
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی
نگارش و انتشار کتاب «رئالیسم شاعرانهی ژان رنوار»، بی هیچ گفت و گویی، برگ زرّین دیگری برکارنامهی پُرافتخار دکتر بهمن مقصودلو -نویسنده، پژوهشگر، فیلمساز و مدرّسِ نام آشنای سینما- در عرصهی ادبیات سینمایی و نظریه پردازی و نقد و بررسی و معرفی فیلمسازان و نظریه پردازان بزرگ سینمای جهان افزوده است. تا آنجا که به یاد دارم تا امروز فراتر از نقد و بررسی معمول برخی از فیلم های شاخص رنوار و یادداشت های پراکنده و مقاله های اندک شمار -آن هم به بهانه ی پرداختن به جریان موج نو (French New Wave ) در سینمای فرانسه- کمتر کسی در بارهی فیلم های ژان رنوار (۱۸۹۴-۱۹۷۹ Jean Renoir) فرزند دوم پیر آگوست رنوار، نقاش امپرسیونیست پُرآوازه ی فرانسوی و زندگی هنری این «کارگردان مولّف» بررسی جامع و همه جانبهای انجام داده است. به همین روی، این کتاب می تواند مرجعی مهم و اطمینانبخش برای دانشجویان و علاقهمندانی باشد که بخواهند با رنوار به عنوان فیلمساز و سینماگر مولف بیشتر آشنا شوند و دربارهی نقش و تاثیر حضور او در سینمای فرانسه پژوهشی جدی و کارشناسانه داشته باشند و از دریچهی نگاه برخی از فیلمسازان و صاحب نظران و نظریه پردازان برجستهی سینمای فرانسه از جمله آندره بازن (Andre Bazin) فرانسوا تروفو (Francios Truffaut) و همچنین اورسن ولز (Orson Welles) کارگردان، فیلمنامه نویس، بازیگر و تهیه کنندهی مشهور آمریکایی، به زندگی و جهان بینی رنوار به عنوان فیلمسازی بی همتا نزدیک شوند.
خواندن این کتاب به ما کمک می کند تا دریابیم که رنوار چگونه میکوشید در فیلم های خود از زندگی انسان ها و شرایط و وضعیت بشری تصویری به راستی متفاوت از دیگر فیلم هایی که در سینمای فرانسه یا در کار دیگر سینماگران اروپایی رواج داشته، ارائه دهد. برای او، جامعه ی انسانی و شرایط حاکم بر زندگی آدم ها، همواره بنیادی ترین مسئلهی قابل توجه بوده است. به همین روی در فیلم های رنوار بیش از دیگر فیلم های ساخته شده توسط فیلمسازان معاصر وی، از دیدگاه روانشناسی اجتماعی به موضوع ها و درونمایه های مردم شناختی توجه می شود. شاید بتوان به گونهای ادعا کرد که در آینهی فیلم های رنوار به روشنی می توان از یک سو بازتاب همهی تضادها و تناقض های اجتماعی و از سوی دیگر تصویری روشن از همهی تعارضهای آشکار میان طبیعت و جامعه را نیز به تماشا نشست.
رنوار به آدم های یک جامعهی انسانی نگاهی مطلق گرا و صفر و صدی ندارد. به دلیل نگاه واقع گرایانه او به جامعه ی انسانی، به طور طبیعی، آدم ها و شخصیت های فیلم هایش نیز خاکستری به نظر می رسند. به بیانی دیگر، رنوار با پرهیز از نگاه مطلق گرا، می کوشد تا در دام تفکیک شخصیت های فیلم هایش به دو طبقهی مشخص «قهرمان» (Hero) و «ضد قهرمان» (Anti Hero) گرفتار نشود.
مولف کتاب در ارائهی شناختنامهی دقیقی از ژان رنوار، تنها به نوع نگاه و جهان بینی او نمی پردازد، بلکه بسیاری از ویژگی های فنی و شگردهای استادانهی رنوار در فیلمسازی را نیز موشکافانه زیر ذره بین قرار می دهد. به همین روی است که در این کتاب، چه از طریق بازگویی گفت وگوهایی که رنوار با دیگران داشته است و چه از طریق نقد و بررسی هایی که دیگران دربارهی فیلم های رنوار انجام داده اند، در می یابیم که برای مثال رنوار در جریان فیلمبرداری از یک فضای بسته و در صحنه های داخلی، از فیلمبردار خود چه حرکت های دوربینی را طلب می کرده است و یا چگونه با همفکری فیلمبردارش به میزانسن و رنگ و نور دلخواه خود دست می یافت. همان فضای دلخواهی که بی تردید از پیش در ذهنش طراحی کرده بود.
وقتی منتقد و نظریهپرداز صاحب نامی چون آندره بازن فرانسوی، نمودار روشنی از حرکت دوربین ژان رنوار را برای فیلم «جنایتِ آقای لانژ» (The Crime of Monsieur Lange-۱۹۳۶) در نقد فیلم خود به شیوایی بازنمایی می کند، درواقع به ما نشان می دهد که به سادگی می توان از تجربه های عملی چنین استادانی در کارهای آموزشی سینما سود جُست.
در این نوشتار، شاید نیازی به بازگویی و برشمردن آثار قلمی دکتر بهمن مقصودلو نباشد چرا که با کمترین جُستوجو، به سادگی می توان با جزئیات دقیق، به سیاههی آثار قلمی وی دست یافت. با این همه تنها به عنوان یادآوری گذرا، دریغ است که اگر از مجموعه ی بسیار درخشان ویژه نامه هایی که با عنوان «ویژهی سینما تئاتر» در فاصلهی سال های ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۳ در ۶ شماره از سوی انتشارات بابک چاپ و نشر یافته است، یادی نکنم. چرا که برای من و برای بسیاری از هم سن و سال های من که در آن سال ها، در فضای سینمای آزاد و ساخت فیلم های ۸ میلی متری، شور و شوقی داشتیم، خریدن و خواندن این مجموعه ی پُربار به راستی سودمند و آموزنده بود. شاید بی دلیل نبود که در بهمن سال ۱۳۵۳ به خاطر ویراستاری و همهی کوشش های بهمن مقصودلو در انتشار این مجموعه، جایزهی ادبی فروغ فرخزاد به او تعلق می گیرد.
با خواندن کتاب رئالیسم شاعرانهی ژان رنوار، به خوبی می توان تصویری روشن از مجموعه ی آثار سینمایی رنوار از دورهی کارهای صامت تا آثار ناطق او به عنوان یک «سینماگرِ مولّف» به دست آورد. لطف دیگر این کتاب در آن است که در کنار بررسی فیلم ها و برشمردن ویژگی های سبک شناختی کارهای رنوار با شیرینی و ظرافت هرچه تمام تر خوانندهی سینمادوست را با گوشههایی از خُلق و خوی و کنشها و واکنشهای فردی این هنرمند صاحب نام در رویارویی با بسیاری از پدیده های سیاسی و اجتماعی دهههای میانی سدهی ۲۰ میلادی نیز آشنا می کند. با خواندن این کتاب به دلایل سفر رنوار به کشورهایی چون فرانسه، ایتالیا، آمریکا و به ویژه به کشور رنگین کمانی هندوستان -برای ساختن فیلم معروف «رودخانه» (The River- ۱۹۵۱)- پی می بریم و در می یابیم که چگونه ساتیاجیت رای (Satyajit Ray) با رنوار آشنا می شود و روزهای زیادی، با دلشیفتگی فراوان در پشت صحنهی فیلم رودخانه به تماشای کار رنوار میایستد و در مقام حقشناسی از این استاد بزرگ سینما، با گشادهرویی راهنمای محلی ژان رنوار در شهر کلکته و جاهای دیدنی اطراف آن می شود.
از نگاه رنوار، هنرمند و فیلمساز نباید تنها به درونمایه های سیاسی و اجتماعی بسنده کند، چرا که در این صورت، در کارنامه ی هنریاش، بخش عمدهای از مضامین و درونمایههای قابل اعتنا و ارزشمند -از جمله طبیعت با همه تنوع و رنگارنگی و پیچیدگی هایش- از نگاه فیلمساز دور می ماند و همچنین بخش عمدهای از جذابیت های مربوط به جوامع انسانی که به ویژگی های پُرآب و رنگِ ملیت ها و انواع ساختارهای سیاسی- اجتماعی آنان پیوسته است، ناخواسته نادیده گرفته می شود. درست به همین دلیل است که در مجموعهی آثار رنوار با نوعی جامع نگری، به همهی این پدیدههای طبیعی و اجتماعی به خوبی توجه می شود. یعنی از یک سو، انسان و جامعهی انسانی و از سوی دیگر، طبیعت و عناصر موجود در آن – از جمله آب به عنوان سر چشمه ی زندگی – در مرکز توجه او قرار می گیرد.
در تمام مدتی که سرگرم خواندن این کتاب ۴۸۰ صفحهای بودم، به دلیل وجود همین ظرایف و نکتههای شیرین و باریک اندیشی ها در معرفی خُلق وخوی و مسایل سبک شناختی یک فیلمساز بزرگ، احساس می کردم که با اشتیاق فراوان در حال خواندن یک رُمان جذّاب و پُرکشش هستم. چرا که کتاب رئالیسم شاعرانه… درست مثل یک رُمانِ پُرجاذبه، خواندنی و سرگرم کننده است و فراتر از این وجه بسیار جذاب و پُر کششِ خود در بخش هایی که به شیوه ها و شگردهای کار رنوار در رویارویی با بازیگران فیلم هایش اشاره می کند، شگفت زده می شویم که چگونه رنوار با نوعی روحیهی دل به دریا زدن و خطر گرایی و بی پروایی در جریان تولید فیلم هایش که گاهی او را تا مرز ورشکستگی مالی و حتی پریشانحالی نیز پیش بُرده است، فیلم می سازد!
باید صادقانه اعتراف کرد که تا پیش از تالیف چنین اثری، آشنایی ما با رنوار در حد و اندازه ی یک شناخت کُلی و گذرا بوده است. این کتاب برای ما فرصت تازهای فراهم می سازد تا با نگاهی دقیق تر و از فاصلهای نزدیک تر به کار و زندگی و نوع نگرش و همه ی دگرگونیهای فکری و هستیشناسانهی رنوار نگاه کنیم و در فیلم هایش با تصاویری روبهرو شویم که از آنها می توان به عنوان نمونههای زنده و تعمیم پذیر در جامعهای که در فیلم هایش به تصویر کشیده شده است، یاد کرد. افزون بر اینها با خواندن این کتاب در می یابیم که در چه فیلم هایی و چگونه، ژان رنوار بزرگ توانسته است استادانه آمیزهی مناسبی از نگاه فلسفی، نگرشی شاعرانه همراه با واقع گرایی با استفاده از تصاویر خیال انگیز و نمادهای بسیار زیبا و متناسب با دنیای شاعرانه را با بیان سینمایی و زبان تصویر، در کنار هم قرار دهد و اثری بدیع پدید آورد. با مرور بسیاری از فیلم های این فیلمساز صاحب سبک و این سینماگر مولّف است که در می یابیم، رنوار چگونه توانسته است همزمان با توجه به فرم و شکل بدیع آثارش -از فیلمبرداری و نورپردازی درست و دقیق گرفته تا میزانسن های استادانه و هوشمندانه – در شخصیت پردازی آدم های فیلم هایش نیز چنان عمل کند که تماشاگر فیلم هایش به شناختی تازه و متفاوت از این فیلمساز برسد. به ویژه که دکتر بهمن مقصودلو در جایگاه یک استاد و مدرّس سینما، فیلم «توهم بزرگ» (The Grand Illusion) ژان رنوار را درست همانند کالبدشکافی یک موجود زنده در اتاقِ تشریح دانشکده های پزشکی، به خوبی و به درستی و جزئینگرانه، تجزیه و تحلیل می کند و ضمن تاکید بر درونمایه ی معنای آزادی و انسان گرایی در این فیلم، یک انگارهی بسیار آموزنده برای نقد و تحلیل دانشگاهی (Academic Criticism) در برابر نقد و بررسی های شتابزده و کُلّی نگرانهیِ روزنامهای (Journalistic Criticism) ارائه می دهد که می تواند برای دانشجویان رشتهی سینما به طور خاص و برای دیگر سینمادوستان و علاقهمندان نقد و بررسی آثار سینمایی، بسیار سودمند باشد.
شاید بخشی از جذابیت ها و پُرکشش بودن چنین اثری را باید در این نکتهی بسیار کلیدی و مهم جُستوجو کرد که مولّف کتاب به ژان رنوار به عنوان یک نمونهی پژوهشی بی روح و یک پدیدهی جامد و ایستا همانند برخی اشیاء و آثار تاریخی موجود در گنجه های یک موزه ی آثار تاریخی، نگاه نمی کند، بلکه به رنوار درست همانند جریان یک رودخانهی خروشان، در مسیرهای پُرفراز و نشیب و پُرپیچ وخمِ زندگی اش می نگرد و به عنوان یک موجود زنده و نه یک اثر تاریخی غبار گرفته، در موزه نگاه می کند. به همین روی، به ما این فرصت را می دهد تا با رشد و تکامل و همهی دگرگونیهای روحی، فکری و دیدگاهی و نوع نگرش او در بازه های زمانی مختلف بهتر آشنا شویم و بدانیم که طی نزدیک به پنجاه سال کار در عرصهی سینما، چگونه از کارگردانی با گرایش های تند و چپ گرایانه در نگرش های سیاسی در دههی ۳۰ میلادی، در میانه دههی ۴۰ میلادی به کلی دچار دگرگونی می شود و در دههی ۵۰ میلادی تمامی تلاش های خود را صرف دستیابی شناختی تازه از هنر و نظریه پردازی های هنری می کند.
در ترکیب بندی و برگ آرایی کتاب ۴۸۰ صفحهای رئالیسم شاعرانه… (نشرحکمت کلمه، چاپ اول، سال ۱۴۰۰ خورشیدی، در اندازه ی رُقعی) بیش از ۱۲۰ قطعه عکس از پشت صحنهی برخی فیلم ها، عکس های خانوادگی، نامه ها، اعلان دیواری فیلم ها و نمودارها و جدول ها و… در بخش های مختلف، جای گرفته است که آشکارا بر میزان تاثیر گذاری و گویایی مطالب افزوده است. بی تردید، بخش مربوط به تحلیل و بررسی فنی-محتوایی فیلم درخشان «توهم بزرگ» با توجه به بررسی ۱۱ نمای اول از حلقهی دوم این فیلم (دربرگیرندهی تنها دو صحنهی داخلی و خارجی در یک اردوگاه نظامی) به ویژه برای منتقدان فیلم و دانشجویان رشتهی سینما، در مقایسه با مخاطبان عام چنین کتابی، می تواند بسیار جذاب تر باشد، چرا که بهمن مقصودلو درست به شیوهی یک مدرس سینما، برای تشریح یک نما از فیلم، با اشارهی دقیق به جای دوربین فیلمبرداری، نوع حرکت، طول نما، شرایط نوری و نحوهی چینش اشیاء در صحنه و میزانسن کلی، به همهی جزییات کار رنوار در صحنهی فیلمبرداری اشاره می کند. استفاده از عکس ها در کتاب به هیچ روی جنبهی تزیینی ندارد و همجواری هر تصویر با متن و مطالب هر بخش از کتاب، باهدف تکمیل نوشته ها و محتوای کتاب بوده است. اگر در کتاب به نام منتقد یا نظریه پردازبزرگ سینما، برای مثال به آندره بازن و مرگ او اشاره می شود، بیان این موضوع به ظاهر فرعی و حاشیهای، برای پُرشمارترشدن صفحات کتاب نبوده و آگاهانه با هدف معرفی هرچه دقیق تر و درعین حال فراگیرتر ژان رنوار شکل می گیرد تا نشان داده شود که چگونه زمانی که رنوار در سفر است و نمی تواند در مراسم خاک سپاری دوست دیرینه اش(آندره) حضور یابد، به راستی دچار افسردگی می شود!
رسم خط و شیوهی نگارش کتاب در مجموع مناسب و کم نقص است. اگرچه، همچنان که در عنوان روی جلد کتاب «رئالیسمِ شاعرانهی ژان رنوار» آمده است، درمتن کتاب نیز به جای «رئالیسم شاعرانه ژان رنوار» همان ویرایش نگارشی روی جلد می توانست حفظ شود و در برخی موارد جزئی همچون پیوند نشانه صفت برتر – یعنی پسوند «تر»- در همهی صفت ها، یکسان و همگون نگاشته می شد. صد البته این نکته های جزئی هرگز چیزی از اهمیت و ارزش این کتاب نمی کاهد و بی تردید انتشار این کتاب ارزنده -به زبان فارسی- می تواند برای بسیاری از دانشجویان سینما و دیگر سینمادوستان علاقهمند به تجزیه و تحلیل آثار سینمایی و شناخت سینماگران صاحب سبک، دلشادکننده باشد.

سینماسینما، فرزانه متین «چریکه تارا» یکی از فیلمهای ماندگار در حوزه اسطوره و افسانه، به کارگردانی و نویسندگی بهرام بیضایی است؛ اثری که از آن بهعنوان یکی از نخستین فیلمهای توقیفی در ایران پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ یاد میشود. بیضایی در کتاب «موزاییک استعارهها: گفتوگو با بهرام بیضایی» اثر...
۱۴۰۴/۱۰/۰۵
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی؛ کتاب «سینماگر متفکر: گفتوگو با داریوش مهرجویی» تازهترین اثر ارزشمند دکتر بهمن مقصودلو، پژوهشگر، مستند ساز؛ منتقد و مدرس نام آشنای سینما؛ تجربه یی بینظیر از تاریخ و هنر سینمای ایران در اختیار خواننده میگذارد. مقصودلو، که دانشآموخته مطالعات سینما در مقطع دکتری از دانشگاه کلمبیا و...
۱۴۰۴/۰۸/۱۸
سینماسینما، بهمن مقصودلو کبری امین سعیدی معروف به نام هنری شهرزاد، رقصنده، بازیگر، شاعر، فیلمنامهنویس، نقاش و فیلمساز، پس از ۷۵ سال زندگی پُرفراز و نشیب و سراسر رنج، سرانجام در روز ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ در یکی از بیمارستانهای شهر کرمان، زندگی را بدرود گفت و روح آزردهاش پرواز کرد....
۱۴۰۴/۰۶/۱۲
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی هربار که کتاب یا فیلم مستند تازه یی از دکتر بهمن مقصودلو به دستم می رسد، با شور و شوق فراوان سرگرم خواندن و دیدن آن می شوم و به خوبی می دانم که حرف های ناشنیده ی فراوانی در آن کتاب یا فیلم تازه پیدا...
۱۴۰۴/۰۵/۱۶
سینماسینما، بهمن مقصودلو؛ «سعید راد» (احمد حقپرست راد: ۱۴۰۳-۱۳۲۳) بازیگر خوشچهرهی سینمای ایران، متولد تهران، روز اول مردادماه در آستانهی هشتادسالگی در تهران درگذشت. جنبش موج نوی سینمای ایران در اواخر دههی چهل خورشیدی آغاز شد و در اوایل دههی پنجاه شکل گرفت. فیلمسازان موج نو با داستانهای واقع گرایانه،...
۱۴۰۳/۰۵/۰۹
سینماسینما، پاریس؛ فیلم مستند «ساختن فیلم گاو» در پاریس به نمایش در میآید. برای ستایش داریوش مهرجویی، فیلمساز مهم تاریخ سینمای ایران روز شنبه دوم مارس ( ۱۲ اسفند) اخرین نسخهی فیلم مستند «ساختن فیلم گاو» اثر بهمن مقصودلو با حضور او بهنمایش در خواهد آمد. در این فیلم با...
۱۴۰۲/۱۲/۰۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
بانیفیلم: برای سینمادوستان و علاقمندان فیلم، دانستن چگونگی تولید فیلمها جذابیت خاصی دارد؛ اینکه یک فیلم سینمایی مطرح که شاخصی برای سنجش کیفیت فیلمهای دیگر است، چطور جلوی دوربین رفت ...ادامه مطلب نوشته ساخت یک مستند در باره «گاو»؛ شاهکار تاریخ سینمای ایران، چگونه ساخته شد؟ اولین بار در بانی...
۱۴۰۲/۱۲/۰۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی “دکتر بهمن مقصودلو” منتقدِ فیلم ، پژوهشگر و مستندساز نام آشنا و پُرتلاش، سازنده ی فیلم مستند ” موزاییک استعاره ها” ( ۲۰۱۹ م ) با پشتوانه ی نزدیک به دو دهه پی جویی و شکیبایی فراوانش – در فاصله ی سال های ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۶-...
۱۴۰۲/۱۰/۱۹
سینماسینما، مهگان فرهنگ: با بهمن مقصودلو درباره سهراب شهید ثالث و مفهوم کودکی در فیلمهایش گفتگویی تلفنی بین من از سوئد و مقصودلو در آمریکا در ژوئن ۲۰۲۱ انجام شد. این گفتگو در شب سال نو میلادی با همراهی دکتر مقصودلو به سرانجام رسید. پیش از این نیز با او...
۱۴۰۰/۱۰/۱۲
سینماسینما، مهگان فرهنگ: بهمن مقصودلو نویسنده، منتقد، پژوهشگر، فیلمساز و تهیه کننده سینما، فارغ التحصیل فوق لیسانس مطالعات سینما از دانشگاه نیویورک و دکترا از دانشگاه کلمبیا است. او عضو انجمن قلم آمریکا است و در نیویورک زندگی می کند. مقصودلو در نشست های سینمایی وهیئت داوران (آمریکا، اسپانیا، دوبی،...
۱۴۰۰/۰۷/۰۷
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی اجرای برخی طرح ها در عرصهی تولید فیلم – به ویژه فیلم مستند – به دلیل دشوارهای خاص آن، جز با تلاش مضاعف و شور و شوقی از سرِ دلسپردگی، امکان پذیر نخواهد شد. شهامت و پُردلی دکتر بهمن مقصودلو کارشناس نام آشنای سینما با پشتوانهی...
۱۴۰۰/۰۶/۳۱
کتاب «رئالیسم شاعرانهی ژان رنوار» نوشته بهمن مقصودلو منتشر شد.
۱۴۰۰/۰۴/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی مجموعه سه بخشی مستند «موزائیک استعاره ها» (۲۰۱۹) ساخته بهمن مقصودلو داستان ناگفته های بهرام بیضایی است. حکایت مرد دانا، با سال های سال بُغض های فرو خورده و در گلو مانده! با نگاهی گذرا به این مستند تامل برانگیز که بر پایه پژوهشی پُردامنه و...
۱۳۹۹/۱۲/۰۴
محمد حقیقت بدون شک فیلم سه اپیزودی بهمن مقصودلو که درباره بهرام بیضائی به نام «موزائیک اسطوره ها» ساخته، یکی از باارزش ترین فیلم هائی است که برای شناخت بهرام بیضائی، این سینماگر سرشناس و قابل احترام ایران تاکنون ساخته شده است. بهرام بیضائی در این اثر بی پروا درباره...
۱۳۹۹/۱۰/۲۲
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلمبردار در سینما، تنها مجریِ فنِ فیلمبرداری و ثبت تصاویرپویا (dynamic) نیست؛ او طرّاح جهان دیداری فیلم است. تصویر، پیش از روایت (narrative) و گفتوگو (dialogue)، نخستین لایهی معنا را به مخاطب منتقل میکند و این لایه، حاصل انتخابهای آگاهانهی فیلمبردار است: نور، قاب، حرکت، رنگ...
۱۴۰۴/۱۱/۳۰
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «جزیرهی آزاد» نوشتهی محمّدرضا عطاییفر با یک موقعیتِ نمایشی جذّاب آغاز میشود: گروهی از افراد برای سپری کردن اوقات خوش، از سوی آدمی ناشناس به جزیرهیی دعوت میشوند و رفتهرفته در شرایطی پیچیده و پُرتنش گرفتار میشوند که همهی رویاهای شیرین آنها برباد میرود! این...
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «سرِ انقلاب» به نویسندگی و کارگردانی محمدعلی شفاعت، در مجموعهی تماشاخانهی هما، اثری است با لحن شادیآور که آگاهانه از مسیر کمدی موقعیت (situation comedy) و طنز کلامی (verbal humor)، به یکی از ملتهبترین و تراژیکترین بزنگاههای تاریخ معاصر ایران نزدیک میشود: روز دوازدهم بهمن...
۱۴۰۴/۰۹/۲۹
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی چهرهپردازی در سینما، تنها یک فعالیت فنی و تفنّنی نیست، بلکه حوزهیی میانرشتهیی است که در پیوند مستقیم با روانشناسی شخصیت، تاریخ، فرهنگ دیداری، مردمشناسی و حتی انسانشناسی چهره عمل میکند. در هر اثر سینمایی، چهرهپرداز نقشی بسیار کلیدی در شکلدهی به هویت شخصیتها و انتقال دقیق...
۱۴۰۴/۰۹/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی؛ نمایش موسیقایی یا خنیاگرانه (Musical Theater) «رابین هود» ( Robin Hood ) تازهترین تجربهی نمایشی «ماهان حیدری» در تکمیل سهگانهی خیال پردازانه و واقع گرای( با تکیه بر «واقع گرایی جادویی») او پس از دو نمایش پربینندهی «دیو و دلبر» و «شازده کوچولو» است که در تالار...
۱۴۰۴/۰۹/۰۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلم «چای سرد» ساخته امیر قاسم راضی بهخوبی توانسته است در فضایی بسته از یک آپارتمان ساده و بیپیرایه در گیرودار یک اسبابکشی؛ با نمایش دغدغههای همیشگی یک خانواده ی کوچک اجارهنشین؛ پیچیدگیهای درونی و اجتماعی انسان امروزی را در جغرافیای امروزی زیست بوم ما به...
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی در روزگاری که بسیاری از فیلمهای ما از اقلیم و ریشهی فرهنگی خویش فاصله گرفتهاند، فیلم «سامی» (Sami) از همان نخستین نماها یادآور حقیقتی است که هنوز در لایههای زیرینِ خاک جنوب و در حافظهی زخمخوردهی مردمانش زنده است. فیلمی آرام، تلخ و در عین حال...
۱۴۰۴/۰۸/۱۴
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی روز جهانی لکنت (۲۲ اکتبر۲۰۲۵ برابر با ۲ آبان ۱۴۰۴) بهانهیی شد برای بازخوانی مستندی که خود، از جنس خاموشی و سکوت میان واژهها است. فیلم مستند «لکنت» ساختهی منصوره میرمعرب، پس از چند سال از تولیدش، همچنان تازه مینماید؛ زیرا به جای آن که از بیرون...
۱۴۰۴/۰۸/۰۸
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی نمایش «ارزشهای نسبی» نوشتهی نوئل پیرس کاورد (Noël Peirce Coward )در نگاه نخست، اثری بهظاهر شادی آور(Comedy) و سرشار از طنازیهای اجتماعی است، اما در لایههای درونی خود به جدالی عمیقتر میان صداقت و ریا، میان حقیقت و نقابهای اجتماعی میپردازد. اجرای تازهی میکاییل شهرستانی نویسنده و...
۱۴۰۴/۰۷/۲۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی احمد طالبینژاد، نویسنده، منتقد فیلم و فیلمساز نامآشنای سینمای ایران، از جمله کسانی است که در چهار دههی گذشته با نوشتهها و ساختههای کم شمارِ خود، همواره در عرصهی نقد سینما حضوری پُررنگ داشته است. انتشار تازهترین کتاب او با عنوان: «لُعبتکها» (سیر تحوّل تیپهای ثابت...
۱۴۰۴/۰۷/۱۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی وقتی فاجعهای جمعی رُخ میدهد، پُرسش اصلی این نیست که چه کسانی جان باختهاند، بلکه این است که بازماندگان چه میکنند؟ نمایشنامهی «۱۱/۱۱» تازهترین کار نمایشی بهاره رهنما بعد از نمایش: «دورهمی بانوی اول» که در خردادماه امسال از او دیده بودم، میکوشد تا به تحلیل...
۱۴۰۴/۰۷/۰۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی در روزگارما، فضای مجازی بدل به عرصهیی شده است که بسیاری آن را با میدان هنر و اندیشه یکی گرفتهاند. در صفحهی فردی دوستان، بارها پیش میآید که با شعری، دلنوشتهیی یا عبارتی رو به رو میشویم که گاه از سر احساس صادقانه نوشته شده است،...
۱۴۰۴/۰۶/۲۰
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی امروز خبری تلخ و ناگوار شنیدم؛ ایرج صغیری، بازیگر و کارگردان نامآشنای تئاتر و چهرهیی دوستداشتنی برای مردم بوشهر، پس از مدتها مبارزه با بیماری؛ چشم از جهان فروبست. آشنایی من با ایرج، (با نام اصلی ابوالحسن صغیری) به سال ۱۳۴۷ بازمیگردد، در روزگاری که هر دو...
۱۴۰۴/۰۶/۱۱
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی در سرزمین هنر، نقد همچون نسیمی است که بر آینه میوزد تا زنگار از رخ آن بزداید. خانوادهی پرشمار و رنگارنگ منتقدان سینمایی نیز، همچون دیگر شاخههای هنر، ترکیبی است ناهمگون: در کنار اهل اندیشه و قلمهای متعهد، گاه صدای «شبهمنتقدان» نیز به گوش میرسد؛ صداهایی که...
۱۴۰۴/۰۶/۱۰
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی بهره بُردن از درونمایهی برخی از آثار نمایشی ویلیام شکسپیر (William Shakespeare) نمایشنامهنویس، شاعر و بازیگر بلندآوازهی انگلیسی، در قالب اقتباس های سینمایی و نمایشی در میان فیلمنامه نویسان و نمایشنامه پردازان تازگی ندارد. مهم ترین دلیل این توجّه به تراژدی هایی از نوع «مکبث» (Macbeth)...
۱۴۰۴/۰۵/۱۹