
سینماسینما، محمد ناصریراد
سوم شهریورماه ۱۴۰۵، پاتوق فیلم کوتاه شیراز در مجموعه شهر کاغذی به میزبانی محسن سلمانی، میزبان نمایش و نقد دو فیلم کوتاه از امین تبار، فیلمساز شیرازی بود، دو فیلم که با وجود فاصله زمانی در تولید و تفاوت در ساختار روایی، در یک نقطه به یکدیگر میرسند، مواجهه با میل، عشق، خشونت، فقدان و سویههای تاریک روان انسان. آنچه در هر دو اثر اهمیت دارد، تلاش مؤلف برای تبدیل تجربههای زیسته و دغدغههای شخصی به زبان سینماست؛ تلاشی که در «ژویسَنس» صورتی تجربی و شخصیتر دارد و در «دانته» به روایت داستانی و موقعیتی نزدیکتر میشود.
«ژویسَنس» از عنوان خود، مسیر خوانش فیلم را مشخص میکند. ژویسنس در اندیشه ژاک لکان، صرفاً لذت نبوده و نوعی لذت افراطی و فراتر از اصل لذت است که با رنج، اضطراب و حتی خود ویرانگری پیوند پیدا میکند. فیلم با کالبدشکافی قلب دختری به دست معشوقش، تجربه چندین عشق را به شکل یک کالبدشکافی عینی و در عین حال استعاری پیش چشم مخاطب میگذارد، گویی قلب به آرشیوی از روابط گذشته تبدیل شده و هر رابطه زخمی در آن باقی گذاشته است. در اینجا بدن به متن تبدیل میشود و کالبدشکافی، جایگزین نوعی واکاوی روانی میشود.
این ایده از منظر روانکاوانه ظرفیت قابل توجهی دارد و میتوان آن را در امتداد مفهوم تکرار اجباری فروید نیز خواند، سوژهای که در چرخه تجربههای عاطفی، مدام به موقعیتهای مشابه بازمیگردد و رنج گذشته را در شکلهای تازه تکرار میکند. فیلم تلاش میکند میان عشق و خشونت، میل و رنج، بدن و روان ارتباط برقرار کند و از این منظر واجد نوعی جسارت مؤلفانه است. با این حال، ایده در سطح اجرا به همان اندازه قدرتمند ظاهر نمیشود.
«ژویسَنس» از نظر فنی با مشکلات جدی روبهروست. صدا و تصویر کیفیت یکدست و هماهنگی لازم را دارا نیستند، تدوین در ایجاد ریتم و پیوند میان نماها موفق عمل نمیکند و دوربین در بسیاری از لحظات سرگردان است، گویی هنوز جایگاه نگاه فیلمساز نسبت به جهان مقابل دوربین تثبیت نشده است. این مسئله در سینمای تجربی اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا تجربهگرایی زمانی به زبان سینمایی تبدیل میشود که آشفتگی ظاهری نیز واجد منطق درونی باشد. در این فیلم، بخشی از این آشفتگی بیشتر حاصل فقدان کنترل فرمیست تا یک انتخاب زیباییشناختی آگاهانه. حتی تیتراژها نیز از منطق واحدی پیروی نمیکنند و به جای آنکه بخشی از جهان بصری فیلم باشند، گاه همچون عنصری الحاقی دیده میشوند.
با این همه، نمیتوان ارزش فیلم را صرفاً با ضعفهای تکنیکی سنجید. «ژویسَنس» در مقام تجربهای متعلق به حدود یک دهه پیش، سندی از دورهای از زیست و اندیشه مؤلف است. فیلمساز به سراغ تجربه زیسته خود رفته و آن را به ماده خام سینما تبدیل کرده است. همین وجه شخصی، فیلم را به سینمای مؤلف نزدیک میکند، سینمایی که در آن فیلم پیش از آنکه محصول یک فرمول روایی باشد، امتداد ذهن، خاطره و تجربه فیلمساز است.
«دانته» دیگر اثر که به نمایش در آمد، نسبت به «ژویسَنس» از نظر فرم و ساختار، گام محسوسی به جلو برداشته است. فیلم قصه مشخصت و صریحتری دارد، بازیها قابل قبولاند و جهان روایی از انسجام بیشتری برخوردار است. با این حال، اینجا نیز مسئله جایگاه دوربین و کانون روایت همچنان پابرجاست. فیلم میان سه محور اصلی، یعنی دانته، سگی که قرار است واگذار شود، پسری که قصد واگذاری او را دارد و دختری که قرار است سگ را تحویل بگیرد، در رفت و آمد است و کانون ادراک فیلم به شکل قطعی تثبیت نمیشود.
این تشتت روایی در دانته اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا اصل داستان بر یک فریب بنا شده است. بنابراین دانته در ساختار فیلم تنها یک حیوان نبوده و یک ابزار روایی و در سطحی عمیقتر، ابژهای برای دستکاری روانی قربانی است. مجرم از عاطفه انسان نسبت به حیوان استفاده میکند تا مرزهای اعتماد را بشکند و وارد حریم امن دیگری شود.
این بخش از فیلم ظرفیت جدی برای خوانش روانشناختی و جرمشناختی دارد. شخصیت اصلی با بهرهگیری از فریب و دستکاری عاطفی، نوعی مهندسی اعتماد انجام میدهد؛ اعتماد ایجاد میشود تا بعداً مورد بهرهبرداری قرار گیرد. از منظر روانشناسی اجتماعی، این رفتار با مفهومی همچون فریب بینفردی قابل تحلیل است. دانته در این میان به ابژهای تبدیل میشود که رابطه عاطفی انسان با حیوان را به نقطه آسیبپذیری او بدل میکند. در نتیجه، جنایت از همان لحظهای آغاز میشود که محبت، به ابزار فریب تبدیل میشود.
از طرفی جذابیتِ پیرنگیِ «دانته» در سازوکاری است که مجرم چگونه قربانی را انتخاب میکند، چگونه اعتماد او را میسازد و چگونه یک امر معصومانه را به پوششی برای کنش مجرمانه تبدیل میکند. اینجا حیوان در یک وضعیت دوگانه قرار میگیرد که از یک سو موجودی بیدفاع و بیخبر از نقشه انسانهاست و از سوی دیگر به ابزار اجرای جرم تبدیل شده است. همین دوگانگی، امکان خوانشی اخلاقی و جامعهشناختی از فیلم ایجاد میکند.
از منظر جامعهشناسی، «دانته» درباره فرسایش اعتماد نیز هست. جامعهای که روابط انسانی در آن شکننده شده، اعتماد میتواند به کالایی قابل مصرف تبدیل شود. مجرم دقیقاً از همان سرمایه اجتماعی سوءاستفاده میکند. او محبت به حیوان را میشناسد، آن را شبیهسازی میکند و در نهایت علیه صاحب آن به کار میگیرد. به همین دلیل، خشونت پیش از وقوع جرم در سطح رابطه و اعتماد شکل گرفته است.
در چنین ساختاری، دوربین میتوانست نقش مهمتری در انتقال اطلاعات و ساخت تعلیق داشته باشد. اگر فیلمساز کانون دید را آگاهانه میان شخصیتها تنظیم میکرد و اطلاعات را به شکل حسابشده در اختیار تماشاگر قرار میداد، میزان تعلیق و اضطراب افزایش پیدا میکرد. همچنین موتیفسازی صوتی و بصری میتوانست دانته را از یک عنصر داستانی به یک نشانه سینمایی بدل کند، صدای قلاده، زنجیر، نفس کشیدن، پارس، درِ خانه یا حتی یک حرکت تکرار شونده میتوانست در نقاط مختلف فیلم بازگردد و هر بار معنای تازهای پیدا کند. چنین موتیفهایی میتوانستند میان معصومیت ظاهری دانته و جنایت پنهان شخصیت اصلی پیوند ایجاد کنند.
از این منظر، هر دو فیلم واجد یک رگه مشترکاند، تبدیل امر عاطفی به میدان خشونت. در «ژویسَنس»، عشق و میل به کالبدشکافی قلب و تجربه رنج تبدیل میشود و در «دانته»، محبت نسبت به حیوان به ابزار فریب و ارتکاب جرم بدل میشود. تفاوت در اینجاست که فیلم اول بیشتر در سطح ذهن و تجربه شخصی حرکت میکند و فیلم دوم این جهان ذهنی را وارد مناسبات اجتماعی و جنایی میکند.
از طرفی استفاده از فونت و تیتراژ انگلیسی در هر دو فیلم نیز نشان میدهد مؤلف از ابتدا نیمنگاهی به بازار جشنوارههای خارجی داشته است. این انتخاب به خودی خود مسئلهای نیست، اما سینمای جشنوارهای بیش از نشانههای ظاهری، به جهان شخصی، انسجام فرمی و زبان سینمایی مستقل توجه میکند. در آثارِ امین تبار، ایده و جهان ذهنی وجود دارد، صراحت در مواجهه با عشق، حیوان، خشونت و جرم نیز دیده میشود، اما برای رسیدن به یک اثر ماندگار، این جهان ذهنی نیازمند معماری دقیقتر در میزانسن، دکوپاژ، طراحی صدا، تدوین و هدایت نگاه مخاطب است.
اما در نهایت، «ژویسَنس» و «دانته» را میتوان دو ایستگاه از مسیر فیلمسازی امین تبار دانست، اولی تجربهای شخصی و روانکاوانه که بیش از فرم بنطر میرسد بر ایده و تجربه زیسته متکی است و دومی اثری داستانگو که تلاش میکند همان دغدغههای تاریک را در بستر فریب، سوءاستفاده و جنایت بازآفرینی کند. مهمترین امتیاز این دو فیلم، داشتن دغدغه و جهان شخصیست، مهمترین فاصلهشان با سینمای پخته نیز در تبدیل این دغدغه به یک زبان منسجم و دقیق سینمایی دیده میشود. امین تبار در این دو اثر نشان میدهد به قلمروهای تیره روان انسان علاقهمند است، قلمرویی که اگر در آثار بعدی با میزانسن حسابشده، دوربین هدفمند، طراحی صدای دقیق و روایت کنترلشده همراه شود، میتواند به امضای شخصی او در سینمای مستقل تبدیل شود.
سینماسینما، محمد ناصریراد در تاریخ ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵، در گالری سروناز و در سلسلهنشستهای شبهای مستند شیراز، «بدون ایرج» ساخته بهمن کیارستمی و آرش والینژاد را دیدم؛ فیلمی که از همان نمای نخست، با ورود از دیوار به باغی متروک، مرا وارد جهانی کرد که در آن مرز میان گذشته...
۱۴۰۵/۰۵/۲۶
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربهای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی میکند....
۱۴۰۴/۱۲/۰۸
سینماسینما، محمد ناصریراد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دههای شکل میگیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یکسو ویترین مدرنیته را با خیابانهای عریض، زرق...
۱۴۰۴/۱۱/۳۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سنماسینما، محمد ناصریراد با پخش مستند گفتوگومحور پگاه آهنگرانی و محصول بیبیسی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانهای فارسیزبان بار دیگر به میدان واکنشهای احساسی، ستایشهای شتابزده و داوریهای صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...
۱۴۰۴/۱۰/۰۹
سینماسینما، محمد ناصریراد «قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهدهگر، وریته و مستند مردمنگار حرکت میکند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنتها عبور میکند و به قلمرو مستند داستانی وارد میشود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهدهمحور، ساختاری را پیش میبرد که...
۱۴۰۴/۱۰/۰۱
سینماسینما، محمد ناصریراد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهلوسوم، با همهی موافقتها و مخالفتها، تجربهای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربهای که بیش از هر اتفاقی، مسئلهی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابهجایی جغرافیایی نبود،...
۱۴۰۴/۰۹/۳۰
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ «یک تصادف ساده» تازهترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان میدهد که او چگونه در دل محدودیت، گسترهای وسیع از امکانات سینمایی را خلق میکند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازهای را پیش چشمِ مخاطب میگشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...
۱۴۰۴/۰۹/۱۷
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ ابراهیم امینی را سالهاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشمبادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانهای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...
۱۴۰۴/۰۹/۱۶
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد. فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟ اضافی، از همان پلانهای نخست نشان میدهد که جسارت تجربهگری در...
۱۴۰۴/۰۹/۰۹
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبیفام مرز بنا میکند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابهجایی انسانها و خشونت پنهان در بافتهای روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین بهواسطه رنگ...
۱۴۰۴/۰۹/۰۸
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه طبیعی جهان بسته و خفقانزده سهگانه احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان میراند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایهٔ خاطرههای فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...
۱۴۰۴/۰۹/۰۷
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کمنظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روانشناختی، به قلمرویی قدم میگذارد که معمولاً از دسترس روایتهای کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را میتوان تلفیقی از اسطورهپردازی...
۱۴۰۴/۰۹/۰۵
سینماسینما،محمد ناصریراد «استاکر» تارکوفسکی در زمرهی آثاری قرار میگیرد که در آن تجربهی سینمایی از سطح روایت فراتر میرود و به قلمرویی وارد میشود که روان، فلسفه و زیباییشناسی را در یک میدان مشترک گرد میآورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...
۱۴۰۴/۰۸/۱۹
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ با انتخاب شیراز بهعنوان میزبان چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور بهشکل بیسابقهای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصریراد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامهای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بستهای از پیشنهادهای عملیاتی و...
۱۴۰۴/۰۸/۱۴
سینماسینما، محمد ناصریراد در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاببندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفتشناسانه بدل میکند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطورهای...
۱۴۰۴/۰۸/۱۳
سینماسینما، محمد ناصریراد «آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را بهطور تمامعیار اثبات میکند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکرهای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیتها عمل میکند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعهای از...
۱۴۰۴/۰۸/۱۱
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم «ای ایران» ساختهی ناصر تقوایی، از آن دست آثاری است که در جغرافیای محدود خود، گسترهی یک سرزمین را به نمایش میگذارد. ماسوله در این فیلم، کارکردِ صرفا لوکیشن نداشته و عملا استعارهای از تمام ایران است؛ شهری پلکانی که طبقاتش از بالا تا پایین، بازتابی...
۱۴۰۴/۰۸/۰۹
سینماسینما، وحید مباشری مستند «سرکوهی» ساخته محمد ناصریراد تلاشی است برای احیا؛ کوششی که با ترسیم لحظاتی صمیمی و بیپیرایه، مخاطب را بیواسطه با رنجِ نبودن روبهرو میکند. فیلم به جای توسل به شعارهای رایج دربارهی حفظ میراث فرهنگی، از نیستی سخن میگوید و غیاب را به تصویر میکشد. زاویهی...
۱۴۰۴/۰۸/۰۵
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» از آن دست آثاریست که در ظاهر، قصهای ساده و فانتزی روایت میکند، اما در لایههای زیرین خود، جهانی از معنا، روان و فلسفه را آشکار میسازد. روایتی از مواجههی یک پیرزن تنها با چیزی به ظاهر بیجان و در حقیقت، با خویشتنِ...
۱۴۰۴/۰۸/۰۲
سینماسینما، محمد ناصریراد «دختر قاصدکها»؛ قاصدکی در بادِ شالیزار در کنار شالیزار، جایی میان سبزی و باد، دخترک برخلاف میل مادرش چکمه پلاستیکی و آبی را از پا در آورده و جسارت کرده و نیم پوتینی که بر قامتش بزرگ است پوشیده و پا به زمین بازی میگذارد؛ تصمیمی کودکانه...
۱۴۰۴/۰۷/۳۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم «ارتفاع پست» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا و فیلمنامهای مشترک از اصغر فرهادی، بیانیهای تصویری است از جامعهای که میان زمین و آسمان، میان زیستن و رهایی، میان وطن و رؤیای فرار، در آن دهه یعنی آغاز دهه هشتاد خورشیدی در حال تردید است، تردیدی که کماکان...
۱۴۰۴/۰۷/۲۹
سینماسینما، محمد ناصریراد دریا همیشه در سینمای ناصر تقوایی، استعارهای از سرنوشت است و در «ناخدا خورشید»، این سرنوشت چهره مییابد، زنده میشود، میجوشد و قهرمان را در بر میگیرد. اما راز اصلی فیلم در جایی نهفته است که ناخدا و خالقش، در یک مدار به هم میرسند. ناخدا خورشید،...
۱۴۰۴/۰۷/۲۵
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ امروز، جنوب خاموش شد. بادِ جن، از خلیج برخاست و تا دلِ تهرانِ پاییزی وزید، با دودی غلیظ از چای تلخِ ناتمام، با بوی کاغذی که هرگز خط نخورَد. ناصر تقوایی رفت؛ بزرگمردی که داییجان ناپلئون را از صفحههای ادبیات بیرون کشید و به جانِ مردم بخشید؛...
۱۴۰۴/۰۷/۲۲
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ در چهارمین شب از مجموعهٔ «شبهای روایت و تصویر» که در پانزدهم مهرماه ۱۴۰۴ در گالری سروناز شیراز با همکاری موسسه فرهنگیـهنری اردیبهشت عودلاجان برگزار شد، مستند «نقاشِ باد» ساختهی عزتالله پروازه بر پرده رفت. فیلم، پرترهای از بیژن بهادری کشکولی، نقاش ایل قشقایی است؛ هنرمندی که...
۱۴۰۴/۰۷/۱۶
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ شهرام مکری در «جنایت بیدقت» بار دیگر نشان میدهد که دغدغه اصلیاش صرفاً بازنمایی وقایع تاریخی نیست، بلکه کاوش در ماهیت زمان، روایت و سینما است. اگر “ماهی و گربه” تجربهای جسورانه در یکپلان و «هجوم» تمرینی در فشردگی فضا بود، «جنایت بیدقت» ترکیب پختهای است از...
۱۴۰۴/۰۷/۱۳
سینماسینما، محمد ناصری راد؛ دیشب، در شامگاه اول مهرماه ۱۴۰۴، تالار کوچک و صمیمی گالری سروناز میزبان شبی بزرگ بود؛ شبی که به همت خانه اردیبهشت اودلاجان و گالری سروناز و با همکاری کلینیک سلامت پایدار، در چارچوب سومین شب مستند در شهر شیراز برگزار شد. هنرمندان و فرهیختگان شیرازی...
۱۴۰۴/۰۷/۰۲
سینماسینما، محمد ناصریراد اثرِ «فریاد ساز» با هدایتِ قیام کرمی شیرازی شهریورماه در پردیس سینمایی نگین شیراز روی پرده رفت؛ اثری که میکوشد با شکوه میزانسن و پرداخت بصری، پرچم تصویر را برافرازد، اما در ساحتِ روایت و انسجام زبانی از ظفر بازمیماند. در سطح طراحی لباس و گریم، دقت...
۱۴۰۴/۰۶/۱۸
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ در تقویم نوشته بودند شب چهاردهم شهریور، برج آزادی میزبان خواهد بود؛ همایون شجریان، صدایی آشنا، فرزند یک تاریخ آواز. سازها آماده شدند، پردهها در خیال بالا رفتند، اما صحنه خالی ماند. کنسرت لغو شد، اما ماجرا از همان لحظه آغاز شد. در این چند روز روایتهای...
۱۴۰۴/۰۶/۱۲
سینماسینما، محمد ناصریراد مستند «قلعه خاموش» به کارگردانی حنیف شهپرراد و تهیهکنندگی فرهاد ورهرام، محصول شبکه مستند سیما، در نگاه نخست بیش از هر چیز به دلیل اهمیت سوژهاش، یعنی قلعهی تاریخی ایزدخواست، جایگاه ویژهای مییابد. قلعهای که خود در مقام نشانهای فرهنگی و تاریخی، حامل یک متن است؛ متنی...
۱۴۰۴/۰۶/۰۹