها، متناسب با فضای تاریخی دوره ی قاجار، پذیرفتنی و هماهنگ با جهان نمایشی اثر است. بازیها نیز یکدست و روان هستند؛ هرچند در برخی لحظهها، بهویژه هنگام دور شدن بعضی بازیگران و رفتن آنان به عمق صحنه، درست شنیده نشدن گفتوگوها یا تکگوییهای آنان به چالشی جدی بدل میشود که میتوان آن را یکی از معدود کاستیهای اجرایی نمایش دانست.
علی بیطرفان، با سابقه ی تهیهکنندگی چند نمایش دیگر، نشان داده است که به مقوله ی تولید نمایش خوب و فراهم آوردن زمینههای مناسب برای شکلگیری یک اجرای حرفه یی با گروه های مستقل اهمیت میدهد.
حضور امین معصومی و صحرا زرّینی به عنوان همخوانان این نمایش، که با مدیریت شاهرخ پیمانی در حکم اجرای زنده ی موسیقی متن و عنصری مؤثر در فضاسازی نمایش حضور دارند، کمک بزرگی به ساختن حال و هوای اثر میکنند. این حضور، افزون بر ایجاد تنوع شنیداری، در پیشگیری از افتادن نمایش به ورطه ی یکنواختی و ملالآور شدن، نقشی مؤثر ایفا میکند.
نام نمایش، یعنی «فراموشخانه»، بیاختیار میتواند ذهن مخاطب را به سوی واژه ی فراماسون(Franc-mason) در زبان فرانسوی و فریمِیسن (Free mason) در زبان انگلیسی سوق دهد؛ سازمانی که در سده ی هجدهم میلادی در انگلستان شکل گرفت و بعدها در بسیاری از کشورهای جهان گسترش یافت.
البته نمایش «فراموشخانه» را نمیتوان و نباید اثری درباره ی فراماسونری دانست؛ اما این تداعی واژگانی ناخواسته، امکان ایجاد یک پیوند مفهومی را فراهم میکند. وجه مشترکی که میتوان میان این دو حوزه ی متفاوت، تنها در سطح نمادین و نه تاریخی، دنبال کرد، مسئله ی پنهانکاری، مناسبات درونیِ بسته و حذف کسانی است که در برابر یک نظم یا ساختار قدرت قرار میگیرند. در نمایش، این حذف و ناپدید شدن آدمها در فضای بسته ی یک عمارت قجری رخ میدهد و در تداعی تاریخی فراماسونری نیز، فارغ از داوریهای تاریخی متفاوت درباره ی آن، همواره بحثهایی درباره ی شبکههای پنهان قدرت و مناسبات غیرآشکارآن ها مطرح بوده است.
از میان بازیگران زن نمایش، بازی آیلار نوشهری (تاجماه) و زهرا نادری (جهانافروز)، گرمتر و گیراتر به نظر میرسد. همچنین بازی علی حیدری در نقش شازده نبیل و بازی امیرعلی زمانیان در نقش مأمور سرشماری را نیز باید از امتیازهای مثبت این نمایش به شمار آورد.
در مجموع، «فراموشخانه» نمایشی است که با بهرهگیری از فضای تاریخی، عناصر فانتزی و نشانههای نمادین، بیش از آن که تنها روایتی درباره ی یک عمارت دورافتاده ی قجری باشد، به تأمل درباره ی انسانهای حذفشده، صداهای خاموش و قربانیانی میپردازد که در هیاهوی قدرت و تاریخ، به فراموشی سپرده شدهاند.
ارزش چنین نمایشی در این است که میتواند از مرزهای یک زمان و مکان مشخص عبور کند و مخاطب امروز را نیز با پرسشهایی درباره ی حافظه ی تاریخی، فراموشی جمعی و سرنوشت انسانهایی روبهرو سازد که گاه در حاشیه ی روایتهای رسمی تاریخ باقی میمانند.
«فراموشخانه» در نهایت، بیش از آن که درباره ی کسانی باشد که فراموش کردهاند، درباره ی کسانی است که فراموش شدهاند؛ قربانیان خاموشی که شاید از دفترهای رسمی تاریخ حذف شده باشند، اما حضورشان در حافظه ی انسانی همچنان باقی است.
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی؛ فیلم مستند «تهران سیمین» ساختهی «هادی آفریده» برپایهی طرح و فکر اصلی «مصطفی کاظمی اسفه» و با تهیه کنندگی «منیژه حکمت و امین کاظمی» ما را به نشستن پای قصهیی فرامیخواند که هم روایت یک شهر است و هم سرگذشت یک هنرمند؛ روایتی دو سویه که در...
۱۴۰۴/۰۸/۲۹
عزیزالله حاجی مشهدی منتقد و مدرس سینما گفت: فضای مجازی از یک سو فرصتهایی ایجاد کرده برای علاقهمندان به سینما اما از سوی دیگر، باعث نوعی «شبه منتقد پروری» شده است. به گزارش سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی، منتقد و مدرس سینما درخصوص وجود رسانهها غیررسمی که بدون نام و نشان...
۱۴۰۴/۰۴/۳۰
برنامه نمایش و نشست تخصصی فیلم «شبح کژدم» با حضور کیانوش عیاری کارگردان فیلم، محمود گبرلو مدیر نشست، حسن رضایی بازیگر، جواد طوسی و عزیزالله حاجی مشهدی منتقد سینما در موزه سینمای ایران برگزار شد. به گزارش سینماسینما، محمود گبرلو در ابتدای این نشست گفت: سی و هفت سال پیش...
۱۴۰۳/۰۲/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی رُمان «رخشان» نوشتهی نرگس راسخ، که در سال ۱۴۰۴ از سوی انتشارات وزان در اندازهی رقعی، در۱۹۶ صفحه و با شمارگان اندک به چاپ رسیده است، اثری است در قلمرو ادبیات داستانی معاصر فارسی که با تمرکز بر تجربهی زیستهی زن ایرانی، به واکاوی عشق، فقدان، رنج،...
۱۴۰۵/۰۵/۱۰
ضمن تقدیر از پرویز جاهد، عزیزالله حاجیمشهدی، طهماسب صلحجو، کامران ملکی و عباس یاری در مراسم «سینما به روایت قلم»، نکوداشت مسعود مهرابی در سازمان سینمایی برگزار شد. نوشته مراسم «سینما به روایت قلم» برگزار شد/ نکوداشت مسعود مهرابی اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۵/۰۴/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی حال و هوای نقاشیهای به نمایش درآمده در بیست و دومین نمایشگاه انفرادی مریم نمین در گالری سوهام بیتردید برای هر بیننده دوستدار هنر نقاشی، تجربهیی تازه به همراه خواهد داشت. چرا که در همهی نقشهای پُررنگ و نوری که بر بوم نقاشی دیده میشود، آشکارا...
۱۴۰۵/۰۳/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلمبردار در سینما، تنها مجریِ فنِ فیلمبرداری و ثبت تصاویرپویا (dynamic) نیست؛ او طرّاح جهان دیداری فیلم است. تصویر، پیش از روایت (narrative) و گفتوگو (dialogue)، نخستین لایهی معنا را به مخاطب منتقل میکند و این لایه، حاصل انتخابهای آگاهانهی فیلمبردار است: نور، قاب، حرکت، رنگ...
۱۴۰۴/۱۱/۳۰
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «جزیرهی آزاد» نوشتهی محمّدرضا عطاییفر با یک موقعیتِ نمایشی جذّاب آغاز میشود: گروهی از افراد برای سپری کردن اوقات خوش، از سوی آدمی ناشناس به جزیرهیی دعوت میشوند و رفتهرفته در شرایطی پیچیده و پُرتنش گرفتار میشوند که همهی رویاهای شیرین آنها برباد میرود! این...
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «سرِ انقلاب» به نویسندگی و کارگردانی محمدعلی شفاعت، در مجموعهی تماشاخانهی هما، اثری است با لحن شادیآور که آگاهانه از مسیر کمدی موقعیت (situation comedy) و طنز کلامی (verbal humor)، به یکی از ملتهبترین و تراژیکترین بزنگاههای تاریخ معاصر ایران نزدیک میشود: روز دوازدهم بهمن...
۱۴۰۴/۰۹/۲۹
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی چهرهپردازی در سینما، تنها یک فعالیت فنی و تفنّنی نیست، بلکه حوزهیی میانرشتهیی است که در پیوند مستقیم با روانشناسی شخصیت، تاریخ، فرهنگ دیداری، مردمشناسی و حتی انسانشناسی چهره عمل میکند. در هر اثر سینمایی، چهرهپرداز نقشی بسیار کلیدی در شکلدهی به هویت شخصیتها و انتقال دقیق...
۱۴۰۴/۰۹/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی؛ نمایش موسیقایی یا خنیاگرانه (Musical Theater) «رابین هود» ( Robin Hood ) تازهترین تجربهی نمایشی «ماهان حیدری» در تکمیل سهگانهی خیال پردازانه و واقع گرای( با تکیه بر «واقع گرایی جادویی») او پس از دو نمایش پربینندهی «دیو و دلبر» و «شازده کوچولو» است که در تالار...
۱۴۰۴/۰۹/۰۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلم «چای سرد» ساخته امیر قاسم راضی بهخوبی توانسته است در فضایی بسته از یک آپارتمان ساده و بیپیرایه در گیرودار یک اسبابکشی؛ با نمایش دغدغههای همیشگی یک خانواده ی کوچک اجارهنشین؛ پیچیدگیهای درونی و اجتماعی انسان امروزی را در جغرافیای امروزی زیست بوم ما به...
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی در روزگاری که بسیاری از فیلمهای ما از اقلیم و ریشهی فرهنگی خویش فاصله گرفتهاند، فیلم «سامی» (Sami) از همان نخستین نماها یادآور حقیقتی است که هنوز در لایههای زیرینِ خاک جنوب و در حافظهی زخمخوردهی مردمانش زنده است. فیلمی آرام، تلخ و در عین حال...
۱۴۰۴/۰۸/۱۴
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی روز جهانی لکنت (۲۲ اکتبر۲۰۲۵ برابر با ۲ آبان ۱۴۰۴) بهانهیی شد برای بازخوانی مستندی که خود، از جنس خاموشی و سکوت میان واژهها است. فیلم مستند «لکنت» ساختهی منصوره میرمعرب، پس از چند سال از تولیدش، همچنان تازه مینماید؛ زیرا به جای آن که از بیرون...
۱۴۰۴/۰۸/۰۸
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی نمایش «ارزشهای نسبی» نوشتهی نوئل پیرس کاورد (Noël Peirce Coward )در نگاه نخست، اثری بهظاهر شادی آور(Comedy) و سرشار از طنازیهای اجتماعی است، اما در لایههای درونی خود به جدالی عمیقتر میان صداقت و ریا، میان حقیقت و نقابهای اجتماعی میپردازد. اجرای تازهی میکاییل شهرستانی نویسنده و...
۱۴۰۴/۰۷/۲۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی احمد طالبینژاد، نویسنده، منتقد فیلم و فیلمساز نامآشنای سینمای ایران، از جمله کسانی است که در چهار دههی گذشته با نوشتهها و ساختههای کم شمارِ خود، همواره در عرصهی نقد سینما حضوری پُررنگ داشته است. انتشار تازهترین کتاب او با عنوان: «لُعبتکها» (سیر تحوّل تیپهای ثابت...
۱۴۰۴/۰۷/۱۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی وقتی فاجعهای جمعی رُخ میدهد، پُرسش اصلی این نیست که چه کسانی جان باختهاند، بلکه این است که بازماندگان چه میکنند؟ نمایشنامهی «۱۱/۱۱» تازهترین کار نمایشی بهاره رهنما بعد از نمایش: «دورهمی بانوی اول» که در خردادماه امسال از او دیده بودم، میکوشد تا به تحلیل...
۱۴۰۴/۰۷/۰۷