سه فیلم و همه راه‌هایی که به بیراهه رفتند | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

سه فیلم و همه راه‌هایی که به بیراهه رفتند

lazy_placeholder.gifIMG_20240302_095146_112-225x300.jpg سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی

تاکسیدرمی

یک فاجعه‌ی به تمام معنا. آن‌قدر بد و مبتذل، که حتی فیلم‌های گیشه‌ای روی اکران به چنین چیزی شرف دارد. با نگاهی به فیلم‌های امسال متوجه می‌شویم که یا خیلی خوبند یا آثاری در نهایت ناامیدی کامل. انگار حد وسطی این میان وجود ندارد. با فیلمی مواجهیم که توهین به تماشاچی است. با بازی‌های بد و مصنوعی‌اش. کاری بدون انسجام با کارگردانی ضعیفش.

داستان فیلم را ببینید، تا متوجه شوید، سینمای ابتذال به چه سوژه‌ها و چه چیزهایی چنگ می‌اندازد، تا اقبالی پیش تماشاگر پیدا کند. فیلم درباره برادر ناتنی محمدرضا پهلوی و علاقه‌مندی اش به شکار گوزن است. او در بحبوحه پیروزی انقلاب مجبور می‌شود برای پیدا کردن گوزن زرد به جنگل‌های شمال برود.

این بهانه‌ای می‌شود برای تعدادی از اعصاب‌خردکن‌ترین شوخی‌هایی که به عمرتان تجربه کرده‌اید. معلوم نیست تماشاگر بخت ‌برگشته چه گناهی کرده باید چنین مهملاتی را ببینید. آن‌ هم در قالب فیلم جشنواره‌ای. البته فیلمنامه‌نویس محترم تنها نام برادر ناتنی شاه سابق ایران را گرفته، باقی بر اساس تخیلاتش مثلاً سر و سامان داده شده. زوج کمدی معجونی و کاظمی، قرار است مثلاً بامزه باشند که نیستند. جلوه‌های ویژه کامپوتری هم که در حد ابتدایی است.

محمد پایدار از خروجی‌های باشگاه فیلم سوره است. زمانی حوزه هنری در محصولاتش به فیلمنامه بها می‌داد اما اکنون، در فیلم مبتذل ساختن، دست بقیه‌ی تهیه‌کنندگان خصوصی را از پشت بسته. اگر قرار است مراکز پرورش فیلمساز، هنرجویان‌شان را برای چنین آثاری تولید کنند، نیازی به این همه کلاس و آموزش نبود. اگر فیلمسازی این اندازه آسان است درها را برای همه باز کنند، شاید این میان کسی پیدا شود خط میانه‌ای میان سینمای جدی و بازاری پیدا کند.

شوهر ستاره

سومین ساخته ابراهیم ایرج‌زاد، داستان مردی (حامد بهداد) است که زن و بچه‌اش را در زلزله از دست داده. او سال‌ها بعد راننده‌ی اسنپ است و با زنی آشنا می‌شود، و یک شب با او صیغه عقد موقت می‌خواند، و بعد به ترکیه می‌رود، و دو سال و ۹ ماه بعد در ویدئویی که دوستش برایش می‌فرستد، می‌فهمد از زن دختری دوساله دارد، و به ایران برمی‌گردد تا در کنار دختر و احتمالاً زنی که ترکش کرده، باشد.

سال‌ها پیش، ملودرام‌ها خط و ربطی داشتند. حداقل آنکه از کلیشه‌های رایج پیروی می‌کردند، و مخاطب می‌دانست مسیر داستان کجا قرار است برود. حال با آثاری شبه ‌ملودرام روبروییم، که هیچ قاعده‌‌ای را رعایت نمی‌کنند. داستان به هر سو که بخواهد می‌رود. منطق داستانی، در همان حوزه‌ی ملودرام، دیگر چیزی فراموش شده است. جالب آنکه چند موضوع مثلاً داغ هم به هم چسبانده می‌شود، موضوعاتی مثل صیغه و دختر حاصل از آن که بی پدر مانده و، مردی که زن و فرزندش را در زلزله از دست داده و همین طور تا انتها سوژه و مضمون است که در فیلم ریخته شده است.

فیلمساز حتی حاضر نیست تصور کند، این همه مضمون خام پرداخت نشده اصلاً ربطی به هم دارند یا نه؟ لابد با خود فکر می‌کنند از درهم‌آمیزی آنها حتما چیزی بیرون کشیده می‌شود، که بشود اسمش را داستان گذاشت. «شوهر ستاره»، چنین فیلم بی‌سر و تهی است. نهایت به انتها رسیدن این گونه‌ی سینمایی، که به هر جا سرک می‌کشد تا جانی به داستان نیم‌بندش بدهد، اما مقصدی برای به فرجام رساندن پیدا نمی‌کند. اینجاست که متوجه می شویم سینمای بدنه ارتباطش را نه فقط با تماشگر عام، که با واقعیت‌های جامعه‌ از دست داده. به چیزی دلخوش کرده که واقعیت می‌پندارد، و بر مبنای آن خط داستانی نداشته‌اش را گسترش می‌دهد.

حامد بهداد، یکی از ضعیف‌ترین بازی‌های تمام زندگی‌اش را در این فیلم ارائه داده. فیلمی که در نهایت تعجب، جایزه‌ی بازیگری برای شخصیت زنش را هم می‌برد. این آخری از قصه‌ی درهم‌ریخته‌ی فیلم هم غریب‌تر است. انگار این ماییم که اشتباه می‌کنیم و واقعیت را کسانی می‌دانند که چنین فیلم‌هایی را به عنوان ملودرام اجتماعی به خورد تماشگر بیچاره می‌دهند.

پیشمرگ

فیلم برشی از زندگی شهید سعید قهاری سعید پس از دوران جنگ  را روایت می‌کند. عده‌ای  از کردهای کومله، هلی‌کوپتری را با دو خلبانش ربوده و به سلیمانیه عراق می‌برند. گروهی از اعضای سپاه به عراق رفته و در درگیری با کردهای کومله، هلی‌کوپتر را به کشور بازمی‌گردانند. این خط داستانی، بهانه‌ای شده برای صحنه‌های زد و خورد، و قهرمان‌پردازی صرف.

فیلم سرشار است از سهل‌انگاری در داستان، و ضعف در سر وسامان دادن به صحنه‌های پُرزد و خورد. پیرنگ داستان، آن‌قدر ضعیف است، و شخصیت‌ها چنان سیاه و سفیدند که جایی برای عمق دادن به کاراکترهای داستان نمانده.

موسیقی سنگین و پر سرو صدای فیلم، بر معظلات کار افزوده. به نظر می‌رسد سازنده‌ی موسیقی متن هیچ درکی از پرسپکتیو صدا، و رنگ‌آمیزی سازها، مطابق حوادث فیلم ندارد. کاش فیلمی کمی سکوت داشت، کمی تأمل در صحنه‌هایی که این اندازه نامنسجم‌اند و دور از واقع. کپی‌برداری از فیلم‌های هالیوودی، مثل نقل و نبات در فیلم جاری می‌شود. این همه باعث غلو‌ در پرداخت همه چیز شده. به طوری که مخاطب بعد مدتی دیگر هیچ چیز را باور نمی‌کند.

علی غفاری، کارگردان فیلم، با ساخت فیلم حادثه‌ای «شاهرگ» کارش را در سینما شروع کرد، اما در ادامه با ساخت فیلم «استرداد» توانست موقعیت خودش را در سینما تثبیت کند. «پیشمرگ» از الگوهای فیلمسازی خود سازنده‌اش فرسنگ‌ها فاصله دارد. علاقه‌ی غفاری به سینمای حادثه‌ای در این فیلم به نازل‌ترین شکلی نمود یافته.

غفاری در مصاحبه‌ی مطبوعاتی می‌گوید مهم‌ترین هدف ما خلق قهرمان در صحنه بود. هلیکوپتری که بر پرده می‌بینید نمادی از عزت، شرف و شجاعت است. این نشان می‌دهد فیلم چه اندازه سردرگم است. قهرمان‌پردازی در سینما، با نمادسازی شعاری دو چیز متفاوتند. فیلسماز تکلیفش با خودش معلوم نیست؛ اینکه می‌خواهد مخاطبش را سرگرم کند، یا دست به حماسه‌سرایی زده و پاسداشت دوره‌‌ای را سینمایی کند. این دو با هم نمی‌خواند و نتیجه‌اش آشفتگی است که در فیلم می‌بینیم.

 

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/131860
دیدگاه

آخرین خبرها
مرتبط با خبر
خبرهای پربازدید

حمید نعمت الله
۳

مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق می‌کند

مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق می‌کند

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «دونده» شور فیلمسازی را در من بوجود آورد. این نقل معروف حمید نعمت‌الله است که برای رونمایی مستند «جستجو در تنگنا» به پردیس چهارسو آمده بود. امیر نادری شور فیلم‌بینی و سینماگردی را در خیلی‌ها به‌وجود آورد. البته فقط برای این مستند کارخانی را دوست نداریم....

۱۴۰۴/۰۹/۲۹


«غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود می‌گریزی

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «غریزه»، عاشقانه‌ی سیاوش اسعدی، به مکان داستان هم راه یافته. شروع فیلم با دباغ‌خانه است، با سر و صدا و قیل و قال آدم‌ها، و کارخانه‌ی بزرگی که شخصیت مرد قصه، رسول، مالک آن است، با پالتویی که روی دوشش انداخته، و شیوه‌ی حرف زدنش و...

۱۴۰۴/۰۸/۰۷


درباره انتخاب نماینده ایران برای معرفی به آکادمی اسکار/ تا خورشیدی بالای سرت، چه وقت دوام بیاورد

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی سینمای ایران به لابیرنتی بدل شده، به طاوسی هزار نقش و نگار. هزار وجه و تصویر دارد، و از سویی به آدم‌های نقاشی‌های رنه ماگریت، نقاش سورئالیست بلژیکی می‌ماند؛ به مردان بی‌چهره‌ای که به معما و راز می مانند. به عبارتی انگار نه تکلیف مخاطب ایرانی...

۱۴۰۴/۰۷/۲۸

مجید برزگر
۱

درباره «علت مرگ: نامعلوم»/ کاش نبود پنجره‌ای، یا چشم‌هایی که ما را بپاید

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی شرایطی که به داستان فیلمِ «علت مرگ: نامعلوم» شکل داده، گونه‌ای اضطرار است. یک جور موقعیت تحمیلی، که شخصیت‌های فیلم را وا می‌دارد، سفری را در دل یک بیابان، درون یک وَن، در کنار هم پشت سر بگذارند. از همان آغاز، داستان ناخواسته حالتی استعاری پیدا...

۱۴۰۴/۰۷/۰۲

محمود کلاری
۱

«آدم‌فروش» نوعی بازی با نور و رنگ، که آدم‌ها در آن مهمان تصاویرند

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «آدم‌فروش»، فیلم محمود کلاری، خاطره را در عکاسی صحنه‌های خوش ترکیبش سر و شکل داده. می‌گوییم عکاسی، چون قاب‌های عموما ساکن فیلم، حس و حالی عکاسانه را القا می‌کند. به تابلوهای طبیعت بی‌جان می‌ماند، یا نوعی کنارِ هم گذاری عکاسانه، با حاکمیت رنگ زرد خردلی بر...

۱۴۰۴/۰۶/۲۴

سعید روستایی
۱

«زن و بچه»؛ دوئلی تصویری با چهره‌هایی خیره‌شده به دوربین

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی دلبستگی سعید روستایی به واقع‌گرایی چیزی نیست، که بر کسی پوشیده باشد. او لایه لایه واقعیت را می‌کاود، و از آن غریب‌ترین واقعیت‌های زندگی را بیرون می‌کشد. این همه را به نوعی زبان سینمایی خاص خودش تصویر می‌کند، که پر از اِله‌مان‌های آمده از سینمای حادثه‌ای...

۱۴۰۴/۰۵/۲۱


«پیرپسر»؛ خون بر زمین حاکم می‌شود

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی خط لو رفتن داستان شاید هنر کارگردانی اُکتای براهنی در دومین فیلمش، «پیر پسر»، نمایش خشونت زیرپوستی‌ باشد، که در جای جای فیلم به چشم می‌خورد. نمایشی از اعماق جهنم، وقتی مصداق زمینی‌اش را پیدا کرده باشد. خشونتی تهدیدکننده، که تعلیق و ناامنی ایجاد می‌کند. نمایش...

۱۴۰۴/۰۴/۲۶


«سلب مسئولیت»؛‌ کابوسی پنهان‌شده پشت نور

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «سلب مسئولیت» (Disclaimer) ساخته آلفونسوکوارون، مینی سریالی که شگفتی تمام‌عیاری است در نقاشی با نور. فصل‌های بازگشت به گذشته، آن فصل‌هایی که از دید شخصیت مادر نویسنده و پسر از دست داده، روایت می‌شود، وام‌گیری‌ آشکار و زیبایی است از فیلم «مرگ در ونیز» (۱۹۷۱) ویسکونتی....

۱۴۰۴/۰۱/۰۱


چیزی شبیه پرسه‌زدن در سالن نمایشی با آدم‌هایی که نمی‌شناسی

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی مقدمه: سال‌هاست که جریان فیلم‌های جشنواره فیلم فجر را دنبال می‌کنم، و به رغم ساکن بودن در خارج کشور، هر سال به این مناسبت خودم را به وطن می‌رسانم، تا از قافله‌ی نمایش فیلم‌ها عقب نمانم. فارغ از هر چیزی، همواره دنباله‌رو  فیلم‌های جشنواره‌ام. در این‌...

۱۴۰۳/۱۱/۲۸


فیلم‌هایی در بستر نگاه گیشه‌ای و ملودرامی غافلگیرکننده در سینمای ایران

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی دست تنها امیرحسین ثقفی فیلمی ساخته که بهترین ساخته‌ی این سال‌های سینمای ایران است. فیلمی خیابانی به سبک سیاق فیلم های خیابانی دهه‌ی پنجاه شمسی. به سیاق کارهای امیر نادری ، اما با رویکرد اجتماعی صریح‌تر و منکوب‌کننده تر. در این میان شکیب شجره و مجید...

۱۴۰۳/۱۱/۲۳


از فیلم‌های نصحیت‌گونه و سفارشی تا بازی میخکوب‌کننده یک بازیگر

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی کفایت مذاکرات  کمدی بی‌مایه و کلیشه‌ای و فیلمفارسی‌وار، که جایش در اکران عمومی است. از تصمیم‌های غریب هیأت انتخاب که چنین فیلمی را انتخاب می‌کنند. ابتذال محض. فیلمنامه‌ای برای نقد به واقع وجود ندارد. هر چه هست مشتی شوخی بی‌مزه و حال به هم‌زن که مثلاً...

۱۴۰۳/۱۱/۲۲


یاداشت‌های جشنواره/ هفت فیلم زیر ذره‌بین

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی ترک عمیق محمود از بیمارستان روانی مرخص می‌شود و فخری از آمدن محمود با خبر است. زمان زیادی از آمدن محمود به خانه نمی گذرد که مهمان ناخوانده ای به جمع آنها اضافه می‌شود و رازهای تاریک به تدریج فاش می‌شوند. نخستین تجربه کارگردانی آرمان زرین‌کوب،...

۱۴۰۳/۱۱/۱۹


درباره سریال «پنگوئن»؛ بهای زنده بودن در کابوسی اکسپرسیونیستی

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی یکی از درخشان‌ترین اسپیبن‌آف‌های داستان‌های بتمن، که البته ربطی به شخصیت بتمن ندارد، درباره‌ی یکی از شرورترین شخصیت‌‌های دی‌سی کمیکز، از سرسخت‌ترین دشمنان بتمن، که با نویسندگی بیل فینگر و طراحی باب کین بزرگ، در شماره ۵۸ کتاب‌های مصور کمیک‌های کارآگاهی در دسامبر ۱۹۴۱ برای اولین...

۱۴۰۳/۰۸/۱۱

ساموئل خاچیکیان
۱

«ساموئل خاچیکیان؛ یک گفت‌وگو»؛ گفت‌وشنود با شبحی از گذشته که خیال رفتن ندارد

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی این که مستندی بر اساس نوار صوتی شنیداری شکل بگیرد البته چیز جدیدی نیست. «گوش کن مارلون» (Listen to Me Marlon- ۲۰۱۵؛ استیفن رایلی) بر اساس این ایده‌ی صدایی شکل گرفت که می‌شود گونه‌ای خاطره‌نگاری مستندگونه ساخت، که ساختارهای پازل‌گونه‌ی ذهن آدمی را تداعی کند. مستند...

۱۴۰۳/۰۸/۰۲


نمایشی از بطالت/ نگاهی به فیلم «پلان ۷۵»

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی پلان ۷۵، به نمایش در آمده در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر برنامه دولتی پلان ۷۵، شهروندان سالخورده را تشویق می کند تا برای بهبود جامعه سالخورده، معدوم شوند. یک زن سالخورده که ابزار بقا در حال ناپدید شدن است، یک فروشنده عملگرای پلان ۷۵...

۱۴۰۲/۱۲/۱۴


وقتی کابوس از ازل با بشر زاده شد/ نگاهی به فیلم «سمره»

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی Semret، به نمایش در آمده در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر سمره، یک مادر مجرد در یک بیمارستان محلی زوریخ کار می کند، او هر کاری می کند تا زندگی بهتری را برای دخترش تضمین کند. هنگامی که سمره به ناحق در بیمارستان به قصور...

۱۴۰۲/۱۲/۱۴


یک وسترن تمام عیار/ نگاهی به فیلم «سایه کتیر»

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی ‌داستان The Shadow of Catire / سایه کتیر محصول مکزیک و ونزوئلا/ به نمایش در آمده در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر  ​در سرزمینی دوردست که توسط سربازان فاسد کنترل می شود، راهزن سالخورده بنیتو کروز،  با نام مستعار سایه، تصمیم گرفته است در جستجوی...

۱۴۰۲/۱۲/۱۲


یک مواجهه‌ی ناخوشایند/ نگاهی به فیلم «پس از ورود»

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی UPON ENTRY/ پس از ورود/ به نمایش درآمده در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر  زن و شوهر جوان اسپانیایی در بدو ورود به آمریکا توسط مامور گمرک مرزی به بخش بازجویی منتقل می‌شوند. در آن اتاق تنگ و بسته این دو باید علاوه با مواجه...

۱۴۰۲/۱۲/۱۲

ویشکا آسایش
مهتاب کرامتی

«تقصیر من نیست» در واگن زنان مترو به ایستگاه آخررسید

سینماپرس: فیلمبرداری فیلم سینمایی «تقصیر من نیست» به کارگردانی اسماعیل میهن‌دوست در واگن زنان به پایان رسید.

۱۳۹۵/۰۷/۰۴