«ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

«ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله

سینماسینما، محمد ناصری‌راد lazy_placeholder.gifIMG_20250714_170240_826-300x225.jpg

فیلم «ای ایران» ساخته‌ی ناصر تقوایی، از آن دست آثاری است که در جغرافیای محدود خود، گستره‌ی یک سرزمین را به نمایش می‌گذارد. ماسوله در این فیلم، کارکردِ صرفا لوکیشن نداشته و عملا استعاره‌ای از تمام ایران است؛ شهری پلکانی که طبقاتش از بالا تا پایین، بازتابی از جامعه‌ای طبقاتی و تاریخی‌اند. تقوایی با آغاز فیلم از فراز پرچم بی‌حرکت پاسگاه و فرود نرم دوربین بر بافت ماسوله، پیوندی تمثیلی میان قدرت و مردم برقرار می‌کند. این حرکت دوربین، همان حرکت تاریخ است؛ از رأس هرم قدرت به بطن جامعه. به‌گونه‌ای که از همان پلان نخست، فیلم اعلام می‌کند هرآنچه در این روستا می‌گذرد، در مقیاسی کلان، در سراسر کشور جاری است.

ناصر تقوایی در «ای ایران» جهان خود را با نشانه‌های آشنا می‌سازد. پرچم سه‌رنگ ایران، سرود ملی، نام‌های رستم و فارسی و موسیقی اصیل ایرانی در تار و پود فیلم جاری‌اند. این عناصر از جنس تزئین یا اشاره‌ی سطحی نیستند، بلکه مصالح سازنده‌ی هویت دراماتیک فیلم محسوب می‌شوند. تقوایی با تأکید بر نشانه‌های فرهنگی و قومی، روح ایرانی را در دل داستانی کوچک جاری می‌کند تا مخاطب همواره آگاه باشد که در حال تماشای روایتی از خودِ خویش است.

در همین راستا، تغییراتی که معلم مدرسه، آقای سرودی، در شعر ای ایران می‌دهد، بیان‌گر نگاه تحول‌خواه و زنده‌ی کارگردان به فرهنگ و هنر است. جمله‌ی کلیدی او که می‌گوید: هنر زنده است، چکیده‌ی اندیشه‌ی تقوایی است؛ هنری که در زمان متوقف بماند، می‌پوسد، اما اگر در جریان حرکت تاریخ باشد، ماندگار می‌شود.

اما پاسگاه در فیلم، نقطه‌ی تمرکز قدرت سیاسی است. سرگروهبان مکوندی با بازی درخشان اکبر عبدی، تجسم تمامیت‌خواهی، خودبزرگ‌بینی و نادانی ساختاری است. در نمایی از فیلم، او رو به تصویر شاه می‌گوید: اگر سه روز من جای تو بودم اوضاع درست می‌شد. این جمله و صحنه‌ی خیال‌پردازانه‌ای که در آن، مکوندی خود را به‌جای شاه می‌بیند، نوعی پیش‌گویی تصویری از تغییر قدرت است؛ همان‌جا که عکس شاه بر دیوار جای خود را به تصویر مکوندی می‌دهد و تقوایی بی‌کلام می‌گوید: قدرت همواره در چهره‌ی تازه‌ای بازتولید می‌شود.

در برابر پاسگاه، مدرسه قرار گرفته است؛ نهاد آگاهی و روشنایی. مدرسه در این فیلم، قلب تپنده‌ی جامعه است، جایی که شور، امید و حقیقت زاده می‌شود. پسر مکوندی در میان دو جهان گرفتار است؛ دنیای اقتدار پدر و دنیای آگاهی معلم. او در نهایت به سوی حقیقت میل می‌کند و این تغییر جهت، نمایانگر گرایش نسل تازه به روشنایی و آگاهی جمعی است. هنگامی که مدرسه در پایان فیلم تخریب می‌شود، تقوایی با زبانی استعاری و میزانسن دقیق نشان می‌دهد که با ویرانی نهاد آگاهی، ستون‌های قدرت نیز فرو می‌ریزند.

بنظر می‌رسد در روند روایت، پیوستگی منطقی میان پسر مکوندی و معلم، دچار گسست است. سیر دگرگونی درونی پسر از اطاعت تا آگاهی، ناگهان اتفاق می‌افتد. چنین جهشی در منطق دراماتیک تقوایی غریب است و می‌توان آن را نتیجه‌ی حذف یا سانسور بخش‌هایی از فیلمنامه یا فیلم نهایی دانست. در بافت کلی، مخاطب احساس می‌کند فصل یا سکانس‌هایی از رابطه‌ی معلم و پسر غایب است؛ فصل‌هایی که می‌توانستند به بلوغ درونی این شخصیت عمق ببخشند. این نارسایی، زخم پنهان سانسور در پیکره‌ی فیلم است، زخمی که در بسیاری از آثار آن دوران به‌چشم می‌خورد.

«ای ایران» از حیث ساختار با دیگر آثار تقوایی تفاوتی بنیادین دارد. اگر در «صادق کُرده» و «ناخدا خورشید»، روایت بر مدار قهرمان فردی و کلاسیک می‌چرخد، در «ای ایران» با ساختاری خُرده‌پیرنگ، جمع‌محور و مینیمال روبه‌رو هستیم. تقوایی قهرمان را در میان مردم توزیع می‌کند و از انحصار شخصیت مرکزی می‌گریزد. در این فیلم، قهرمان جمع است، دانش‌آموزان، معلمان و مردم ماسوله که با هم در برابر زور می‌ایستند. این تغییر لحن، از گرایش تقوایی به روایت مردمی و دموکراتیک حکایت دارد و محصول فضای فکری پس از انقلاب است.

در زبان بصری نیز، تقوایی از عناصر امضایی خود بهره می‌گیرد. کیسه‌های کاغذی بر سر شخصیت‌های آنارشیست، تکرار همان تمهیدی است که در دیگر آثارش برای نمایش بی‌هویتی و مسخ‌شدگی به کار گرفته بود. این عنصر تصویری، پوشاندن چهره‌ی آگاهی و فردیت را القا می‌کند. همچنین ماهی قرمز، که از نمادهای شخصی تقوایی است، باز می‌آید تا یادآور حیات، زایش و تداوم زندگی در دل انجماد باشد. در میزانسن‌های فیلم، رنگ قرمز ماهی‌ها در میان فضای خاکستری ماسوله، به مثابه‌ی جرقه‌ی امید در دل جامعه‌ای افسرده درخشش دارد.

ماسوله در فیلم به‌سان ماکتی از جامعه‌ی طبقاتی ایران تصویر می‌شود. از پله‌های بالایی که محل پاسگاه و قدرت است تا طبقات پایین‌تر که خانه‌های مردم عادی قرار دارد، ساختار فیزیکی شهر و بازار، ساختار اجتماعی کشور را تداعی می‌کند. میزانسن‌های تقوایی دقیقاً بر اساس همین نسبت هندسی طراحی شده‌اند؛ دوربین گاه از بالا بر مردم می‌نگرد و گاه همراه با آنان از پایین به بالا صعود می‌کند. این بازی مدام میان زاویه‌ی دید از بالا و پایین، بازتابی از نبرد همیشگی میان طبقات فرودست و فرادست است.

در نهایت، حرکت از پله‌های پایین به بالا، نماد صعود مردم از موقعیت اطاعت به جایگاه آگاهی است. ماسوله در این فیلم فقط کارکردِ پس‌زمینه ای ندارد، بلکه شخصیت زنده‌ای است که تنفس می‌کند و ساختارش آینه‌ی ساختار قدرت است.

پایان فیلم یادآور سنت سینمای انقلابی در تاریخ سینماست. همان‌گونه که در «رَزم‌ناو پوتمکین» آیزنشتاین، جمعیت آگاه‌شده بر نیروهای سرکوب‌گر چیره می‌شود، در «ای ایران» نیز دانش‌آموزان و مردم پیروز نهایی‌اند. پرچم ایران در دست آنان می‌رقصد، همان پرچمی که در آغاز فیلم بی‌جان و بی‌حرکت بود. این تغییر وضعیت از سکون به حرکت، از انجماد به پویایی، زبان تصویری فیلم در بیان پیروزی آگاهی است. تقوایی با تأکید بر نقش کودکان و دانش‌آموزان، آینده را به تصویر می‌کشد؛ نسلی که حقیقت را درک کرده و حامل پرچم بیداری است.

فیلم از ابتدا تا انتها ساختاری استعاری دارد. هر لوکیشن، هر شیء و هر کنش، لایه‌ای از معنای نمادین در خود دارد. از شمع‌هایی که در دل کنده‌ی درخت روشن می‌شوند تا آینه‌ای که نور صبح در آن می‌تابد، از صدای رادیوهای برون‌مرزی تا زمزمه‌ی سرود ملی در کلاس درس، همه نشانه‌هایی از عبور یک ملت از تاریکی به روشنایی است.

صحنه‌ی روشن کردن شمع توسط معلم از شاعرانه‌ترین لحظات سینمای تقوایی است. حرکت دوربین از شعله‌ها به سمت آینه، و انعکاس نور در سپیده‌دم، ترجمانی تصویری از امید و پیروزی است. این میزانسن از منظر نشانه‌شناسی، به‌منزله‌ی گذار از طلب به دریافت است؛ از تمنای مذهبی به آگاهی اجتماعی. بلافاصله پس از آن، صدای گروه سرود کودکان شنیده می‌شود و تصویر آنان در کلاس درس، استعاره‌ی امتداد همان نور است. تقوایی با این برش، پیروزی را علاوه بر میدان نبرد، در ذهن و زبان نسل تازه به تصویر می‌کشد.

فیلم در پرداخت مفهوم قدرت، نگاهی چندوجهی دارد. در سکانسی که مردم فریاد می‌زنند «مکوندی اعدام باید گردد» و معلم تصحیح می‌کند «مکوندی معدوم باید گردد»، طنزی تلخ در کار است. تقوایی با این جمله‌ی ظریف، میل به تکرار خشونت را به پرسش می‌کشد. قدرت، حتی در هنگامه‌ی سقوط، بازتابی از همان ساختاری است که مردم از آن گریزان بودند.

در این‌جا، کارگردان همان نگاه انتقادی را پی می‌گیرد که پیش‌تر در «دایی‌جان ناپلئون» با طنز به آن پرداخته بود؛ همان توهم توطئه‌ای که این‌بار در ذهن مکوندی زاده می‌شود. او در تمام فیلم از دست‌های پنهان، توطئه و خیانت سخن می‌گوید. تقوایی با استفاده از بازیگران مشترک با دایی‌جان ناپلئون (غلامحسین نقشینه و محمود لطفی) آگاهانه میان دو جهان پیوند برقرار می‌کند تا نشان دهد ساختار روانی قدرت در جامعه‌ی ایرانی تغییری نکرده است؛ همان ذهن مشکوک و توطئه‌باور که دشمن را همیشه در بیرون می‌جوید.

با همه این‌ها، «ای ایران» در عین سادگی ظاهری، اثری پیچیده و چندلایه است؛ فیلمی که روایت انقلاب را در مقیاس انسانی و شاعرانه بازمی‌گوید. تقوایی در این اثر، قهرمان جمعی را جایگزین فرد می‌کند، جامعه‌ی طبقاتی را در ساختار شهری ماسوله مجسم می‌سازد و از دل استعاره‌های تصویری، تاریخ یک ملت را مرور می‌کند. حضور عناصر تکرارشونده چون ماهی قرمز و کیسه‌های کاغذی، امضای بصری او را یادآور می‌شود و میزانسن‌هایش از عمق تفکر تصویری‌اش حکایت دارد.

در پایان، وقتی کودکان پرچم را در باد به رقص درمی‌آورند، ای ایران به سرود تصویری آزادی بدل می‌شود؛ سرودی که از زبان مردم برمی‌خیزد. تقوایی با این فیلم نشان می‌دهد که پیروزی در انقلاب‌ها از آنِ مردم است، همان‌گونه که در «رزم‌ناو پوتمکین» و دیگر آثار انقلابی تاریخ سینما، توده آگاه‌شده پیروز حقیقی است.

در نهایت، «ای ایران» بیان تصویریِ ایمان ناصر تقوایی به قدرت آگاهی جمعی است؛ فیلمی که با تمامی نشانه‌های سانسور و محدودیت، توانسته است تابلویی از بیداری و امید را در حافظه‌ی سینمای ایران جاودان کند. ناصر تقوایی در تمام آثارش میان گذشته و آینده پلی زنده می‌ساخت. او سنت را همچون ریشه‌ای می‌دید که بدون آن درخت فرهنگ خشک می‌شود، اما در همان حال باور داشت که ایستادن در سایه‌ی گذشته، مرگ تدریجی اندیشه است. تقوایی با احترامی عمیق به آیین‌ها، زبان و حافظه‌ی جمعی مردم ایران می‌نگریست و از دل همین میراث، نگاهی نو و پیشرو به آینده می‌گشود.

او هنرمندی بود که می‌دانست تداوم، در گروِ دگرگونی است؛ همان‌گونه که بر سنگ مزارش نوشته شد: «چیزی که نو نشود، کهنه می‌ماند.» این جمله فقط وصیت شخصی او نیست و دقیقا خلاصه‌ی تمام جهان‌بینی هنری‌اش است.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/149011
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید

ناصر تقوایی

روایت کمترشنیده شده از ناصر تقوایی

ناصر تقوایی می‌گفت: وظیفه اصلی ما فیلمسازان، نویسندگان و نقاش‌ها این است که زبانی بومی برای این حرفه‌ها پیدا کنیم و بزرگترین کاری که این نسل می‌تواند انجام بدهد، غنی‌تر کردن آن است.

۱۴۰۵/۰۴/۲۱

ناصر تقوایی

اولین نمایش نسخه مرمت‌شده «کاغذ بی خط» در موزه سینمای ایران

در ادامه برنامه «کلاسیک‌های کانون» کانون کارگردانان سینمای ایران، سه‌شنبه ۲۳ تیرماه،ساعت۱۷ نخستین نمایش نسخه مرمت‌شده فیلم «کاغذ بی خط» به کارگردانی ناصر تقوایی، در موزه سینمای ایران برگزار خواهد شد. به گزارش سینماسینما، در این مراسم، فیلم «کاغذ بی خط»؛ اثر ماندگار ناصر تقوایی که به همت فیلمخانه ملی...

۱۴۰۵/۰۴/۲۰

خسرو شکیبایی
هدیه تهرانی
۲

هدیه تهرانی، خسرو شکیبایی، جمیله شیخی و... روی پرده

نسخه مرمت شده فیلم سینمایی «کاغذ بی خط» به کارگردانی ناصر تقوایی و با بازی هدیه تهرانی و خسرو شکیبایی به نمایش درمی‌آید.

۱۴۰۵/۰۴/۲۰

ناصر تقوایی

ناصر تقوایی که عاشق فوتبال بود!

ناصر تقوایی از طرفداران پروپا قرص فوتبال بود و اتفاقات فوتبال را پی می‌گرفت، حتی برخی او می‌گویند او اشراف کاملی به فوتبال داشت و مفسر فوتبال بود.

۱۴۰۵/۰۳/۲۷

بهروز افخمی
ناصر تقوایی

مقایسه فیلمنامه «کوچک جنگلی» تقوایی با سریال افخمی/ از پژوهشِ روایت‌محور تا روایتِ موردپسند صداوسیما

سینماسینما، سیدحسام فروزان فیلمنامه «کوچک جنگلی» نوشته ناصر تقوایی محصول سال‌های پایانی دهه پنجاه و اوایل دهه شصت است؛ دوره‌ای که سینما و تلویزیون ایران در وضعیت پرآشوب پس از انقلاب و تغییرات ساختاری نهادهای تولیدی قرار داشتند. تقوایی در ابتدا این سناریو را برای یک فیلم سینمایی سه ساعته...

۱۴۰۴/۰۹/۲۳

ناصر تقوایی

سیر تحول قهرمان و جبر محیط در سینمای ناصر تقوایی: از «صادق کرده» تا «ناخدا خورشید»

سینماسینما، مسعود ارجمندفر ناصر تقوایی، یکی از برجسته‌ترین و وسواسی‌ترین سینماگران موج نوی ایران، همواره مرزبانی ظریف بین ادبیات و سینما را بر عهده داشته است [۶]. او با پیشینه ادبی قدرتمند و شناخت عمیق از جغرافیا و فرهنگ جنوب ایران، آثاری خلق کرده که فراتر از روایت داستانی، به...

۱۴۰۴/۰۸/۱۹

ناصر تقوایی

«اربعین» تقوایی نبود نمی‌شد از «ممد نبودی» حرف زد

محسن شریفیان گفت: اگر ناصر تقوایی در سال ۴۸ مستند «اربعین» را در بوشهر ضبط نمی‌کرد، ما نمی‌توانستیم بعدها درباره آثاری چون «ممد نبودی» حرف بزنیم.

۱۴۰۴/۰۸/۱۸

ابراهیم حاتمی کیا
مجید مجیدی
۲

وقتی درختان شهر در جشنواره شهر موضوعیت ندارد

در نشست رسانه‌ای جشنواره فیلم شهر ،اعتراض به قطع درختان شهر توسط تعدادی از خبرنگاران، بحث برانگیز شد. به گزارش سینماسینما، مریم پیرکاری، دبیر نهمین جشنواره فیلم شهر در پاسخ به پرسش درباره قطع درختان و… با تأکید بر این که جای طرح چنین مسائلی در نشست خبری یک جشنواره...

۱۴۰۴/۰۸/۱۸

ناصر تقوایی

«شب ناصر» در خانه سینما برگزار می‌شود

رویداد «شب ناصر» در پاسداشت یاد و میراث زنده‌یاد ناصر تقوایی شنبه ۱۷ آبان در خانه سینما برگزار می‌شود. نوشته «شب ناصر» در خانه سینما برگزار می‌شود اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۰۸/۱۴

کیانوش عیاری
ناصر تقوایی
۲

«سامی» ادای دین به فرهنگ و سینمای خوزستان

سینماسینما، سعید رجبی فروتن فیلم «سامی» اولین تجربه نیمه بلند حبیب باوی ساجد داستان‌نویس و فیلمساز عرب خوزستانی است. تماشای فیلمی که سازنده آن با احمد محمود، کیانوش عیاری و ناصر تقوایی حشرونشر داشته و با اشتیاق از مکتب ادبی و هنری آنها نکته‌ها آموخته است، خالی از لطف نیست....

۱۴۰۴/۰۸/۱۱

ناصر تقوایی
۱

محسن امیریوسفی: آقای تقوایی عزیز! شما هنوز هم ناخدای کشتی سینمای مستقل ایران هستید

عصر روز سه‌شنبه، ششم آبان‌ماه مراسم یادبود ناصر تقوایی چند هفته پس از درگذشت این هنرمند در سالن شهناز خانه هنرمندان توسط کانون کارگردانان خانه سینما برپا شد. به گزارش سینماسینما، متن سخنان محسن امیریوسفی نائب رئیس خانه سینما و نماینده کانون کارگردانان سینمای ایران در مراسم یادبود ناصر تقوایی...

۱۴۰۴/۰۸/۰۷

ناصر تقوایی

سیری در سینمای ناصر تقوایی/ سفری به آب‌های آن‌سوی کرانه‌​ی رویا

سینماسینما، شهرام اشرف ابیانه ۱ نوشتن درباره‌ی تو کار سختی است ناصر خان. تویی که کلاس‌های فیلمسازی‌ات از دهه‌ی هفتاد شمسی زبانزد خاص و عام بوده. البته ادعاهایی هم مبنی بر کلاس‌های بازیگری در دهه‌ی شصت هم بواسطه‌ی یکی دو عکس نقل این و آن بود، اما هیچ‌وقت تایید نشد....

۱۴۰۴/۰۸/۰۷

ناصر تقوایی
۱

یادبود ناصر تقوایی برگزار شد/ خالق «کاغذ بی‌خط» غریب بود

جمعی از کارگردانان و سینماگران برای یادبود ناصرتقوایی در خانه هنرمندان ایران گردهم آمدند. به گزارش سینماسینما، عصر روز سه‌شنبه، ششم آبان‌ماه مراسم یادبود ناصر تقوایی چند هفته پس از درگذشت این هنرمند در سالن شهناز خانه هنرمندان توسط کانون کارگردانان خانه سینما برپا شد. در این برنامه‌ بجز مرضیه...

۱۴۰۴/۰۸/۰۷

ناصر تقوایی

مراسم یابود ناصر تقوایی برگزار می‌شود

کانون کارگردانان سینمای ایران مراسم یادبود زنده‌یاد ناصر تقوایی را در سالن استاد شهناز خانه هنرمندان برگزار می‌کند. نوشته مراسم یابود ناصر تقوایی برگزار می‌شود اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۰۸/۰۴


«روما»؛ تجربه‌ای بصری و انسانی از زندگی و طبقات جامعه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربه‌ای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی می‌کند....

۱۴۰۴/۱۲/۰۸


خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دهه‌ای شکل می‌گیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یک‌سو ویترین مدرنیته را با خیابان‌های عریض، زرق...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

ترانه علیدوستی
پگاه آهنگرانی
۱

نقدی بر مستند گفت‌وگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرتره‌ای در فضای بسته

سنماسینما، محمد ناصری‌راد با پخش مستند گفت‌وگو‌محور پگاه آهنگرانی و محصول بی‌بی‌سی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان بار دیگر به میدان واکنش‌های احساسی، ستایش‌های شتاب‌زده و داوری‌های صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...

۱۴۰۴/۱۰/۰۹


«قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازمان‌دهی روایت

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهده‌گر، وریته و مستند مردم‌نگار حرکت می‌کند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنت‌ها عبور می‌کند و به قلمرو مستند داستانی وارد می‌شود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهده‌محور، ساختاری را پیش می‌برد که...

۱۴۰۴/۱۰/۰۱


چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهل‌وسوم، با همه‌ی موافقت‌ها و مخالفت‌ها، تجربه‌ای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربه‌ای که بیش از هر اتفاقی، مسئله‌ی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابه‌جایی جغرافیایی نبود،...

۱۴۰۴/۰۹/۳۰

جعفر پناهی
۱

جهانِ پشتِ یک تصادف

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ «یک تصادف ساده» تازه‌ترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان می‌دهد که او چگونه در دل محدودیت، گستره‌ای وسیع از امکانات سینمایی را خلق می‌کند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازه‌ای را پیش چشمِ مخاطب می‌گشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...

۱۴۰۴/۰۹/۱۷


خوانشی روان‌شناختی از «چشم‌بادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ ابراهیم امینی را سال‌هاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشم‌بادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانه‌ای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...

۱۴۰۴/۰۹/۱۶

احمد علی نژاد
۱

نقدی بر فیلم‌های کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد. فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟ اضافی، از همان پلان‌های نخست نشان می‌دهد که جسارت تجربه‌گری در...

۱۴۰۴/۰۹/۰۹


«معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل می‌شود

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبی‌فام مرز بنا می‌کند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابه‌جایی انسان‌ها و خشونت پنهان در بافت‌های روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین به‌واسطه رنگ...

۱۴۰۴/۰۹/۰۸

احمد بهرامی
۲

یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن می‌گوید و انسان خاموش می‌ماند

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه‌ طبیعی جهان بسته و خفقان‌زده‌ سه‌گانه‌ احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان می‌راند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایه‌ٔ خاطره‌های فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...

۱۴۰۴/۰۹/۰۷


خوانش سینمایی و روان‌کاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایه‌های سرخِ ناخودآگاه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کم‌نظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روان‌شناختی، به قلمرویی قدم می‌گذارد که معمولاً از دسترس روایت‌های کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را می‌توان تلفیقی از اسطوره‌پردازی...

۱۴۰۴/۰۹/۰۵


خوانشی روان‌کاوانه از جهانِ فیلم «استاکر» آندری تارکوفسکی

سینماسینما،محمد ناصری‌راد «استاکر» تارکوفسکی در زمره‌ی آثاری قرار می‌گیرد که در آن تجربه‌ی سینمایی از سطح روایت فراتر می‌رود و به قلمرویی وارد می‌شود که روان، فلسفه و زیبایی‌شناسی را در یک میدان مشترک گرد می‌آورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...

۱۴۰۴/۰۸/۱۹


شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ با انتخاب شیراز به‌عنوان میزبان چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور به‌شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصری‌راد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامه‌ای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بسته‌ای از پیشنهادهای عملیاتی و...

۱۴۰۴/۰۸/۱۴


«ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گم‌شده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاب‌بندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفت‌شناسانه بدل می‌کند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطوره‌ای...

۱۴۰۴/۰۸/۱۳


ترکیب‌بندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را به‌طور تمام‌عیار اثبات می‌کند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکره‌ای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیت‌ها عمل می‌کند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعه‌ای از...

۱۴۰۴/۰۸/۱۱