یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

یخچال، سفره و خانواده/ «یخچال»؛ روایتی از فروپاشی تا بازگشت انسجام

lazy_placeholder.gif%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AF-300x300.jpg سینماسینما، محمد ناصری‌راد

فیلم کوتاه «یخچال» ساختهٔ کیوان رفعت‌جو و محمد نجیمی، از یک اختلال ساده در زندگی روزمره آغاز می‌شود و به‌تدریج به مسئله‌ای عمیق‌تر درباره آسیب‌های خانوادگی، مناسبات قدرت و ضرورت بازسازی انسجام جمعی می‌رسد. خانواده‌ای در آستانه میزبانی از مهمانانی قرار دارد که حضورشان برای اعضای خانه اهمیت ویژه‌ای دارد. مادر در تکاپوی آماده‌سازی خانه است که خرابی یخچال، درست در حساس‌ترین زمان، نظم امور را مختل می‌کند. این اتفاق، در سطح پیرنگ، بحرانی کوچک و ملموس است، اما در لایه زیرین، زمینه‌ای برای آشکارشدن تعارض‌های پنهان خانواده فراهم می‌آورد. فیلم از همین موقعیت محدود، درامی می‌سازد که در آن، فشار حفظ ظاهر به‌تدریج جای خود را به مواجهه با واقعیت روابط خانوادگی می‌دهد.

یخچال در ساختار معنایی فیلم، کارکردی فراتر از یک وسیله خانگی دارد. شیئی که وظیفه نگهداری و حفظ مواد غذایی را برعهده دارد، با ازکارافتادن خود به نشانه‌ای از اختلال در سازوکار خانواده تبدیل می‌شود. نظم خانه تا پیش از بحران پابرجا به نظر می‌رسد، اما یک اتفاق روزمره کافی است تا ضعف‌های پنهان آن آشکار شوند. این انتخاب، از نظر دراماتیک، هوشمندانه است، زیرا فیلم به‌جای توضیح مستقیم مسائل اجتماعی، آن‌ها را از دل یک موقعیت عینی بیرون می‌کشد. خرابی یخچال، فشار میزبانی و نگرانی از قضاوت دیگران، همگی در خدمت آشکارشدن روابطی قرار می‌گیرند که پیش‌تر زیر عادت‌های روزمره پنهان مانده بودند.

مادر یکی از نیروهای اصلی پیش‌برنده روایت است. او می‌کوشد با وجود آشفتگی پیش‌آمده، خانه را برای پذیرایی آماده کند و شأن خانواده را در برابر مهمانان حفظ کند. کنش او از جنس مراقبت است، اما همین مسئولیت در پیوند با انتظارات اجتماعی به فشاری فرساینده تبدیل می‌شود. فیلم از این موقعیت به مسئله توزیع نابرابر مسئولیت در خانواده نزدیک می‌شود، جایی که بار سامان‌دادن امور عمدتاً بر دوش مادر قرار دارد و او باید پیامدهای بحرانی را مدیریت کند که کنترل کاملی بر آن ندارد. این وجه از شخصیت‌پردازی، به اثر سویه‌ای اجتماعی می‌دهد و نشان می‌دهد که آسیب‌های خانوادگی گاه در دل وظایف عادی و انتظارات پذیرفته‌شده شکل می‌گیرند.

با آشکارشدن علاقه قدیمی پسر بزرگ خانواده به دخترخاله‌اش، که اکنون ازدواج کرده و قرار است همراه همسرِ آلمانی خود به خانه بیاید، موقعیت دراماتیک وارد مرحله تازه‌ای می‌شود. این افشاگری، نقطه عطف مناسبی است که معنای مهمانی را تغییر می‌دهد و گذشته عاطفی شخصیت را به اکنون پیوند می‌زند. مهمانان در اینجا صرفاً عامل ایجاد دردسر نیستند، حضورشان خاطره‌ای حل‌نشده را به فضای خانه بازمی‌گرداند. تعویق در آشکارشدن این رابطه نیز به روایت کمک می‌کند تا اطلاعات را تدریجی عرضه کند و از یک بحران خانگی به تعارضی عاطفی برسد.

دیالوگ‌های پسر بزرگ، از جمله «یجور زندگی نکردم که حرف‌خور کسی باشم» و «نرفتم، الانم در نمیرم»، از لحظات قابل توجه فیلم‌اند. این جملات، تلاش شخصیت برای حفظ استقلال و شأن فردی را بیان می‌کنند، درحالی‌که وضعیت عاطفی او نشان می‌دهد گذشته همچنان بر تصمیم‌هایش سایه انداخته است. ارزش این دیالوگ‌ها در پیوند میان زبان روزمره و تعارض درونی شخصیت است. البته تأثیر نهایی آن‌ها به اجرای بازیگر، مکث‌ها و واکنش‌های متقابل وابسته است، عناصری که می‌توانند به کلمات عمق بدهند و از تبدیل‌شدن آن‌ها به گزاره‌هایی صرفاً توضیحی جلوگیری کنند.

پدر در ساختار دراماتیک فیلم جایگاهی تعیین‌کننده دارد. او در بخش‌هایی از روایت منفعل به نظر میرسد، اما در پرده سوم از این وضعیت فاصله می‌گیرد و مدیریت امور را به دست می‌گیرد. جمله «هنوز من نمردم»، همراه با کوبیدن دست بر سینه، لحظه‌ای است که در آن پدر می‌کوشد جایگاه خود را در خانواده بازیابی کند. این تغییر، به روایت جهت می‌دهد و اقتدار را از سطح یک موقعیت تثبیت‌شده به مسئله‌ای وابسته به کنش و مسئولیت تبدیل می‌کند. از منظر اجتماعی نیز می‌توان این وضعیت را به ساختار حکمرانی تعمیم داد، جایی که اعتبار قدرت با توانایی مواجهه با بحران و پاسخ‌گویی به نیازهای مجموعه سنجیده می‌شود. البته بازگشت پدر زمانی به ترمیم واقعی منجر می‌شود که حضور او در عمل به حل مسئله و مشارکت اعضای خانواده بینجامد.

در همین چارچوب، خانواده به استعاره‌ای از جامعه تبدیل می‌شود. پدر در جایگاه اقتدار و رأس، مادر در موقعیت مراقبت و مرکز و فرزندان در نسبت‌های متفاوت با نظم موجود قرار دارند. هرکدام بخشی از این ساختار را شکل می‌دهند و بحران، کیفیت ارتباط میان آن‌ها را آشکار می‌کند. برای توضیح مختصر این سازوکار می‌توان به نظریه نظام‌های اجتماعی نیکلاس لومان اشاره کرد که بر اهمیت ارتباطات و توانایی نظام‌ها در مواجهه با اختلال تأکید دارد.

در این خوانش، انسجام زمانی بازمی‌گردد که اجزای یک مجموعه بتوانند مسئله واقعی را تشخیص دهند و مسئولیت متناسب با جایگاه خود را بپذیرند. این استعاره، بدون نیاز به تبدیل فیلم به بیانیه‌ای سیاسی، امکان تأمل درباره نسبت اقتدار، کارآمدی و منافع جمعی را فراهم می‌کند.

پسر کوچک خانواده نیز با ترکیب لباس سربازی نیروی انتظامی و گوشواره، تضادی دیداری ایجاد می‌کند. لباس به تعلق نهادی و انضباط رسمی اشاره دارد، درحالی‌که گوشواره می‌تواند نشانه‌ای از فردیت و انتخاب شخصی باشد. هم‌نشینی این دو عنصر، ظرفیت خوانشی اجتماعی درباره نسبت هویت فردی و ساختارهای رسمی دارد. بااین‌حال، قدرت چنین نشانه‌ای به امتداد آن در رفتار و مناسبات شخصیت وابسته است، زیرا طراحی ظاهری زمانی به بیان سینمایی مؤثر تبدیل می‌شود که در کلیت درام جایگاهی روشن داشته باشد.

یکی از دقیق‌ترین انتخاب‌های فرمی فیلم، آغاز با اینسرت یخچال و پایان با سفره ایرانی است. این تقابل، مسیر روایت را از یک شی منفرد و گرفتار اختلال به تصویری جمعی پیوند می‌دهد که در فرهنگ ایرانی با میزبانی، هم‌نشینی و تقسیم غذا معنا پیدا می‌کند. سفره در پایان، صرفاً نشانه آماده‌شدن برای پذیرایی نیست، تصویری از تغییر اولویت‌های خانواده است. اعضای خانه درمی‌یابند که توجه به مهمان نباید آن‌ها را از نیازها و پیوندهای خودشان غافل کند. این نتیجه، با زبان تصویر بیان می‌شود و به همین دلیل از ظرفیت عاطفی و معنایی بیشتری برخوردار است.

پایان فیلم همچنین امکان خوانشی در حوزه انسجام ملی و منافع عمومی را فراهم می‌کند. خانواده با عبور از اضطراب حفظ ظاهر، به اهمیت رسیدگی به بنیان‌های درونی خود پی می‌برد. در مقیاس اجتماعی، این وضعیت یادآور ضرورت توجه به نیازهای واقعی جامعه، ترمیم شکاف‌ها و اولویت‌دادن به منافع مشترک است. انسجام در این معنا، حاصل یکدستی اجباری نیست، از پذیرش مسئولیت متقابل و توانایی اجزای جامعه برای همکاری در مواجهه با بحران شکل می‌گیرد. فیلم این معنا را در مقیاس خانه صورت‌بندی می‌کند و از همین راه، موقعیتی خصوصی را به مسئله‌ای عمومی پیوند می‌زند.

از نظر مضمونی، «یخچال» یادآور «مهمان مامان» داریوش مهرجویی است، اثری که در آن نیز میزبانی و تلاش برای حفظ شأن خانواده، زمینه آشکار شدن روابط و تعارض‌های پنهان را فراهم می‌کند. بااین‌حال، در فیلم رفعت‌جو و نجیمی، تغییر جایگاه پدر در پرده سوم نقش برجسته‌تری دارد. از سوی دیگر، تمرکز بر دوام خانواده، تعارض‌های نسلی و مناسبات قدرت، یادآور برخی آثار سعید روستایی، به‌ویژه «ابد و یک روز» و «برادران لیلا» است. تفاوت در مقیاس روایت است، «یخچال» این مسائل را در محدوده یک خانه و یک موقعیت زمانی فشرده می‌کند، اما هسته دراماتیک آن قابلیت گسترش و بدل شدن به فیلم بلند را دارد.

در واقع، فیلم ظرفیت تبدیل‌شدن به اثری بلند را در خود دارد. رابطه عاطفی پسر بزرگ، جایگاه متزلزل پدر، فشارهایی که مادر تحمل می‌کند و موقعیت متفاوت فرزندان، هرکدام می‌توانند در روایتی مفصل‌تر عمق بیشتری پیدا کنند. در فیلم کوتاه، شخصیت ممکن است در مواجهه با یک بحران به آگاهی تازه‌ای برسد، درحالی‌که فیلم بلند فرصت می‌دهد این آگاهی در مسیری تدریجی، همراه با مقاومت، انتخاب و پیامدهای آن شکل بگیرد. «یخچال» هسته چنین تحولی را در اختیار دارد و می‌تواند نقطه شروع مناسبی برای گسترش یک درام خانوادگی باشد.

وحدت لوکیشن و محدودماندن دوربین به فضای خانه، انتخابی متناسب با ساختار روایت است. خانه به محفظه‌ای دراماتیک تبدیل می‌شود که فشار بیرونی در آن انباشته و روابط درونی در آن آشکار می‌شوند. میزانسن نیز در بسیاری از موقعیت‌ها، به‌ویژه در ترکیب‌بندی‌های مثلثی، امکان شکل‌گیری تنش میان شخصیت‌ها را فراهم می‌کند. فاصله افراد در قاب، جهت نگاه‌ها و تقسیم فضای مشترک می‌توانند مناسبات قدرت را بدون توضیح مستقیم بازنمایی کنند. این ظرفیت از نقاط قوت طراحی صحنه‌های فیلم است.

در مقابل، فیلم‌برداری در برخی لحظات از یکدستی لازم فاصله می‌گیرد. تغییر فوکوس‌ها گاهی بدون ضرورت دراماتیک مشخص انجام می‌شود و به‌جای هدایت نگاه مخاطب، تشتت بصری ایجاد می‌کند. تغییر فوکوس زمانی کارکرد بیانی دارد که توجه مخاطب را به اطلاعات تازه‌ای معطوف کند یا رابطه‌ای معنادار میان شخصیت‌ها بسازد. در این اثر، کنترل دقیق‌تر این تغییرات و هماهنگی بیشتر میان دوربین، میزانسن و حرکت بازیگران می‌توانست انسجام بصری را تقویت کند.

بازی‌ها در مجموع قابل قبول‌اند و به شکل‌گیری فضای خانوادگی کمک می‌کنند. تدوین اسماعیل علیزاده نیز در حفظ پیوستگی روایت و اتصال موقعیت‌های داستانی نقش دارد. با توجه به محدودیت مکانی و تعدد تعارض‌های هم‌زمان، ریتم فیلم به زمان‌بندی واکنش‌ها و توزیع درست اطلاعات وابسته است.

هماهنگی دقیق‌تر میان تدوین و میزانسن می‌توانست برخی لحظات را مؤثرتر کند و از ظرفیت تعلیق موقعیت‌های خانوادگی بهره بیشتری بگیرد.

«یخچال» در نهایت، از خرابی یک وسیله خانگی به پرسشی درباره مسئولیت و چگونگی دوام یک خانواده می‌رسد. آغاز با یخچال و پایان با سفره ایرانی، این مسیر را در قالب یک تقابل بصری روشن می‌کند، حرکت از اختلال در یک جزء به بازشناسی اهمیت کلیت خانواده. فیلم با وجود کاستی‌هایی در فیلم‌برداری و کنترل فوکوس، از هسته دراماتیک مناسبی برخوردار است و ظرفیت گسترش به یک فیلم بلند را نشان می‌دهد. خانه در این اثر، تصویری فشرده از جامعه است که در لحظه بحران، ناچار می‌شود نسبت خود را با اقتدار، مسئولیت و منافع مشترک بازنگری کند. همین پیوند میان جزئیات زندگی روزمره و معنای اجتماعی آن‌ها، مهم‌ترین دستاورد «یخچال» است.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/160458
دیدگاه

آخرین خبرها
مرتبط با خبر
خبرهای پربازدید

محمد کارت
۱

«بچه‌خور»؛ حقیقتی که خلاف جهتِ جهان می‌دود

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «بچه‌خور» را باید نقطه بلوغ زبان سینمایی محمد کارت دانست؛ جایی که تجربه مستندسازی، زیست و مشاهده اجتماعی و درام تراژیک، در یک کالبد واحد به وحدت می‌رسند و قوام می‌گیرند. این فیلم برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه جشنواره فیلم فجر شد و جایگاه کارت را...

۱۴۰۵/۰۷/۱۴


از ماک تا خاموشی؛ پرتره‌ای از فرسودگی صنعت ایران

سینماسینما، محمد ناصری‌راد مستند «آن مرد با ماک آمد» ساختهٔ امین آزاد که در ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ در سیزدهمین شب «روایت و تصویر» گالری سروناز شیراز به نمایش درآمد، تلاشی برای بازخوانی بخشی از تاریخ صنعت ایران از خلال زندگی اصغر قندچی است؛ صنعتگری که نام او با کارخانهٔ ایران...

۱۴۰۵/۰۶/۳۱


«امیرعلی»؛ جست‌وجوی عدالت آموزشی در قاب مستند

سینماسینما، محمد ناصری‌راد در سینمای مستند، آثاری که از دل زیست واقعی زاده می‌شوند، بیش از آنکه به بازنمایی یک مسئله اجتماعی بپردازند، به کشف سازوکارهای پنهان آن نزدیک می‌شوند. مستند کوتاه «امیرعلی» ساخته فاطمه پریدار از همین جنس است، مستندی که از یک غیبت ساده در کلاس آغاز می‌شود...

۱۴۰۵/۰۶/۲۹


«پروانه»؛ وقتی غیاب، شکل دیگری از حضور است

سینماسینما، محمد ناصری‌راد پانزدهم شهریورماه، در سیزدهمین شب روایت و تصویرِ گالری سروناز شیراز، مستند «پروانه» ساخته بهمن کیارستمی، پرتره‌ای از پروانه اعتمادی، نقاش برجسته و تجربه‌گرای ایرانی، نمایش داده شد؛ مستندی که بیش از آنکه بخواهد زندگی‌نامه یک نقاش را روایت کند، می‌کوشد به جهان ذهنی هنرمندی نزدیک شود...

۱۴۰۵/۰۶/۱۷


«امیرو»؛ پرتره‌ای ناتمام از یک انسان طردشده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد مستند نیمه‌بلند «امیرو» به کارگردانی محسن کامکاری و تهیه‌کنندگی کامران حیدری، محصول سال ۱۴۰۱، از آثاری است که با وجود حضور در جشنواره‌های بین‌المللی و برنده شدن جایزه بهترین فیلم نیمه‌بلند در جشنواره سئول سال ۲۰۲۳، بیش از هر چیز با فاصله‌ای آشکار میان ظرفیت سوژه و...

۱۴۰۵/۰۶/۰۹


کالبدشکافی میل و جنایت در «ژویسَنس» و «دانته»

سینماسینما، محمد ناصری‌راد سوم شهریورماه ۱۴۰۵، پاتوق فیلم کوتاه شیراز در مجموعه شهر کاغذی به میزبانی محسن سلمانی، میزبان نمایش و نقد دو فیلم کوتاه از امین تبار، فیلمساز شیرازی بود، دو فیلم که با وجود فاصله زمانی در تولید و تفاوت در ساختار روایی، در یک نقطه به یکدیگر...

۱۴۰۵/۰۶/۰۵


از باغ تا غیاب، خوانش هرمنوتیکی از «بدون ایرج»

سینماسینما، محمد ناصری‌راد در تاریخ ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵، در گالری سروناز و در سلسله‌نشست‌های شب‌های مستند شیراز، «بدون ایرج» ساخته بهمن کیارستمی و آرش والی‌نژاد را دیدم؛ فیلمی که از همان نمای نخست، با ورود از دیوار به باغی متروک، مرا وارد جهانی کرد که در آن مرز میان گذشته...

۱۴۰۵/۰۵/۲۶


«روما»؛ تجربه‌ای بصری و انسانی از زندگی و طبقات جامعه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربه‌ای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی می‌کند....

۱۴۰۴/۱۲/۰۸


خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دهه‌ای شکل می‌گیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یک‌سو ویترین مدرنیته را با خیابان‌های عریض، زرق...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

ترانه علیدوستی
پگاه آهنگرانی
۱

نقدی بر مستند گفت‌وگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرتره‌ای در فضای بسته

سنماسینما، محمد ناصری‌راد با پخش مستند گفت‌وگو‌محور پگاه آهنگرانی و محصول بی‌بی‌سی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان بار دیگر به میدان واکنش‌های احساسی، ستایش‌های شتاب‌زده و داوری‌های صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...

۱۴۰۴/۱۰/۰۹


«قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازمان‌دهی روایت

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهده‌گر، وریته و مستند مردم‌نگار حرکت می‌کند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنت‌ها عبور می‌کند و به قلمرو مستند داستانی وارد می‌شود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهده‌محور، ساختاری را پیش می‌برد که...

۱۴۰۴/۱۰/۰۱


چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهل‌وسوم، با همه‌ی موافقت‌ها و مخالفت‌ها، تجربه‌ای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربه‌ای که بیش از هر اتفاقی، مسئله‌ی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابه‌جایی جغرافیایی نبود،...

۱۴۰۴/۰۹/۳۰

جعفر پناهی
۱

جهانِ پشتِ یک تصادف

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ «یک تصادف ساده» تازه‌ترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان می‌دهد که او چگونه در دل محدودیت، گستره‌ای وسیع از امکانات سینمایی را خلق می‌کند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازه‌ای را پیش چشمِ مخاطب می‌گشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...

۱۴۰۴/۰۹/۱۷


خوانشی روان‌شناختی از «چشم‌بادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ ابراهیم امینی را سال‌هاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشم‌بادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانه‌ای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...

۱۴۰۴/۰۹/۱۶

احمد علی نژاد
۱

نقدی بر فیلم‌های کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد. فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟ اضافی، از همان پلان‌های نخست نشان می‌دهد که جسارت تجربه‌گری در...

۱۴۰۴/۰۹/۰۹


«معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل می‌شود

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبی‌فام مرز بنا می‌کند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابه‌جایی انسان‌ها و خشونت پنهان در بافت‌های روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین به‌واسطه رنگ...

۱۴۰۴/۰۹/۰۸

احمد بهرامی
۲

یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن می‌گوید و انسان خاموش می‌ماند

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه‌ طبیعی جهان بسته و خفقان‌زده‌ سه‌گانه‌ احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان می‌راند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایه‌ٔ خاطره‌های فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...

۱۴۰۴/۰۹/۰۷


خوانش سینمایی و روان‌کاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایه‌های سرخِ ناخودآگاه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کم‌نظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روان‌شناختی، به قلمرویی قدم می‌گذارد که معمولاً از دسترس روایت‌های کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را می‌توان تلفیقی از اسطوره‌پردازی...

۱۴۰۴/۰۹/۰۵


خوانشی روان‌کاوانه از جهانِ فیلم «استاکر» آندری تارکوفسکی

سینماسینما،محمد ناصری‌راد «استاکر» تارکوفسکی در زمره‌ی آثاری قرار می‌گیرد که در آن تجربه‌ی سینمایی از سطح روایت فراتر می‌رود و به قلمرویی وارد می‌شود که روان، فلسفه و زیبایی‌شناسی را در یک میدان مشترک گرد می‌آورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...

۱۴۰۴/۰۸/۱۹


شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ با انتخاب شیراز به‌عنوان میزبان چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور به‌شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصری‌راد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامه‌ای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بسته‌ای از پیشنهادهای عملیاتی و...

۱۴۰۴/۰۸/۱۴


«ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گم‌شده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاب‌بندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفت‌شناسانه بدل می‌کند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطوره‌ای...

۱۴۰۴/۰۸/۱۳


ترکیب‌بندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را به‌طور تمام‌عیار اثبات می‌کند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکره‌ای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیت‌ها عمل می‌کند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعه‌ای از...

۱۴۰۴/۰۸/۱۱

ناصر تقوایی
۱

«ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم «ای ایران» ساخته‌ی ناصر تقوایی، از آن دست آثاری است که در جغرافیای محدود خود، گستره‌ی یک سرزمین را به نمایش می‌گذارد. ماسوله در این فیلم، کارکردِ صرفا لوکیشن نداشته و عملا استعاره‌ای از تمام ایران است؛ شهری پلکانی که طبقاتش از بالا تا پایین، بازتابی...

۱۴۰۴/۰۸/۰۹


«سرکوهی»؛ وقتی صدا در پیله می‌ماند…

سینماسینما، وحید مباشری مستند «سرکوهی» ساخته محمد ناصری‌راد تلاشی است برای احیا؛ کوششی که با ترسیم لحظاتی صمیمی و بی‌پیرایه، مخاطب را بی‌واسطه با رنجِ نبودن روبه‌رو می‌کند. فیلم به جای توسل به شعارهای رایج درباره‌ی حفظ میراث فرهنگی، از نیستی سخن می‌گوید و غیاب را به تصویر می‌کشد. زاویه‌ی...

۱۴۰۴/۰۸/۰۵


«خداحافظ آشغال»؛ سفرِ پنهانِ پیرزنِ معلم

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» از آن دست آثاریست که در ظاهر، قصه‌ای ساده و فانتزی روایت می‌کند، اما در لایه‌های زیرین خود، جهانی از معنا، روان و فلسفه را آشکار می‌سازد. روایتی از مواجهه‌ی یک پیرزن تنها با چیزی به ظاهر بی‌جان و در حقیقت، با خویشتنِ...

۱۴۰۴/۰۸/۰۲


نقدی بر چهار فیلم کوتاه/ از کوری خودخواسته تا نمایش ساختار روانی دیکتاتورها

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «دختر قاصدک‌ها»؛ قاصدکی در بادِ شالیزار در کنار شالیزار، جایی میان سبزی و باد، دخترک برخلاف میل مادرش چکمه پلاستیکی و آبی را از پا در آورده و جسارت کرده و نیم پوتینی که بر قامتش بزرگ است پوشیده و پا به زمین بازی می‌گذارد؛ تصمیمی کودکانه...

۱۴۰۴/۰۷/۳۰

ابراهیم حاتمی کیا
اصغر فرهادی
۲

«ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران

«ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم «ارتفاع پست» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و فیلمنامه‌ای مشترک از اصغر فرهادی، بیانیه‌ای تصویری است از جامعه‌ای که میان زمین و آسمان، میان زیستن و رهایی، میان وطن و رؤیای فرار، در آن دهه یعنی آغاز دهه هشتاد خورشیدی در حال تردید است، تردیدی که کماکان...

۱۴۰۴/۰۷/۲۹

ناصر تقوایی
۱

ناخدا و خالقش؛ دو چهره از یک دریا

سینماسینما، محمد ناصری‌راد دریا همیشه در سینمای ناصر تقوایی، استعاره‌ای از سرنوشت است و در «ناخدا خورشید»، این سرنوشت چهره می‌یابد، زنده می‌شود، می‌جوشد و قهرمان را در بر می‌گیرد. اما راز اصلی فیلم در جایی نهفته است که ناخدا و خالقش، در یک مدار به هم می‌رسند. ناخدا خورشید،...

۱۴۰۴/۰۷/۲۵

ناصر تقوایی
۱

به یاد ناصری تقوایی؛ امروز، جنوب خاموش شد

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ امروز، جنوب خاموش شد. بادِ جن، از خلیج برخاست و تا دلِ تهرانِ پاییزی وزید، با دودی غلیظ از چای تلخِ ناتمام، با بوی کاغذی که هرگز خط نخورَد. ناصر تقوایی رفت؛ بزرگمردی که دایی‌جان ناپلئون را از صفحه‌های ادبیات بیرون کشید و به جانِ مردم بخشید؛...

۱۴۰۴/۰۷/۲۲