خوانش سینمایی و روان‌کاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایه‌های سرخِ ناخودآگاه | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

خوانش سینمایی و روان‌کاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایه‌های سرخِ ناخودآگاه

lazy_placeholder.gifphoto_2025-07-12_17-32-44-300x300.jpg سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛

فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کم‌نظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روان‌شناختی، به قلمرویی قدم می‌گذارد که معمولاً از دسترس روایت‌های کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را می‌توان تلفیقی از اسطوره‌پردازی شخصی، نقد دینی، روان‌کاوی فرویدی، رویکرد لاکانی به ساختار ذهن و زیباشناسی گروتسک دانست. آنچه فیلم را از نمونه‌های مشابه خود متمایز می‌کند، ترکیب پیچیده و لایه‌مند فرم و محتواست؛ یعنی جایی که زبان تصویری به بخشی از تشریح روان‌پریشی بدل می‌شود و روایت خود را در سطحی از تصویرسازی می‌نشاند که کمتر اثری توانسته به آن دست یابد.

حرکت دوربین در این فیلم با دقتی معمارانه طراحی شده است. قاب‌ها غالباً در فاصله‌ای میان ذهن و واقعیت قرار دارند؛ فاصله‌ای که شبیه وضعیت ادراکی فردی زخمی است. دوربین گاهی تا آستانه ذهن می‌رود اما وارد دنیای ذهنی خالص نمی‌شود، بلکه در فضایی شناور میان آن دو، جهان را بازتاب می‌دهد. چنین رویکردی یادآور تحلیل ویویَن سوبچاک درباره سینمای بدن است؛ باوری که بر درگیر شدن جسم تماشاگر تأکید دارد. تصاویر مملو از تماس، جراحت، خون، لمس و اغراق‌های فیزیکی باعث می‌شود بدن تماشاگر در تجربه فیلم وارد شود؛ تجربه‌ای که یک‌باره ذهنی و عینی است.

رنگ‌های سرخ، آبی، سفید و سیاه ساختار اولیه رمزگان فیلم را می‌سازند. سرخ در این فیلم فقط نشان خشونت نیست، بلکه زبان میل، تروما، جراحت و ایمان است. انتخاب چنین پالتی از سنت اکسپرسیونیسم سرچشمه می‌گیرد؛ رنگ‌هایی که به جای بازنمایی واقعیت، عاطفه را منبسط می‌کنند. آبی در لحظات گسست و اندوه ظاهر می‌شود، گویی روح شخصیت‌ها در لایه‌ای از فقدان معلق شده است. سفید در معنایی آلوده به کار می‌رود؛ پاکی‌ای که در تماس با مذهب و قدرت، به ابزاری برای کنترل بدل شده. سیاه هم سایه یونگی ست؛ تمامی آنچه شخصیت حاضر به پذیرش آن نیست و در ژرفای ناخودآگاه دفن می‌کند. این ترکیب رنگی فقط انتخابی زیبایی‌شناختی نیست، بلکه ساختار روانی شخصیت‌ها را به صورت کدهای بصری بیرون می‌ریزد.

بدن در «خون مقدس» همواره قربانی تعارض است. بدن مادر پس از قطع دست‌ها تبدیل به کالبدی مقدس می‌شود که فردیت خود را از دست داده. بدن پدر کالبدی حیوانی و متخاصم است و در ساختار معنایی فیلم هیچ شأن قانون‌گذار کسب نمی‌کند. بدن پسر بدل به امتداد مادر می‌شود؛ ابژه‌ای تابع که اختیارش به میل و صدای دیگری وابسته است. این رابطه، مشابه تحلیل باربارا کرول درباره ژانر وحشت است، یعنی تصویر بدنِ تسخیرشده، بازنمایی اضطراب‌های فرهنگی و جنسی‌ست. خشونت فیلم هم دقیقا در همین نقطه جای می‌گیرد. قتل‌ها چون صحنه‌های خون‌آلود معمول ژانر عمل نمی‌کنند، بلکه سازوکار ذهن فردی را افشا می‌کنند که از کودکی با جراحت زیسته و در بزرگسالی توان مدیریت میل‌ و گناه را از دست داده.

ساختار روایت مارپیچی است و این ویژگی را باید با نظریه «بازگشت تروما» در اندیشه فروید سنجید. تروما تجربه‌ای فوری نیست، رویدادی‌ست که پس از وقوع، همچون شبحی در بدن و ذهن رسوب می‌کند و در مرحله‌ای دیگر، در شرایطی متفاوت خود را بازمی‌نمایاند. فلاش‌بک‌های فیلم هرگز صرفاً ابزار توضیح گذشته نیستند، بلکه گسست‌هایی در زمان اکنون‌اند؛ شکست‌هایی که ذهن را به صحنه اولیه جراحت بازمی‌گردانند. به همین دلیل فیلم میان گذشته، خیال، هذیان و اکنون مرزی شفاف ترسیم نمی‌کند. روایت به شیوه‌ای طراحی شده که مخاطب خودش را در همان وضعیتی بیابد که شخصیت گرفتار آن است، زمانِ تکه‌تکه، حافظه‌ای قطعه‌وار و واقعیتی که از دست می‌لغزد.

سیرک در فیلم کاربردی فراتر از مکان دارد؛ ساختار جهان است. سیرک جهانی ست که قانون در آن وجود ندارد، همه‌چیز تحت سلطه بدن و نمایش است و هویت‌ها در آن ثابت نمی‌مانند. این رویکرد، کاملاً متناسب با تحلیل لاکان از روان‌پریشی است. در نظریه او، ساختار روان بر سه سطح امر خیالی، امر نمادین و امر واقع استوار است. امر نمادین همان پدر، قانون، زبان و مرزبندی میان کودک و مادر است. پدر در فیلم قدرتی ایجاد نمی‌کند و قانون را نمایندگی نمی‌کند، پس امر نمادین فرو می‌ریزد. آنچه باقی می‌ماند، امر خیالی ست؛ جایی که مرز میان خود و دیگری فروپاشیده و مادر همه‌چیز را اشغال می‌کند. رابطه پسر با مادر دقیقاً از همین جنس است. صحنه‌هایی که پسر دست‌های خود را همچون دست‌های مادر حرکت می‌دهد، نمونه کلاسیکی از ادغام کامل در امر خیالی ست؛ وضعیتی که سوژه در آن استقلال روانی را از دست می‌دهد و در تصویر دیگری، محو می‌شود.

از منظر تحلیل فرویدی، فیلم نیز بسیار شفاف است. پسر با الگویی از دلبستگی روبه‌روست که هیچ‌گاه اجازه عبور از مرحله اولیه را نمی‌دهد. مادر تجسد قدرت است و چون پدر فاقد نقش قانون‌گذار است، ساختار اُدیپی کامل نمی‌شود. در چنین وضعی، کودک از مادر جدا نمی‌شود و میل خود را به جای جداشدگی، درون او می‌ریزد. قتل‌ها را باید فوران همین میلِ سرکوب‌شده دانست. مادر صدایی ست که سپرِ «اخلاق مذهبی» را جلو می‌اندازد و میل را به خشونت هدایت می‌کند. پسر در واقع دستِ مادر است؛ ابژه‌ای که میل مادر از طریق او به جهان اعمال می‌شود.

خوانش یونگی فیلم هم بسیار قابل توجه است. مادر در فیلم تنها مادر زیستی نیست، بلکه صورت زخمی آنیماست؛ قطب زنانه‌ای که دیگر الهام‌بخش نیست، بلکه ویرانگر است. سایه در این فیلم در تاریکی‌ها و در اعماق ذهن پسر حضور دارد و هر بار که فلاش‌بک‌ها فعال می‌شوند، این سایه به سطح می‌آید. مسیر روایت، به نوعی سفر قهرمان وارونه است. هر مرحله، به جای رشد، نوعی فرورفتگی‌ست؛ نزولی به سوی حقیقتی تلخ. مواجهه نهایی پسر با جسد مادر، همان بازگشت به صحنه اولیه تروماست، جایی که فرد باید با آنچه تمام عمرش سرکوب کرده مواجه شود.

می‌توان «خون مقدس» را تجربه‌ای کم‌نظیر دانست که مرزهای ژانر را درنوردیده و به منطقه‌ای رسیده که سینما در آن قادر است سازوکارهای میل، تروما، فقدان، مذهب، بدن و قدرت را در هم ادغام کند. فیلم آزمونی شگفت‌انگیز از قدرت تصویر در نشان‌دادن روان انسان است. جهانی که خودوروفسکی می‌سازد جهانی درهم‌ریخته، بی‌ثبات و فریبنده است؛ جهانی که در آن زخم‌های کودکی به صورت یادگارهایی تصویری باقی‌ می‌مانند و تمام مسیر بلوغ را مسموم می‌کنند. «خون مقدس» تصویری از ذهنیتی آسیب‌دیده ارائه می‌دهد، ذهنیتی که مسیر خود را از دل وحشت و مذهب عبور می‌دهد تا به فهمی دیرهنگام از رهایی برسد. رهایی‌ای که ساده و رستگارانه نیست، بلکه مواجهه‌ای با خلأ است. فیلم یادآوری می‌کند انسانی که در کودکی آسیب دیده، همیشه با صدایی در ذهنش زندگی می‌کند که خود را به عنوان «فرمانِ مقدس» معرفی می‌کند و رها شدن از آن، شاید دشوارترین شکل آزادی باشد.

این اثر در نهایت سفری است به سایه‌روشن‌های ناخودآگاه انسانی که ناچار است از دل جراحت‌های کودکی، تصویر تازه‌ای از خود بسازد و راهی به سوی زیست مستقل بیابد، حتی اگر این استقلال بر شانه‌های رنج و ویرانی استوار باشد.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/150870
دیدگاه

آخرین خبرها
مرتبط با خبر
خبرهای پربازدید


«روما»؛ تجربه‌ای بصری و انسانی از زندگی و طبقات جامعه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربه‌ای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی می‌کند....

۱۴۰۴/۱۲/۰۸


خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دهه‌ای شکل می‌گیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یک‌سو ویترین مدرنیته را با خیابان‌های عریض، زرق...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

ترانه علیدوستی
پگاه آهنگرانی
۱

نقدی بر مستند گفت‌وگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرتره‌ای در فضای بسته

سنماسینما، محمد ناصری‌راد با پخش مستند گفت‌وگو‌محور پگاه آهنگرانی و محصول بی‌بی‌سی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان بار دیگر به میدان واکنش‌های احساسی، ستایش‌های شتاب‌زده و داوری‌های صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...

۱۴۰۴/۱۰/۰۹


«قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازمان‌دهی روایت

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهده‌گر، وریته و مستند مردم‌نگار حرکت می‌کند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنت‌ها عبور می‌کند و به قلمرو مستند داستانی وارد می‌شود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهده‌محور، ساختاری را پیش می‌برد که...

۱۴۰۴/۱۰/۰۱


چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهل‌وسوم، با همه‌ی موافقت‌ها و مخالفت‌ها، تجربه‌ای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربه‌ای که بیش از هر اتفاقی، مسئله‌ی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابه‌جایی جغرافیایی نبود،...

۱۴۰۴/۰۹/۳۰

جعفر پناهی
۱

جهانِ پشتِ یک تصادف

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ «یک تصادف ساده» تازه‌ترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان می‌دهد که او چگونه در دل محدودیت، گستره‌ای وسیع از امکانات سینمایی را خلق می‌کند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازه‌ای را پیش چشمِ مخاطب می‌گشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...

۱۴۰۴/۰۹/۱۷


خوانشی روان‌شناختی از «چشم‌بادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ ابراهیم امینی را سال‌هاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشم‌بادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانه‌ای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...

۱۴۰۴/۰۹/۱۶

احمد علی نژاد
۱

نقدی بر فیلم‌های کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد. فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟ اضافی، از همان پلان‌های نخست نشان می‌دهد که جسارت تجربه‌گری در...

۱۴۰۴/۰۹/۰۹


«معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل می‌شود

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبی‌فام مرز بنا می‌کند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابه‌جایی انسان‌ها و خشونت پنهان در بافت‌های روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین به‌واسطه رنگ...

۱۴۰۴/۰۹/۰۸

احمد بهرامی
۲

یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن می‌گوید و انسان خاموش می‌ماند

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه‌ طبیعی جهان بسته و خفقان‌زده‌ سه‌گانه‌ احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان می‌راند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایه‌ٔ خاطره‌های فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...

۱۴۰۴/۰۹/۰۷


خوانشی روان‌کاوانه از جهانِ فیلم «استاکر» آندری تارکوفسکی

سینماسینما،محمد ناصری‌راد «استاکر» تارکوفسکی در زمره‌ی آثاری قرار می‌گیرد که در آن تجربه‌ی سینمایی از سطح روایت فراتر می‌رود و به قلمرویی وارد می‌شود که روان، فلسفه و زیبایی‌شناسی را در یک میدان مشترک گرد می‌آورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...

۱۴۰۴/۰۸/۱۹


شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ با انتخاب شیراز به‌عنوان میزبان چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور به‌شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصری‌راد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامه‌ای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بسته‌ای از پیشنهادهای عملیاتی و...

۱۴۰۴/۰۸/۱۴


«ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گم‌شده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاب‌بندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفت‌شناسانه بدل می‌کند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطوره‌ای...

۱۴۰۴/۰۸/۱۳


ترکیب‌بندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را به‌طور تمام‌عیار اثبات می‌کند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکره‌ای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیت‌ها عمل می‌کند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعه‌ای از...

۱۴۰۴/۰۸/۱۱

ناصر تقوایی
۱

«ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم «ای ایران» ساخته‌ی ناصر تقوایی، از آن دست آثاری است که در جغرافیای محدود خود، گستره‌ی یک سرزمین را به نمایش می‌گذارد. ماسوله در این فیلم، کارکردِ صرفا لوکیشن نداشته و عملا استعاره‌ای از تمام ایران است؛ شهری پلکانی که طبقاتش از بالا تا پایین، بازتابی...

۱۴۰۴/۰۸/۰۹


«سرکوهی»؛ وقتی صدا در پیله می‌ماند…

سینماسینما، وحید مباشری مستند «سرکوهی» ساخته محمد ناصری‌راد تلاشی است برای احیا؛ کوششی که با ترسیم لحظاتی صمیمی و بی‌پیرایه، مخاطب را بی‌واسطه با رنجِ نبودن روبه‌رو می‌کند. فیلم به جای توسل به شعارهای رایج درباره‌ی حفظ میراث فرهنگی، از نیستی سخن می‌گوید و غیاب را به تصویر می‌کشد. زاویه‌ی...

۱۴۰۴/۰۸/۰۵


«خداحافظ آشغال»؛ سفرِ پنهانِ پیرزنِ معلم

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» از آن دست آثاریست که در ظاهر، قصه‌ای ساده و فانتزی روایت می‌کند، اما در لایه‌های زیرین خود، جهانی از معنا، روان و فلسفه را آشکار می‌سازد. روایتی از مواجهه‌ی یک پیرزن تنها با چیزی به ظاهر بی‌جان و در حقیقت، با خویشتنِ...

۱۴۰۴/۰۸/۰۲


نقدی بر چهار فیلم کوتاه/ از کوری خودخواسته تا نمایش ساختار روانی دیکتاتورها

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «دختر قاصدک‌ها»؛ قاصدکی در بادِ شالیزار در کنار شالیزار، جایی میان سبزی و باد، دخترک برخلاف میل مادرش چکمه پلاستیکی و آبی را از پا در آورده و جسارت کرده و نیم پوتینی که بر قامتش بزرگ است پوشیده و پا به زمین بازی می‌گذارد؛ تصمیمی کودکانه...

۱۴۰۴/۰۷/۳۰

ابراهیم حاتمی کیا
اصغر فرهادی
۲

«ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران

«ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم «ارتفاع پست» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و فیلمنامه‌ای مشترک از اصغر فرهادی، بیانیه‌ای تصویری است از جامعه‌ای که میان زمین و آسمان، میان زیستن و رهایی، میان وطن و رؤیای فرار، در آن دهه یعنی آغاز دهه هشتاد خورشیدی در حال تردید است، تردیدی که کماکان...

۱۴۰۴/۰۷/۲۹

ناصر تقوایی
۱

ناخدا و خالقش؛ دو چهره از یک دریا

سینماسینما، محمد ناصری‌راد دریا همیشه در سینمای ناصر تقوایی، استعاره‌ای از سرنوشت است و در «ناخدا خورشید»، این سرنوشت چهره می‌یابد، زنده می‌شود، می‌جوشد و قهرمان را در بر می‌گیرد. اما راز اصلی فیلم در جایی نهفته است که ناخدا و خالقش، در یک مدار به هم می‌رسند. ناخدا خورشید،...

۱۴۰۴/۰۷/۲۵

ناصر تقوایی
۱

به یاد ناصری تقوایی؛ امروز، جنوب خاموش شد

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ امروز، جنوب خاموش شد. بادِ جن، از خلیج برخاست و تا دلِ تهرانِ پاییزی وزید، با دودی غلیظ از چای تلخِ ناتمام، با بوی کاغذی که هرگز خط نخورَد. ناصر تقوایی رفت؛ بزرگمردی که دایی‌جان ناپلئون را از صفحه‌های ادبیات بیرون کشید و به جانِ مردم بخشید؛...

۱۴۰۴/۰۷/۲۲


«نقاشِ باد»؛ سفری در دالان‌های ذهن و حافظه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در چهارمین شب از مجموعه‌ٔ «شب‌های روایت و تصویر» که در پانزدهم مهرماه ۱۴۰۴ در گالری سروناز شیراز با همکاری موسسه فرهنگی‌ـ‌هنری اردیبهشت عودلاجان برگزار شد، مستند «نقاشِ باد» ساخته‌ی عزت‌الله پروازه بر پرده رفت. فیلم، پرتره‌ای از بیژن بهادری کشکولی، نقاش ایل قشقایی است؛ هنرمندی که...

۱۴۰۴/۰۷/۱۶

شهرام مکری
۲

«جنایت بی‌دقت»؛ طغیانِ زمان، تکرارِ تاریخ و رقصِ سرنوشت در سینمای شهرام مکری

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ شهرام مکری در «جنایت بی‌دقت» بار دیگر نشان می‌دهد که دغدغه اصلی‌اش صرفاً بازنمایی وقایع تاریخی نیست، بلکه کاوش در ماهیت زمان، روایت و سینما است. اگر “ماهی و گربه” تجربه‌ای جسورانه در یک‌پلان و «هجوم» تمرینی در فشردگی فضا بود، «جنایت بی‌دقت» ترکیب پخته‌ای است از...

۱۴۰۴/۰۷/۱۳


پژواک الواح تبعیدی؛ حماسه‌ای در غربت

سینماسینما، محمد ناصری راد؛ دیشب، در شامگاه اول مهرماه ۱۴۰۴، تالار کوچک و صمیمی گالری سروناز میزبان شبی بزرگ بود؛ شبی که به همت خانه اردیبهشت اودلاجان و گالری سروناز و با همکاری کلینیک سلامت پایدار، در چارچوب سومین شب مستند در شهر شیراز برگزار شد. هنرمندان و فرهیختگان شیرازی...

۱۴۰۴/۰۷/۰۲


«فریادِ ساز» در آستانهٔ خاموشیِ روایت

سینماسینما، محمد ناصری‌راد اثرِ «فریاد ساز» با هدایتِ قیام کرمی شیرازی شهریورماه در پردیس سینمایی نگین شیراز روی پرده رفت؛ اثری که می‌کوشد با شکوه میزانسن و پرداخت بصری، پرچم تصویر را برافرازد، اما در ساحتِ روایت و انسجام زبانی از ظفر بازمی‌ماند. در سطح طراحی لباس و گریم، دقت...

۱۴۰۴/۰۶/۱۸

همایون شجریان
۱

نغمه‌ای نواخته نشد، اما طوفان معنا آفرید

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در تقویم نوشته بودند شب چهاردهم شهریور، برج آزادی میزبان خواهد بود؛ همایون شجریان، صدایی آشنا، فرزند یک تاریخ آواز. سازها آماده شدند، پرده‌ها در خیال بالا رفتند، اما صحنه خالی ماند. کنسرت لغو شد، اما ماجرا از همان لحظه آغاز شد. در این چند روز روایت‌های...

۱۴۰۴/۰۶/۱۲


«قلعه خاموش»؛ بازنمایی ویرانی، پژواک تاریخ

سینماسینما، محمد ناصری‌راد مستند «قلعه خاموش» به کارگردانی حنیف شهپرراد و تهیه‌کنندگی فرهاد ورهرام، محصول شبکه مستند سیما، در نگاه نخست بیش از هر چیز به دلیل اهمیت سوژه‌اش، یعنی قلعه‌ی تاریخی ایزدخواست، جایگاه ویژه‌ای می‌یابد. قلعه‌ای که خود در مقام نشانه‌ای فرهنگی و تاریخی، حامل یک متن است؛ متنی...

۱۴۰۴/۰۶/۰۹

امین تارخ
۱

پنج فیلم، پنج نقد/ از عشق در فضای کارگری تا دزدی به دلیل سوگ

سینماسینما، محمد ناصری‌راد سوم شهریور ۱۴۰۴ پردیس سینمایی امین‌تارخ شیراز، نخستین پاتوق فیلم کوتاه شیراز پس از ماه‌ها تأخیر برگزار شد. در این رویداد، پنج فیلم کوتاه به نمایش درآمد که در این نوشته قصد دارم به نقد و تحلیل هر یک از آن‌ها بپردازم. در نخستین اثر به نمایش...

۱۴۰۴/۰۶/۰۶


سینمای شاعرانه؛ تجلی تصویر، تأمل و احساس

سینماسینما، محمد ناصری‌راد سینمای شاعرانه، بیش از آن‌که یک ژانر مستقل باشد، شیوه‌ای از مواجهه با سینماست؛ مواجهه‌ای که تصویر را به جای کلمه، حس را به جای منطق، و شهود را به جای ساختار برمی‌گزیند. در این قلمرو، فیلم به یک ابزار صرف برای روایت داستان محدود نمی‌شود، بلکه...

۱۴۰۴/۰۵/۲۸