بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن

lazy_placeholder.gifabolfazl-Najib-300x300.jpg سینماسینما، ابوالفضل نجیب

این یادداشت چهار سال پیش و به مناسبت تولد بهرام بیضایی نوشته شده و یک سال بعد در کتاب چهره‌ها شامل مجموعه نوشتارهایی درباره ۲۵ چهره تاثیرگذار در حوزه هنر و ادبیات تاریخ معاصر به چاپ رسیده است. خبر درگذشت او در شامگاه هشتاد و هفتمین سال تولد این چهره بی‌بدیل و تکرارنشدنی بهانه‌ای شد برای بازخوانی این مطلب تا فرصت و مجالی پیش آید برای ادای دین در حد توان و بضاعت به مردی که رهایی‌اش از رنج زندگی بهترین تسلی برای علاقه‌مندان او باشد.

***

آنچه قرار است در این مختصر به آن پرداخته شود به ادبیات آثار بیضایی مربوط شود. آن هم درباره نویسنده‌ای که با وجود تنگاتنگی و پیوستگی روایتگری در تمامی آثار نمایشی و تصویری حتی یک نمونه به آنچه در گونه به ادبیات داستانی تعبیر می‌شود، به چشم نمی‌خورد.

این در حالی است که تمامی آثار بیضایی مستقیم و غیرمستقیم و در شکل بازنویسی و بازآفرینی‌شده، ملهم و متاثر از متون کهن است که با قواعد و معیارهای زمانه خود به گونه ادبیات داستانی و روایی تعلق دارد. از این زاویه پرداختن به این موضوع جز از طریق واکاوی آثاری که در ارتباط تنگاتنگ با متون ادبی کهن خلق شده، اگر نه غیرممکن، حداقل دشوار است.

از این جهت بیضایی در حوزه ادبیات داستانی ما منحصر و یگانه است. این ادعا را می‌توان به استناد نگارش ۵۰ متن نمایشی، ۶۰ فیلمنامه، ۱۶ سوگنامه و ۱۰ پرده‌خوانی مورد تاکید قرار داد.

در این سیاهه تنها یک عنوان داستانی به نام حقیقت و مرد دانا به چشم می‌خورد که بیضایی در سال ۱۳۵۱ برای کانون نوشت و با نقاشی‌های مرتضی ممیز به چاپ رسید.

آنچه بیضایی را به لحاظ کمی و کیفی از چرخه نویسندگان ادبیات داستانی متمایز می‌کند، بهره‌گیری از ذهنیت روایتگری در استخراج منابع روایی کهن به زبان و زمان حال است. این رویکرد از آن روی حائز اهمیت است که تمامی آثار صحنه‌ای و فیلمنامه‌های او ظرفیت‌های درخوری برای بسط و گسترش به گونه رمان و داستان بلند در خود نهفته دارند.

به نظر می‌رسد یکی از دلایل این رویکرد، گذشته از دلبستگی‌های بیضایی به قابلیت‌های چند سویه و تاویل‌گرایانه منابع کهن به مثابه منبع الهام و رهیافت او به جهان اکنون، بخشی هم به اقتضائات سیاسی و محدودیت‌ها و محذوریت‌های زمانه مربوط باشد.

در نظر داشته باشیم با وجود این رویه هوشمندانه با این حال اغلب آثار بیضایی در حوزه سینما و هم تئاتر در دوره‌های مختلف دچار مشکلات ممیزی و سانسور می‌شود. این در حالی است که درونمایه اغلب این آثار در صورت ظاهر چندان ارتباطی با اوضاع زمانه ندارد.

این رویکرد هر چند جای او را در گونه ادبیات داستانی کمرنگ، اما نمی‌توان از کنار ظرفیت بالقوه در تمامی آثار صحنه‌ای و فیلمنامه‌های او به سادگی گذشت.

این ظرفیت بیش از هر چیز از ذهنیت مکاشفه‌گر با منابع کهن به عنوان مواد خام نشات می‌گیرد که به تناسب و مقتضیات زمانه و دغدغه‌های شخصی و هم چالش‌های اجتماعی و تاریخی در اشکال و قالب‌های نمایشی بروز و ظهور می‌کنند.

آنچه در این ترجمه‌ها نمود دارد، در هم‌آمیختگی و ذهنیت جست‌وجوگر بیضایی با ایده‌های به‌ ظاهر عاریه گرفته است و آنچه آثار او را از نسخ اولیه متفاوت و امضای بیضایی را بر آن حک می‌کند، برداشت و به نوعی ترجمان و شکل و شمایل امروزی یافتن متون روایی کهن در زمانه مدرن است. کاری که آثار او را در مرز اقتباس و ابداع و خلاقیت هنرمندانه به تشخص ارتقا می‌بخشد.

حساسیت بیضایی در پردازش داستان همچنان که بر انتقال واقع‌نمایانه و منطقی فضا و مکان و به همان نسبت علیت و سببیت روایت ارسطویی همزمان بر تعامل و پیوستگی ذهنیت روایی داستان با پرداختگری آن در قاب صحنه و پرده سینما دلالت دارد. این پردازش‌ها به ضرورت گاه در میانه کهنسالگی جهان و جهان کنونی متوقف می‌شود و گاه به ضرورت در رجعت و بازگشت مدام به گذشته و حال و آینده پیوند می‌خورد. مسافران از این حیث در فرمت سینمایی وامدار همزمانی به گذشته و حال و آینده است.

آنچه در آثار متنوع بیضایی مشهود است قاعده‌شکنی و ساختارشکنی است. این ویژگی را می‌توان از نشانه‌های درخور و شباهت‌های آثار او با نویسندگان مدرن تلقی کرد. بر هم زدن ساختار دهانی و زبانی خواننده که در ادبیات مدرن از مهم‌ترین مولفه‌ها به شمار می‌آید.

آنچه هم بیضایی را از مخاطبان جهانی محروم کرده، به نوعی التزام او به منابع کهن و همزمان اصرار او بر تمامیت ایرانی بودن است. رویکردی که مخاطبان جهانی را از فهم تمامیت آثار او با مشکل روبرو می‌کند. تاکید همواره بیضایی بر اینکه او ایرانی است و در کلیت چه در سینما و تئاتر اثر ایرانی می‌سازد، دلالتی بر این معنی است.

آنچه به تشخص بیضایی در این رویکرد می‌انجامد وفاداری به درونمایه متون کهن و به همان اندازه تلاش برای به روز کردن و در واقع بازآفرینی آنها در ظرف زمانه است. این بازآفرینی اما معطوف به اقتباس و معطوف به اعمال سلیقه صرف در جهان هر متن نیست.

حذف و اضافه کردن شخصیت‌ها به‌علاوه تغییر موقعیت‌ها و مناسبات و در نهایت فرجام و نهایی کردن آنها با تعمیم دغدغه‌های شخصی و اجتماعی به گونه‌ای است که قیاس آثار او با متون کهن را جز از طریق بر هم‌گذاری و قیاس چندین متن و دریافت نشانه‌ها و درک روابط جایگزین و فرجام‌های غیرقابل پیش‌بینی غیرممکن می‌سازد.

درست در چنین نقطه‌ای است که آثار او از نمونه‌های وام گرفته جدا و به هر کدام هویت مستقل از نسخه اصل می‌بخشد. به بیان دیگر بیضایی با الهام از پیرنگ‌ها در منابع کهن هر کدام را به تناسب و در نسبت به زمان و دغدغه‌ها و نیازها و به‌علاوه جهان شخصی که به آن وابسته است با مصالح جنس زمان و مکان بازآفرینی می‌کند.

تغییر شیوه روایتگری از طریق بر هم زدن خط روایت یا همان ساختارشکنی ارسطویی و همزمان زاویه دید روایت به مولفه‌های داستان پست‌مدرن نزدیک می‌شود. برای او این تغییرات نه الزاما متاثر از تحولات و انقلاب‌های ادبی که اغلب متکی به توانمندی‌ها و ذهنیت پویا موضوعیت پیدا می‌کنند.

بیضایی در همزمان کردن متون کهن به امروز پیش از آنکه به مفهوم و معنای مدرن الزام داشته باشد، به راه‌حل میانه میان جهان کهن و امروز روی می‌آورد. شخصیت‌های او نه بالکل امروزی و نه تماما برگرفته از نمونه‌های اصلی هستند. نگاه او در این میانه راه به تاویل‌گرایی می‌برد. رویکردی که به نوعی بر نشانه‌شناسی جهان داستان مدرن اشاره و تاکید دارد.

بیضایی با چنین نوعیتی از روایت حتی شخصیت‌های اسطوره‌ای مثل آرش را از جایگاه تاریخی خود به نمونه‌های زمینی و تعمیم‌پذیر تنزل می‌دهد.

آنچه او در این رویکرد دنبال می‌کند به نوعی بازآفرینی و کارآمد کردن و به تعبیری هویت بخشی مدرن به اسطوره‌هایی است که در دنیای مدرن به تدریج رنگ باخته و با معیارها و مولفه‌های جهان پست‌مدرن بازتولید می‌شوند.

از این منظر بیضایی شاید از معدود نویسندگانی است که می‌کوشد پیرنگ‌های داستانی را به تعبیری اگر درست باشد از موقعیت پیشاتاریخی به فراتاریخی ارتقا دهد. بیضایی حتی زمانی که قرار است به مهم‌ترین موضوعات زمانه از جمله زن و چالش‌های تاریخی و پیرامونی او بپردازد، همچنان به کهنسالگی موضوع زن در تاریخ اهتمام دارد.

در نمایش «شب هزارو یکم» با چنین دغدغه‌ای به سراغ متون کهن می‌رود. آنچه در «سگ‌کشی» از دلبستگی و عشق گلرخ می‌بینیم یا آنچه در شاید وقتی دیگر از سرگشتگی و گمگشتگی کیان شاهد هستیم، هر کدام بر جنبه‌هایی از رابطه تاریخی جنسیت زن از کهنسالگی جهان تا امروز حکایت دارد.

بیضایی از این طریق می‌کوشد هویت تاریخی زن در دنیای کهن را که در حاشیه یا منفعل و قربانی و… بوده به موجودیتی بازتعریف شده و تاثیرگذار و به بیان فلسفی به فاعلیت تغییر جایگاه دهد.

در نمایش «شب هزار و یکم» دو شخصیت زن (شهرناز و ارنواز) برخلاف روایت اساطیری که شخصیت‌های ساده و منفعل هستند، در روایت بیضایی به شخصیت‌های محوری ارتقا پیدا می‌کنند. داوطلب شدن این دو زن برای همسری ضحاک با هدف کاستن ستمکاری او، ناظر بر حضور و به تعبیری رجعت بیضایی به جهان کهن و اسطوره‌ها دارد.

این در حالی است که در متون کهن این دو زن به اجبار به همسری ضحاک در می‌آیند. در آثار بیضایی حضور زن‌ها اغلب از این حیث قابل اشاره و تامل و تاویل است. بیضایی در روایت آهو با فعال کردن زن در چرخه انتقام بالکل از روایت عشق سه ضلعی خسرو و شیرین و شیرویه در روایت نظامی از متن خسرو و شیرین فاصله می‌گیرد. او با اضافه کردن خان به جای شیرویه که به سنت زمانه در اولین شب عروسی به حجله خان می‌روند روایت را با حذف شیرویه و اضافه کردن خان و کشته شدن خان به دست جیران او را به محوریت روایت تبدیل می‌کند.

در روایت بیضایی جیران پس از خفه شدن شوی به دست خان، داوطلب همسری به اولین خواستگار خود می‌شود. داستان همچنان با سنت کامجویی خان در اولین شب عروسی تکرار می‌شود. جیران بر خلاف بار اول داوطلبانه به حجله خان می‌رود و با دشنه‌ای که خان با دسیسه و به عنوان گذشتن از کامجویی به جیران بخشیده سینه او را دریده و انتقام می‌گیرد. بازآفرینی سینمایی این روایت التقاط شده به نوعی و با تغییر شخصیت‌ها می‌توان در پایان‌بندی «سگ‌کشی» یادآور شد.

جایی که گلرخ بعد از آگاهی از خیانت شوی او را به دست عدالتی می‌سپارد که قرار است توسط قربانیان او اجرا شود. گلرخ در روایت بیضایی می‌تواند شخصیت بازآفرین شده جیران در روایت آهو و به تعبیر کهنسالگی شیرین باشد. که این ‌بار به زمان حال آمده و بار مظلومیت و ستمدیدگی زنان عصر خود را به دوش می‌کشد.

در پایان «سگ‌کشی» گلرخ سلاح شوی خود را به مردان فریب خورده تشنه انتقام می‌سپارد.

تاکیدی اشاره‌وار به دشنه و کارکرد انتقامجویانه آن در روایت آهو. هر چند گلرخ «سگ‌کشی» نه زن به تمام معنی قربانی خسرو و شیرین و نه الزاما زن انتقامجوی آهو، که نشانه‌ای کنایه‌وار به زن زمانه‌ای است که از انتقامجویی عبور کرده و در مدار بالاتری از نفرت و انتقامجویی بدوی، به منزلت نگاه ترحم‌آمیز به جهان زیست خود رسیده است.

در آثار بیضایی زن همچون تاریخ سرگذشت و سرنوشت غریبی دارد. زن از آن رو که همواره در چنبره دسیسه و وسوسه و قربانی شدن است و تاریخ از آن رو که به زعم بیضایی منبع قابل اعتمادی برای داوری زمانه اکنون نیست. بیضایی این بی‌اعتمادی را همان اندازه که معلول ابتلائات طبیعی و غیرطبیعی از جمله جنگ، به نوعی هم معلول اراده‌گرایی می‌داند.

در «شاید وقتی دیگر» پلان چند ثانیه‌ای از افتادن تابلو و تخریب ساختمان اداره ثبت احوال شاهد هستیم. این تاکید اگر چه در چارچوب فیلم به نوعی بیانگر دیدگاه ضدجنگ بیضایی، اما می‌تواند دلالتی همزمان بر دو عامل طبیعی و اراده‌گرایی در تخریف و همزمان تخریب تاریخ باشد.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/152899
دیدگاه

آخرین خبرها
مرتبط با خبر
خبرهای پربازدید

بهرام بیضایی

به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان می‌سازیم

سینماسینما، ساسان گلفر پنجاه‌وهشت سال پیش که بهرام بیضایی نمایشنامه «چهار صندوق» را نوشت، صورت‌هایی را در افق می‌دید که دیگران توانایی دیدن‌شان را نداشتند. آن دیگران یا اصلاً تصوری نداشتند که  مدتی پیش در جهان چه روی داده است یا باور نمی‌کردند که ممکن است چنان رویدادهایی در زادبوم...

۱۴۰۴/۱۱/۲۸

علی حاتمی
بهرام بیضایی
۵

حقایقی درباره فیلم مسافران بیضایی به بهانه نمایش نسخه بازسازی شده آن در موزه سینما

حقایقی درباره فیلم مسافران بیضایی به بهانه نمایش نسخه بازسازی شده آن در موزه سینما

سینماسینما، محمد تاجیک – مسافران، فیلمی است به نویسندگی و کارگردانی بهرام بیضایی که سال ۱۳۶۹ (اواخر سال) و ۱۳۷۰ ساخته شد وبه نوشته ویکی پدیا بهرام بیضایی در سخنرانی خود به تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ در دانشگاه استنفورد گفت که این فیلم را در پاسخ به فیلم مادر علی...

۱۴۰۴/۱۰/۱۸

بهرام بیضایی

طایفه زنده‌کُشِ مُرده‌پرست؛ داستان فراموشی بهرام بیضایی در ایران

سنماسینما، فرنوش آبا این یادداشت را در حالی نوشتم که هنوز در سوگ یگانه هنر ایران، گیج و مغموم بودم، اما زلزله خبرها در ایران، مرددم کرد در انتشار آن… بهرام بیضایی از آن نسل هنرمندانی بود که حذف نشدند؛ آرام‌آرام کنار گذاشته شدند. نه با حکم، که با بی‌توجهی....

۱۴۰۴/۱۰/۱۷

بهرام بیضایی
سوسن تسلیمی

کارنامه بازیگری سوسن تسلیمی به بهانه حضور در آثار بیضایی/ تلاقی همزمان نبوغ بازیگر و بازیگردان

سینماسینما، ابوالفضل نجیب این متن بخشی از کتاب مجموعهٔ مقالات سینمایی نگارنده دربارهٔ سوسن تسلیمی است. سوسن تسلیمی بی‌تردید از چهره‌های بی‌بدیل هنر بازیگری در سینمای ایران است. این ویژگی برای بازیگری که در مقایسه با بازیگران زن سینمای قبل و بعد از انقلاب تنها ۶ فیلم «چریکه تارا» (۱۳۵۷)،...

۱۴۰۴/۱۰/۱۷

بهرام بیضایی
۲

نمایش نسخه مرمت‌شده «مسافران» در موزه سینما

نمایش نسخه مرمت‌شده «مسافران» در موزه سینما

نسخه مرمت‌شده فیلم سینمایی «مسافران» به کارگردانی بهرام بیضایی در موزه سینما نمایش داده می‌شود. نوشته نمایش نسخه مرمت‌شده «مسافران» در موزه سینما اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۱۰/۱۶

بهرام بیضایی

بهرام بیضایی، در متن آثارش از خلال افکارش؛ سلوک بیضای

سینماسینما، علی‌اصغر کشانی ای مزدا، هنگامی که در آغاز با اندیشه خویش برای ما تن و خرد و وجدان آفریدی، و به تن ما جان دمیدی، و به ما، توانایی گفتار و کردار دادی، خواستی که ما باور خویش را به دلخواه برگزینیم.(۱)   ما چه کم داریم از ایران؟...

۱۴۰۴/۱۰/۱۶

بهرام بیضایی

یادداشت علیرضا داود نژاد درباره بهرام بیضایی 

علیرضا داود نژاد در اینستاگرام خود نوشت : ⁨ بهرام بیضایی سه خاطره از استاد : قرار بود سریال امام حسین را بسازم؛ که نشد. روزی با استاد در این‌باره صحبت می‌کردم. گفت‌وگو کشید به صحنهٔ نهرِ علقمه؛ به نبرد حضرت عباس برای رساندن مشک آب. ایستاده بودم و میزانسن...

۱۴۰۴/۱۰/۱۳

بهرام بیضایی
سوسن تسلیمی

سوگ‌واره‌ای برای بهرام بیضایی/ مکاشفه در زندان روح وقتی همه‌ راه‌‌ها به رویت بسته شده

سینماسینما، شهرام اشرف ابیانه در آغاز چه شد که بهرام بیضایی این‌طور بر تارَک فرهنگ ایران نشست. بدل شد به فردوسی زمانه‌ی خودش. آن اندازه که دیالوگ‌های نمایشی نمایشنامه‌های تاریخی‌اش، گویی از قعر تاریخ شفاهی و نوشتاری زبان پارسی نمایان شده. انگار تصویرسازی‌های شاهنامه‌واره‌ای‌‌اند، که حماسه‌ای را روایت می‌کنند. جوشش...

۱۴۰۴/۱۰/۱۳

بهرام بیضایی
۳

گفتگوی ویژه درباره بهرام بیضایی در برنامه «هفت»

جدیدترین قسمت از برنامه سینمایی «هفت» با اجرای محمدرضا مقدسیان جمعه ۱۲ دی‌ماه با بررسی فیلم سینمایی «برای رعنا» و گفتگوی ویژه درباره بهرام بیضایی از شبکه نمایش پخش می‌شود. نوشته گفتگوی ویژه درباره بهرام بیضایی در برنامه «هفت» اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۱۰/۱۲

بهرام بیضایی
صابر ابر
۱

از وایرال‌شدن متفاوت «سوگل» تا چالش پرهیجان «صابر»

در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم بهرام بیضایی، ژولیت رضاعی، سوگل خلیق، شیرین یزدان‌بخش و صابر ابر از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند. نوشته از وایرال‌شدن متفاوت «سوگل» تا چالش پرهیجان «صابر» اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۱۰/۱۲

بهرام بیضایی
۱

اعلام زمان بدرقه بیضایی/ بیانیه خانه سینما درباره درخواست مژده شمسایی

پیکر بهرام بیضایی شنبه ۱۳ دی ماه به دعوت خانواده و بخش ایران شناسی دانشگاه استنفورد آمریکا بدرقه می‌شود. به گزارش سینماسینما، بهرام بیضایی کارگردان سرشناس سینما و تئاتر ایران که ۵ دی ماه همزمان با سالروز تولدش در آمریکا از دنیا رفت، طبق اعلام مژده شمسایی که گفته است،پیکرش...

۱۴۰۴/۱۰/۱۱

بهرام بیضایی

نمایشنامه‌های بهرام بیضایی؛ کلید درک جامعه‌شناسی خودکامگی در ایران

سینماسینما،مسعود ارجمندفر پیش‌درآمد: یافتنِ حلقه مفقوده در کلاس‌های رضاقلی سال‌ها پیش، زمانی که در جلسات و کلاس‌های درس زنده‌یاد علی رضاقلی حضور می‌یافتم، دغدغه‌ی مشترک همه ما یک پرسش سهمگین و تاریخی بود: «چرا درجا می‌زنیم؟» ما با راهنمایی استاد، در واکاوی ریشه‌های استبداد و توسعه‌نیافتگی در لایه‌های زیرین متون...

۱۴۰۴/۱۰/۰۹

بهرام بیضایی
۱

مژده شمسایی: پیکر بهرام بیضایی در آمریکا به خاک سپرده می‌شود

مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، با نگارش یادداشتی خبر داد که پیکر بهرام بیضایی در آمریکا به خاک سپرده می‌شود. به گزارش سینماسینما، پس از درگذشت بهرام بیضایی در خارج از کشور، در چند روز اخیر گمانه‌زنی‌هایی درباره مکان دفن او ایجاد شد و مژده شمسایی، بازیگر تئاتر و سینما...

۱۴۰۴/۱۰/۰۹

بهرام بیضایی
عباس کیارستمی

در رثای مردی که از فرهنگ ایران نوشید/ بیضایی؛ دلباخته شاهنامه

سینماسینما، منوچهر دین‌پرست خبر درگذشت بهرام بیضایی، اگرچه همچون انفجاری رسانه‌ای جامعه هنری و فرهنگی ایران را در اندوهی عمیق فرو برد، اما بار دیگر ما را با حقیقتی تلخ و در عین حال بیدارکننده مواجه ساخت؛ حقیقتی شبیه به مرگ عباس کیارستمی که همچون بسیاری از آثارش، نه فریادی...

۱۴۰۴/۱۰/۰۸

بهرام بیضایی

به یاد استاد بیضایی؛ صدایی که نه فریاد بود، نه خطابه

سینماسینما، فریبا اشوئی بعضی نام‌ها در نبودشان، گویی صدایشان بلندتر می‌شود.نه به دلیل این که رفته‌اند، بلکه افسوس بر آن‌چه با خود آورده بودند و هنوز در این صحنه نمایشی که در آن هستیم، جایی برای نشستن نیافته است. بهرام بیضایی از همان دست صداهاست؛ صدایی که نه فریاد بود،...

۱۴۰۴/۱۰/۰۸

بهرام بیضایی

ایران را می شناخت/یادداشت احمد مسجد جامعی درباره بهرام بیضایی

احمد مسجد جامعی در روزنامه هم میهن نوشت : دو شب پیش در تئاترشهر شاهد نمایشی از زندگی یک دختر جوان بودم که با مشکلات فراوانی در ایران مواجه شد و ترجیح داد به آمریکا برود؛ اما در آنجا هم آسمان همین رنگ بود و با همه مزایایی که داشت،...

۱۴۰۴/۱۰/۰۸

بهرام بیضایی

توجه ویژه لوموند به درگذشت بهرام بیضایی

سینماسینما، پاریس در ادامه واکنش به درگذشت بهرام بیضایی در رسانه های بین المللی، امروز برای دومین بار روزنامه معتبر لوموند در ستایش از این کارگردان نامدار تاتر و سینما ی ایران مطلبی نوشت – نویسنده لوموند چنین نوشته است: «بهرام بیضایی صدایی برجسته در تاتر و سینمای ایران است...

۱۴۰۴/۱۰/۰۸

بهرام بیضایی
۲

برای بهرام بیضایی/ اسطوره همیشه زنده

برای بهرام بیضایی/ اسطوره همیشه زنده

سینماسینما، آریو همتی بهرام بیضایی مهمترین کارگردان  پلی ژانریک ایران، در سینمای ساختار آوانگارد «رگبار»، «کلاغ»، «چریکه تارا»، «مرگ یزدگرد» و «سگ کشی» را ساخت، در سینمای پساساختار گرا «غریبه و مه»، «شاید وقتی دیگر» و «مسافران» و در سینمای فراساختارگرا «باشو غریبه کوچک» و «وقتی همه خوابیم» را کارگردانی...

۱۴۰۴/۱۰/۰۸

بهرام بیضایی

زبان به‌مثابه مقاومت؛ در یادِ بهرام بیضایی

سینماسینما، مجید موثقی؛ فقدان بهرام بیضایی، از دست دادن یک هنرمند صرف نیست؛ فقدان شیوه‌ای از اندیشیدن و آموختن است. او از آن معلمانی بود که آموزش را نه در انتقال اطلاعات، بلکه در پرورش حساسیت نسبت به زبان، تاریخ و روایت می‌دید. بیضایی نسلی را تربیت کرد که بسیاری...

۱۴۰۴/۱۰/۰۷

بهرام بیضایی

در پاسداشت استاد بی‌بدیل هنرهای نمایشی ایران/ بیضایی، تاریخ و علامت تعجب

سینماسینما، نیروان غنی‌پور؛ در پنجم دی‌ماه به مناسبت زادروزش، با تأثیر از نوع نوشتار گیرای جناب عطّار در صفحه‌ام نوشتم:«آن شهبازِ آسمان هنر، آن دارندۀ هزاران گوهر، آن مظهر شرافت، آن نمونۀ نِفاست، آن مُبدعِ تاریخ علامت تعجب، آن بَری از تباهی و تعصب، آن نَهیب‌زن در فرهنگ ایرانی، آن...

۱۴۰۴/۱۰/۰۷

بهرام بیضایی
اصغر فرهادی

در اندوه فقدان چهره شاخص موج نو سینمای ایران؛ بازتاب جهانی درگذشت بهرام بیضایی

«هالیوود ریپورتر» و «فیگارو» به درگذشت بهرام بیضایی، نویسنده و کارگردان برجسته ایرانی و یکی از چهره‌های شاخص موج نو سینمای ایران واکنش نشان دادند؛ هنرمندی که به گفته اصغر فرهادی «استاد بزرگ» او بود و در روز تولد ۸۷ سالگی‌اش، دور از وطن، چشم از جهان فروبست. به گزارش...

۱۴۰۴/۱۰/۰۷

بهرام بیضایی

یادبود بهرام بیضایی؛ ایرانی بودن بار بزرگی است بر دوش ما

سینماسینما، ساسان گلفر؛  «ما آن چیزی هستیم که تولید می‌کنیم. بنابراین فقط ایرانی بودن برای ما کافی نیست؛ ایرانی بودن مهم است ولی بار  بزرگی است بر دوش ما. وقتی راجع به هزاران سال تاریخ حرف می‌زنیم، فقط همین نیست، مسئولیتی هم بر گردن ما می‌گذارد؛ اینکه ما چگونه آن...

۱۴۰۴/۱۰/۰۷

بهرام بیضایی

بهرام بیضایی درگذشت

بهرام بیضایی کارگردان سرشناس سینما و تئاتر ایران در روز تولدش درگذشت‌. به گزارش سینماسینما، بهرام بیضایی، کارگردان سینما و تئاتر، نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس و پژوهشگر کشورمان بر اثر عوارض ناشی از سرطان در آمریکا از دنیا رفت. این هنرمند زاده پنجم دی‌ماه ۱۳۱۷ در تهران بود که در ۸۷سالگی از...

۱۴۰۴/۱۰/۰۶

بهرام بیضایی
ایرج راد
۲

آیین پایانی یازدهمین دوره‌ انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی / گزارش تصویری

یازدهمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران به دبیری رحیم رشیدی‌تبار روز جمعه ۵ دی‌ماه، همزمان با سالروز تولد بهرام بیضایی و سالروز درگذشت اکبر رادی، دو نمایشنامه‌نویس بزرگ ایران، ساعت ۱۷ در سالن استاد جلیل شهناز خانه‌هنرمندان با حضور جمعی از هنرمندان، نویسندگان و علاقه‌مندان تئاتر برگزار شد....

۱۴۰۴/۱۰/۰۵

بهرام بیضایی
۱

افسانه‌ای در حبس؛ سرنوشت «چریکه تارا»

سینماسینما، فرزانه متین «چریکه تارا» یکی از فیلم‌های ماندگار در حوزه اسطوره و افسانه، به کارگردانی و نویسندگی بهرام بیضایی است؛ اثری که از آن به‌عنوان یکی از نخستین فیلم‌های توقیفی در ایران پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ یاد می‌شود. بیضایی در کتاب «موزاییک استعاره‌ها: گفت‌وگو با بهرام بیضایی» اثر...

۱۴۰۴/۱۰/۰۵

بهرام بیضایی
۱

اشغال بهرام بیضایی وزمانه پس از جنگ ۱۲ روزه/به بهانه ۵ دی سالروز تولد بهرام بیضایی 

محمد تاجیک در خبرگزاری ایسنا نوشت : فیلمنامه “اشغال” بهرام ببضایی در زمانه پس از جنگ ۱۲ روزه، فیلمنامه‌ای بسیار مهم و خواندنی است. به گزارش ایسنا، بهرام بیضایی کارگردان سینما و تئاتر، فیلمنامه‌نویس و نمایشنامه‌نویس  علاوه بر فیلم‌هایی که طی چند دهه ساخته و نمایشنامه‌هایی که اجرا کرده، فیلمنامه‌های...

۱۴۰۴/۱۰/۰۵

بهرام بیضایی

چرا نمایشنامه های بیضایی کمتر اجرا می شود ؟

محمد تاجیک :قطب الدین صادقی در بخشهایی از گفت وگوی خود با ایرنا در پاسخ به سوالی که  چرا نمایشنامه های بیضایی کمتر اجرا می شود ؟ حرفهای جالبی زده است . به گزارش سینماسینما ، بخشهایی از این مصاحبه به شرح زیر است : علت این‌که نمایشنامه‌های بهرام بیضایی...

۱۴۰۴/۰۸/۲۶

ابراهیم حاتمی کیا
مجید مجیدی
۲

وقتی درختان شهر در جشنواره شهر موضوعیت ندارد

در نشست رسانه‌ای جشنواره فیلم شهر ،اعتراض به قطع درختان شهر توسط تعدادی از خبرنگاران، بحث برانگیز شد. به گزارش سینماسینما، مریم پیرکاری، دبیر نهمین جشنواره فیلم شهر در پاسخ به پرسش درباره قطع درختان و… با تأکید بر این که جای طرح چنین مسائلی در نشست خبری یک جشنواره...

۱۴۰۴/۰۸/۱۸

بهرام بیضایی
ناصر تقوایی

یادداشت بهرام بیضایی در یادبود ناصر تقوایی؛ آخرین درس

سینماسینما، بهرام بیضایی؛ سرانجام ناصر تقوایی، روزی که کسی انتظارش را نداشت، موفق شد دست‌کم مرگِ خود را چون آخرین فیلم‌ِ مستقل‌ش در آزادی کامل ــ بی دست‌درازیِ مجوّزها ــ کارگردانی کند و تماشگران‌َ‌ش در پشتیبانی به‌پا خاستند و ناگهان صدای سالها گم‌شده‌ی همسرش صدای وِی شد! برخی در اندازه‌ی...

۱۴۰۴/۰۷/۲۹