«ارزش‌های نسبی»؛ مرز باریکِ میانِ راست کرداری و ریاکاری! | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

«ارزش‌های نسبی»؛ مرز باریکِ میانِ راست کرداری و ریاکاری!

lazy_placeholder.gifphoto_2025-09-06_16-58-37.jpg سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی

نمایش «ارزش‌های نسبی» نوشته‌ی نوئل پیرس کاورد (Noël Peirce Coward )در نگاه نخست، اثری به‌ظاهر شادی آور(Comedy)  و سرشار از طنازی‌های اجتماعی است، اما در لایه‌های درونی خود به جدالی عمیق‌تر میان صداقت و ریا، میان حقیقت و نقاب‌های اجتماعی می‌پردازد. اجرای تازه‌ی میکاییل شهرستانی نویسنده و کارگردان نام آشنای تئاتر ایران، در سالن سایه‌ی مجموعه‌ی تئاتر شهر، نمونه‌یی از مواجهه‌ی سنجیده با متنی کلاسیک است که توانسته با بهره‌گیری از جمعی از هنرجویان جوان، به نمایشنامه‌ی جاودانه‌ی کاورد حیاتی نو ببخشد.

با درنگی کوتاه بر متن و خاستگاه نویسنده، به عنوان  یکی از چهره‌های چندوجهی تئاتر بریتانیا ، در می یابیم که طنز نیشدارکاورد در بطن آثارش، هم نقد اجتماعی است و هم آئینه‌ی رفتار طبقه‌ی متوسط و اشراف انگلستان در نیمه‌ی نخست قرن بیستم. او در نمایشنامه‌هایی چون: «تب یونجه»، «زندگی‌های خصوصی» و «روح سرخوش» بارها به مسئله‌ی «ظاهر و باطن» ( درون و بیرونِ آدمی) و تضاد میان سنّت‌های طبقاتی و میل به آزادی فردی پرداخته است.

در «ارزش‌های نسبی» (۱۹۵۱)، کاورد این دغدغه را در قالب  یک نمایش سه پرده‌یی، با نگاهی تازه، می‌پروراند که در کتابخانه‌یی خانوادگی ــ که به راستی دیگر کتابخانه نیست ــ روی می‌دهد؛ مکانی که استعاره‌‌یی ‌ست از زوالِ فرهنگ اصیل و جایگزینی آن با تجمّلی بی‌ریشه. در این فضا، جوانی اشراف‌زاده به نام نایجل (با بازی حامد رحمان‌پور) قصد ازدواج با میراندا ستاره‌‌یی هالیوودی (با بازی فاطمه امیرجان) را دارد، اما این تصمیم، در تضاد با سنّت‌ها و ارزش‌های موروثی خانواده‌اش قرار می‌گیرد. کاورد با دقتی استادانه نشان می‌دهد که چگونه شعار برابری اجتماعی و ارزش‌های نو، در عمل زیر سلطه‌ی باورهای کهنه فرو می‌پاشد.

نمایش به ظاهر طنزآمیز است، اما پشت این خنده‌ها، طنینی از ریا، ترس و خودفریبی شنیده می‌شود. در حقیقت، کاورد با نیشخند همیشگی‌اش می‌پرسد: آیا ارزش‌های ما مطلق‌اند یا تابع موقعیت؟

میکاییل شهرستانی در این اجرا، در رویارویی با  یک متن کلاسیک، به‌جای بازآفرینی پُرزرق‌وبرق و پُرهزینه‌ی یک اثر انگلیسی، به روح اثر وفادار مانده و در عین حال با انتخابی هوشمندانه، ازهنرجویان جوان خود در مدرسه‌ی بازیگری ژیوار بهره گرفته است. او بارها در کارهای گذشته‌اش ثابت کرده که تئاتر برایش نه تنها صحنه‌ی نمایش، بلکه کارگاه تربیت و تجربه است. در این‌جا نیز، شهرستانی با استفاده از حدود بیست بازیگر – برای اجرا درشب های  زوج و فرد- رویکردی آموزشی و در عین حال خلاقانه را پیش گرفته است.

نمایش در میزانسن و طراحی، در صحنه‌ ی ساده اما مؤثر اجرا می‌شود: کتابخانه‌یی قدیمی با چیدمانی ناهمگون که خود، تصویری از تناقض‌های درونی خانواده‌ی مارش‌وود است. شهرستانی با حذف جزئیات زائد و تمرکز بر روابط میان شخصیت‌ها، به جوهره‌ی گفت‌وگوها مجال بروز داده است. صحنه‌های طولانی و مبتنی بر دیالوگ در این اثر، اگر با شتاب یا اغراق همراه می‌شد، می‌توانست به کسالت بینجامد، اما او با ضرباهنگی درست و متعادل وبا هدایت دقیق بازیگران، تماشاگر را درگیر موقعیت‌ها نگاه می‌دارد.

از حیث تفسیر کارگردانی، اجرای شهرستانی نه به دام بازسازی تمام عیار می‌افتد و نه در پی به‌روزرسانی ساختگی و تصنُعی است. او به جای تغییر زمان و مکان اثر، بر نسبیت ارزش‌ها در همه‌ی دوران‌ها انگشت می‌گذارد؛ نسبیتی که امروز، در جامعه‌ی ما نیز آشنا و ملموس است.

در ترکیب بازیگران، انگار با نوعی تعادل میان تجربه و طراوت سر و کار داریم. حضور جوانان هنرجو، نوعی دل به دریا زدن برای اجرای چنین نمایش دشواری ست و به راستی، جسورانه و البته قابل تحسین است. شهرستانی با تکیه بر شیوه‌ی هدایت بازیگر مبتنی بر درک موقعیت، توانسته حتی از بازیگران تازه‌نفس خود نیز، اجراهایی کنترل‌شده و باورپذیر بگیرد. در میان آنان، رعنا صفّاری‌سیاکلی در نقش فلیسی‌تی (بانوی اولِ خانه)، بازی‌  چندلایه وبسیار پخته‌یی ارائه می‌‌دهد؛ شخصیتی که در میان سنّت و احساسات مادری گرفتار است و صفّاری با ظرافتی کم‌نظیر، این دوگانگی را در چهره و لحن خود بازتای می دهد. علی‌اکبر زینلی در نقش کرِست وِل، سرپیشخدمت خانه، با صدایی رسا و لحنی شمرده و رفتاری دقیق، به ستون تعادلِ نمایش بدَل شده است؛ او همان ناظر خاموشی است که به‌زعم کاورد، از بیرون، ریاکاری اشراف را به تماشاگر یادآور می‌شود.

در کنار این دو، الهه خاتمی در نقش مکسی با انرژی و حضوری زنده، لحظات کمدی اثر را از اغراق نجات می‌دهد و حامد رحمان‌پور در نقش نایجل، علی‌رغم دشواری‌های درونی این شخصیت ــ که میان عشق و تعهد طبقاتی در نوسان است ــ توانسته است لحظاتی صادقانه بیافریند. دیگر بازیگران نمایش نیز در همگامی با آدم‌های کنار خود، در ارایه بافت منسجمی از بازی‌های طبیعی و باورپذیر نقش موثری دارند.

در مجموع، ترکیب این گروه به نسبت جوان و نوآمده، نشان می‌دهد که کارگردان به‌درستی توانسته است میان هدایت آموزشی و کیفیت اجرایی توازن برقرار کند؛ رویکردی که در فضای حرفه‌ یی تئاتر ایران کم تر به چشم می‌خورد.

طراحی صحنه‌ی این نمایش- حاصل کار خود شهرستانی- با بهره‌گیری از عناصری محدود اما دقیق، فضای خانه‌یی اشرافی را القا می‌کند بی‌آن که گرفتار تجمّل شود. مبلمان کهنه، کتاب‌هایی پراکنده و درهایی که به فضاهای مختلف می‌گشایند، همگی در خدمت روایت‌اند و به خوبی حس انزوا و خفقان درون خانواده را بازتاب می‌دهند.

چهره‌پردازی بهمن صنیعی نیز با رعایت ظرافت‌های تاریخی و طبقاتی، به باورپذیری نقش‌ها کمک کرده است. انتخاب موسیقی توسط دُرسا شهرستانی نیز که در کارهای پیشین میکاییل شهرستانی درکنارش بوده است، به‌جا و هوشمندانه است؛ موسیقی‌هایی که گاه نقش فاصله‌گذار دارند و گاه در خدمت القای تناقض میان ظاهر آرام و باطنِ مُلتهب شخصیت‌ها عمل می‌کنند.

آنچه «ارزش‌های نسبی» را فراتر از یک نمایش به ظاهر متمایل به لحنی شادی آورو اشرافی می‌نشاند، مضمون فلسفی آن است: این‌که ارزش‌ها نه مطلق‌اند و نه ثابت، بلکه تابع موقعیت، منافع و ترس‌های اجتماعی‌اند. کاورد به‌روشنی نشان می‌دهد که چگونه افراد برای حفظ آبرو یا جایگاه اجتماعی، حقیقت را فدای مصلحت می‌کنند.

در جهان امروز ما نیز، چنین رفتارهایی به‌وفور دیده می‌شود؛ از روابط خانوادگی گرفته تا عرصه‌های اجتماعی و سیاسی. به همین سبب، اجرای این نمایش در زمانه‌ی حاضر، تنها بازخوانی تاریخی نیست، بلکه هُشداری است به خود ما: آیا در پسِ شعارهای برابری و روشنفکری، هنوز به سلسله‌مراتب پنهان و تبعیض‌های فرهنگی باور نداریم؟

شهرستانی با پرهیز از هرگونه شعار یا تأویل مستقیم، اجازه می‌دهد تا خود موقعیت‌ها سخن بگویند. مخاطب در خلال گفت‌وگوهای طنازانه و گاه گزنده، درمی‌یابد که مرز میان فضیلت و تزویر، تا چه اندازه باریک است.

یکی از نقاط قابل بحث در نمایش، پایان‌بندی آن است. در پرده‌ی سوم، تنش‌ها که تا حد بُحران پیش می‌روند، ناگهان با نوعی سازش و آرامش حل‌وفصل می‌شوند. شاید بتوان این فرجام را در متن کاورد نشانه‌ یی از طنز تلخ او دانست: جامعه‌‌یی که حتی پس از افشای دروغ، باز به تعارف و تسامُح پناه می‌برد!

اما در اجرا، این آشتیِ ناگهانی، اندکی از شدت دراماتیک اثر می‌کاهد. شهرستانی کوشیده است با کنترل لحن بازی‌ها و پرهیز از اغراق در احساسات، پایان را طبیعی جلوه دهد، بااین‌حال، تماشاگر آگاه حس می‌کند که بحران‌های عاطفی و اخلاقی شخصیت‌ها هنوز به تمامی حل نشده‌اند. شاید همین حسّ ناتمام، بخشی از زیبایی اثر باشد؛ چون زندگی نیز جدّی تر از آن است که تنها با جمله‌یی خوش‌، ما را  به پایانی خوش برساند .

نمایش ارزش‌های نسبی در اجرای میکاییل شهرستانی، تجربه‌‌یی آموزنده و خوش‌ساخت است؛ تلفیقی از دقت کلاسیک و شور جوانی. او بار دیگر نشان داده است که تئاتر، برایش مدرسه‌ی اخلاق و هنر است؛ جایی برای تمرین اندیشیدن، نه صرفاً نمایش دادن و سرگرم کردن مخاطبان.

در این اجرا، نه تنها بازیگران جوان فرصت درخشش یافته‌اند، بلکه مخاطب نیز با اثری مواجه می‌شود که در عین سرگرم‌کنندگی، اندیشه‌برانگیز است. کاورد از ما می‌پرسد: در جهانی که همه چیز نسبی شده، آیا هنوز می‌توان به ارزش‌هایی مطلق ــ چون صداقت، وفاداری و نیک کرداری ــ دل بست؟

شهرستانی، با سادگیِ میزانسن و تمرکز بر گفت‌وگو، این پرسش را به درون جامعه‌ی امروز ما آورده است. شاید پاسخی قطعی در کار نباشد، اما همین مطرح کردن همین  پُرسش در یک نمایش، نشانه‌ی زنده بودن تئاتر است.

اجرای ارزش‌های نسبی با وجود برخی کاستی‌های جزئی در ضرباهنگِ بخش پایانی، از حیث کارگردانی، هدایت بازیگران و صداقت در وفاداری به متن، یکی از نمونه‌های درخشان در بازخوانی متون کلاسیک در سال‌های اخیر است. میکاییل شهرستانی نشان می‌دهد که هنوز می‌توان از دل یک نمایش انگلیسی قرن بیستمی، به پرسش‌های اخلاقی و فرهنگی امروز جامعه‌ی ایرانی رسید ــ پرسش‌هایی درباره‌ی حقیقت، ریا و آنچه به‌راستی ارزش به شمار می‌آید.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/148327
دیدگاه

آخرین خبرها
عزیزالله حاجی مشهدی

نقش و جایگاه فیلمبرداران در سینمای ایران/ طراحان جهان دیداری فیلم

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلمبردار در سینما، تنها مجریِ فنِ فیلمبرداری و ثبت تصاویرپویا  (dynamic) نیست؛ او طرّاح جهان دیداری فیلم است. تصویر، پیش از روایت (narrative) و گفت‌وگو (dialogue)، نخستین لایه‌ی معنا را به مخاطب منتقل می‌کند و این لایه، حاصل انتخاب‌های آگاهانه‌ی فیلمبردار است: نور، قاب، حرکت، رنگ...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

عزیزالله حاجی مشهدی

«جزیره‌ آزاد»؛ خداوندگار خودخوانده‌ جزیره آزاد

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «جزیره‌ی آزاد» نوشته‌ی محمّدرضا عطایی‌فر با یک موقعیتِ نمایشی جذّاب آغاز می‌شود: گروهی از افراد برای سپری کردن اوقات خوش، از سوی آدمی ناشناس به جزیره‌یی دعوت می‌شوند و رفته‌رفته در شرایطی پیچیده و پُرتنش گرفتار می‌شوند که همه‌ی رویاهای شیرین آن‌ها برباد می‌رود! این...

۱۴۰۴/۱۰/۰۲

عزیزالله حاجی مشهدی

«سرِ انقلاب»؛ خنده در اتاق بازجویی، نمایش فروپاشی قدرت

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «سرِ انقلاب» به نویسندگی و کارگردانی محمدعلی شفاعت، در مجموعه‌ی تماشاخانه‌ی هما، اثری است با لحن شادی‌آور که آگاهانه از مسیر کمدی موقعیت (situation comedy) و طنز کلامی (verbal humor)، به یکی از ملتهب‌ترین و تراژیک‌ترین بزنگاه‌های تاریخ معاصر ایران نزدیک می‌شود: روز دوازدهم بهمن...

۱۴۰۴/۰۹/۲۹

عزیزالله حاجی مشهدی
۲

نقش و جایگاه چهره‌پردازی در سینمای ایران

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی چهره‌پردازی در سینما، تنها یک فعالیت  فنی و تفنّنی نیست، بلکه حوزه‌یی میان‌رشته‌یی است که در پیوند مستقیم با روان‌شناسی شخصیت، تاریخ، فرهنگ دیداری، مردم‌شناسی و حتی انسان‌شناسی چهره عمل می‌کند. در هر اثر سینمایی، چهره‌پرداز نقشی بسیار کلیدی در شکل‌دهی به هویت شخصیت‌ها و انتقال دقیق...

۱۴۰۴/۰۹/۲۵

عزیزالله حاجی مشهدی

«رابین هود»؛ افسانه‌ی شیرین مرد شریف قانون شکن!

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی؛ نمایش موسیقایی یا خنیاگرانه (Musical Theater) «رابین هود» ( Robin Hood ) تازه‌ترین تجربه‌ی نمایشی «ماهان حیدری» در تکمیل سه‌گانه‌ی خیال پردازانه و واقع گرای( با تکیه بر «واقع گرایی جادویی») او پس از دو نمایش پربیننده‌ی «دیو و دلبر» و «شازده کوچولو» است که در تالار...

۱۴۰۴/۰۹/۰۷

عزیزالله حاجی مشهدی

«چای سرد»؛ تصویر تلخ سیمای هنر و هنرمند در تنگنای زندگی

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلم «چای سرد» ساخته امیر قاسم راضی به‌خوبی توانسته است در فضایی بسته  از یک آپارتمان ساده و بی‌پیرایه ‌در گیرودار یک اسباب‌کشی؛ با نمایش دغدغه‌‌های همیشگی یک خانواده ی کوچک اجاره‌نشین؛ پیچیدگی‌های درونی و اجتماعی انسان امروزی را در جغرافیای امروزی  زیست بوم ما به...

۱۴۰۴/۰۸/۲۱

عزیزالله حاجی مشهدی

«سامی»؛ ایستادگی پُردرد و رنجِ فراموش‌شدگان

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی در روزگاری که بسیاری از فیلم‌های ما از اقلیم و ریشه‌ی فرهنگی خویش فاصله گرفته‌اند، فیلم «سامی» (Sami)  از همان نخستین نماها یادآور حقیقتی است که هنوز در لایه‌های زیرینِ  خاک جنوب و در حافظه‌ی زخم‌خورده‌ی مردمانش زنده است. فیلمی آرام، تلخ و در عین حال...

۱۴۰۴/۰۸/۱۴

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

«لکنت»؛ آوای درنگ و خاموشی ناخواسته

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی روز جهانی لکنت (۲۲ اکتبر۲۰۲۵ برابر با ۲ آبان ۱۴۰۴) بهانه‌یی شد برای بازخوانی مستندی که خود، از جنس خاموشی و سکوت میان واژه‌ها است. فیلم مستند «لکنت» ساخته‌ی منصوره میرمعرب، پس از چند سال از تولیدش، همچنان تازه می‌نماید؛ زیرا به جای آن که از بیرون...

۱۴۰۴/۰۸/۰۸

عزیزالله حاجی مشهدی
۲

نقدِ کتاب «لُعبتک‌ها»؛ بازیچه‌های شادی‌بخش!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی احمد طالبی‌نژاد، نویسنده، منتقد فیلم و فیلمساز نام‌آشنای سینمای ایران، از جمله کسانی است که در چهار دهه‌ی گذشته با نوشته‌ها و ساخته‌های کم شمارِ خود، همواره در عرصه‌ی نقد سینما حضوری پُررنگ داشته است. انتشار تازه‌ترین کتاب او با عنوان: «لُعبتک‌ها» (سیر تحوّل تیپ‌های ثابت...

۱۴۰۴/۰۷/۱۰

بهاره رهنما
عزیزالله حاجی مشهدی

نمایش «۱۱/۱۱»؛ اخلاقِ فردی در برابر فاجعه‌ی جمعی 

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی وقتی فاجعه‌ای جمعی رُخ می‌دهد، پُرسش اصلی این نیست که چه کسانی جان باخته‌اند، بلکه این است که بازماندگان چه می‌کنند؟ نمایشنامه‌ی «۱۱/۱۱» تازه‌ترین کار نمایشی بهاره رهنما بعد از نمایش: «دورهمی بانوی اول» که در خردادماه امسال از او دیده بودم، می‌کوشد تا به تحلیل...

۱۴۰۴/۰۷/۰۷

عزیزالله حاجی مشهدی

شبه هنرمندان تشنه‌ی پذیرفته شدن!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی در روزگارما، فضای مجازی بدل به عرصه‌یی شده است که بسیاری آن را با میدان هنر و اندیشه یکی گرفته‌اند. در صفحه‌ی فردی دوستان، بارها پیش می‌آید که با شعری، دل‌نوشته‌یی یا عبارتی رو به رو می‌شویم که گاه از سر احساس صادقانه نوشته شده است،...

۱۴۰۴/۰۶/۲۰

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

به یاد ایرج صغیری؛ مسافر غریب!

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی امروز خبری تلخ و ناگوار شنیدم؛ ایرج صغیری، بازیگر و کارگردان نام‌آشنای تئاتر و چهره‌‌یی دوست‌داشتنی برای مردم بوشهر، پس از مدت‌ها مبارزه با بیماری؛ چشم از جهان فروبست. آشنایی من با ایرج، (با نام اصلی ابوالحسن صغیری) به سال ۱۳۴۷ بازمی‌گردد، در روزگاری که هر دو...

۱۴۰۴/۰۶/۱۱

عزیزالله حاجی مشهدی

نقد؛ چراغی در رهگذر تاریک و روشن سینما

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی در سرزمین هنر، نقد همچون نسیمی است که بر آینه می‌وزد تا زنگار از رخ آن بزداید. خانواده‌ی پرشمار و رنگارنگ منتقدان سینمایی نیز، همچون دیگر شاخه‌های هنر، ترکیبی است ناهمگون: در کنار اهل اندیشه و قلم‌های متعهد، گاه صدای «شبه‌منتقدان» نیز به گوش می‌رسد؛ صداهایی که...

۱۴۰۴/۰۶/۱۰

عزیزالله حاجی مشهدی

«مکبثِ نهیلیسم»؛ نمایشی از سور و سوگ و رنجِ آدمی

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی بهره بُردن از درونمایه‌ی برخی از آثار نمایشی ویلیام شکسپیر (William Shakespeare) نمایشنامه‌نویس، شاعر و بازیگر بلندآوازه‌ی انگلیسی، در قالب اقتباس های سینمایی و نمایشی در میان فیلمنامه نویسان و نمایشنامه پردازان تازگی ندارد. مهم ترین دلیل این توجّه به تراژدی هایی از نوع «مکبث» (Macbeth)...

۱۴۰۴/۰۵/۱۹

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

نگاهی به کتاب «۵۵ سال، ۸۵ فستیوال»/ دور دنیا در ۵۵ سال!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی هربار که کتاب یا فیلم مستند تازه یی از دکتر بهمن مقصودلو به دستم می رسد، با شور و شوق فراوان سرگرم خواندن و دیدن آن می شوم و به خوبی می دانم که حرف های ناشنیده ی فراوانی در آن کتاب یا فیلم تازه  پیدا...

۱۴۰۴/۰۵/۱۶

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

«غیبتِ موجّه»؛ در انتهای کوچه‌ی بُن‌بست!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی تاخیر چندساله در نمایش برخی ازفیلم های سینمایی به هردلیلی که باشد، برای این آثارپیامدهای احساسی خاصی به همراه خواهد داشت که گاهی شاید بتواند حتی برای برخی فیلم های ضعیف و نه چندان قابل اعتنا نیز فرصتی برای دلسوزی  و نوعی همدردی با سازندگان آن...

۱۴۰۴/۰۵/۱۵

عزیزالله حاجی مشهدی

«بهارنامک»؛ آمیزه‌ی دلپسندی از هنر نمایش و پایکوبی و دست‌افشانی

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فرصت تازه یی پیش آمد تا به اتفاق دوستان سینمایی گروه سینما گفت وگو در تالار حافظ به تماشای نمایش «بهارنامک» به کارگردانی گووان مهر اسماعیل‌پور بنشینیم. نویسنده و کارگردانی که اجرای نمایش هایی چون: «نمایش بازیچگان» (۱۳۹۳) و «پایمردان دیو» (۱۴۰۲)  و ترجمه و نمایش...

۱۴۰۴/۰۵/۰۸

عزیزالله حاجی مشهدی

در چنبره‌ی یک زندگی هراس‌انگیز

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی؛ “پیرپسر” به عنوان دومین فیلم سینمایی” اُکتای براهنی” با تفاوت های آشکاری در مقایسه با فیلمِ ماجراجویانه ی “پل خواب”) ۱۳۹۳ ) نخستین کار حرفه یی این فیلمساز، به خوبی نشان می دهد که اکنون کارگردانی روبه روی ما ایستاده است که قواعدبازی را در ساخت...

۱۴۰۴/۰۵/۰۷

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

حاجی‌ مشهدی: فضای مجازی شبه‌ منتقد پروری می‌کند/ لزوم تقویت ساختارهای نقد جدی

عزیزالله حاجی مشهدی منتقد و مدرس سینما گفت: فضای مجازی از یک سو فرصت‌هایی ایجاد کرده برای علاقه‌مندان به سینما اما از سوی دیگر، باعث نوعی «شبه ‌منتقد پروری» شده است. به گزارش سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی، منتقد و مدرس سینما درخصوص وجود رسانه‌ها غیررسمی که بدون نام و نشان...

۱۴۰۴/۰۴/۳۰

بهاره رهنما
عزیزالله حاجی مشهدی

«دورهمیِ بانوی اوّل»؛ رنجنامه‌ی خاموشی و شکیبایی!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی تماشای نمایش «دورهمی بانوی اول» به کارگردانی بهاره رهنما در تالار حافظ ، بهانه یی شد تا بازهم در روزهایی که پرده ی سینماها هنوز رنگ نمایش فیلم هایی در خور اعتنا را به خود نمی بینند، باردیگر به سراغ نمایش های  درخور توجه برویم. با...

۱۴۰۴/۰۳/۱۰

عزیزالله حاجی مشهدی

«جگر هندی»؛ نمونه‌ای از یک بازآفرینی موفّق نمایشی

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی؛ اجرای موفّق نمایش «جگر هندی» به نویسندگی و کارگردانی «رحمت امینی» (دانش آموخته‌ی دانشکده‌ی سینما تئاتر- دانشگاه هنر) در تالار سنگلج، فرصت مناسبی فراهم آورده است تا دوستداران هنرتئاتر، به ویژه دانشجویان این رشته، با تماشای چنین اثری دریابند که چگونه می‌توان با پرهیز از اجرای...

۱۴۰۴/۰۱/۲۶

عزیزالله حاجی مشهدی

«عطر لیموهای سیسیل»؛ از یاد بُردنِ عطر لیموهای سیسیل!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی تازه‌ترین کار نمایشی مجید زارع‌زاده کارگردان تئاتر که تجربه ی سال ها بازیگری و کارگردانی تئاتر را در کارنامه ی خود دارد، با اجرای نمایش «عطر لیموهای سیسیل» نوشته ی لوئیجی پیراندللو (به ایتالیایی: ‎Luigi Pirandello)نمایشنامه‌نویس و رُمان‌نویس مشهور سده ی بیستم ایتالیا (۱۸۶۷ –۱۹۳۶) و...

۱۴۰۳/۱۰/۲۳

عزیزالله حاجی مشهدی

«خانه عروسک»؛ خودشناسی، خودباوری و رهایی

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی میکاییل شهرستانی نویسنده، بازیگر، مدرّس و کارگردان نام آشنای تئاتر در جایگاه طرّاح و کارگردانِ نمایش، یکی از نمایشنامه های معروف هنریک یوهان ایبسن (Henrik Johan Ibsen) شاعر و نمایشنامه نویس نامدار نروژی با عنوانِ «خانه‌ی عروسک» (A Dolls House) را در فرهنگسرای نیاوران بر روی...

۱۴۰۳/۱۰/۱۹

حامد بهداد
عزیزالله حاجی مشهدی
۲

«آن‌ها مرا دوست داشتند»؛ گوشه‌نشینانِ فراموش شده!

«آن‌ها مرا دوست داشتند»؛ گوشه‌نشینانِ فراموش شده!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی حدود سال‌های ۱۳۸۶- ۱۳۸۷ زمانی که برای نخستین بار محمدرضا رحمانی طرح فیلمنامه‌ی  «دلخون» را به مدرسه ی کارگاهی فیلمنامه نویسی در حوزه ی هنری آورد، از آنجایی که مدیریت مدرسه ی کارگاهی را برعهده داشتم، طی دیدارها و نشست هایی ، فیلمنامه‌ی «دلخون» (با انتخاب...

۱۴۰۳/۰۸/۱۵

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

نگاهی کوتاه به نمایشِ «سگِ نگهبان و درختی در باغ»؛ بازجویی یک جنایتِ خیالی!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی در روزهایی که فیلم های قابل تامُلی بر پرده ی سینماها به نمایش در نمی آید، دیدن نمایش های خوب، بسیار دلشاد کننده است. «سعید ذهنی» کارگردان تئاتر، آهنگساز و مدرّس دانشگاه،  دانش آموخته ی  رشته ی کارگردانی نمایش از دانشکده ی هنرهای زیبا ، دانشگاه...

۱۴۰۳/۰۸/۰۸

داریوش یاری
عزیزالله حاجی مشهدی

خوابِ شیرینِ درختِ سیب‌های سرخ!

بعد از اکران «شور عاشقی» به کارگردانی داریوش یاری در سینماها، عزیزالله حاجی‌مشهدی منتقد سینما در یادداشتی به این فیلم سینمایی پرداخت. نوشته خوابِ شیرینِ درختِ سیب‌های سرخ! اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۳/۰۴/۲۵

داریوش یاری
عزیزالله حاجی مشهدی

خوابِ شیرینِ درختِ سیب های سرخ!/ نگاهی به فیلم «شور عاشقی»

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی ساخت فیلم های تاریخی ، به ویژه آثاری که به رُخدادهای تاریخ دینی یک سرزمین یا دین وآیینی مربوط می شود ، بدون پشتوانه ی پژوهش هایی جدّی و دقیق و پُردامنه ، کار چندان آسانی نخواهد بود.گذشته از همه ی این ها، تولید فیلم هایی...

۱۴۰۳/۰۴/۲۱

ناصر تقوایی
عزیزالله حاجی مشهدی

از یاد رفتگان کوچه رندان!/ نگاهی گذرا به کارنامه درخشان ناصر تقوایی

سینماسینما: عزیزالله حاجی مشهدی در روزنامه اعتماد نوشت: مشاهده شرایط روحی هنرمندانی که به دلیل بی‌تدبیری و کژاندیشی برخی مدیران و سیاستگذاران فرهنگی-هنری کشور، به ویژه در دو دهه اخیر، ناگزیر، به کنج عزلت خزیده‌اند و بعد ازمدتی، انزواطلبیِ ناخواسته آنان نیز برای مخاطبان‌شان به امری عادی بدل شده است،...

۱۴۰۳/۰۴/۱۹

عزیزالله حاجی مشهدی

نگاهِ تازه و نوجویی‌های امیدبخش/ نگاهی به نمایش «بیانیه‌ی کمیسیون صندلی»

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «بیانیه‌ی کمیسیونِ صندلی»، نویسنده و کارگردان: آریا گازُر از دیرباز، همواره کوشیده ام تا در کنار تماشای فیلم و کار همیشگی نگارش نقد فیلم، از تماشای نمایش های خوب در تالارهای نمایشی نیز غافل نشوم.به ویژه در فصل های کم رونق بودن سینما به دلیل...

۱۴۰۳/۰۳/۲۸