نقدی بر فیلم‌های کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

نقدی بر فیلم‌های کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر

lazy_placeholder.gifphoto_2025-07-12_17-32-44-300x300.jpg سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛

در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد.

فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد

نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟

اضافی، از همان پلان‌های نخست نشان می‌دهد که جسارت تجربه‌گری در ذهن فیلمساز حضور دارد، اما این جسارت در اجرا به کیفیتی یک‌دست بدل نشده است. میزانسن‌ها و ادای دیالوگ‌ها آشکارا از تئاتر تاثیر پذیرفته‌اند و همین امر، حضور دوربین را به‌جای خلاقیت، به عنصری زائد بدل کرده است. صدا ضعف جدی دارد؛ هم در ضبط و هم در طراحی. ریتم و تمپوی اثر نیز با لغزش‌های متعدد همراه است.

با این حال، فیلم واجد یک نقطهٔ روشن است یعنی در روایت و نحوهٔ تبدیل طبیعت بی‌جان به عنصر تصویری معنادار. وویس‌اُورها و مونتاژ صدای شخصیت‌ اصلی، در امتداد همین رویکرد، گاهی کیفیتی شاعرانه خلق می‌کنند؛ کیفیتی که محصول تصمیم‌های درست در تدوین است.

فیلمنامه اما الکن است. قصه پیش میرود اما گام‌ها نارساست. شخصیت اصلی در مسیر فروش تخمک برای امرار معاش، درگیر تعارضی عاطفی و اخلاقی است، اما این تعارض پرورده نمی‌شود. رها کردن کودک در اتوبوس و انصراف از فروش، برگرفته از “بچهٔ مردم” جلال آل احمد، موقعیتی بالقوه پرتنش دارد، ولی پرداخت روایی از این ظرفیت سود کامل نمی‌برد.

طراحی فضا و صحنه چشم‌نواز است؛ اما طراحی لباس فاقد منطق دراماتیک. جای دوربین‌ها دچار کثرتی است که کارکردی ندارد؛ زوائدی که مفهوم نمی‌سازند و تنها بر تکثر بی‌دلیل تاکید میکنند. “اضافی” در مجموع اثری است که میانِ میل به بیان شاعرانه و ضعف در بنیان‌های فیلمنامه گرفتار مانده است.

 

فیلم دوم؛ بازنده – ساختهٔ ایمان ویسی

سه میلیارد تومن هدیه از رییس جمهور

بازنده، از همان ابتدا با تضادی میان ایدهٔ جذاب و اجرای کند مواجه است. مردی سالخورده که پیگیر حق خود از بانک است، ناگهان در سازوکار حمایتی به‌جای حق، سهمی از تیمارستان دریافت میکند. ایده ظرفیت بالایی دارد اما فیلم در پرداخت، انرژی لازم را ندارد.

کات به مردی جوان و صحراگرد، که انگار بازتاب ناخودآگاه و چهرهٔ دیگر شخصیت اصلی است، با کلیتِ لحنِ قصه سازگار نیست، بلکه آسیب می‌زند. این جداسازی روایت، خطِ کنش را به دو نیمه تقسیم می‌کند؛ نیمه‌ای ترحم‌برانگیز و نیمه‌ای تلخ، که هیچ‌کدام پشتیبان دیگری نیستند.

صدا، تصویر و نور در سطحی استاندارد حضور ندارند؛ بدون اتمسفر، بدون ضرباهنگ و بدون تاثیر دراماتیک. روابط علت و معلولی در ساختار درام سست است. روایت در نقطه‌ای حساس، شخصیت اصلی را وانهاده و با خواهر او همراه می‌شود؛ گویی فیلمساز از مسیر قصه اطمینان ندارد و به‌جای پیشروی، عقب‌گرد کرده است.

احمد، پیرمردی اسیر خیال، در ذهن خود تصور می‌کند مبلغ هنگفتی توسط رئیس جمهور به حسابش واریز شده است. توهم او جنسی از زخم جنگ دارد، اما صحنه‌های مرتبط با جنگ آن‌قدر ساده و کم‌رمق‌اند که تاثیر عاطفی ایجاد نمی‌کنند. روایت تنها پوستۀ مسئله را لمس کرده و به هستهٔ روان‌شناختی آن نزدیک نمی‌شود.

فیلم فاقد نظام تصویری یکدست است. پایان نیز ول است؛ گویی قصه به جایی نمی‌رسد و جهان فیلمساز از درون رها می‌شود. بازنده ایده‌ای شریف دارد، اما از ظرفیت سینمایی آن بهرهٔ کافی نمی‌گیرد.

فیلم سوم؛ پرومته در خواب – ساختهٔ مسعود احمدی

پرومته نمیخواهد که بخوابد

پرومته در خواب تجربه‌ای فرمی است که میان تصویر و مفهوم در رفت‌وبرگشتی دائمی گرفتار است. کات‌های مکرر و پی‌درپی، که گاهی بی‌ارتباط‌اند، تلاش می‌کنند مفهومی از بیداری، مقاومت، یا شورش در برابر خواب جمعی بسازند. ارجاع به اسطورهٔ پرومته این زمینه را غنی می‌کند، اما پرداخت به‌اندازهٔ این گسترهٔ اسطوره‌ای پخته نیست.

ماه در فیلم حضوری نمادین دارد، اما کارکردی ناپخته پیدا کرده است. موشن‌گرافی‌ها اثر را در مرز میان سینمای تجربی و ویدئوآرت قرار می‌دهد. این ترکیب گاه جذاب و گاه آشفتۀ بصری است.

در لایهٔ روایی، زنی را می‌بینیم که با تمام توان در برابر خواب مقاومت می‌کند؛ زنی که در نهایت، چهرهٔ انسانی پرومته است. او خواهان بیداری جهان است و گاهی موفق نمی‌شود. انتخاب این تمهید، وجهی روان‌شناختی دارد، همانطور که مبارزهٔ ذهنی میان آگاهی و فرسودگی. پایان‌بندی با ترکیب اخبار و ارجاع به آتش‌سوزی‌های گسترده، رویکردی محیط‌زیستی به اثر می‌دهد و این پیوند، بر ایدهٔ بیدارسازی جمعی تاکید دارد.

پرومته در خواب فیلمی تکنیک‌زده است؛ جاه‌طلبانه، اما گاه غرق در ابزار. در جست‌وجوی معنا و تا حدودی موفق. ارزش آن بیشتر در تلاش برای ساخت زبان شخصی است.

فیلم چهارم؛ رو به شب – ساختهٔ سعید کشاورز

قرص برنج، انتقامِ از خودی

رو به شب، نقطهٔ اوج باکس سوم است. شروعی درخشان دارد؛ دوربین‌ها با منطق دقیق در فضا قرار گرفته‌اند و از همان ابتدا، قصه را شفاف و بی‌مجازات زائد پیش می‌برند. صدا، تصویر، صداگذاری و نورپردازی همگی در سطحی قابل توجه‌ اجرا شده‌اند. فضای سرد و مه‌آلود با رنگ‌های محدود و بافت سخت محیط، کاملاً در خدمت جهان داستان است.

موسیقی وهم‌آلود، حس تعلیق و اضطراب را پشتیبانی می‌کند. زن پزشک با جسد دخترعموی حامله‌اش روبه‌رو می‌شود؛ مواجهه‌ای که هم جنسی اخلاقی دارد و هم لایه‌های عمیق روان‌شناختی. سفر او به روستا علاوه بر کنشِ دراماتیک، فرآیندی درمان‌گر برای خودش است؛ گویی عزاداری او از دلِ حقیقت عبور می‌کند.

صحنهٔ تقابل دختر عمو و پسر عمو، در کلبهٔ چوبی و فرسوده، تبلور گذشته‌ای سیاه است. فضای صحنه خود بیانی تصویری از زخم‌های خانوادگی است؛ زخم‌هایی فریاد نزده شده اند و تا امروز التیام نیافته‌اند.

فیلم از نظر پیرنگ، میزانسن و پرداخت موقعیت‌ها به سینمای بلند نزدیک می‌شود؛ گویی تمرینی است برای فیلم‌سازی در مقیاسی بزرگ‌تر.
دخترک با عروسک قرمز، تنها عنصر امیدبخش جهان تیرهٔ فیلم است؛ نشانه‌ای از امکان ادامهٔ زندگی.

تعلیق اصلی، کشفِِ قاتل اصلی و انگیزه اش، ضربهٔ روایی قدرتمندی است. پایان فیلم، با دفن نوزاد، نوعی تطهیر است؛ گویی زن کینهٔ خانوادگی را در خاک می‌گذارد و از چرخهٔ خشونت عبور می‌کند.

رو به شب هر چند که فیلمی در مدیوم، ساختار، پلات فیلمنامه ای و اندازهٔ سینمای بلند است و مولف تلاش دارد تا نشان دهد قصد کرده به سینمای بلند دم نهد، اما در مجموع اثری بالغ، دقیق، و از نظر اجرایی کامل و کم نقص است.

فیلم پنجم؛ کفچیلز _ شیوا بافهم

دوزیستی در جهانِ معاصر

کفچلیز فیلمی کوتاه و تجربی است که رابطه‌ٔ انسان معاصر با جهان مصرفی و زباله‌زده‌ٔ خود را در قالب تجربه‌ای هفت‌دقیقه‌ای تصویر می‌کند. شخصیت مرکزی، موجودی پلاستیک‌پوش و استعاری است که میان انسان و شیء قرار دارد و نماد انسانِ دوزیستِ امروز است؛ گرفتار میان طبیعت و جهانِ مصنوع.

فیلم با لوکیشن‌های ویران شده و افه‌های صوتی یادآوری کنندهٔ مدرنیسم، نوای عروسی و نویز نهایی، جهانی بی‌قرار و رو به زوال می‌سازد؛ جهانی که در آن مرز زندگی و اختلال از بین می‌رود. استفاده از هوش مصنوعی برای بازنمایی عناصر طبیعی (درخت، پروانه) نیز بخشی از ایده‌ٔ هیبریدی و زیستِ مصنوعی فیلم است، هرچند گاه حس ارگانیک اثر را کاهش می‌دهد.

کفچلیز، با تکرار اشیاء، فضایی چرخه‌ای و تله‌وار خلق می‌کند و در قالب سینمای تجربی و اکوسینما، بحران مصرف‌گرایی و فرسودگی زمین را با نمایش تاحدودی شاعرانهٔ زوال نشان می‌دهد. هرچند تدوین تند گاهی اجازهٔ مکث و درنگ نمی‌دهد، اما فیلم در تلاش است تا لحظاتی به شعر بصری بدل شود.

پایان با نویز، نشانه‌ای از تعلیق و ادامه‌دار بودن چرخهٔ مصرف است.
در مجموع، «کفچلیز» اعترافی شاعرانه به زیستن در جهانی اشباع‌شده و زوال‌یافته است؛ تجربه‌ای درباره دوزیستی انسان امروز میان واقعیت ارگانیک و جهان مصنوع.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/151125
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید

احمد علی نژاد

احمد علی‌نژاد، بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون درگذشت

احمد علی نژاد (معروف به احمد فیضی) هنرمند پیشکسوت سینما، تئائر و تلویزیون ایران روز جمعه بر اثر کرونا درگذشت. به گزارش سینماسینما، احمد علی‌نژاد در سال ۱۳۲۷ در اردبیل متولد شد و در سال ۱۳۳۴ فعالیت‌ در زمینه سینما و تئاتر را آغاز کرد و در بسیاری از فیلم‌های...

۱۳۹۹/۱۰/۱۳


«روما»؛ تجربه‌ای بصری و انسانی از زندگی و طبقات جامعه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربه‌ای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی می‌کند....

۱۴۰۴/۱۲/۰۸


خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دهه‌ای شکل می‌گیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یک‌سو ویترین مدرنیته را با خیابان‌های عریض، زرق...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

ترانه علیدوستی
پگاه آهنگرانی
۱

نقدی بر مستند گفت‌وگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرتره‌ای در فضای بسته

سنماسینما، محمد ناصری‌راد با پخش مستند گفت‌وگو‌محور پگاه آهنگرانی و محصول بی‌بی‌سی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان بار دیگر به میدان واکنش‌های احساسی، ستایش‌های شتاب‌زده و داوری‌های صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...

۱۴۰۴/۱۰/۰۹


«قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازمان‌دهی روایت

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهده‌گر، وریته و مستند مردم‌نگار حرکت می‌کند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنت‌ها عبور می‌کند و به قلمرو مستند داستانی وارد می‌شود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهده‌محور، ساختاری را پیش می‌برد که...

۱۴۰۴/۱۰/۰۱


چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهل‌وسوم، با همه‌ی موافقت‌ها و مخالفت‌ها، تجربه‌ای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربه‌ای که بیش از هر اتفاقی، مسئله‌ی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابه‌جایی جغرافیایی نبود،...

۱۴۰۴/۰۹/۳۰

جعفر پناهی
۱

جهانِ پشتِ یک تصادف

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ «یک تصادف ساده» تازه‌ترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان می‌دهد که او چگونه در دل محدودیت، گستره‌ای وسیع از امکانات سینمایی را خلق می‌کند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازه‌ای را پیش چشمِ مخاطب می‌گشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...

۱۴۰۴/۰۹/۱۷


خوانشی روان‌شناختی از «چشم‌بادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ ابراهیم امینی را سال‌هاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشم‌بادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانه‌ای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...

۱۴۰۴/۰۹/۱۶


«معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل می‌شود

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبی‌فام مرز بنا می‌کند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابه‌جایی انسان‌ها و خشونت پنهان در بافت‌های روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین به‌واسطه رنگ...

۱۴۰۴/۰۹/۰۸

احمد بهرامی
۲

یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن می‌گوید و انسان خاموش می‌ماند

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه‌ طبیعی جهان بسته و خفقان‌زده‌ سه‌گانه‌ احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان می‌راند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایه‌ٔ خاطره‌های فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...

۱۴۰۴/۰۹/۰۷


خوانش سینمایی و روان‌کاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایه‌های سرخِ ناخودآگاه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کم‌نظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روان‌شناختی، به قلمرویی قدم می‌گذارد که معمولاً از دسترس روایت‌های کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را می‌توان تلفیقی از اسطوره‌پردازی...

۱۴۰۴/۰۹/۰۵


خوانشی روان‌کاوانه از جهانِ فیلم «استاکر» آندری تارکوفسکی

سینماسینما،محمد ناصری‌راد «استاکر» تارکوفسکی در زمره‌ی آثاری قرار می‌گیرد که در آن تجربه‌ی سینمایی از سطح روایت فراتر می‌رود و به قلمرویی وارد می‌شود که روان، فلسفه و زیبایی‌شناسی را در یک میدان مشترک گرد می‌آورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...

۱۴۰۴/۰۸/۱۹


شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ با انتخاب شیراز به‌عنوان میزبان چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور به‌شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصری‌راد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامه‌ای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بسته‌ای از پیشنهادهای عملیاتی و...

۱۴۰۴/۰۸/۱۴


«ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گم‌شده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاب‌بندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفت‌شناسانه بدل می‌کند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطوره‌ای...

۱۴۰۴/۰۸/۱۳


ترکیب‌بندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را به‌طور تمام‌عیار اثبات می‌کند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکره‌ای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیت‌ها عمل می‌کند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعه‌ای از...

۱۴۰۴/۰۸/۱۱