
سینماسینما، محمد ناصریراد
مستند «آن مرد با ماک آمد» ساختهٔ امین آزاد که در ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ در سیزدهمین شب «روایت و تصویر» گالری سروناز شیراز به نمایش درآمد، تلاشی برای بازخوانی بخشی از تاریخ صنعت ایران از خلال زندگی اصغر قندچی است؛ صنعتگری که نام او با کارخانهٔ ایران کاوه و کامیونهای ماک گره خورده است. این اثر که در سال ۱۳۹۷ در جشنوارهٔ سینماحقیقت به نمایش درآمد و از آثار برگزیدهٔ بخش مسابقه بود، در ظاهر یک مستند پرتره است، هرچند در عمل میان زندگی قندچی و تاریخ کارخانهٔ ایران کاوه سرگردان میماند و همین تردید، مهمترین مسئلهٔ ساختاری فیلم را شکل میدهد.
قندچی در دوازدهسالگی تحصیل را رها میکند و وارد فضای صنعت میشود. روایت فیلم او را مردی ایراندوست، سختکوش و بنیانگذار صنعت تریلیسازی معرفی میکند؛ شخصیتی که با بیش از هزار و چهارصد کارگر، راهاندازی یکی از نخستین مجموعههای مجهز به رایانه در دههٔ پنجاه و ادعای تولید شصت درصد قطعات در داخل کشور، به نمادی از خودکفایی صنعتی بدل شده است. با این حال، همین ادعای داخلیسازی، بدون ارائهٔ سند، آمار یا تحلیل تاریخی مطرح میشود و ابهامی جدی دربارهٔ میزان واقعی تولید بومی در ذهن مخاطب باقی میگذارد. فیلم در مقام پژوهشگر، مسئولیت راستیآزمایی این گزاره را بر عهده نمیگیرد و روایت شفاهی چند صنعتگر را بهعنوان حقیقت قطعی عرضه میکند.
از منظر فرم، اثر بر سه ستون آرشیو، مصاحبه و نریشن استوار است. استفاده از مستند تبلیغاتی کارخانه در دههٔ پنجاه، تصاویر خطوط تولید و کامیونهای ماک، مهمترین امتیاز بصری فیلم محسوب میشود و فضای صنعتی آن دوران را با کیفیتی قابل قبول بازسازی میکند. آرشیو در اینجا تنها جنبهٔ تزئینی ندارد و به سند تاریخی تبدیل میشود. با وجود این، دامنهٔ اسناد تصویری محدود است و جای خالی عکسهای شخصی از کودکی و بقیهٔ دوران زندگی قندچی، روزنامهها، اسناد اداری و تصاویر متنوعتر از کارخانه بهوضوح احساس میشود. چنین موادی میتوانستند بافت تاریخی روایت را غنیتر کنند و از اتکای بیش از اندازه به گفتوگوها بکاهند.
نریشن با صدای مردی عادی و خنثی اجرا شده است؛ انتخابی که از لحن حماسی فاصله میگیرد و به فیلم کیفیتی گزارشی میبخشد. این صدای بیطرف در بسیاری از لحظات اجازه میدهد تصویر و آرشیو سخن بگویند، هرچند متن روایت نیز از مشکل فقدان نشانهگذاری زمانی رنج میبرد. سالها در کپشنها و روایت اصلاً مشخص نشده و مخاطب در عبور از دههٔ چهل، پنجاه، تحولات ۵۷ و جنگ، بارها جایگاه زمانی خود را از دست میدهد. برای مستندی که مدعی روایت تاریخ صنعت است، این ضعف به انسجام تاریخی اثر آسیب میزند.
بخش مصاحبهها از یک سو نقطهٔ قوت ارتباطی فیلم است و از سوی دیگر یکی از جدیترین ضعفهای تکنیکی آن. سابقهٔ خبرنگاری امین آزاد در کیفیت گفتوگوها کاملاً مشهود است؛ کارگران با آرامش سخن میگویند، خاطرات خود را با جزئیات بیان میکنند و اعتماد قابل توجهی میان مصاحبهگر و سوژه شکل گرفته است. در مقابل، میزانسن مصاحبهها، جای دوربین، انتخاب لنز و عمق میدان بسیار ابتدایی به نظر میرسد. اغلب چهرهها با پسزمینهای تخت ثبت شدهاند و عمق بصری اندکی دارند؛ مسئلهای که از منظر سینمای مستند، کیفیت پرتره را کاهش میدهد. جای دوربین نیز بیشتر کارکرد ثبت دارد تا معناپردازی و قابها کمتر حامل اطلاعات دراماتیک یا روانشناختی هستند.
مسئلهٔ مهمتر، نگاه یکسویهٔ فیلم به شخصیت قندچی است. مستند از همان ابتدا موضع خود را انتخاب میکند و تا پایان در همان مسیر باقی میماند. صدای مخالف، منتقدان، پژوهشگران تاریخ صنعت یا حتی روایتهایی که بتوانند ابعاد پیچیدهتر شخصیت قندچی را آشکار کنند، حضوری در فیلم ندارند. نتیجه، پرترهای است که بیش از آنکه به انسان نزدیک شود، به اسطورهای پوشالی نزدیک میشود. در سینمای پرتره، شخصیت زمانی جان میگیرد که روشنایی و تاریکی در کنار هم دیده شوند؛ تضادها، خطاها، تردیدها و تصمیمهای دشوار، عمق روانی میآفرینند. حذف این لایهها باعث شده فیلم به جای کالبدشکافی شخصیت، به ستایش او متمایل شود.
این رویکرد در خوانش سیاسی فیلم نیز ادامه پیدا میکند. روایت، تحولات سال ۱۳۵۷ را نقطهٔ گسست صنعت معرفی میکند؛ کارخانه ملی میشود، تولید کامیون متوقف میشود و مجموعه در ادامه به ساخت تانکبر برای جنگ ایران و عراق روی میآورد. این بخش از فیلم اهمیت تاریخی دارد و پیوند صنعت با اقتصاد جنگ را یادآور میشود. با این وجود، تحلیل فیلم عمدتاً بر یک تفسیر واحد استوار است و مسئولیت افول صنعت را متوجه جریانهای تندروی چپ میکند، در حالی که ساختارهای اقتصادی، سیاستهای صنعتی، تحریمها، مدیریت دولتی و عوامل متکثر دیگر جایگاه چندانی در روایت پیدا نمیکنند.
همین امر باعث میشود مستند از سطح تحلیل تاریخی فاصله بگیرد و به روایتی محافظهکارانه نزدیک شود؛ روایتی که در بخشی با یادکرد مثبت از هاشمی رفسنجانی نیز جهتگیری خود را آشکارتر میسازد.
از منظر ریتم، فیلم در نیمهٔ میانی گرفتار تکرار و چندبارهگویی میشود. اطلاعات مشابه بارها از زبان افراد مختلف شنیده میشود و ضرباهنگ روایت افت میکند. اقتصاد روایی ایجاب میکرد هر گفتوگو لایهای تازه به شخصیت یا تاریخ اضافه کند، در حالی که بسیاری از مصاحبهها کارکردی تأییدی دارند و بر دانستههای قبلی میافزایند.
در مقابل، یکسوم پایانی اثر بهترین فصل فیلم است. دوربین همراه اصغر قندچی سالخورده در کارخانه حرکت میکند و برای نخستین بار مستند به زبان مشاهده نزدیک میشود. ماشینآلات خاموش، سولههای فرسوده، آهن زنگزده و گامهای آرام قندچی در کنار هم استعارهای تأثیرگذار از فرسودگی صنعت ایران میآفرینند. این بخش نشان میدهد تصویر، بسیار تواناتر از گفتار عمل میکند و فیلم در لحظات مشاهدهگر خود به کیفیتی شاعرانه دست مییابد.
با وجود این، حضور مداوم کارگردان پشت دوربین بخشی از این ظرفیت را از میان میبرد. پرسشهای متعدد، مستقیم و گاه روزمره و دمدستی، سکوت را میشکنند و مجال تنفس تصویر را محدود میکنند. سکوت در مستند مشاهدهگر، بخشی از روایت است؛ صدای محیط، صدای قدمها و فضای متروک کارخانه میتوانستند احساس زوال را عمیقتر منتقل کنند.
فیلم در استیتمنت خود از ضرورت حفظ سرمایههای ملی و پرهیز از انفعال یا تخریب نیروهای مولد سخن میگوید؛ ایدهای ارزشمند که میتوانست به پژوهشی جامع دربارهٔ صد سال صنعت ایران تبدیل شود. با این حال، روایت عمدتاً در دوگانهٔ پیش و پس از انقلاب متوقف میماند و دهههای بعدی صنعت، خصوصیسازی، تغییر فناوری، رقابت جهانی و سرنوشت امروز تولید داخلی حضوری کمرنگ دارند. همین محدودیت، افق تاریخی اثر را کوچکتر از ظرفیت سوژه میکند.
«آن مرد با ماک آمد» مستندی است که سوژهای درخشان، آرشیوی ارزشمند و پایانی ماندگار در اختیار دارد، هرچند پژوهش ناکافی، کارگردانی محافظهکارانه، ضعف در زبان بصری مصاحبهها و فقدان چندصدایی مانع از آن میشود که به یک پرترهٔ کامل و مرجع از اصغر قندچی و تاریخ صنعت ایران تبدیل شود. ارزش واقعی فیلم در ثبت تصویری از مردی است که سرنوشتش با آهن، کارخانه و تولید گره خورده و فرسودگی تن او آینهای از فرسودگی بخشی از صنعت معاصر ایران شده است.
سینماسینما، محمد ناصریراد در سینمای مستند، آثاری که از دل زیست واقعی زاده میشوند، بیش از آنکه به بازنمایی یک مسئله اجتماعی بپردازند، به کشف سازوکارهای پنهان آن نزدیک میشوند. مستند کوتاه «امیرعلی» ساخته فاطمه پریدار از همین جنس است، مستندی که از یک غیبت ساده در کلاس آغاز میشود...
۱۴۰۵/۰۶/۲۹
سینماسینما، محمد ناصریراد پانزدهم شهریورماه، در سیزدهمین شب روایت و تصویرِ گالری سروناز شیراز، مستند «پروانه» ساخته بهمن کیارستمی، پرترهای از پروانه اعتمادی، نقاش برجسته و تجربهگرای ایرانی، نمایش داده شد؛ مستندی که بیش از آنکه بخواهد زندگینامه یک نقاش را روایت کند، میکوشد به جهان ذهنی هنرمندی نزدیک شود...
۱۴۰۵/۰۶/۱۷
سینماسینما، محمد ناصریراد مستند نیمهبلند «امیرو» به کارگردانی محسن کامکاری و تهیهکنندگی کامران حیدری، محصول سال ۱۴۰۱، از آثاری است که با وجود حضور در جشنوارههای بینالمللی و برنده شدن جایزه بهترین فیلم نیمهبلند در جشنواره سئول سال ۲۰۲۳، بیش از هر چیز با فاصلهای آشکار میان ظرفیت سوژه و...
۱۴۰۵/۰۶/۰۹
سینماسینما، محمد ناصریراد سوم شهریورماه ۱۴۰۵، پاتوق فیلم کوتاه شیراز در مجموعه شهر کاغذی به میزبانی محسن سلمانی، میزبان نمایش و نقد دو فیلم کوتاه از امین تبار، فیلمساز شیرازی بود، دو فیلم که با وجود فاصله زمانی در تولید و تفاوت در ساختار روایی، در یک نقطه به یکدیگر...
۱۴۰۵/۰۶/۰۵
سینماسینما، محمد ناصریراد در تاریخ ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵، در گالری سروناز و در سلسلهنشستهای شبهای مستند شیراز، «بدون ایرج» ساخته بهمن کیارستمی و آرش والینژاد را دیدم؛ فیلمی که از همان نمای نخست، با ورود از دیوار به باغی متروک، مرا وارد جهانی کرد که در آن مرز میان گذشته...
۱۴۰۵/۰۵/۲۶
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربهای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی میکند....
۱۴۰۴/۱۲/۰۸
سینماسینما، محمد ناصریراد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دههای شکل میگیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یکسو ویترین مدرنیته را با خیابانهای عریض، زرق...
۱۴۰۴/۱۱/۳۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سنماسینما، محمد ناصریراد با پخش مستند گفتوگومحور پگاه آهنگرانی و محصول بیبیسی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانهای فارسیزبان بار دیگر به میدان واکنشهای احساسی، ستایشهای شتابزده و داوریهای صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...
۱۴۰۴/۱۰/۰۹
سینماسینما، محمد ناصریراد «قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهدهگر، وریته و مستند مردمنگار حرکت میکند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنتها عبور میکند و به قلمرو مستند داستانی وارد میشود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهدهمحور، ساختاری را پیش میبرد که...
۱۴۰۴/۱۰/۰۱
سینماسینما، محمد ناصریراد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهلوسوم، با همهی موافقتها و مخالفتها، تجربهای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربهای که بیش از هر اتفاقی، مسئلهی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابهجایی جغرافیایی نبود،...
۱۴۰۴/۰۹/۳۰
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ «یک تصادف ساده» تازهترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان میدهد که او چگونه در دل محدودیت، گسترهای وسیع از امکانات سینمایی را خلق میکند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازهای را پیش چشمِ مخاطب میگشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...
۱۴۰۴/۰۹/۱۷
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ ابراهیم امینی را سالهاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشمبادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانهای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...
۱۴۰۴/۰۹/۱۶
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد. فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟ اضافی، از همان پلانهای نخست نشان میدهد که جسارت تجربهگری در...
۱۴۰۴/۰۹/۰۹
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبیفام مرز بنا میکند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابهجایی انسانها و خشونت پنهان در بافتهای روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین بهواسطه رنگ...
۱۴۰۴/۰۹/۰۸
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه طبیعی جهان بسته و خفقانزده سهگانه احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان میراند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایهٔ خاطرههای فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...
۱۴۰۴/۰۹/۰۷
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کمنظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روانشناختی، به قلمرویی قدم میگذارد که معمولاً از دسترس روایتهای کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را میتوان تلفیقی از اسطورهپردازی...
۱۴۰۴/۰۹/۰۵
سینماسینما،محمد ناصریراد «استاکر» تارکوفسکی در زمرهی آثاری قرار میگیرد که در آن تجربهی سینمایی از سطح روایت فراتر میرود و به قلمرویی وارد میشود که روان، فلسفه و زیباییشناسی را در یک میدان مشترک گرد میآورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...
۱۴۰۴/۰۸/۱۹
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ با انتخاب شیراز بهعنوان میزبان چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور بهشکل بیسابقهای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصریراد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامهای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بستهای از پیشنهادهای عملیاتی و...
۱۴۰۴/۰۸/۱۴
سینماسینما، محمد ناصریراد در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاببندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفتشناسانه بدل میکند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطورهای...
۱۴۰۴/۰۸/۱۳
سینماسینما، محمد ناصریراد «آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را بهطور تمامعیار اثبات میکند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکرهای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیتها عمل میکند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعهای از...
۱۴۰۴/۰۸/۱۱
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم «ای ایران» ساختهی ناصر تقوایی، از آن دست آثاری است که در جغرافیای محدود خود، گسترهی یک سرزمین را به نمایش میگذارد. ماسوله در این فیلم، کارکردِ صرفا لوکیشن نداشته و عملا استعارهای از تمام ایران است؛ شهری پلکانی که طبقاتش از بالا تا پایین، بازتابی...
۱۴۰۴/۰۸/۰۹
سینماسینما، وحید مباشری مستند «سرکوهی» ساخته محمد ناصریراد تلاشی است برای احیا؛ کوششی که با ترسیم لحظاتی صمیمی و بیپیرایه، مخاطب را بیواسطه با رنجِ نبودن روبهرو میکند. فیلم به جای توسل به شعارهای رایج دربارهی حفظ میراث فرهنگی، از نیستی سخن میگوید و غیاب را به تصویر میکشد. زاویهی...
۱۴۰۴/۰۸/۰۵
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» از آن دست آثاریست که در ظاهر، قصهای ساده و فانتزی روایت میکند، اما در لایههای زیرین خود، جهانی از معنا، روان و فلسفه را آشکار میسازد. روایتی از مواجههی یک پیرزن تنها با چیزی به ظاهر بیجان و در حقیقت، با خویشتنِ...
۱۴۰۴/۰۸/۰۲
سینماسینما، محمد ناصریراد «دختر قاصدکها»؛ قاصدکی در بادِ شالیزار در کنار شالیزار، جایی میان سبزی و باد، دخترک برخلاف میل مادرش چکمه پلاستیکی و آبی را از پا در آورده و جسارت کرده و نیم پوتینی که بر قامتش بزرگ است پوشیده و پا به زمین بازی میگذارد؛ تصمیمی کودکانه...
۱۴۰۴/۰۷/۳۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم «ارتفاع پست» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا و فیلمنامهای مشترک از اصغر فرهادی، بیانیهای تصویری است از جامعهای که میان زمین و آسمان، میان زیستن و رهایی، میان وطن و رؤیای فرار، در آن دهه یعنی آغاز دهه هشتاد خورشیدی در حال تردید است، تردیدی که کماکان...
۱۴۰۴/۰۷/۲۹
سینماسینما، محمد ناصریراد دریا همیشه در سینمای ناصر تقوایی، استعارهای از سرنوشت است و در «ناخدا خورشید»، این سرنوشت چهره مییابد، زنده میشود، میجوشد و قهرمان را در بر میگیرد. اما راز اصلی فیلم در جایی نهفته است که ناخدا و خالقش، در یک مدار به هم میرسند. ناخدا خورشید،...
۱۴۰۴/۰۷/۲۵
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ امروز، جنوب خاموش شد. بادِ جن، از خلیج برخاست و تا دلِ تهرانِ پاییزی وزید، با دودی غلیظ از چای تلخِ ناتمام، با بوی کاغذی که هرگز خط نخورَد. ناصر تقوایی رفت؛ بزرگمردی که داییجان ناپلئون را از صفحههای ادبیات بیرون کشید و به جانِ مردم بخشید؛...
۱۴۰۴/۰۷/۲۲
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ در چهارمین شب از مجموعهٔ «شبهای روایت و تصویر» که در پانزدهم مهرماه ۱۴۰۴ در گالری سروناز شیراز با همکاری موسسه فرهنگیـهنری اردیبهشت عودلاجان برگزار شد، مستند «نقاشِ باد» ساختهی عزتالله پروازه بر پرده رفت. فیلم، پرترهای از بیژن بهادری کشکولی، نقاش ایل قشقایی است؛ هنرمندی که...
۱۴۰۴/۰۷/۱۶
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ شهرام مکری در «جنایت بیدقت» بار دیگر نشان میدهد که دغدغه اصلیاش صرفاً بازنمایی وقایع تاریخی نیست، بلکه کاوش در ماهیت زمان، روایت و سینما است. اگر “ماهی و گربه” تجربهای جسورانه در یکپلان و «هجوم» تمرینی در فشردگی فضا بود، «جنایت بیدقت» ترکیب پختهای است از...
۱۴۰۴/۰۷/۱۳