
سینماسینما، احمد میر احسان
آن پدر منتقد شعر و خاطرات خانه اموات روایت «پیرپسر» و ضدروایت ترامپ یا غلام؟ و یک فیلم مدرن
شاید می خواهم به بهانه درک رابطه بینامتنی “پیر پسر ” اکتای (اگتای) براهنی و میراث پدر ‘ رضا براهنی به نوعی ساختار زدایی فبلم با تبار شناسی آن بپردازم ؟ شاید می خواهم بدین نحو در باره فیلم پرسش ها و تردیدهایی علیه درک مدرن پدر ستیزی از محصول غربی سازی ‘ راه بیاندازم . شاید ادراکم لز فیلم ‘ اعوجاج سنتی خود را داشته باشد یا کژمژ فیلم را درست متوجه نشود اما مطمئنا دروغ نخواهم گفت و ممکننیست فضیلت آن را چنتن که خود فهم کردم لنا به ملاحظات گوناگون ‘ رذیلت آن معرفی کنم .پیر پسر فیلم بی چیزی نیست ‘ اثری مهم است و در خور گفتگوی جدی .
چرند می گویند که فیلمفارسی است . این شبیه فحش چاروداری بک دهن گشاد به بانویی محترم است .ذره ای در ان حقیقت ‘ فهم و خرد زیباشناسی نیست . شما در باره ارجمند ترین اثر سینمایی جهان ‘ بخاطر اغراض و مطامع و جنجال ‘ می توانید چنین تحقیر بی برهانی را بر زبان جاری سازید . کسانی به خدا و رسول خدا صلوات و سلام و درود خدا و فرشتگان بر او و خاندان معصومیت باد ‘ با همین دروعواری و بی انصافی دشنام می دهند . می توان در بارهغلط های ادبی و روایی و زیباشناسانه و ساختی و اقتباسی و تکنیکی و دراماتیک و سیاسی و ایدئولوژیک وفرمی ی” پیر پسر” مفصلا با استدلال و دانش سخن گفت و در همان حال اشتباه کرد ! اما نباید به دروغ های عدیده ماکیاولیستی و سفسطه متوسل شد .. سر خدا که نمی توان کلاه گذاشت . حقیقت ناب خود یک ‘ داور عالم و دقیق و عادل و حکیم است و ذره ای حرف از سز هوا به ظلمات وجودی و آتش گوینده بدل می شود . گستتاخی در دروغگویی گویای آن است که گوینده هیچ باوری به وجود حساب و کتاب در کار هستی ندارد . گجای این فیلم ‘ فیلمفارسی است ؟ مگر هرضعفی را می توان تبدیل کرد به اتهام پوچ ؟ گوینده یا فیلمفارسی را نمی شناسد و لفاظ یاوه گویی است که با سلاح زبان ماست را سیاه معرفی می کند تا بهره اش را ببرد یا وقتی می گوید پیر پسر بلکه از فیلمفارسی قبل از انقلاب بدتر است .!!!! آگاه است که دارد دروغ می گوید وبرای طمعی جنین گفته است که خوشایند کسانی باشد و مایه جنجال شهرتی . گاه اطلاع از اصطلاحات یک علم و فقدان راستی و گاه علم ناقص یا عادت به استفاده از خرده ریز علم ‘ در راه اهواء حکم تیغ در دست زنگی مست را دارد . در اینجا اساسا نیّت ‘ شناخت حقیقت نیست ‘ به اپورتونییتی ترین شکل مقصود ‘ فریبکاری و بهره از تکه پاره های دانش در خدمت نفس و مطامع است . و این همان ریاکاری مطلوب قدرت ها در دنیاست . در باره پیر پسر و هرفیلم یک منتقد صادق می تواند اشتباه کند ‘ فیلمی دارای کاستی و تفکر معیوب را اثری بسامان داوری کند ویا برعکس اما زمانی که آدرس غلط می دهد و واروگویی می کند دارد دروغ می گوید . می توان گفت لایه نمادین پیر پسر ‘ سرگرم و در حال انطباق قیاسی پدر فیام و نظام قدرت و یا نظام فرهنگ سنتی و یا کانون های ارزشی هویت کهن ایرانی است و کاری نابحا می کند و اشرافی به کلیت ارجمند یک موجودیت غنی تاریخی بنام جهان ایرانی ندارد . می توان ارتباط این درک با داوری مستشرقانه و استعماری را نشان داد . می توان عنصر استبداد دیرسال قدرت های دوران ماقبل مدرن را به روح ایرانی نسبت داد و با فیلم موافق بود و برعکس می توان فیلم را همسو با هویت زدایی و غربی سازی امر مدرن و محصول مدرنیته و تمدن سرمایه سالاری جهانی متجاوز و سلطه گری های قدرت چپاولگر مدرن دانست و با درکی پسامدرن با آن مخالفت کرد و یا مدرن بودن و ستم مردسالارانه و تلریخی آن را ستود …. هیچ یک از این ها الزاما دروغگویی محسوب نمی شود . راست و ناراست بودن و اشتباه داوری با دروغگویی فرق دارد . در باره پیر پسر دروغ می گویند که با کاربرد ناشیانه در اصطلاح سینمایی و سیل دشنام و تحقیر می کوشند بی ارزشش وانمود سازند . این فیلم کژی های متعدد روایی و تناقضات ساختی دارد اما اثری جدی و دارای تفکر ‘ چه تفکر استتیک و چه تفکر تاریخی و سیاسی و اجتماعی است ولو اندیشه ها و شگردهای ساختاری آن را ناقص بدانیم . شبیه دیگر آثار مدرن ها ‘ فرهادی و روستایی و رسول اوف که در تاریخ در جایگاه آثار همسو با غربی سازی و مدرنگرایی ضد دینی اقشار اجتماعی مدرن ثبت خواهند شد و دارای تفکر و توانایی های ببانی است و فیلمفارسی نیست و ضعف و قدرت شان را در همان آثار باید سنجید . به هر حال مسئله جذاب و حلقه ای که پیر پسر را شایا برای گفتگو یافته ام بینامتنبت ان با جهان پدر و دهه چهل است .
آن هسته دهه چهلی مدرن گرایی ‘ حالا شاخ و بال زیادی یافته و هندسه ی آن وسعت گرفته و حتی نسبت آن با غرب و تکلیفش با الحادگرایی روشن تر شده و مرزبندی اش با امر استقلال ملی و غربزدگی عریان گشته ‘ شاید در پایان اکتای به پارادوکسی بیاندیشد وقتی تا این حد مدیون زهدان و توان فرهتگ ایرانی است که حتی عوامل اقتدار تقدش در بلزه زمانی انقلاب مشروطه تا بعد از انقلاب اسلامی و تا امروز را نه در خلاُ بلکه درون همین محیط پرورش و آموزش خانه پدری گرفته ولو در کانادا زیسته باشد ‘ چگونه می توان لایهای از لایه های “پدر “پیر پسر غلام را لایه نمادین این سنت فرهنگی خسروانی و سروری باستانی یک امپراتوری دانشور معرفی کرد و متوجه تناقض و سستی داوری خود و قدرت و حگمت جهان ایرانی و عنصر “این آن دیگر ” چنین وجود زایا و ژرف و پایداری نگشت و تصویری تا بدین حد ناعادلانه و عامیانه مطابق امیال زمانه و تراربختگی های غربی سازی تحویل داد؟! . اگر فیلم ” پیر پسر” توانایی های خاص و امکان گفتگوو مجادله احسن پدر / پسری را در خود نداشت و فیلم اکتای براهنی تا بدین درجه مدیون دنیای رصا براهنی ( پدر ) نبود شاید هرگز میل نوشتن در باره لش در منفوران نمی کرد .
☆☆☆☆
آیا در فیلم پیر پسر ‘ ردّی از ایده های پدر هست؟ مثلا نگاه پدر به ساختار قصه و روایت در قصه نویسی رضا براهنی و نگاهش به چوبک ‘و انتقال یکناتورالیسم پوشیده به شخصیت سازی نقش پدر در بازی پورشیرازی ؟ یا اثری از طلا در مس و اولین نوشته های پراکنده ی نوشتاری که در آستانه دهه جادویی و سامری چهل به صورت مقالاتی در تئوری شعر مدرن و نقد شعرنو نوشته شد وجود دارد ؟ از آن تفکر جوانجاه طلب با روح مغولی و جنگی و زبانی خنجر و سلطه جو و ویرانگر و رهر آگین و تلخ که در خانه کهنه زیر شیروانی خیابان قوام در امیرآباد سابق ( کارگر امروز ) می زیست’ که نخستین نوشته های متین “شعر و اشباء” را شکل می داد و سرهم می کرد تا در کافه فیروز یا نادری برای حلقه رفقای مدرن سودازده بخواند و اندک اندک گستاخ و نیش آلود شد ‘ از این زبان تلخ جدل ادبی و طلا در مس سال ۴۳ جیزی بمثابه تبار یک نگاه در پیر پسر یافتنی است یا فقط گسست باقی مانده؟ از آن منتقد شعر که بزودی پادشاه سرزمین نقد دهه چهل شد و در فاصله ۴۳ تا ۵۰ به کمال دوره دهه چهلی و زبان زهر آلود رسید جه چیز در پیر پسر بجامانده ؟ و لز فررانگی و درک اجتماعی از هنر؟ او(پدر) در دوره دوم جهشش ‘ پایان دهه شصت و تمام دهه هفتاد و… دیگر آنپوز یتیویست ریچاردزی نبود که ردش در اکتای باقی مانده ‘ بلکه یک پسامدرنیست مجنون ساختارزدای فرمالیست شده بود که هنوز مانده پسر ‘ پدر بشود و به پدر برسد .
درک ردّ پدر بر پسر ردّ ادعام هنر اجتماعی دهه چهل و عشق ‘ وجه روزمره واقعی و امر سیاسی و امر نمادین و اسطوره ها و زبان ایماء ‘ در جهان پدر ‘ مهم است .حتی ردّ ستایش شاملو به عنوان نماد فاتح این هنر’ و ردّ ان بر سبک و نگاه اکتای ‘ و نفوذ ایده لحن و این که انسان هر جور باشد ‘ زبانش هم همان طور است ‘ مهم است ردّ ادامه نگاه ضد فرمالیستی ضد” شعر دیگر” براهنی ‘( البته در پسر شاید نه تاثیر نگاه ضد احمد رضا احمدی دهه چهلی پدر ) پدر بر پسر و این که هنرمند غربی همیشه در پی فرم بوده و شرقی به چنین نگاهی تسلیم نشده و … مهم است . رضا براهنی البته در دهه هفتاد تسلیم فرمالیسم غربی شد بدون آن که وجه اجتماعی شعر پسامدرتیستی او برباد رود . شدن او در فصای پیرامونی تحقق می یافت و امر سیاسی حتی اگر ضد سیاست باشی در حهان پیرامونی مقدور نیست ‘ مثل سیاسی شدن یدالله روُیایی و اکتای هنوز میراث خوار سفره زیباشناسی دهه چهلی پدر به انضمام وجوه احتماعی تفکر دهه هفتاد اوست و البته نه تفکر زیبایی شناسانه و فرمالیستی اش. یعنی تاُثیر میراث جنگل و شهر ‘تا فضای جرک و تلخ وحشی ظل الله و نیز مصیبتی زیر افتاب و قدرت تصویری و تنش ابماژیستی ی گل بر گستره ماه که به جهان اکتای نزدیک ترند تا سبک محصولات فرمال پسامدرن و شکفته از یک انقلاب و نشر یافته بعد از انقلاب . البته نه به طور مطلق و نه گسسته از معناها و نگاه آواز کشتگان و رازهای سررمین من که هنوز ارثیه جهان پیشا انقلاب اوست، که بعد از انقلاب شکل گرفته . اکتای تاثیرات فراوان از فکرهای دوران متاخر پدر حمل می کند بلکه مقصودم وجوه بی مهابای فرمی پسامدرنیستی نهفته در شعرها و متن خطاب به پروانه ها است و چرا من دیکر شاعر نیمایی نیستم . و البته بر خلاف پدر ‘ اکتای سینماگری نیمایی است و نه فرمالیستی روُیایی و پست مدرن که در دف و سوگنامه پدر به ان جهیده ! …
البته بسیاری از ایده های دهه هفتادی رضا براهنی اثرش بر کار اکتای دیده می شود. ایده چند صدایی و ان چه در فضای یونگ و فروید گفته و رابطه تاریخ و ادبیات و هنر’ و تولستوی و داستایوسکی ‘ اشاراتش به شاهنامه و حتی چرا داستایوسکی و نوعی گردنکشی برابر چرا نه رمان فارسی که در بحران رهبری نقد ادبی بیانش کرده و ایده های پدر در کیمیا و خاک در خصوص بینش حاکم بر ارجاعات عصری که صورت نوعی ی تاریخی فرهنگی و سیاسی آن عصر را تعیین می کند و…. ‘ غرضم اینجا ‘هیچ تایید نگاه رصا براهنی نیست و یا تکذیب هم ‘ که آن بحث دیگری است ‘ بلکه اشاره ام به تبار دیدگاهی نهفته در پیر پسر و بهره مندی پسر از پدر است اگر دربرابر غلام باستانی وجه دیگری از فرهنگ ایرانی وجود دارد که می توان به نسل بی سن فردا گزارش داد پس چرا یک گزارش معوج و یکسویه بنا به مد دوران و تحت تاثیر سیطره نظم گفتار قدرت جهانی و غربی سازی از پدر باید به وجه نمادین و همگانی و مطلق بدل گردد.؟!!! ما حتی ردّ حرفهای پدر در مقاله بحران نقاشی در ایران را در سینمای اکتای می توانیم پیگیری کنبم ‘ مثلا آنجا که در باره بحران دوم که کاذب نیست حرف می زند . بحران اصیل انتقال ناموزوتی از بیرون به درون که حالا کلید بحران رضا و علی و رعنا را می سازد . و اگر فرصت بود به اندازه یککتاب از نقش متفاوت پدر در حیات پیگیر با ارجاع به میراث رصا براهنی برای اکتای حرف می زدم . و نشان می دادم نه رستم ونه میلیونها پدر کنکرت و نه وجه نمادین پدر بمثابه فرهنگ ایرانی ربطی به علام باستانی ندارد و حهل و القای دویست ساله مستشرقین سبب شیوع لین درک تک بعدی روشنفکری تک ساحتی و خودزنی و تخقیر ملی از قاجار تا امروز شده است و استبداد و پدر سالاری خاص ایران نیست و به عنوان وجهی تاریخی و اجتماعی و فردی هم اکنون در غرب عمیق تر نظام قدرت سرمایه آن را تعریف می کند که پشت فریب فمنییتی از زن جون کالایی در ویترین اعوا برای پوشاندن ستم در جامعه نمایش و تشویق حرص مصرف و برای جور کردن جنس در دیکتاتوری نامردانه اش از آن استفاده کرده است و این استبداد فراجنسیتی است و البته ستم مردان بر زنان وجهی از تاربخ و کنون حهان است و بیشتر از ایران در آنریکای دد و دام و درندگان رواج دارد .و مشکل پیر پسر ‘ کلیت بخشی به این ظلم تحت القای غربی سازی جهانی است تا کل فرهنگ بومی و هویت ایرانی و دریای روشنایی حکمت آن را که کیارستمی و فررانگان ایرانی قدرش را می دانند ‘ به اسم امر کهنه و ارتجاعی با امور واقعا کهنه و ارتجاعی یکی کند به سود لشوارگی لاشه گندیده الحادگرایی مدرن و دیگر فروپاشیده و تباهی زده ‘ نفی نماید . گرفتاری پیر پسر با تحریف رستم و فرهنگ باستانی و نگاه تکبعدی آن و درک پوچ از پدر و تصویری زهر آگین ‘ امری موهوم ومحصول همین شعبده شناختی القای شیطنت بار است .
☆☆☆☆
هزار راه خلاق برای گفتگو با یک اثر هنری مهم وجود دارد ‘ قابل انکشاف است و میتواند آقریده شود . هزار راه برای گفتگو با پیر پسر وجود دارد . شاید در جایی از این نوشتار ‘ به دیدار پاره ای از مسیرهای گفتگوی مقفاوت کشیده شویم . فعلا دوست دارم به شناسایی تبار ایده ها ‘ شیوه شناسی بیان و سبک و مهمتر از همه سبک فیلم پیر پسر ادامه دهم . ‘ حین دیدن فیلم و بعد نوشتن همین طور مدام ‘ صداهای پدر ‘ رضا براهنی و روابط بینامتنی فیلم اکتای در ذهنم طنین ناقوسی رهایی ناپذیر را داشته که خود بیانگر هولناک ترین “تاریخ مذکر “مغولی ی ایرانی شده فرهنگفری ست که ایرانیان بدان همواره به شیوه دانشورانه و نه شوونییتی مباهات می کنند . در کانون این تبارشناسی سبکی و نگاه بانی در محفظه اتاق تاریک تصویر سازی اکتای از زندگی در پیر پسر ‘ تبار شناسی ی یک نام نهفته است. ‘ وجه تسمیه فررند را با نشانه ای به ریشه ها مقدمه فهم روابط بینامتنیت فیلم با پدر قرار دادن البته یک راه ویژه موجودیت این پدر و پسر است ولی ‘ هرگز فصد بدی در حیطه تعبیرات فرویدی و انتفال پسر کشی به پدر کشی تبدیل شده ی جهان رضابراهنی ندارد که به پدرکشی به پسر کشی تبدیل شده ی جهان اکتای براهنی انتقال یافته است . . اینجا جهان سرشار از الهام و آفرینش و سپاسمندی و میراث های شریف پدر برای فرزند است ‘ که البته شکافی در قطعیت و بیانیه سیاسی فیلم ایجاد می کند ‘ رها از آن که در ضمیر و ژرفا تفسیر مدرن روانشناختی رابطه پدر و پسر واقعی با نگاه پدر و پسر سینمایی در پیر پسر ‘ کنجکاوی و وسوسه متن باشد با نباشد
☆☆☆☆
این نگاه معوج غربی و مستشرقی که شاهنامه را غلط درک و تحریف کرده ‘ در باره پسر کشی و پسر کشی و پسر کشی هم از براهنی آمده است .
در حالی که در شاهنامه یک جور پسر کشی وجود ندارد و در ماجرای زستم و سهراب ‘ رستم در برابر حرص قدرت سهرابی توران زده ‘ و بدام افتاده موضع اخلاقی دارد و نمی خواهد تن به خیانت بدهد.
در آغاز فیلم پیر پسر ‘ حرف سر پدر کشی است . بعد از درون کشمکش ها معلوم می شود موضوع پسر کشی است . ولی در انتها این پسر نازنین و نجیب و چیز فهم و منفعل پدراست که پدر کشی را : واقعی ” می کند . اما کنار جسد پدر پسران کشته شده می گویند ‘ کارگردان پدر کشی را پسرکشی به تماشا گذاشته و در همان حال برعکس .
این یکی از پر پرو بال ترین فیلم های روایی را به ضد روایت خود بدل و به یک امر تناقض نما تبدیل کرده است و البته می دانیم معنای رسمی ضد روایت این شگرد کشتار مغولی روایت نیست . همان چیزی است که روایت دراماتیک و جذاب اکتای از آن می کریزد : سست کردن پیچ و مهره جسم جسبم تصرف اراده و تفکر مخاطب بوییله کنش دراماتیک ساختار .و آنچه به سود جذب مخاطب اکتای از آن می گریزد همان ضد روایت پنهان در روابتش است که از پدر به ارث رسیده و شبکه علّی روایت را دچار اختلال می کند . مر کز زدایی می کند ‘ بار را بر دوش سفید خوانی می نهد . تجربه رضا براهنی در داستان آزاده خانم و نویینده اش و البته در شعری که اشتراکاتی با شعرباباچاهی و پسامدرن های مطرود ایران دارد. و پیرو استوارت هال است :نمی توانستی باور کنی رویداد به شکل دیگری ارائه شود .. روایت قصه ای را باز می گوید که ورود بدان با طرح هر گونه پرسشی در باره آن به کلی محال است . این جهان و این خانه تصاحب شده بوسیله غلام مثل شخصیت او باید ضد روایتی بی آغاز می داشت که ولو مرگ او گواه پایان غلام باستانی نمی بود روح او ادامه و حاضر می شد و همه داستان بی سر وته ضد ارسطویی همان ” میان” و پرده دوم می بود . درست مثل داستان های پسامدرن ضد روابت رضا براهنی . موضوع عدم شهامت اکتای نیست. آن ادراک دموکراتی او از ترامپ ‘ اجازه این رادیکالیسم را به او ننی دهد . در عوض خود ترامپ در جهان به صورت یک ضد روایت ظاهر می شود البته مطمئنا یک ضد روایت فیک ‘ برای وانموده ی پیش بینی نا پذیری به سود اهداف ویرانگر و کاملا وخشی و سوداگرانه سلطه ورزش! و آن پیش بینی ناپذیر غافلگیر کننده و همه منافع این فرم پسامدرنیستس برای اهداف بغایت ارتجاعی و درنده و فریبکارانه . او علیه بازنمایی روشن است و این همان ضد روایت است و نیز همان نیاز درونی داستان غلام است که درون بازنمایی بغایت روشن پیر پسر مخفی ‘ و ناروشنی ش ن در ناراستیش نهان است . ما بر سر بدی و کثافت و خشونتش توافق می کنیم ‘ اما چرا اوچنین است و تقصیر او در جبر موجودیتش چیست . این مقوله در نگاه مدرن واقعا عیچ پایخی ندار و و ناروشن باقی می ماند و وسوسه مخاطب به اوکتای اجازه جداشدن از ریشه مغولی حل قضیه با کشتار و شکل دادن به یک ضد روایت باز پسامدرن را نمی دهد . در اینجا ضد روایت چون روح میراث پایانی پدر ‘ در کنه کارش حاضر است، اما برای ناتوانی از چشمپوشی از جذب عامه ‘ تحقق آن با ساختاردهی آوانگارد ضد روایت که با ساختمان روایی کلاسیک کنونی نمی سازد ‘ نامقدور شده است . و او هنوز یک گام از پدر عقب و مقهور اوست و در رازهای سررمین و اواز کشتگان گیر کرده و دیر کرده است .
☆☆☆☆☆
ضد روایت یعنی : ، نقد اراده معطوف به قدرت ، شاهزاده ، مرگ اخلاق ‘ سینما ، دلوز ، وانموده همچون بازنمایی ، سمیو لاکروم ، بازی ، جان نش ، باروک ‘ مسیح مرده ‘ گیم تئوری ، علی ‘ پسرکشی تغییر جهانی ، تمدن پسامدرن، هجو ، تکنولوژی سالاری ، ظلمات ‘ انسان آینده و انحلال عقل و اراده و اختیار و خشونت و کشتار ‘ امر سیاسی ‘ دعوای ایران و توران ساختارزدایی رستم ‘ مدرنیته ‘ میل ‘ دیکتاتوری و ……
این کلمات ، به صورت یک ضد روایت کنار هم نشسته اند . به قول بارت منطق درهم آمیختگی توالی و تالی تخریب شده و شبکه گسسته روابط علّی ، پیش بینی ناپذیری ، عدم پیوستگی داستانی و فضایی ، و…….ویژگی صوری آنهاست، شما نمی توانید آنچه در پی می آید به عنوان معلول تلقی کنید و این یعنی ضد روایت که امر سیاسی و اصرار بر ماندن بر همان تلقی و درک بی دانشانه و جعلی رایج از ماجرا پیر پسر را به فریب معلولیت جعلی و همصدایی با عامه مدرن پرستان فراخوانده و ابزارش همین بازنمایی شبکه ی مجعول علّی است که واقعا در بردارنده علل نییت ‘ وانموده علت هاست .این همنشینی کلمات ، می تواند با هدف ساختن تصویری از ضد روایت در صورت بندی قصه ترامپ باشد که درون درامی تاثیر گذار دارای کشمکش قوی و انضباط روایی و در چهره زندگی واقعی و سیمای نمادین علام باستانی و روح فیلم و اتهام به یک تاریخ و فرهنگ و یک ملت در پیر پسر پنهان شده است یا آنجا جای گرفته است و یا حقیقتی را مکشوف کرده است . نظیر پدری کانون زدایی شده در فیلم اگتای براهنی در میان قصه و شخصیت های متمرکز . یک پراکندگی ‘ آن لکه سیاه ‘ در فیلم ناپراکنه از حقیقت صورت غلام سلب صورت کرده ‘ و. حضور او که در زنجیره و سلسله ماجراهایش ‘ حضوری به کانون معلق بین نماد و واقعیت فرو پاشیده است و یا وجود ندارد و در سلسله ماجراهای فیلم نقشش را خوب ایفا می کند .
محور همنشینی در روایت داستان منظم و بسامان ،نقش ایفا می کند . بی ریشگی لمپنیسم . خوب این پدر در ابن قالب فردی قابل قبول است اما تبدیل امر خاص و فردی به دلخواه و با فهمی کودکانه و تک ساحتی به کلیتی چون فرهنگ و سنت تاریخ و کلیت بخشی به پدرسالاری یک زندگی طولانی به وضعیت لمپنیسم غلام ‘ در مقام علیت پدرسالاری تاریخی و نمادین ‘ هیچ قابل طرح چدی نیست . بازیگوشی کودکانه وبا پوزش تا حد زیادی بی سوادی و تن دادن به لینچ همگانی است . در ضد روایت از غلام ‘ طبیعی است که با نگرش تازبخ مذکر ‘ توالی و تسلسل و پیامدی در کار نباشد . این شکل افراطی یک ضد روایت از ترامپ و یکی سازی با روایت کلاسیک شکل منسجم دیگری می طلبد . اگرنه ‘ اشاره دلبخواه به وحدت ترامپ و غلام برساخته و روح یک فرهنگ باستانی یک حرف مفت و سرسری است . نسبت داده شده با نماد غلام باستانی به باستانشناسی روح ایرانی خود یک لمپنیسم هنری بی چیز و لاابالی است .حقیقت حکمت نوری و دادگری و خردورزی و حافظو فردوسی در کجای غلام جا دارد؟ . آیا ابن یک انتقام تورانی کاشته شده در روح اکتای بوسیله رضای پدر است ؟ این ها اما یک فریب است برای پنهان کردن منویات و وجود اهریمنی که حسن پور شیرازی آن را جیغ زده است . حسن پور شیرازی و ترامپ شباهت دارند ؟ آه بله اما اوباما و ترامپ چی؟’ ندارند؟ وحافظ و قالی ایرانی و بداهه نوازی تار و گلیم و ابن سبنا و سهروردی و پارچه های چارخانه ای نادنجی چاشو دیلمان و یک تمدن درخشان از دادگری و آیادی حواهی و خردگرایی باستانی ایرانی چی ؟ چی؟ دارند؟ و اواز ماهیگیران و رازی و خیام و بیستون و شیرین و فرهاد و منارجنبان و کاشانی و ریاضیات و هیئت و مثلتات و بوستان و مولانا و تبدیل مغول خوتریز به آدم اهل فرهنگ و حکومت قرهنگ پرور و خواجه نصیر و یک دنبا نور و حکمت چشم براهی موعود چی؟ و ملاصدرا و امیرکبیر چی؟ ‘ پدر سالاری سر جایش وجوه و ابعاد دیگر این کهن سررمین انوار الهی جی ؟ و این فرهنگ را چه کنیم ؟ این حیات ایرانی چه ربطی به غلام و ترامپ دارند و پدر سالاری پیر پسر؟ این ایستادن شرافتمندانه در یک چهان قدرت دمکرات و جمهوری خواه و نفتی و یهودیت پیامبر کش نافذ در ظلام زمین از مسیح تا رنسانس تامدرنیته جی؟ مسلما ترامپ و غلام یک ژانرند و حالا ما قرار است به روایت محکم اکتای جوان خیره شویم یا به ضد روایت ناخواسته ای که در روایت او پنهان و گم و گور است و در شکل یک روایت کلاسیک اذهان مدرن ها را تصرف می کند تن دهیم . . این همان راز پیروزی فیلم در تصاحب دراماتیک تماشاگران فراوان طبقه متوسط است که در چنگ سحر سینما و مدرنیته و غربی سازی و نگاه به خود با نگارش غرب و نگاه مستشرقی ‘ اسیر می شوند . . و پرتاب می شود از تاریخ ‘ به ساختارزدایی ی مدرن شدن و’ تغییر روایت به ضد روایت و حکم محکومیت یک امر باستانی به وانموده و باز سازی فیلمیک و اگزجره exaggerate واقعیت؟ و با دلبری باروک برای کسانی که زبان ایماء یک جسد و یک تابلوی کاراواجیو را خوب درک می کنند و همین طور جسد خشکیده مسبح قرن شانزدهم جابجایی رنسانس در اوج و عصر انقلابات دموکراتیک و زهدان مدرنیته و دید الحادی آن را وقتی پسامدرنیته و انفجار مدرنیته را می زیند .. امر پوشیده مدرن اکتای ‘ آن انفجار سبک و زبان شعر و تئوری رضا براهنی را آبستن و وامدار نطفه فرمالی است که حالا برای جذب مخاطب یک قدم واپس نهاده و با زبان دراماتیک دوران مدرن و سینمای دموکرات آمریکا قصه مدرن را تعریف می کند . این پارادوکس پدر کشی فرویدی در دریایی از مواهب به ارث رسیده از دنیای خلاقیت و تفکر پدر البته چیز عجیبی است .اکتای با همه فاصله فرمالیستی از پسامدرن پدر در
☆☆☆
اسیر این پسامدرن ناکام مانده در پیر پسر است که کمال فیلمش را می ساخت و جرئت یا خلاقیت یا توان اجرایش را نداشت
☆☆☆☆☆
والبته در سینما ‘ اثری ضد روایی با آن درجه از گستاخی و جنون هنری پسامدرن باباچاهی یا رضا براهنی که اثر را به اثری شیزوفرنیک برای بیان شیزوفرنی سرمایه ی پیرامونی بدل کند و در کلمات روایت زدایی شده ممکن نیست که در شعر ممکن است . چنین رخدادی ‘ در سینما نایاب است گاه در سوررئالیسم بونوئل یا پسامدرنیسم جارموش و….پیشا تصور آن تصدیری یافته است.
ضد روایت در سینما و معنا گریزی عموما در پی آن است که معنایی نهان و عمیق تر بسازد. و اتفاقا در سینمای پیر پسر که اثری بشدت روایت محور و دور از دستامدهای پسامدرنیستی ضد روایت است که مثلا شکل رویکرد گرایانه و مستحکم و نوترش در کار کیارستمی زاده شده است ‘ در کتار روایت پدر و بهره مند از ایده های فکری و ماقبل فرمالیستی رضا براهنی ‘ بصورت ‘ یکجهان خاص روایی با استاندارد دراماتیک ظاهر گشته است . یعنی ضد روایت درون روایت چهره نهان کرده است. یعنی اگر خوب بنگریم آثاری از حضور پسامدرننیستی پدر در اعماق شخصیت و رویداده به صورت دور و رخ نهان داشته وجود دارد
پدر علی ‘ رضا غلام باستانی کلا شخصیت هجو ‘ نهیلیستی ‘ بی ” معنویت” و معناگریز و تکه پاره و فاقد مرکزیتی دارد (شبیه خود ترامپ که اغراق آمیز و به عمد این را به کاراکتر کنش سیاسی پیش بینی ناپذیری برای جنایت بدل کرده واین را هی باید تکرار کرد تا جابیافتد ) . ساختار ضد روایتگری در حقیقت در آثار هنری مبین بیان ناممکنی حکایت قطعیت پذیر رخدادهاست و جز مکاتب کمیاب نظیر جریان شعری باباجاهی و شعر مطرود و رضا براهنی ‘ کمتر موفقیتی برای این مرکز زدایی در سبنما تحقق یافته است . چنان که ضد روایت پدر در فبلم اگتای براهنی در روایت کلاسیک و منظم غرق شده است . پدری ضد روابت در اقتدار روابت مستحکم و استاندارد ‘ گم شده و پراکندگی جنون بارش به چشم نمی آید .. کلمه استحکام در اینجا مبرّا و به معنای فاقد ضعف نیست . بلکه به معنی تردید ناپذیر است. یک فیلم ساده را می توان چنین دشوار سازی کرد . کارگردان و نویسنده می گوید این ها را من ساختم؟ من فقط داشتم به وصیت پدرم عمل می کردم و یک تاریخ مذکر سینمایی و یک پسر کشی ایرانی با منطق کلاسیک و تاویل دلبخواه از رستم می ساختم و لایه ای در باره امر سیاسی حاضر و آن هم با جزمیت تردید ناپذیر و قضاوت مطلق د voice of God. پس این همه وزرو وبال از کجا سر برآورد؟ ومن با فریاد اعلام می کنم از حقیقت تحریف شده فرهنگ ‘ از ضد جهالت و عوامفریبی ‘ ازتفکر و واکردن بافت و ساحتار صلب نقاب !
☆☆☆☆☆☆
اما من چرا پیر پسر را مهم می دانم؟ زیرا اکتای جوان ظاهرا خلاف میلش فیلمی ساخته که نه قدرت جمهوری اسلامی بلکه یک تمدنحهانی بحران زده و ظلمانی و نور از کف داده و درنده شده را افشا نی کند .
سینمای ایران تنها فیلم قابل اعتنایی را دارا شده که تصویری تکان دهنده ‘ همگانی و عامه پسند و نیز هنرمندانه از حهانی هولناک ساخته است که در آن خدا ترک شده و عشق ناممکن گردیده لست در حالی که احتمالا فیلمساز در پی چنین آفرینشی تبوده و روحش هم خبر ندارد .اما ‘ فیلم زندگی دیگری دارد و فیلمساز مرده است
پیر پسر را نه چنان که اکتای براهنی ساخته بلکه چنان که من ساختار زدایی می کنم ‘ و دوست دارم کشف می توان کرد . با براهین درون فیلم و نه سخنی از سر هوی.
. برای من در پس ساخت های صلب و حجاب ها و پرده های تفکر نمایشی و تحمیل و کم و کاست ها و قضاوت های پا در هوا ‘ این فیلم گواهی دیگری در خود نهفته دارد . آدم ها در اعماق خود تشنه چیزی هستند و گواه آنچه که در جهان آگاهانه شان بنا به منافع و جبرها و بدفهمی ها و جهالت های ژرف از آن می گریزند و یا تمنای آن را نهان می دارند . مرثیه برای هرآنچه زیبایی و پاکیزگی از رجس و پلشتی است در چه سر چشمه ای ریشه دارد جز خیر مطلق؟ یا دست از امر اخلاقی بشویید یا اگر تمنای آن را دارید در جهان عینا ببینید بگو صد بار آزموده اید کهدبا الحاد و مدرتیته امر اخلاقی ممکن نیست . هابر ماس را تما شا کنید و بایدن را و مکرون و همه انان که سرپرستان تظام جهانی قدرت و فیلسوفان هدایتگر نظم گفتار قدرتند و دست کم به اندازه فوکو صداقت داشته باشید ودر غیاب این امر مطلق چه چیز هستی را از ظلمات محض نگاه می دارد؟ عشق ؟ آن که بدون حق ناب ناممکن است .
درجهان آثار زیادی وجود ندارد که عمیق و تاثیر گذار باشد و همچون آثار و سینمای درایر و برسون و برگمن و اوزو تصویری از جهان بحران زده ای بسازد که در آن امر استعلایی و اخلاقی و حقیقت وانسانیت ناممکن شده و دود شده و در ظلمات بازمانده ‘ از توهم قتل یا حذف خدا ‘ و نیست انگاری ‘ انتظاز نمی رود جز سرنوشت شوم و گریبانگیر ‘پیشاچشمان مان ‘ تقدیر دیگری برای انسانیت و عشق متصور باشد . همان چیزی که در پیر پسر تماشا می شود .
پیر پسر به چشم من بدون آن که بخواهد ‘” می خواهد” چنین اثری باشد و این برایم ارجمند است . آن لایه ای که برایش کف می زنند و امر سیاسی پر از قیاس های بی کفایت است ؛ چون خلل های روایت نمادین اشتباهات و تناقضات و خامدستی هایی دارد که ندیدن آن ها فریب است اگر کسی آن ها را ندیده بگیرد و سر کارگردان را به سبب همسویی واپسگرایانه سیاسی شیره بمالد . زیرا در این حیطه ی فیلم هزار مانع پیرامونی و وسوسه و قطعیت های مدرن و وهم و سیاست به عللط فهمم شده و نادانی در خصوص هستی شناسی توحیدی ‘ و ایرانی و علل فراموش شده سقوط آدمیت دست و پای فیلم را بسته است. و آن را سطحی کرده است .
فیلم اهمیتش را در جای دیگر ظاهر می سازد و قدرتش در همانجاست که لایه سیاسی اش بی اعتباریش را برود می دهد و باز فیلم درخشان بافی می ماند و این را فراستی و ضد فراستی در نگاه سیاسی غالب بر هستی شناسی و فاجعه انسانی فیلم درک نمی کنند . و شاید اکتای هم درک نکند . فیلم رها از نیّات او گواه این توانایی است.
برای همین عنصر ماندگار فرا خزعبلات غلط درک شده سیاست ‘ پیر پسر ‘ اثری است که مرا به گفتگو بر می انگیزد ‘ این فیلم شایای دیدن است و بایای تفکر . و باید به ان اندیشید که چه چیز ‘ آن را فیلمی پایا و فیلم مهمی کرده است فیلمی دردمند و فرهنگفر و دارای دغدغه زندگی انضمامی گ کنون جهان سرگشته در ناممکنی اخلاق! چه دروغ احمقانه ای این حال را خاص ایران وانمود کنیم کوریم و دنیا را نمی بینیم ؟ دنیایی که حتی تاکوفسکی عارف مسلک آن را میدید و انسان هراسانش از چهره پلشت این عصر خود را به آتش می کشید .. .. کاستی های محتوایی و روایی و ساختاری پیر پسر ‘ بجای خود !
این فیلم یک حیات بین الاذهانی دارد . چرا مهم است؟ به سبب چهره تلویحی سیاسی آن ؟ به سبب تجسم یک ضمیر جمعی قومی و یا شورش نسلی و داستان تورگنیفی ویا جهان نهانی داستایوسکی وار و برادران کارامازوفی پدران و پسرانی و روح روسی پدر سالاری که اینجا ایرانی شده؟ و البته به انضمام جهان شاهنامه ای کژ فهم شده که از تفسیر تاریخ و حماسه و از رضا براهنی و ایده پسر کشی و رمانها و رازهای سرزمین منی سر برآورده و بیشتر؟ یا
به سبب یک خطای فهم همگانی در باره خیر و شرّ و یک شرّ دیو آسای نکبتی چرک غیر انسانی سراپا خلاف و ظلمات و نفرت انگیز بنام پدر؟ خوب این فیلم می خواعد یک پدر سیاه ‘ نه همه پدر ها را به نمایش بگذارد ‘ عیبی دارد؟ این پدر قابل دفاع است ؟ اصلا می خواهد این پدر معلق بین یک هستی کنکرت و یک هستی انتزاعی ‘ کلیت نمادین بسازد. فیلمی در باره همه پدرهایی اینچنین! ‘ مشکل کجاست ؟ تا اینجا مشکلی نیست . مشکل از آن جا زاده می شود که کلا” پدری” ایرانی به یک مقوله عام اینجوری بدل می شود . !!!! همه پدران علام باستانی می شوند !!!! کل حقیقت و روح ایرانی یک تاریخ مردسالار پدر سالار و علام باستانی گونه تبلیع می گردد و ابن محصول مستشرقین و خود تحقیری بسود مطامع ارباب همین کثافات ‘ به افاده و پز فیلمساز جوان تسلیم به اهریمن و ربوبیت شیطانی بدل می گردد حالا چی مشکلی وجود ندارد؟ . باید بگویم برخلاف تصور همگانی روشنفکران و مدرن ها و خود فیلم و به سبب وضع برخاسته از تتاقضات فیلم و بنا به یک جهان بینی غیر دینی و مدرن بله ! مشکلی وجود دارد . این پدر در بدی خود و اسارت جبرها چه فرقی با علی متفعل نازنین دارد ؟ خدا را که حذف کنید یا به قتل برسانیم ‘ هیچ جور بر جبری فائق نمی توانید بیایید که از این پدر ‘ این پدر را ساخته . این را فعلا بیاد داشته باشید و حیرت نکنید در این میان به چه دلیل سخنگوی دولت سر برآورده .
این پدر سینمایی ی چرک ومنفور فیلم به جهل پروردگارش ‘ یعنی فیلمساز می خندد که به اندازه کافی مدرن و شجاع نیست تا از کثافت جبری دفاع کند و بزبان پوشیده نامجو و با لکنت حرف می رند . زیرا در تند ترین داوری در جهانی که تهی حقیقتی مطلق است علام ‘ طلبکار خواهد بود . و خود در همه پلیدی خویش موجود گرفتار جبرهای ناخواسته خواهد بود که او را چنین بار آورد . به جای پاسخ به تتاقصات ایدئولوژیکی که جهان یک اثر هنری را بلادفاع می کند خوب است یکبار هم شده اگتای براهنی هزار زنجیر جبر را در رندگیش که او را در تاراتار تاتار چنین پرورده بگسلد و آزاد به اصل موضوع بیاندیشد رها از جهان مغولی قطعیت های قبیله الحاد. . خدا انسان را قابل انابه و دارای اراده و عقل و شورش علیه ظلمات خود آفریده . ولو به قیمت شهادت ‘ تا گواه آزادی خود در گسست از شیطان و نفس امر کننده به دوزخ باشد . پس در دین جواب علیه پدر سیاهکار وجود دارد ‘ در مدرتیت فیلم وجود ندارد و محککم کردن پرسونای حسن پور شیرازی بنا به نگاه بی خدا ‘ ابلهانه است . او هیچ نرحعیت کواه ایستلدگی و استقامت برابر جبر احاطع کرده اش ندارد .
☆☆☆☆
در باره” پیر پسر ” مثل هز فیلم قابل توجهی گفته های موافق و مخالف در سطوح متفاوت در گرفته و داوری ها گاه اغراق آمیز و جنجال انگیز بوده و گاه تلاشی برای تقرب به جهان فیلم . چه کسانی که پیش از هرجیز متوجه وجه نمادین و وتصورات سیاسی و لایه ی نقد اجتماعی بوده اند و موضوع لایه تلویحی و استعاری یا کنایی فیلم در ارتباط با قدرت سبب خشنودی شان شده و چه انان که همین تفسیر حدسی ‘ اسباب عدم رضایت شان را فراهم آورده ‘بیشترین حساسیت شان را به جدل بدل کرده و برانگیخته اند.. البته اگر شما فضایی بسازید و بدون براهین ‘ و بنا به توان و اقتدار القای اثر هنری تان آن را وجه نمادین نظامی سیاسی وانمود کنید دو حال دارد یا در موضع تان ‘ برحق هستید یا نا برحق . در هر دو حال عقل ‘ زیبایی شناسی و خدا به سبب استفاده جبارانه از یک زبان هنری سلطه گر و عدم ساختار برهانی این انطباق ‘ رفتار شما را نفی می کند . در اسلام حتی دفاع از حق با مغالطه ‘ امری حرام است و این همان پندی است که امام صادق سلام الله علیه به زراره ی عزیز می دهد . عقل می پرسد چرا این تطبیق ها و قیاس ها را که بدترین شیوه غیر منطقی و اغواگر است بکار گرفتید در حال که خودتان می دانستید چیزی ساخته اید بی ربط به خود مدلول و از دو جنس جدا از هم . و با مغلطه نمی توان از حق دفاع کرد و با خود را برحق جلوه دادن نمی توان ‘ حقیقتا بر حق بود . اثر بزرگ هرگز به دام این غلط مشهور در سینمای ترا ریخته و پیرامونی نمی افتد .
می خواهم بگویم اگر هم پیر پسر دارای چنین سویه ای باشد ‘ بدترین چهره سنت روشنفکری سینمای پیرامونی راحمل کرده است . دلایل ارج نهادنم بهپیر پسر چنین موضع گیری های اثبات ناپدیر در یک فیلم تیست . چرا که نخست این یک فریب است که فیلم می تواند نقش جامعه شناسی را ایفا کند . روبکرد جامعه شناسانه نیازمند روش خاص خود ‘ مدارک و تحقیفات و براهین علمی است . این دروغ است که فیلم می تواند نقش جامعه شناسی را ایفا کند . فیلم ها می توانند وانموده ی دلوزی یکجامعه شناسی دروغین و مستبد و القایی و بی برهان باشند و همین طور یک سیمای وانمودگر سیاست و تاریخ . اما در حقیقت فیلم می تواند فقط فیلم باشد . یک داوری سیاسی ‘ جدالی است برای آن که با ارجاعات به مدارک و خرد و .گفتمان های حاکم ‘ دعاوی راستی آزمایی شود و اتهامات سنجیده گردد. فیلم تنها مثل یک دیکتاتور یا شارلاتان فریبکار می تواند امر سیاسی را وانمود یا القا کند و این بدترین کار یک اثرهنری است که زیبایی را فدای دروغ ایدئولوژیک نماید . قدرت های سلطه جو بنا به منافع خود از چنین سفسطه و فریبی استقبال می کنند تا برای مطامع کثیف قدرت شان ‘ با فیلم ‘ و جایزه و هدایت تاثیر گذار تلویحی یا مستقبم ‘ مظلوم را ظالم و ظالم را مظلوم ‘ حق را باطل و باطل را حق به نمایش در آورند زیرا این رفتار دقیقا همچون دو آدم در جنگ باهم است که یکی به دیگری فحش می دهد مرد شقی به عیسی علیه السلام و محمد صلوات الله علیه و آله هم دشنام می دهد و یا مرد هرزه به رهگذر بی گناه می گوید مادر جنده این دو کلمه اما هیچ ربطی به مادر آن فرد در واقعیت ندارد . مادرش ممکن است یک بانوی پاک و فرهیخته و در محاصره دشمنانی جاهل باشد که بیشرمانه نسبت دلبخواه به او می دهند . خواستند به او تجاوز کنند و او ورزش رزمی بلد بوده و زده له و لورده شان کرده . دعوتش کردند به زنا و او به صورتشان سیلی زده و حالا از خشم دشنام می دهند
. از هنر نباید چون سلاح در دست زنگی مست سود جست و با آن مستبدانه به تارو مار مخالفی پرداخت که میدان جنگ و اثبات حقانیت و بطلانش جای دیگری است.و باید در جای خودش با سند و مدرک اثباتش کرد که از کژی برخوردار بوده یا راستی؟ فیلمساز و داستانگو و هنرمند مثل یک دیکتاتور قادر است هر چه خواست با بیشترین اثر گذاری به یک تفکر ‘ نوعی’ و نوعی اخلاقیات ‘ دسته ای از یک مردم ‘ یک نظام سیاسی ‘ یک رویداد تاریخی ‘ یک فرهنگ ‘ یک دین یک شخصیت ‘ نسبت دهد و ارتباطی کنایی ببن امر داستانی و واقعیت موجود بسازد و به مخاطب القا کند که امر واقع همان است که او( کذاب) به تماشا نهاده و واقعیت واقعا چنان نباشد . متهم در فضای متکلم الوحده یک فیلم یک روایت و کارگردانی هیچ امکان دفاع از خود ندارد . برای همین من از سینمای القاگر پیرامونی ایران ولو جایزه اسکار و کن برده باشد بدم می آید . سینمایی که توانایی های دراماتیک و حرفه ای ارزشمندی دارد اما منصف نیست القاگر قیاس های نا آزموده و سطحی روشنفکران دچار اغوای غرب است . طرفی که در فیلم ضد قهرمان است و زبانش را فیلمساز بریده و بدلخواه خود او را آفریده و او بدونگفتگو و پاسخ متقابل محکوم شده است . فرهنگ مظلوم ‘ سیاست مظلوم ‘ تاریخ مظلومیت . شاید یکی از وجوه متعدد و مایه احترام روز افزونم به سینمای کیارستمی ‘ در کنار چهره تجربی و آوانگارد ضد آوانگاردیسم و بس خلاق و دیگر وارش ‘ این گریزش از القای دراماتیک و تحمیق مستبدانه مخاطب و گریز از داوری و تشویق و ساختن ساختارمند امکان تفکر مستقل تماشاگر و اندیشیدن به شقوق مخالف یکدیگر تا حد ممکن است . آن قدرت تخریب عادت و مخالفت با تحمیل بر ساخته های فیلم و مخالفت فیلم با خودش و با عادت عمومی درک روشنفکرانه و قطعیت گرا در کیارستمی بی مانند است. فیلم ساز در قدرت شخصیت فردی و در معرفت و فهم باید دارایی بس گرانبهاتری از سوء استفاده از احساسات مخاطب داشته باسد و به خود بیش از کارگزار قدرت جهانی ‘ آمریکا یا اسراییل شدن احترام بگذارد و ستیز با صدای مرعوب کننده خودش ‘ برایش مهمتر از کف زدن گله وار جماعت و جشنواره ها برایش باشد تا ابن سبک موقر زندگی روزمره محتوایی چنین فرزانه و حکیمانه بیابد . بعد از انقلاب سینمای ایران تنها در مرگ یزدگرد و بودن ونبودن وچند اثر انگشت شمار چون بادکنک سفید و رقص در عبار و…. با همه اشکالات کار نخست ‘ به فضیلتی نزدیک شد که در آثار کیارستمی به اوج رسید و انسجام زیبایی شناختی و فلسقی و دیدگاهی معتبری یافت و از نان و کوچه تا زندگی دیکر هیچ و زیر درختان زیتون و کلوز آپ و طعم گیلاس و باد مارا باخود خواهد برد و شیرین و ده و …کلا شالوده عیر قطعی سینمایش را فتح کرد . زندگی بیکران و گریز از داوری بسته ی مستبد !
☆☆☆☆☆
فضای مجازی و” تقد” شفاهی و و نقد مکتوب هم عالبا میدان خلافگویی بی در و پیکر با همان اسلوب بزن در رو و قیاسی بی برهان و با فرمول ها و گزاره های حکمی و فاقد توان و روش استقراست که در باره خود فیلم پیرامونی گفتم .. منتقدان چه موافق و چه مخالف اعلب جز چند مورد معدود در نقش سایه همان فیلمساز متبختر و اقتدار طلب و حاکم بلامنازع قضاوت و حکم قطعی ظاهر می شوند و مبلغ استالینی ابده های لیبرالی یا انقلابی خودند . نه تنها فراستی بلکه حتی ژورنالیست های محترمی چون نورایی و طوسی و شاگردان جوانشان …… پس ‘ دیلماج کارگردان شدن را رها کنیم و البته همیشه پیشاپیش گزاره های سیاست بازانه را کلا بریزیم دور که در آن اتهامات هست ‘ خرد و حکمت و دانایی و فهم انضمامی و استدلال نیست سینمای پیرامونی ایران جمهوری اسلامی و منتقدان ابن سبنما در ارجمند ترین آثارشان از این بلیه جهان سومی و ساختار انطباق قیاسی با سویه کنایات سباسی کم و زیاد رهایی نداشته و نقد دنباله رو همیشه برای این خطا برایش کف زده ‘ گذشته از اجاره نشین ها حتی سینمای بسیار دانا و محبوبم ‘ سینمای مهرجویی ‘ که کمتر از فیلم های دیگران گرفتار دگماتیزم داوری یکسویه است از این قطعیت گرایی خلاصی نداشته ‘ بانو ‘ پری ‘ سارا لیلا سنتوری مبهمان مامان و…. آثار ‘ دوست داستنی اویند ‘ همچنین هامون با وجود تلاش در ژرف بینی ضمنا از حکم ایدئولوژیک پیش داورانه و پیشینی اش رهایی نداشته اند و حتی فیلم بمانی با تبعیت از صورت ساختار و شیوه ی رویکردگرای کیارستمی بیگانه با رویکرد باطنی این سینماز قطعیت ستیز بوده است . و اثری القاگر باقی مانده است .
☆☆☆☆☆
پیر پسر شاهکار نیست اما یکی از وجوه ارجمندش وسعت تاویل پذیری و قابلیت کفتگوی نهفته در خود فیلم است . میتوان برای واکاوی جامع آن و در باره موضوعات شایسته گفتگویش ‘ کتابی قطور نوشت . واقعا سیماهای
ارزشمند فیلم گسترشدار است . مثلا در باره معماری خانه ‘ می توان فصلی مشعشع تدارک دید . در باره :
بازی سازی و زبان بدن در این فیلم می توان فصلی نگاشت که با یک دو ستون گفتگو پایان نمی یابد .
در خصوص زبان اشیاء در پیر پسر و نقش روایی شان و تفکر پنهان در کارکرد چیزها’ می توان مفصل حرف زد . منظورم آن نیست که در باره همه این وجوه فیلم شاهکار است ‘ بلکه تاویل پذیر است ! و این مهم است که فیلمساز به ابن امور ‘ حوب یا بد ‘ گاه عمیق ‘ گاه سطحی اندیشیده است .
سنت ایرانی ‘ وجه دیگری است که می توان مفصلا در نقد پیر پسر به تصویر آن پرداخت .
روایت و ضد روایت ‘ ساختار پیر پسر در برابر ساختار پدر و ترامپ و بار استعاری این چالش در فبلم عنوان جذابی برای گفتگوست .
تابوزدایی پیر پسر هم موضوع خوبی برای نقد است .
نکته دیگر موضوع تقدس زدایی است . این فرایند همچون یک جایگزین امر عقلی در تحول فرهنگی رخ می دهد یا یکترا یخته غربی ؟ و توام با یکسونگری و تحریف برای ساختار شکنی به سود بردگی و تسلیم به نطام وحشی سلطه سرمایه سالاری متاُخر و مدرنیته فروپاشیده که بحرانش حتی در سقوط آخرین فیلسوف مدافع دموکراسی لیبرال ‘ هابر ماس و دفاعش از اسزایبل ظهور می یابد . و حماقت دل بستن به دموکرات ها در برابر ترامپ را فاش می سازد
در پیر پسر غلبه تلقی سیاسی ناقص و متکی بر چشم غربی سازی جهانی ‘ ‘ بر فهم مستقل فرهنگی و اجتماعی در پس درام به نمایش در می آید ؟
اصلا اجازه دهید تعدادی از این وجوه را بیشتر نام ببرم و وسعت خلاقبت و تفکر فیلم را که گاه عمیق و گاه سطحی است و ناتمام و ناتوان در بنا نهادن منطق خود یا اجرای درست پیشنهادش ‘ متذکر شوم . نکته این سیاهه موضوعات به صورت حیرت انگیز گسترده ای که همین حالا بیان شان می کنم ‘ فقدان نظم و ساختار فصول متوالی کتاب است . به ترتیب علاقه و اشتیاقی که برای ارائه مطالبی در خصوص هر عنوان داشته ام و فیلم ظرفیت بحث جدی در
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، آریو همتی «پیرپسر» به کارگردانی و نویسندگی اکتای براهنی بنا بر مقولهبندی ساختاریک، یعنی سینمای پیشا ساختارگرا، ساختارگرا، پسا ساختارگرا و فراساختارگرا در نوع سینمای فراساختارگرا و در ادامه مسیر فیلمهای «دونده» امیر نادری، «بادکنک سفید» جعفر پناهی، «طعم گیلاس» عباس کیارستمی، «فروشنده» اصغر فرهادی و… قرار میگیرد. این...
۱۴۰۴/۰۸/۲۰
سینماسینما، سپیده ابرآویز فیلمساز چه نویسنده فیلمنامه باشد چه کارگردان، خوب است روانشناسی بداند. خوب که نه اصلا واجب است و ضروری. اکتای براهنی این موضوع را به درستی درک میکند او فارغ از اینکه اقتباس میکند یا نمیکند بازیگر حرفهای میآورد یا نمیآورد فیلمش را خوب میسازد یا نمیسازد...
۱۴۰۴/۰۸/۱۵
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، منوچهر دین پرست فیلم «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی، دومین اثر سینمایی او، با فیلمنامهای منسجم و کارگردانی پخته، یکی از برجستهترین آثار سینمای ایران در سالهای اخیر است. فیلم درباره خانوادهای سهنفره شامل پدر مستبد (غلام با بازی حسن پورشیرازی) و دو پسرش (علی: حامد بهداد، رضا: محمد ولیزادگان)است...
۱۴۰۴/۰۸/۱۲
اکران آنلاین فیلم «پیرپسر» در پلتفرم «فیلمنت» عصر امروز متوقف شد. به گزارش سینماسینما، اکتای براهنی، کارگردان این فیلم، در صفحه شخصی خود اعلام کرد: پخش «پیرپسر» از ساعت سه بعد از ظهر امروز (شنبه) به دستور رئیس ساترا متوقف شده است و تلاشها برای ادامه پخش تاکنون بینتیجه مانده...
۱۴۰۴/۰۸/۱۰
فیلم «پیر پسر» به کارگردانی اکتای براهنی، امشب به طور اختصاصی در سینما آنلاین فیلمنت اکران شد. به گزارش سینماسینما، فیلم درام ایرانی «پیر پسر» به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی و تهیهکنندگی حنیف سروری و بابک حمیدیان، ۴ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۸، در سینما آنلاین پلتفرم فیلمنت به نمایش...
۱۴۰۴/۰۸/۰۴
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
فیلم سینمایی «پیر پسر» به کارگردانی اکتای براهنی، از ساعت ۱۸ یکشنبه ۴ آبان به طور اختصاصی در سینما آنلاین فیلمنت اکران میشود. نوشته اکران آنلاین فیلم «پیر پسر» از امشب در فیلمنت اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۸/۰۴
تهیه کننده فیلم سینمایی پیر پسر به کارگردانی اکتای براهنی با تایید قاچاق این فیلم سینمایی گفت: ادمین کانال تلگرامی که نسخه این فیلم را منتشر کرده باید خسارت سنگینی بدهد. به گزارش سینماسینما، «حنیف سروری» یکی از تهیه کنندگان فیلم «پیر پسر» اظهار کرد: نسخه قاچاق فیلم سینمایی پیر...
۱۴۰۴/۰۸/۰۴
سینماسینما، مسعود ارجمندفر فیلم «پیرپسر»، دومین ساختهی اکتای براهنی، اثری چندلایه و عمیق است که فراتر از یک درام خانوادگی، به کاوش در تاریکترین زوایای روان انسان و ریشههای اساطیری میپردازد. این فیلم با الهام از مفاهیم روانشناختی کارل گوستاو یونگ، ساختارهای روایی اساطیری و ارجاع به ادبیات کهن ایران...
۱۴۰۴/۰۷/۱۸
سینماسینما، سمیه کاظمی حسنوند فیلم سینمایی «پیرپسر» به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی، روایتگر زندگی مردی به نام غلام باستانی و دو پسرش؛ علی و رضا است. پیرمردی که در دود و عیاشی و رفیق بازیهای آنچنانی غرق است و پسرانش را قربانی زندگی بیثمری کرده که همچون کلاف سردرگمی...
۱۴۰۴/۰۶/۲۹
سینماسینما، زهرا راد دیوارهای ترکخورده فریاد میزنند، پنجرههای گردگرفته نور را در خود خفه میکنند و حوض خشکشده، آرزوهای بربادرفته را پیش چشم میگذارد. خانهی پدری در «پیرپسر» اکتای براهنی، تنها لوکیشن نیست؛ کاراکتری زنده است که از دل سینمای روسیه تا تهران امروز را روایت میکند. اینجا معماری، خودِ...
۱۴۰۴/۰۶/۱۸
سینماسینما، ترجمه: فریبا جمور نمایش فیلم سینمایی «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی در جشنوارههای خارجی، فرصتی بود تا این اثر از نگاه اهالی مطبوعات و منتقدان در رسانههای کشورهای میزبان نقد شود؛ نگاه فیلم به موضوع مردسالاری، ارتباط پدر و پسران، نقش زن در فیلم و مواردی از این دست در...
۱۴۰۴/۰۶/۱۳
سینماسینما، فرزانه متین جادوی سینما بدین معناست که یک فیلم خوب توانایی آن را دارد تا مخاطباش را به فراسوی زندگی روزمره ببرد. اکتای براهنی بیپروا با موضوعات اجتماعی و ساختارهای تجربی، یکی از چهرههای برجسته نسل جدید سینمای ایران است که نه پیرو سینمای هنری است و نه همراه...
۱۴۰۴/۰۶/۰۸
سینماسینما، ابوالفضل نجیب بسیاری بر این باور هستند که «پیرپسر» دومین فیلم اکتای براهنی در سینمای ایران یک اتفاق تازه است. آنچه به اتفاق تعبیر میشود الزاما به معنای اعتبار و ارزشهای بصری و سینمایی، بلکه وجهی از تمایز فیلمی است که پتانسیل و ظرفیتهای متنوعی برای تأویلگرایی، تفسیرگرایی و...
۱۴۰۴/۰۶/۰۲
سینماسینما، ندا قوسی «همه اصول اخلاقی پیر مرد در این کلام خلاصه میشد: دنیا پس از مرگ من چه دنیا چه سراب!»[۱] [در متن حاضر جملاتی از کتاب «برادران کارامازوف»، فئودور داستایفسکی، ترجمه استاد پرویز شهدی منتشر شده توسط انتشارات مجید استفاده شده که دقیقاً و به طور مشخص به...
۱۴۰۴/۰۶/۰۱
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما؛ جدیدترین قسمت از برنامه سینمایی «هفت»، جمعه ۲۴ مرداد از ساعت ۲۲ به صورت زنده به آنتن شبکه نمایش رفت. در بخشی از این برنامه، بهروز افخمی مطرح کرد که حمید نعمت الله کارگردان «قاتل و وحشی» در تماسی تلفنی که با او داشته مطرح کرده است که اکتای...
۱۴۰۴/۰۵/۲۵
سینماسینما، زهرا مشتاق باید در اعلام زمان فیلم اشتباهی رخ داده باشد. محال است سه ساعت و نیم تمام، بی وقفه به تصاویری چشم دوخت که ذره ذره تو را می بلعد، روحت را به بی رحمانه ترین شکل ممکن، از هم متلاشی می کند و تو باز عطش بیشتری...
۱۴۰۴/۰۵/۲۴
سینماسینما، فرزانه متین نظام مردسالاری بر پایه ی خشونت، غیرت، قدرت نمایی و سرکوب احساسات بنا شده است این مردانگی نه فقط به زن، ستم می کند بلکه مرد را در نهایت به ویرانی می کشاند. یکی از مهمترین مشکلات سینمای ایران، نمای مردانه، نگاه جنسی شده به زن، روایت...
۱۴۰۴/۰۵/۱۴
سینماسینما، محمد نجاری* در سپهر سینمای جهان، عنوان «پیرپسر» چون نغمهای دوگانه، دو روایت متمایز اما همصدا را به هم پیوند میدهد: «پیرپسر» اکتای براهنی، که در خاک اسطورههای ایرانی و زخمهای خانوادگی ریشه دارد، و «پیرپسر» (Oldboy) پارک چانووک، که در طوفان زیباییشناسی خشن و فلسفهی انتقام کرهای غوطهور...
۱۴۰۴/۰۵/۱۲
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
داریوش ارجمند در بخشی از نشست فیلم «ناخدا خورشید» که در موزه سینما برگزار شده، بیان کرد: برای بازی در فیلم «پیر پسر» به من پیشنهاد شد اما در آن بازی نکردم زیرا معتقدم فیلمها و سریالهای ما هم کپی فیلمهای خارجی شده است و ما دیگر حتی یک پلیس...
۱۴۰۴/۰۵/۰۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
فیلم سینمایی «پیرپسر» به کارگردانی اکتای براهنی تاکنون موفق به جذب بیش از یک میلیون نفر مخاطب شده است. نوشته سیر صعودی استقبال از «سینمای اجتماعی» ادامه دارد اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۵/۰۶
جدیدترین قسمت از برنامه سینمایی «هفت» با اجرای بهروز افخمی جمعه سوم مرداد با بررسی فیلم سینمایی «پیر پسر» و پرونده ویژه پیرامون «پدر در سینمای ایران» از شبکه نمایش پخش میشود. نوشته نقد و بررسی «پیر پسر» در برنامه «هفت» اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۵/۰۳
سینماسینما، دکتر پروین سلاجقه فیلم «پیرپسر» به کارگردانی اکتای براهنی با بازیگرانی شاخص بر اساس رمان قرن نوزدهمی «برادران کارامازوف»، نوشته ی فیودور داستایوفسکی، نویسندهی بزرگ روسی ساخته شده است. علاوه بر این، ترسناک ترین صحنهی آن، یادآور ترسناکترین صحنه ی فیلم معروف «درخشش» به کارگردانی استنلی کوبریک است، (تبری...
۱۴۰۴/۰۵/۰۳
سینماسینما، آیه اسماعیلی فیلم پیرپسر مجموعهای از لایههای روانشناختی، اجتماعی و دراماتیک است. این فیلم، به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی محصول سال ۱۴۰۰ خورشیدی (۲۰۲۴ میلادی) است. نخستین نمایش آن در جشنواره روتردام بود، جایی که موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم شد. فیلمنامه پیرپسر، با تعلیق روانشناختی بالا...
۱۴۰۴/۰۵/۰۲
سینماسینما، محمدحسین فتحی فیلم سینمایی «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی، تصویری پیچیده و چندلایه از مناسبات قدرت در قالب یک خانواده را پیشِ روی مخاطب قرار میدهد. خانهای که مرکزیت آن پدری مقتدر است و دو پسرش به شکلی نمادین موقعیتهایی در برابر او دارند. ورود زنی جوان به این فضا،...
۱۴۰۴/۰۵/۰۲
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
بهدنبال برخی حاشیهسازیهای غیرسینمایی نسبت به فیلم سینمایی «پیر پسر» تعدادی از سینماگران با انتشار متنهایی ضمن انتقاد از این واکنشها، بر لزوم صیانت از «سینما» تأکید کردند. نوشته واکنش سینماگران به حواشی «پیر پسر»/ قلبهایی که برای «سینما» میتپد اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۴/۲۹
سینماسینما، ابوالفضل نجیب ابتدا اشاره کنم هنوز «پیرپسر» را تماشا نکردهام. آنچه درباره فیلمب اید نوشته شود می ماند در حد وعده تا بعد. اما هیاهوی پیرامون فیلم علی الظاهر از خود فیلم بیشتر است و گمانم هم بر این است اغلب غوغاسالاران مسبوق به سابقه فیلم را ندیده گز...
۱۴۰۴/۰۴/۲۹
سینماسینما، محمد ناصریراد اگر روزی بخواهیم فیلمی را پیدا کنیم که در آن، تنِ انسان معاصر ایرانی با استخوانهای تاریخ برخورد کند، «پیرپسر» یکی از معدود نمونههای تپنده و البته زخمی آن است. اکتای براهنی در این اثر، نه فقط یک قصه جنایی یا روانپریشانه تعریف نمیکند، بلکه تصویری غریب...
۱۴۰۴/۰۴/۲۸
سینماسینما، عدنان شاه طلایی «پیر پسر» ساخته اکتای براهنی یکی از آثار برجسته ژانر جنایی روان شناختی در سینمای ایران است که با ظرافت وقتی مثال زدنی فضایی پرتنش و تاریکی از روابط خانوادگی را به تصویر می کشد. داستان در دل یک خانه قدیمی در تهران می گذرد، خانه...
۱۴۰۴/۰۴/۲۷
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی خط لو رفتن داستان شاید هنر کارگردانی اُکتای براهنی در دومین فیلمش، «پیر پسر»، نمایش خشونت زیرپوستی باشد، که در جای جای فیلم به چشم میخورد. نمایشی از اعماق جهنم، وقتی مصداق زمینیاش را پیدا کرده باشد. خشونتی تهدیدکننده، که تعلیق و ناامنی ایجاد میکند. نمایش...
۱۴۰۴/۰۴/۲۶