ترکیب‌بندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

ترکیب‌بندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی

lazy_placeholder.gifIMG_20250714_170240_826-300x225.jpg سینماسینما، محمد ناصری‌راد

«آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را به‌طور تمام‌عیار اثبات می‌کند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکره‌ای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیت‌ها عمل می‌کند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعه‌ای از محورهای معنایی است که تقابل میان نظم و فروپاشی را در هندسه قاب نشان می‌دهد. دیوارها، درها، پنجره‌ها و به‌ویژه راه‌پله‌ها ساختاری عمودی و تودرتو می‌سازند که حرکت شخصیت‌ها در آن بازتابی از سلسله‌مراتب قدرت، میل و سرگشتگی است. پله‌ها محوری برای میزانسن‌اند؛ محل تلاقی بدن‌ها، فواصل عاطفی و ورود و خروج از مناطق کنترل‌شده خانه. حرکت از طبقه‌ای به طبقه دیگر، هم‌معنا با صعود و سقوط معنوی است و هر قدم علامتی است بر تغییر وضعیت روانی.

میزانسن تقوایی مبتنی بر هندسه قرینه و ترکیب‌بندی‌های ریاضی‌گون است؛ نماهای قرینه، خطوط تیز و قاب‌بندی‌های معکوس بار مفهومی ایجاد می‌کنند. این هندسه که از تحلیل‌های صحنه‌پردازی و طراحی صحنه سرچشمه می‌گیرد، معنا تولید می‌کند و نگاه مخاطب را به لایه‌های پنهان فیلم هدایت می‌کند. نورپردازی از نوع سایه‌روشنِ با تضاد بالا کارکردی فوق ادراک دارد؛ روشنایی گزینشی بر چهره‌ها و اجسام می‌افتد و بخش‌هایی را در تاریکی رها می‌کند تا حس پنهان‌بودگی، گناه یا سرکوب‌شدگی را تقویت سازد. این کنتراست نوری، کارکردی صرفا برای ایجاد فضا ندارد و برای خلق شبکه‌ای از احساسات و معانی بهره‌برداری می‌شود.

دوربین در اثر عمدتاً از ترکیب نماهای بلند و برداشت‌های آرام سود می‌برد و هرگاه که احتیاج به تاکید روانی است، با حرکات دقیق و مدبرانه وارد عمل می‌شود. استفاده از پلان‌های نزدیک و قاب‌بندی‌های خفه، مخاطب را به درون چهره‌ها می‌برد و آن‌گاه با بازشدن نما، ارتباط شخصیت با محیطش آشکار می‌شود. تقوایی با آگاهی کامل از ظرفیت صامت تصویر، دیالوگ را در حد ضرورت نگه می‌دارد و به سکوت به عنوان عنصری سازنده معنا ارج می‌نهد. در نتیجه، بیان تصویری فیلم بسیار غنی است؛ تصویر بار روایت را به دوش می‌کشد و خوانش‌های چندلایه به مخاطب عرضه می‌کند.

مونتاژ فیلم خصلتی دوگانه دارد، از یک سو متأثر از اصول مونتاژ شوروی است به‌طوریکه قطع‌ها و ارتباطات زمانی که برای ایجاد تضاد معنایی و ضرب‌آهنگ روانی به‌کار گرفته می‌شوند و از سوی دیگر از حساسیت ریتمیک موج نو فرانسه الهام می‌گیرد که فضا را برای تأمل و تعلیق باز می‌گذارد. تلفیق این دو رویکرد مونتاژی باعث می‌شود فیلم هم کشش دراماتیک داشته باشد و هم لایه‌های اندیشگی آن به‌تدریج باز شوند. موسیقی در فیلم همچون شاخصی تاریخی و روانی عمل می‌کند؛ گاه به شکل مارش یا موتیف‌های نظامی وارد صحنه می‌شود و تداعی خاطره قدرت گذشته را فراهم می‌آورد و گاه در پرداختی نامحسوس تنش درونی را تشدید می‌کند. ترکیب صوتیِ تصویر و موسیقی در برخی سکانس‌ها تبدیل به گونه‌ای از کُنتراپوانت می‌شود که معنا را فراتر از کلام جلوه‌گر می‌سازد.

روایت اقتباسی تقوایی از قصص ساعدی یک نمونه بارز از ترجمه ادبی به زبان سینماست؛ ترجمه‌ای که در آن حذفِ بخش‌های متعدد متنِ منبع به معنی فقدان محتوا نیست، بلکه به معنی استخراج جوهرِ دراماتیک و تبدیل آن به عناصر تصویری است. در این تبدیل، تقوایی بخش آغازین مربوط به زندگی شهرستانی سرهنگ را کنار می‌گذارد و وارد تهران می‌شود تا فضای شهری و منازعات داخل خانه را محور قرار دهد؛ خوانشی که تمرکز را از سرهنگ به دختران انتقال می‌دهد و بدین ترتیب ساختار روایت را به سود نمایش بحران‌های جمعی بازآرایی می‌کند. این انتخاب اقتباسی نشان از درک عمیق از تفاوت بین ساختار رواییِ ادبی و سینمایی دارد، سینما باید موقعیت‌ها را بسازد و لحظات را آشکار کند، نه آنکه صرفاً متن را بازگو کند.

اجراها در فیلم گرته‌برداری از شخصیت‌های روشنفکری و اجتماعی زمان‌اند و بازی‌ها در محدوده بین واقع‌نمایی و نوعی خودنگاری شکل می‌گیرند. ثریا قاسمی در نقش زنِ اهل شهرستان و البته نجیب، با سکوتِ سنگین و نگاه‌های درگیر، بارِ عاطفی بسیاری از سکانس‌ها را حمل می‌کند. بازی‌های منوچهر آتشی و حضور محمدعلی سپانلو در نقش‌هایی نزدیک به خودشان، فیلم را در سطحی متافیکشنال قرار می‌دهد که مرز میان متن و زمانه را مخدوش می‌سازد و به بیننده یادآور می‌شود که روایت در همین بستر تاریخی و فرهنگی رخ داده است. چنین انتخاب‌هایی به اقتباس تقوایی عمق اسنادگونه می‌بخشند و مؤلفه‌های اجتماعی-سیاسی را وارد بافت هنری می‌کنند.

سیاسی بودن فیلم از جنس آرایه‌های سطحی و شعاری نیست؛ سیاست در رگ و پی ساختار فیلم جریان دارد. پس‌زمینه میلیتاریستی سرهنگ، نگاه سربازخانه‌ای او به جهان و توقعاتش از دیگران، اجبار به تسط و فرمان و ناتوانی در مواجهه با تغییرات اجتماعی همه و همه به صورت تاروپود در بافت روایت تنیده شده‌اند. فضای امنیتی حاکم بر خانه و جامعه، فروپاشی اخلاقی در اثر قالب‌های بسته قدرت و درگیرشدن شخصیت‌ها در مناسبات خفه و برگشت‌ناپذیر، فیلم را در قامت یک دستگاه انتقادی قرار می‌دهد که به بررسی زیست‌جهان یک طبقه اجتماعی و سرنوشت آن می‌پردازد. در این معنا، فیلم صرفاً کنشگر یک مورد شخصی نیست؛ بازتابِ تصویریِ بحران جمعی است.

در بعد تماتیک، عنصر آب به عنوان موتیفی تکرارشونده عمل می‌کند؛ آب با معنای مرور زمان، پاکی و یا فرسایش، در بافت بصری و صوتی فیلم حضور دارد و در صحنه‌هایی از ضعف، التهاب یا رهایی به‌طور پنهان یا آشکار وارد می‌شود. آب متناسب با میزانسن تقوایی به شکل نمادین بارگذاری می‌شود و به مخاطب اجازه می‌دهد تعبیرهای روان‌شناختی و تاریخی را هم‌زمان به کار گیرد.

از منظر تاریخ سینما، «آرامش در حضور دیگران» را می‌توان ارج‌گذارِ «خشت و آینه» دانست؛ اثری که همان تم رابطه و انقطاع ارتباط را به شیوه‌ای پیچیده‌تر و ساختارمندتر پی می‌گیرد. در هر دو فیلم، شبکه روابط میان شخصیت‌ها معنادارتر از هر داستان خطی عمل می‌کند؛ روابطی که حلقه‌ای از تاثیرات متقابل را می‌سازند و شخصیت‌ها در مرکز این شبکه‌ها گم و محو می‌شوند. تحلیل این شبکه‌ها نشان می‌دهد که تقوایی به جای تمرکز صرف بر یک رابطه، ساختاری مشبک پدید آورده که خوانش‌های اخلاقی، اجتماعی و روانی را هم‌زمان فعال می‌سازد.

طراحی صحنه و لباس نیز در خدمت ایجاد باورپذیری و تولید معنا عمل می‌کند؛ جزئیاتِ انتخاب‌شده در نمایش فضای داخلی، آرایش وسایل، نوع پوشش شخصیت‌ها و موقعیت‌گذاری اشیاء، همگی به فرمِ فیلم انسجام می‌بخشند و نشان می‌دهند که هر عنصر دیس‌پوزیتیوِ تصویری در خدمت یک تعبیر کلی است. این دقت طراحی، وقتی با اتخاذ فریم‌ها و نورپردازیِ هدفمند همراه می‌شود، فیلم را به نمونه‌ای از سینمای ساختاریافته تبدیل می‌کند که هر بار خوانشی تازه از آن ممکن است.

آرامش در حضور دیگران در ساختار روایی خود دست به اقدامی جسورانه می‌زند، تغییرات در انتها و سرنوشت شخصیت‌ها نسبت به منبع ادبی، نشان از اراده سینمایی دارد که می‌خواهد تراژدی را در سطحی جمعی و تلخ‌تر تصویر کند. ملیحه که در قصه اصلی به شهرستان می‌رود، در فیلم مسیر دیگری را طی می‌کند که پیامدهای عمیق‌تری دارد؛ انتخابی که بر عمق تراژیک اثر می‌افزاید و خوانش اخلاقی اثر را به سمت وخامت تاریخی جامعه سوق می‌دهد.

در نهایت، «آرامش در حضور دیگران» را باید اثری خواند که با پیوندی عمیق میان فرم و محتوا، سینما را به عنوان زبانِ تحول‌بخش به کار می‌گیرد. فیلمی است که با تکیه بر میزانسن‌های دقیق، نورپردازی ساخت‌یافته، ترکیب‌بندی هندسی، مونتاژ هوشمند و موسیقی درآمیخته، جهانی می‌سازد که هم زمانه‌اش را بازتاب می‌دهد و هم آینده‌ای هشداردهنده را اعلام می‌کند. این اثر سندی بصری است برای فهم بحران‌های هویتی و اجتماعی یک دوره و مثالِ بارزی از اقتباس موفق که متن ادبی را در قالبی سینمایی بازتفسیر می‌کند و از این رهگذر معانی تازه‌ای تولید می‌کند.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/149137
دیدگاه

آخرین خبرها
مرتبط با خبر
خبرهای پربازدید


«روما»؛ تجربه‌ای بصری و انسانی از زندگی و طبقات جامعه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربه‌ای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی می‌کند....

۱۴۰۴/۱۲/۰۸


خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دهه‌ای شکل می‌گیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یک‌سو ویترین مدرنیته را با خیابان‌های عریض، زرق...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

ترانه علیدوستی
پگاه آهنگرانی
۱

نقدی بر مستند گفت‌وگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرتره‌ای در فضای بسته

سنماسینما، محمد ناصری‌راد با پخش مستند گفت‌وگو‌محور پگاه آهنگرانی و محصول بی‌بی‌سی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان بار دیگر به میدان واکنش‌های احساسی، ستایش‌های شتاب‌زده و داوری‌های صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...

۱۴۰۴/۱۰/۰۹


«قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازمان‌دهی روایت

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهده‌گر، وریته و مستند مردم‌نگار حرکت می‌کند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنت‌ها عبور می‌کند و به قلمرو مستند داستانی وارد می‌شود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهده‌محور، ساختاری را پیش می‌برد که...

۱۴۰۴/۱۰/۰۱


چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهل‌وسوم، با همه‌ی موافقت‌ها و مخالفت‌ها، تجربه‌ای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربه‌ای که بیش از هر اتفاقی، مسئله‌ی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابه‌جایی جغرافیایی نبود،...

۱۴۰۴/۰۹/۳۰

جعفر پناهی
۱

جهانِ پشتِ یک تصادف

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ «یک تصادف ساده» تازه‌ترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان می‌دهد که او چگونه در دل محدودیت، گستره‌ای وسیع از امکانات سینمایی را خلق می‌کند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازه‌ای را پیش چشمِ مخاطب می‌گشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...

۱۴۰۴/۰۹/۱۷


خوانشی روان‌شناختی از «چشم‌بادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ ابراهیم امینی را سال‌هاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشم‌بادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانه‌ای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...

۱۴۰۴/۰۹/۱۶

احمد علی نژاد
۱

نقدی بر فیلم‌های کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد. فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟ اضافی، از همان پلان‌های نخست نشان می‌دهد که جسارت تجربه‌گری در...

۱۴۰۴/۰۹/۰۹


«معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل می‌شود

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبی‌فام مرز بنا می‌کند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابه‌جایی انسان‌ها و خشونت پنهان در بافت‌های روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین به‌واسطه رنگ...

۱۴۰۴/۰۹/۰۸

احمد بهرامی
۲

یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن می‌گوید و انسان خاموش می‌ماند

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه‌ طبیعی جهان بسته و خفقان‌زده‌ سه‌گانه‌ احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان می‌راند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایه‌ٔ خاطره‌های فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...

۱۴۰۴/۰۹/۰۷


خوانش سینمایی و روان‌کاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایه‌های سرخِ ناخودآگاه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کم‌نظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روان‌شناختی، به قلمرویی قدم می‌گذارد که معمولاً از دسترس روایت‌های کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را می‌توان تلفیقی از اسطوره‌پردازی...

۱۴۰۴/۰۹/۰۵


خوانشی روان‌کاوانه از جهانِ فیلم «استاکر» آندری تارکوفسکی

سینماسینما،محمد ناصری‌راد «استاکر» تارکوفسکی در زمره‌ی آثاری قرار می‌گیرد که در آن تجربه‌ی سینمایی از سطح روایت فراتر می‌رود و به قلمرویی وارد می‌شود که روان، فلسفه و زیبایی‌شناسی را در یک میدان مشترک گرد می‌آورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...

۱۴۰۴/۰۸/۱۹


شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ با انتخاب شیراز به‌عنوان میزبان چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور به‌شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصری‌راد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامه‌ای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بسته‌ای از پیشنهادهای عملیاتی و...

۱۴۰۴/۰۸/۱۴


«ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گم‌شده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاب‌بندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفت‌شناسانه بدل می‌کند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطوره‌ای...

۱۴۰۴/۰۸/۱۳

ناصر تقوایی
۱

«ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم «ای ایران» ساخته‌ی ناصر تقوایی، از آن دست آثاری است که در جغرافیای محدود خود، گستره‌ی یک سرزمین را به نمایش می‌گذارد. ماسوله در این فیلم، کارکردِ صرفا لوکیشن نداشته و عملا استعاره‌ای از تمام ایران است؛ شهری پلکانی که طبقاتش از بالا تا پایین، بازتابی...

۱۴۰۴/۰۸/۰۹


«سرکوهی»؛ وقتی صدا در پیله می‌ماند…

سینماسینما، وحید مباشری مستند «سرکوهی» ساخته محمد ناصری‌راد تلاشی است برای احیا؛ کوششی که با ترسیم لحظاتی صمیمی و بی‌پیرایه، مخاطب را بی‌واسطه با رنجِ نبودن روبه‌رو می‌کند. فیلم به جای توسل به شعارهای رایج درباره‌ی حفظ میراث فرهنگی، از نیستی سخن می‌گوید و غیاب را به تصویر می‌کشد. زاویه‌ی...

۱۴۰۴/۰۸/۰۵


«خداحافظ آشغال»؛ سفرِ پنهانِ پیرزنِ معلم

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» از آن دست آثاریست که در ظاهر، قصه‌ای ساده و فانتزی روایت می‌کند، اما در لایه‌های زیرین خود، جهانی از معنا، روان و فلسفه را آشکار می‌سازد. روایتی از مواجهه‌ی یک پیرزن تنها با چیزی به ظاهر بی‌جان و در حقیقت، با خویشتنِ...

۱۴۰۴/۰۸/۰۲


نقدی بر چهار فیلم کوتاه/ از کوری خودخواسته تا نمایش ساختار روانی دیکتاتورها

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «دختر قاصدک‌ها»؛ قاصدکی در بادِ شالیزار در کنار شالیزار، جایی میان سبزی و باد، دخترک برخلاف میل مادرش چکمه پلاستیکی و آبی را از پا در آورده و جسارت کرده و نیم پوتینی که بر قامتش بزرگ است پوشیده و پا به زمین بازی می‌گذارد؛ تصمیمی کودکانه...

۱۴۰۴/۰۷/۳۰

ابراهیم حاتمی کیا
اصغر فرهادی
۲

«ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران

«ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم «ارتفاع پست» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و فیلمنامه‌ای مشترک از اصغر فرهادی، بیانیه‌ای تصویری است از جامعه‌ای که میان زمین و آسمان، میان زیستن و رهایی، میان وطن و رؤیای فرار، در آن دهه یعنی آغاز دهه هشتاد خورشیدی در حال تردید است، تردیدی که کماکان...

۱۴۰۴/۰۷/۲۹

ناصر تقوایی
۱

ناخدا و خالقش؛ دو چهره از یک دریا

سینماسینما، محمد ناصری‌راد دریا همیشه در سینمای ناصر تقوایی، استعاره‌ای از سرنوشت است و در «ناخدا خورشید»، این سرنوشت چهره می‌یابد، زنده می‌شود، می‌جوشد و قهرمان را در بر می‌گیرد. اما راز اصلی فیلم در جایی نهفته است که ناخدا و خالقش، در یک مدار به هم می‌رسند. ناخدا خورشید،...

۱۴۰۴/۰۷/۲۵

ناصر تقوایی
۱

به یاد ناصری تقوایی؛ امروز، جنوب خاموش شد

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ امروز، جنوب خاموش شد. بادِ جن، از خلیج برخاست و تا دلِ تهرانِ پاییزی وزید، با دودی غلیظ از چای تلخِ ناتمام، با بوی کاغذی که هرگز خط نخورَد. ناصر تقوایی رفت؛ بزرگمردی که دایی‌جان ناپلئون را از صفحه‌های ادبیات بیرون کشید و به جانِ مردم بخشید؛...

۱۴۰۴/۰۷/۲۲


«نقاشِ باد»؛ سفری در دالان‌های ذهن و حافظه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در چهارمین شب از مجموعه‌ٔ «شب‌های روایت و تصویر» که در پانزدهم مهرماه ۱۴۰۴ در گالری سروناز شیراز با همکاری موسسه فرهنگی‌ـ‌هنری اردیبهشت عودلاجان برگزار شد، مستند «نقاشِ باد» ساخته‌ی عزت‌الله پروازه بر پرده رفت. فیلم، پرتره‌ای از بیژن بهادری کشکولی، نقاش ایل قشقایی است؛ هنرمندی که...

۱۴۰۴/۰۷/۱۶

شهرام مکری
۲

«جنایت بی‌دقت»؛ طغیانِ زمان، تکرارِ تاریخ و رقصِ سرنوشت در سینمای شهرام مکری

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ شهرام مکری در «جنایت بی‌دقت» بار دیگر نشان می‌دهد که دغدغه اصلی‌اش صرفاً بازنمایی وقایع تاریخی نیست، بلکه کاوش در ماهیت زمان، روایت و سینما است. اگر “ماهی و گربه” تجربه‌ای جسورانه در یک‌پلان و «هجوم» تمرینی در فشردگی فضا بود، «جنایت بی‌دقت» ترکیب پخته‌ای است از...

۱۴۰۴/۰۷/۱۳


پژواک الواح تبعیدی؛ حماسه‌ای در غربت

سینماسینما، محمد ناصری راد؛ دیشب، در شامگاه اول مهرماه ۱۴۰۴، تالار کوچک و صمیمی گالری سروناز میزبان شبی بزرگ بود؛ شبی که به همت خانه اردیبهشت اودلاجان و گالری سروناز و با همکاری کلینیک سلامت پایدار، در چارچوب سومین شب مستند در شهر شیراز برگزار شد. هنرمندان و فرهیختگان شیرازی...

۱۴۰۴/۰۷/۰۲


«فریادِ ساز» در آستانهٔ خاموشیِ روایت

سینماسینما، محمد ناصری‌راد اثرِ «فریاد ساز» با هدایتِ قیام کرمی شیرازی شهریورماه در پردیس سینمایی نگین شیراز روی پرده رفت؛ اثری که می‌کوشد با شکوه میزانسن و پرداخت بصری، پرچم تصویر را برافرازد، اما در ساحتِ روایت و انسجام زبانی از ظفر بازمی‌ماند. در سطح طراحی لباس و گریم، دقت...

۱۴۰۴/۰۶/۱۸

همایون شجریان
۱

نغمه‌ای نواخته نشد، اما طوفان معنا آفرید

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در تقویم نوشته بودند شب چهاردهم شهریور، برج آزادی میزبان خواهد بود؛ همایون شجریان، صدایی آشنا، فرزند یک تاریخ آواز. سازها آماده شدند، پرده‌ها در خیال بالا رفتند، اما صحنه خالی ماند. کنسرت لغو شد، اما ماجرا از همان لحظه آغاز شد. در این چند روز روایت‌های...

۱۴۰۴/۰۶/۱۲


«قلعه خاموش»؛ بازنمایی ویرانی، پژواک تاریخ

سینماسینما، محمد ناصری‌راد مستند «قلعه خاموش» به کارگردانی حنیف شهپرراد و تهیه‌کنندگی فرهاد ورهرام، محصول شبکه مستند سیما، در نگاه نخست بیش از هر چیز به دلیل اهمیت سوژه‌اش، یعنی قلعه‌ی تاریخی ایزدخواست، جایگاه ویژه‌ای می‌یابد. قلعه‌ای که خود در مقام نشانه‌ای فرهنگی و تاریخی، حامل یک متن است؛ متنی...

۱۴۰۴/۰۶/۰۹

امین تارخ
۱

پنج فیلم، پنج نقد/ از عشق در فضای کارگری تا دزدی به دلیل سوگ

سینماسینما، محمد ناصری‌راد سوم شهریور ۱۴۰۴ پردیس سینمایی امین‌تارخ شیراز، نخستین پاتوق فیلم کوتاه شیراز پس از ماه‌ها تأخیر برگزار شد. در این رویداد، پنج فیلم کوتاه به نمایش درآمد که در این نوشته قصد دارم به نقد و تحلیل هر یک از آن‌ها بپردازم. در نخستین اثر به نمایش...

۱۴۰۴/۰۶/۰۶


سینمای شاعرانه؛ تجلی تصویر، تأمل و احساس

سینماسینما، محمد ناصری‌راد سینمای شاعرانه، بیش از آن‌که یک ژانر مستقل باشد، شیوه‌ای از مواجهه با سینماست؛ مواجهه‌ای که تصویر را به جای کلمه، حس را به جای منطق، و شهود را به جای ساختار برمی‌گزیند. در این قلمرو، فیلم به یک ابزار صرف برای روایت داستان محدود نمی‌شود، بلکه...

۱۴۰۴/۰۵/۲۸