
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی
اجرای برخی طرح ها در عرصهی تولید فیلم – به ویژه فیلم مستند – به دلیل دشوارهای خاص آن، جز با تلاش مضاعف و شور و شوقی از سرِ دلسپردگی، امکان پذیر نخواهد شد. شهامت و پُردلی دکتر بهمن مقصودلو کارشناس نام آشنای سینما با پشتوانهی سال ها تجربه اندوزی های درخشان در عرصهی نقد فیلم، نویسندگی و کارگردانی و به ویژه مستندسازی در تولید اثر ارزندهای چون «لبهی تیغ» (Razor’s Edge) به راستی ستایش برانگیز است. سازندهی فیلم «لبهی تیغ» در جایگاه یک مستندساز به راستی حرفهای، با نگاهی جامع نگر، چنان به موضوع فیلم خود نزدیک شده است که با ریزبینی و دقت نظر زیادی به تمامی جنبه های عاطفی، احساسی و مشکلات اقتصادی و اجتماعی مقولهی بازیگری زنان در سینمای ایران توجه داشته و کوشیده است تا با ثبت نگرش ها و رفتارهای متفاوت خود بازیگران و همچنین واکنش های آدم های پیرامون آنها- از خانواده گرفته تا خویشاوندان و آشنایان دور و نزدیک – تصویری واقعنما و باورپذیر ارائه دهد.
اهمیت و ارزش اصلی مستند «لبهی تیغ» را باید در ویژگی مهم جامع نگری سازنده ی آن جُست وجو کرد. خاصیت برجستهای که به خلق اثری چندوجهی منجر شده است. کاری که هم از دیدگاه رفتارشناسی اجتماعی (Social Behavior) یا روانشناسی اجتماعی (Social Psychology) و هم از نظرگاه روانشناسی فردی ( Individual Psychology ) در جامعهای مثل ایران با نگره های وابسته به یک جامعهی سنّتی و مردسالارانه، به راستی قابل تامل است.
در پیکرهی اصلی چنین فیلمی، به نقش و حضور بازیگران زن سینمای ایران تا مقطع زمانی سال ۱۳۵۷ (پیش از انقلاب) پرداخته شده است و به همین روی، در عمل، به بازیگران بعد از انقلاب تنها در فصل پایانی فیلم اشارهای کوتاه می شود تا از نسل نوخاستهی بازیگران زن سینمای ایران به عنوان یادگارهای عزیز نسل های گذشتهی بازیگران زن که برخی از آنها سالهاست که درگذشته اند و به سفر ابدی رفته اند نیز سخن به میان آمده باشد.
ساختار روایی فیلم مستند«لبهی تیغ» به گونهای پیریزی شده است که از آغاز تا پایان فیلم، مستندساز به عنوان یک همراه و راهنما، با تماشاگر فیلم همگام می شود و بی آن که در چگونگی برداشت فردی و مستقلِ مخاطبان اثر دخالتی داشته باشد، آنان را با آدم های فیلم همراه و همدل می کند و کار اصلی و مهم نزدیک شدن به فضای فیلم و درک و دریافت آنان از آنچه در فیلم جریان دارد را تنها به خود مخاطبان اثر می سپارد. به همین روی، نقش و حضور چند گانهی فیلمساز در چند جایگاه به نسبت مشابه و موازی، یعنی: نویسنده، کارگردان، گویندهی بخش اصلی گفتارمتن (Narration) فیلم و همچنین کارشناسی که ورای نقش و مقام کارگردانی خود، همچون دیگر صاحب نظران و دست اندرکاران سینما در نقش یکی از شاهدان عینی، در کنار دیگران، حضور دارد و می کوشد تا گواه راست گفتاری برای همه روایتها باشد، به خوبی توجیه می شود.
در مستند «لبهی تیغ» مجموعهای از گفت وگوهای مستقیم و بی واسطه با چهره های اصلی و موثّر بازیگران زن در سینمای پیش از انقلاب در کنار هم گنجانده شده است که گاه با ظرافت و هوشیاری هرچه تمامتر از طریق تدوین مناسبی ما را با دیدگاه های پُرتنوّع آنان آشنا می کند. چهره هایی که نقش و حضورشان را در رشد و توسعه ی هنر- صنعت سینما ی ایران به هیچ روی نمی توان انکار کرد.
فیلمساز به انگیزهی شناساندن اجمالی و گذرای بازیگران زن، انگار فرصتی می یابد تا به ریشه های تاریخی پیدایش و شکل گیری سینمای ایران نیز بپردازد. برای نمونه از فیلمی چون «آبی و رابی» (ساخته ی آوانس اوگانیانس) نخستین فیلم صامت سینمای ایران ( ۱۳۰۹) یاد می کند که بدون حضور زنان ساخته شد. همچنین از فیلم «حاجی آقا آکتور سینما» به عنوان دومین فیلم صامت – با میان نوشته هایی به زبان های فارسی، فرانسه و روسی- ساختهی همین کارگردان (در سال ۱۳۱۲) نام می بَرَد که نیم نگاهی به مسایل و مشکلات زنان دارد. فیلم «دختر لُر» (۱۳۱۲) نخستین فیلم ناطق سینمای ایران با فیلمنامهای از عبدالحسین سپنتا نویسنده، شاعر و بازیگر ایرانی است که به کارگردانی اردشیر ایرانی در کشور هندوستان ساخته می شود. فیلمی که در میان تماشاگران سینما باعنوان «جعفر و گلنار» شناخته می شود و با توجه به حضور روح انگیز سامی نژاد (در نقش گلنار) بستر مناسب ورود به بحث حضور زنان بازیگر در سینمای ایران را فراهم می سازد.
در مستند متفاوت «لبهی تیغ»، بازیگران نام آشنایی از میان زنان بازیگر گواهی می دهند که ورودشان به کار بازیگری سینما و همچنین تئاتر تا چه اندازه مخاطره آمیز بود و ناگزیر بودند که فشارهای خانوادگی، اجتماعی و همهی سرزنش های آزار دهندهی آشنایان و بیگانگان را تاب آورند تا در همان آغاز راه مجبور به عقب نشینی و شکست نشوند. به همین بهانه، فیلم از همهی دشواری های ریز و درشت بازیگری زنان سخن می گوید و گویی ناگفته به این نکتهی طنز آمیز اشاره دارد که تنها بازیگران «زن پوش» برخی نمایش ها بودند که پس از پایان هر نمایش در پشت صحنه، لباس مردانهی خود را می پوشیدند و در خیابان راه می افتادند و بدون مشکل به خانه برمی گشتند و از نیش و کنایهی آدم های کوچه و خیابان در امان بودند! به ویژه، از اواخر دههی ۳۰ خورشیدی برابر با دههی ۵۰ میلادی که رفته رفته پای زنان به عرصهی بازیگری سینما باز شد. دشواری های بیشمار بازیگران زن سینما نیز پُر رنگتر جلوه میکند.
در «لبهی تیغ»، با تصویر و کارنامه و دیدگاه های روشن زنان بازیگری آشنا می شویم که با بیانی صریح و بی پرده از رنج هایشان در مسیری که پیموده اند، سخن گفته اند و با زبانی ساده درک و دریافت خود را دربارهی توانمندی ها، ضعف ها و برخی ویژگی های اخلاقی، حرفهای و سبک و روش کار بسیاری از کارگردان های نام آشنا یا فیلمبرداران و تهیه کنندگان، در برابر دوربین این فیلم مستند بیان کرده اند. به همین روی است که برآیند همهی حرفها و درددلها و همهی گلایه ها و ستایش ها، رنجنامهای می شود که در حکم مصایبی شیرین و شنیدنی، به دل مخاطب فیلم می نشیند و درخاطرش می مانَد. تفاوتی ندارد که این گلایه ها و ستایش ها از زبان فهیمه راستکار باشد یا پوری بنایی. حرف دل شهلا ریاحی باشد یا فخری خوروش. گلایهی فرزانه تاییدی باشد یا حرف های شنیدنی سوسن تسلیمی.
برگزیدن نام و عنوان نمادین «لبهی تیغ» یاد آور نام رُمان معروف سامرست موآم نویسندهی مشهور انگلیسی و همچنین دو فیلم سینمایی ساخته شده بر پایه ی همین رمان، یکی ساختهی ادموند گولدینگ (۱۹۴۶) و دیگری ساختهی راب کوهن (۱۹۸۴) برای این مستند نیز با اشارهی ضمنی به دشوارهای گذر از مسیرهای دشوار زندگی، عنوانی آگاهانه و بسیار دقیق بوده است. گذر از لبهی تیغ، بیتردید همواره کار دشواری است، با این همه، بسیاری از این ستارگان سینمای سال های دور، با تحمل مصایب فراوانی از این گذرگاه عبور کرده اند. بسیاری از این بازیگران، در این فیلم، به شیوایی از فضای ساده و صمیمی و سرشار از همدلی و به دور از رقابت های کاذب در فضای کاری خود حرف می زنند. اگرچه در آن سال ها برای درخشش بر پردهی سینما، رقابت با ستارگان مشهور سینمای هالیوود و یا بالیوود و همچنین هماوردی با ستارگان سینما در اروپا، برایشان به راستی دشوار بود، با این همه، در حد توانایی هایشان کوشیدند تا در یاد سینما دوستان روزگار خود باقی بمانند. بسیاری از آنها با هوشمندی زیاد، از کارگردان هایی سخن می گویند که در کارشان بر همهی ریزه کاری های صدا و نور و دکوپاژ و ظرایف کار فیلمبرداری آشنایی داشته اند و یا از فیلمبرداری به نیکی یاد می کنند که در شکل گیری و بالا بردن کیفیت فیلم برخی کارگردان های شناخته شده و حرفهای نقش بسیار موثری داشته اند.
اگر در چنین اثری درست مثل یک عکس یادگاری دسته جمعی، بسیاری از بازیگران نام آشنا را در کنار هم می بینیم، به این معناست که برای سازندهی اثر، هموار کردن رنج سفری دور و دراز برای دیدار و گفتوگو با یکایک آنان، در کشورهای مختلف، جز وفادار ماندن به قواعد تولید یک مستند حرفهای معنای دیگری ندارد. دیدن این همه بازیگر زن (ژاله عُلو ، شهلا ریاحی ، پروانه معصومی، پوری بنایی، فخری خوروش، فرزانه تائیدی، شهره آغداشلو، کتایون، ویدا قهرمانی، شهرزاد ، سوسن تسلیمی، سیمین غفاری، ایرن، پرتو نوری علا، زری خوشکام و . . . ) که مخاطب سینمای ایران از دهه های ۳۰ و ۴۰ و۵۰ خاطره های فراوانی از حضور آنها در فیلم های مختلف در ذهن دارد، به راستی شیرین و دلپسند است. سازندهی فیلم با این که می داند فیلم در بارهی زنان بازیگر ایرانی سینمای پیش از انقلاب است، با این همه، بهانه های مناسبی پیدا می کند تا از مردان سینمای ایران -از نویسنده و شاعر و کارگردان گرفته تا بازیگر و تهیه کننده و فیلمبردار و صدابردار و دیگر عوامل فنی تولید فیلم- نیز به نام کسانی چون ساموئل خاچیکیان، محمدعلی فردین، نصرت الله وحدت، بهروز وثوقی، محمدعلی جعفری، دکتر هوشنگ کاووسی، مجید محسنی، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، جلال مقدم، علی حاتمی، فرخ غفاری، رضا میرلوحی، پرویز صیاد، داوود رشیدی، محمود دولت آبادی، صادق هدایت، علی عباسی، ابراهیم گلستان، احمدرضا احمدی، منوچهر آتشی، محمدعلی سپانلو، دکتر غلامحسین ساعدی، پرویز کیمیاوی، نصرت کریمی، امیر نادری، بهرام بیضایی، پرویز فنیزاده، امیر شروان، هوشنگ گلشیری، ناصر تقوایی و…. اشاره هایی به جا داشته باشد.
یکی از ویژگی های قابل اعتنای مستند «لبهی تیغ» که به گونهای می توان از آن به عنوان یک فیلم مستند- داستانی نیز نام بُرد، آشنایی زُدایی و یا دادن تصویری تازه و حقیقت نما و واقع بینانه از برخی چهره های شناخته شده در میان بازیگران زن سینمای ایران است. برای نمونه از شهرزاد (کُبری سعیدی) برای کسانی که از وی تنها تصویر یک رقصنده در میان پرده های فیلم های ساز و ضربی و کافهای در خاطر داشتند، چهرهای به درستی متفاوت ارائه می دهد و او را با تصویر حقیقی و بی نقاب وی به مخاطب این فیلم مستند معرفی می کند. واقعیتی که تا پیش از ساخت مستند «لبهی تیغ»، برای بسیاری از سینمادوستان ناشناخته بود. چرا که تنها آدمهای کم شماری بودند که با مجموعهی شعرها، داستان ها، طرح ها و فیلمنامه ها و توانمندی های کارگردانی او آشنایی داشتند و از وی تصویری جدا از آن چه بر پرده ی سینما از وی می دیدند، در ذهن داشتند. بی طرفی نویسندهی گفتار متن و کارگردان در نوع نگاهی که بر این فیلم حاکم است به مخاطب فیلم این امکان را می دهد که به دور از هرگونه پیشداوری و نگاه و نظر تحمیلی از سوی فیلمساز، به تنهایی برداشت و داوری و نتیجه گیری خودش را داشته باشد.
«لبهی تیغ»، سرشار از ناگفته های ناشنیده است. داستانک هایی ناشنیده از زبان بازیگران زن سینما که گاهی حتی لباس شخصیتی را که قرار بود در نقش وی در فیلم ظاهر شوند، خودشان تهیه می کردند و در فضایی کار می کردند که نه از چهره پرداز و طراح لباس در آن خبری بود و نه حتی می توانستند به دستمزد و بهرهی مالی و مادی از حضور در یک فیلم سینمایی دلخوش باشند.
دکتر بهمن مقصودلو با اهمیت بخشیدن به پژوهش و تحقیق، به عنوان نخستین سنگ بنای تولید فیلم – به ویژه فیلم مستند- با شکیبایی و دقت نظر یک پژوهشگر پیگیر و دقیق، بیش از یک دهه برای ساخته شدن چنین اثری وقت صرف می کند و حاصل تلاش هایش به شکل دستاورد ارزندهای به مخاطبان فیلم «لبهی تیغ» ارزانی می شود که به باور من می تواند انگارهی مناسب یک کار آموزشی برای تولید فیلم مستند متکی بر گفتوگو با شاهدان عینی، کارشناسان و صاحب نظران سینما، با استفاده از پژوهش های کتابخانهای و میدانی و اسناد و مدارک موجود در بایگانی ها باشد. با تماشای فیلم «لبهی تیغ» می توان دریافت که سینمای ایران در چه بُرههی زمانی دست به ساختار شکنی و کلیشه گریزی و نوآوری می زند و سینمای روشنفکرانه و نوعی جریان موج نو در سینمای ما پا می گیرد. چگونه در فیلم های کسانی چون علی حاتمی و به ویژه بهرام بیضایی، به شخصیت زن نقشی محوری داده می شود و تیغ تیز سانسور و ممیّزی- همزمان با اوجگیری سینمای روشنفکرانه- چگونه به جان فیلم ها می افتد و… بخش پایانی فیلم، پس از دو ساعت شنیدن و دیدن ناگفته های بسیار، همچون شعری زیبا و پراندوه، از زبان ایرن با بیانی غمگنانه و بسیار تاثیر گذار، از رنج های ناشنیدهی بازیگرانی حکایت می کند که از رفتن و همراهی با کاروانیان همسفر سالیان دور خود باز مانده اند و در کنار آتش به خاکستر نشستهی برجا مانده از کاروان رفته، نشستند و گریستند و پیر شدند!
ناگفته پیداست که ساخته شدن چنین اثری با دشواری های بسیار زیاد چنین کاری در مسیر دستیابی به آمیزهی بهینهای از مستندات دیداری و شنیداری متنوّع – با کیفیت های متفاوت- برای رسیدن به رنگ و نور و صدای مناسب، به راستی کار چندان آسانی به نظر نمی رسد. با این همه، نتیجهی کار، دلپسند است و بی تردید، اگر در شرایطی طبیعی، سازندهی آن امکان سفر و دسترسی به بسیاری از منابع و مستندات دیداری و شنیداری موجود در ایران را پیدا می کرد و به ویژه فرصت دیدار و گفت وگو با بسیار کسانی که می توانستند در برابر دوربین مستند «لبهی تیغ» بنشینند و ناگفتههایشان را به اشتراک بگذارند، کمداشت های ناچیز و قابل چشم پوشی چنین اثری نیز به درستی از میان می رفت.
به نظر می رسد که برای مرور اجمالی سینمای ایران و آشنایی با بسیاری از فراز و فرودهایش، با تاکید بر روزگار پُرملال بازیگران زن سینمای ایران، «لبهی تیغ» را باید چندین و چند بار به تماشا نشست تا با ناگفته ها و ناشنیده های بسیاری آشنا شد.
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، ابوالفضل نجیب فیلمسازان زن سینمای قبل از انقلاب کارنامه چندان قابل اعتنایی ندارند. در مقایسه با سینمای پساانقلاب که دستکم ۷ کارگردان زن و در میان آنها به دو کارگردان صاحب سبک میتوان اشاره کرد. در این میان اما جایگاه رخشان بنیاعتماد در سینمای بعد از انقلاب...
۱۴۰۰/۰۱/۱۶
سینماپرس: مجید جوانمرد کارگردان پیشکسوت سینما در پی درگذشت هنرمند فقید سینمای کشور زنده یاد شهلا ریاحی گفت: همانطور که همه می دانند بانو شهلا ریاحی اولین کارگردان زن سینمای ایران بودند و شناخت بسیار زیادی روی تکنیک سینما داشتند اما به واسطه تربیت حرفه ای که داشتند وقتی در...
۱۳۹۸/۱۰/۱۵
سینماپرس: مراسم تشییع پیکر شهلا ریاحی در تالار وحدت بدون حضور سلبریتی ها برگزار شد.
۱۳۹۸/۱۰/۱۵
مراسم تشییع شهلا ریاحی (بازیگر قدیمی سینما و تلویزیون) طبق برنامهی اعلام شده، فردا ۱۵ دی ماه از مقابل تالار وحدت برگزار میشود.
۱۳۹۸/۱۰/۱۴
سخنگوی وزارت امور خارجه ضمن تسلیت درگذشت شهلا ریاحی اظهار کرد: او نخستین بانوی کارگردان تاریخ سینمای ایران و کارنامهای مشحون از افتخارات داشت.
۱۳۹۸/۱۰/۱۱
سینماپرس: رییس سازمان سینمایی در پیامی درگذشت بازیگر پیشکسوت سینما و اولین فیلمساز زن ایرانی را تسلیت گفت.
۱۳۹۸/۱۰/۱۱
فرزند شهلا ریاحی با انتقاد از برخی بیاخلاقیها در انتشار اخبار از احوال این هنرمند گفت: «مادرم با توجه به شرایط جسمی فعلا اوضاع خوبی ندارد و تحت درمان است تا به زودی به منزل خود بازگردد.» به گزارش سینماسینما، از صبح سهشنبه، ۲۲ اسفند عکسی از شهلا ریاحی در...
۱۳۹۶/۱۲/۲۲
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، ابوالفضل نجیب این متن بخشی از کتاب مجموعهٔ مقالات سینمایی نگارنده دربارهٔ سوسن تسلیمی است. سوسن تسلیمی بیتردید از چهرههای بیبدیل هنر بازیگری در سینمای ایران است. این ویژگی برای بازیگری که در مقایسه با بازیگران زن سینمای قبل و بعد از انقلاب تنها ۶ فیلم «چریکه تارا» (۱۳۵۷)،...
۱۴۰۴/۱۰/۱۷
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، شهرام اشرف ابیانه در آغاز چه شد که بهرام بیضایی اینطور بر تارَک فرهنگ ایران نشست. بدل شد به فردوسی زمانهی خودش. آن اندازه که دیالوگهای نمایشی نمایشنامههای تاریخیاش، گویی از قعر تاریخ شفاهی و نوشتاری زبان پارسی نمایان شده. انگار تصویرسازیهای شاهنامهوارهایاند، که حماسهای را روایت میکنند. جوشش...
۱۴۰۴/۱۰/۱۳
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، آریو همتی ترانه علیدوستی آخرین بازیگر مولف زن سینمای ایران است. با این مقدمه کوتاه نخست المانهای مولف بودن در بازیگری را بر میشماریم و سپس به معرفی کوتاه، اما جامع بازیگران زن مولف سینمای ایران میپردازیم. دیالکتیک بازیگر و کاراکتر منجر به شانزده حالت تحت تاثیر جهان ابژیکال،...
۱۴۰۴/۱۰/۰۷
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی “دکتر بهمن مقصودلو” منتقدِ فیلم ، پژوهشگر و مستندساز نام آشنا و پُرتلاش، سازنده ی فیلم مستند ” موزاییک استعاره ها” ( ۲۰۱۹ م ) با پشتوانه ی نزدیک به دو دهه پی جویی و شکیبایی فراوانش – در فاصله ی سال های ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۶-...
۱۴۰۲/۱۰/۱۹
نخستین شماره نشریه تحلیلی ـ راهبردی «گزارش یک» با انتشار گفتوگوهایی با سوسن تسلیمی و شهریار قنبری منتشر شد.
۱۳۹۹/۱۲/۲۶
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، ندا قوسی برای گفتن و نوشتن از استاد بهرام بیضایی (استاد به معنای واقعی کلمه)، کلمات و واژهها قاصرند. او فراتر از گفتار و نوشتار، هنرمند و مولفی است بینظیر و بیهمتا. حیف و صد حیف که اکنون در وانفسای روزگاری که در این سرزمین هنر -هم- به دست...
۱۳۹۹/۱۰/۰۵
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
علی اصغر کشانی سکانس قبل از رسیدن تازیان در مرگ یزدگرد (بهرام بیضایی) پیش از آنجا که صاحب منصبان حکومت، حکم بر برائت آسیابان و خانواده اش دهند، جایی که موبد، سرکرده و سردار لشگر پس از شنیدن زندگی کارگر ستمدید و خانواده فقیرش باید تصمیم نهایی برای مجرم دانستن...
۱۳۹۹/۱۰/۰۵
سینماسینما، فرزانه متین «چریکه تارا» یکی از فیلمهای ماندگار در حوزه اسطوره و افسانه، به کارگردانی و نویسندگی بهرام بیضایی است؛ اثری که از آن بهعنوان یکی از نخستین فیلمهای توقیفی در ایران پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ یاد میشود. بیضایی در کتاب «موزاییک استعارهها: گفتوگو با بهرام بیضایی» اثر...
۱۴۰۴/۱۰/۰۵
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی؛ کتاب «سینماگر متفکر: گفتوگو با داریوش مهرجویی» تازهترین اثر ارزشمند دکتر بهمن مقصودلو، پژوهشگر، مستند ساز؛ منتقد و مدرس نام آشنای سینما؛ تجربه یی بینظیر از تاریخ و هنر سینمای ایران در اختیار خواننده میگذارد. مقصودلو، که دانشآموخته مطالعات سینما در مقطع دکتری از دانشگاه کلمبیا و...
۱۴۰۴/۰۸/۱۸
سینماسینما، بهمن مقصودلو کبری امین سعیدی معروف به نام هنری شهرزاد، رقصنده، بازیگر، شاعر، فیلمنامهنویس، نقاش و فیلمساز، پس از ۷۵ سال زندگی پُرفراز و نشیب و سراسر رنج، سرانجام در روز ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ در یکی از بیمارستانهای شهر کرمان، زندگی را بدرود گفت و روح آزردهاش پرواز کرد....
۱۴۰۴/۰۶/۱۲
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی هربار که کتاب یا فیلم مستند تازه یی از دکتر بهمن مقصودلو به دستم می رسد، با شور و شوق فراوان سرگرم خواندن و دیدن آن می شوم و به خوبی می دانم که حرف های ناشنیده ی فراوانی در آن کتاب یا فیلم تازه پیدا...
۱۴۰۴/۰۵/۱۶
سینماسینما، بهمن مقصودلو؛ «سعید راد» (احمد حقپرست راد: ۱۴۰۳-۱۳۲۳) بازیگر خوشچهرهی سینمای ایران، متولد تهران، روز اول مردادماه در آستانهی هشتادسالگی در تهران درگذشت. جنبش موج نوی سینمای ایران در اواخر دههی چهل خورشیدی آغاز شد و در اوایل دههی پنجاه شکل گرفت. فیلمسازان موج نو با داستانهای واقع گرایانه،...
۱۴۰۳/۰۵/۰۹
سینماسینما، پاریس؛ فیلم مستند «ساختن فیلم گاو» در پاریس به نمایش در میآید. برای ستایش داریوش مهرجویی، فیلمساز مهم تاریخ سینمای ایران روز شنبه دوم مارس ( ۱۲ اسفند) اخرین نسخهی فیلم مستند «ساختن فیلم گاو» اثر بهمن مقصودلو با حضور او بهنمایش در خواهد آمد. در این فیلم با...
۱۴۰۲/۱۲/۰۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
بانیفیلم: برای سینمادوستان و علاقمندان فیلم، دانستن چگونگی تولید فیلمها جذابیت خاصی دارد؛ اینکه یک فیلم سینمایی مطرح که شاخصی برای سنجش کیفیت فیلمهای دیگر است، چطور جلوی دوربین رفت ...ادامه مطلب نوشته ساخت یک مستند در باره «گاو»؛ شاهکار تاریخ سینمای ایران، چگونه ساخته شد؟ اولین بار در بانی...
۱۴۰۲/۱۲/۰۹
ضمن تقدیر از پرویز جاهد، عزیزالله حاجیمشهدی، طهماسب صلحجو، کامران ملکی و عباس یاری در مراسم «سینما به روایت قلم»، نکوداشت مسعود مهرابی در سازمان سینمایی برگزار شد. نوشته مراسم «سینما به روایت قلم» برگزار شد/ نکوداشت مسعود مهرابی اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۵/۰۴/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی حال و هوای نقاشیهای به نمایش درآمده در بیست و دومین نمایشگاه انفرادی مریم نمین در گالری سوهام بیتردید برای هر بیننده دوستدار هنر نقاشی، تجربهیی تازه به همراه خواهد داشت. چرا که در همهی نقشهای پُررنگ و نوری که بر بوم نقاشی دیده میشود، آشکارا...
۱۴۰۵/۰۳/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلمبردار در سینما، تنها مجریِ فنِ فیلمبرداری و ثبت تصاویرپویا (dynamic) نیست؛ او طرّاح جهان دیداری فیلم است. تصویر، پیش از روایت (narrative) و گفتوگو (dialogue)، نخستین لایهی معنا را به مخاطب منتقل میکند و این لایه، حاصل انتخابهای آگاهانهی فیلمبردار است: نور، قاب، حرکت، رنگ...
۱۴۰۴/۱۱/۳۰
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «جزیرهی آزاد» نوشتهی محمّدرضا عطاییفر با یک موقعیتِ نمایشی جذّاب آغاز میشود: گروهی از افراد برای سپری کردن اوقات خوش، از سوی آدمی ناشناس به جزیرهیی دعوت میشوند و رفتهرفته در شرایطی پیچیده و پُرتنش گرفتار میشوند که همهی رویاهای شیرین آنها برباد میرود! این...
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «سرِ انقلاب» به نویسندگی و کارگردانی محمدعلی شفاعت، در مجموعهی تماشاخانهی هما، اثری است با لحن شادیآور که آگاهانه از مسیر کمدی موقعیت (situation comedy) و طنز کلامی (verbal humor)، به یکی از ملتهبترین و تراژیکترین بزنگاههای تاریخ معاصر ایران نزدیک میشود: روز دوازدهم بهمن...
۱۴۰۴/۰۹/۲۹
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی چهرهپردازی در سینما، تنها یک فعالیت فنی و تفنّنی نیست، بلکه حوزهیی میانرشتهیی است که در پیوند مستقیم با روانشناسی شخصیت، تاریخ، فرهنگ دیداری، مردمشناسی و حتی انسانشناسی چهره عمل میکند. در هر اثر سینمایی، چهرهپرداز نقشی بسیار کلیدی در شکلدهی به هویت شخصیتها و انتقال دقیق...
۱۴۰۴/۰۹/۲۵